پلیس مهاجرت و گذرنامه / تاریخچه گذرنامه در ایران و جهان

  • پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا یکی از یگانهای زیر مجموعه پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که وظیفه آن صدور و تعویض گذرنامه در کشور و کنترل ورود و خروج از مبادی رسمی مرزهای زمینی (پایانه‌های مرزی) و هوایی (فرودگاه‌ها) در کشور است.هر روز، تعداد زیادی از اتباع ایران، از مرزهای کشور خارج شده و به یک کشور خارجی می روند و برعکس، تعداد زیادی از اتباع خارجی نیز به مرزهای کشور، وارد شده و با انگیزه های مختلفی، مانند اقامت، تحصیل و یا کار، برای مدتی دائمی یا موقت، در کشور ما اقامت می کنند.

    اشخاصی که قصد خروج از کشور و دریافت گذرنامه را داشته یا اتباع خارجی که به دلایل مختلف، مانند اقامت یا تحصیل و یا کار، به کشور ایران وارد می شوند، حتما با نام نهادی تحت عنوان اداره پلیس مهاجرت و گذرنامه، مواجه شده و گاه، به دنبال پیدا کردن سایت این نهاد و آدرس و شماره تلفن آن، جهت، انجام امور اداری خود بوده اند.

    با توجه به اهمیت اداره مزبور برای ایرانیانی که قصد خروج از کشور را داشته یا خارجیانی که به کشور ما وارد می شوند، در این بخش، به معرفی این نهاد پرداخته و در قسمت های بعد، در مورد سایت پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا و آدرس و شماره تلفن اداره مرکزی و اداره های تابع این نهاد، توضیحات لازم را ارائه خواهیم کرد.

    برای اینکه به معرفی پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا و وظایف این نهاد بپردازیم، لازم است تا به قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایرن، مراجعه کنیم. ماده 11 این قانون، در توضیح بخشی از وظایف نیروی انتظامی، مقرر داشته : « اجرای قوانین و مقررات مربوط به گذرنامه (‌بجز گذرنامه سیاسی و خدمت)، و ورود و اقامت اتباع خارجی (‌با هماهنگی وزارت امور خارجه‌ در مورد اتباع خارجی تحت پوشش دیپلماتیک) با هماهنگی وزارت اطلاعات ( در مورد ورود و خروج و اقامت اتباع خارجی) و صدور گذرنامه.»

    بنابراین، با توجه به این ماده، پلیس گذرنامه و مهاجرت، یکی از زیرمجموعه های نیروی انتظامی کشور بوده که در حال حاضر، به عنوان یکی از یگان های پلیس امنیت عمومی، به انجام وظایف محوله قانونی خود و ارائه خدمات به متقاضیان، مشغول می باشد. وظایف این نهاد، شامل موارد زیر می باشد:

    نظارت و کنترل ورود و خروج از مرزهای کشور، از هر سه طریق مرزهای زمینی، آبی و هوایی.

    نظارت بر اتباع خارجه مقیم کشور، کنترل جمعیت آنها، کنترل جرایمی که این افراد مرتکب می شوند و تهیه و جمع آوری اطلاعات لازم از این موضوعات.

    صدور و تعویض پاسپورت یا گذرنامه، برای اتباع ایرانی. البته، گاه، به دلایل ویژه، مانند مراسم اربعین، پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا، اقدام به صدور اوراقی کرده که به طور موقت، جایگزین پاسپورت بین المللی شده و تحت عنوان گذرنامه موقت، شناخته می شوند.

    در سال های اخیر که سایت های دولتی مانند سایت ثبت من، توسط نهادها و بخش های مختلف دولتی، راه اندازی گردیده، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز سعی نموده تا با تاسیس و راه اندازی سامانه ها و سایت های اینترنتی، خدمات خود را هر چه بیشتر، به شکل الکترونیکی و غیر حضورری، به کاربران خود ارائه دهد.

    یکی از سامانه هایی که در این سال ها، از سوی نیروی انتظامی، راه اندازی شده است، سایت پلیس مهاجرت بوده که در آدرس اینترنتی epolice.ir به متقاضیان صدور گذرنامه، ارائه امکانات کرده و متقاضیان می توانند با ورود به این سامانه و از طریق بخش خدمات اینترنتی، سرویس های مورد نظر خود را دریافت نمایند و به لیست آدرس و شماره تلفن اداره های زیرمجموعه پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا، دسترسی یابند.

    البته، در رابطه با سایت پلیس مهاجرت، لازم است تا به دو نکته توجه گردد: اول اینکه، در صورت کلیک بر روی گزینه خدمات اینترنتی، کاربر، وارد سامانه سخا شده و لازم است تا پس از ثبت نام و دریافت نام کاربری و ورود به سایت، برای ثبت نام پاسپورت الکترونیکی اقدام نماید.

    ثانیا: امکانات سایت epolice.ir، محدود به خدمات اداره پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا نبوده و این سامانه، به عنوان سایت خدمات الکترونیک انتظامی، ارائه دهنده طیف وسیعی از خدمات پلیس نیروی انتظامی به متقاضیان، از جمله خدمات مرتبط با کارت خدمت وظیفه عمومی، کارت سوخت و گواهینامه می باشد.

    پلیس مهاجرت یکی از یگان‌های زیرمجموعه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی کشور است که وظیفه آن صدور و تعویض گذرنامه در کشور و کنترل ورود و خروج از مبادی رسمی مرزهای زمینی (پایانه‌های مرزی) و هوایی (فرودگاه‌ها) در کشور است. پلیس مهاجرت قوانینی را علیه مهاجران غیرقانونی اجرا می‌کند.

    مأموران گزارش‌های مربوط به مهاجران غیرقانونی را بررسی می‌کنند و وقتی آن‌ها را شناسایی کردند، متخلفین را دستگیر می‌کنند. اگر مشخص شود که افراد به‌طور غیرقانونی در کشور حضور دارند، مأموران پلیس مهاجرت در بازداشت و تبعید آن‌ها اقدامات لازم را اجرا می‌کنند.

    پلیس مهاجرت کیست؟

    پلیس مهاجرت یکی از یگان‌های ویژه است که تابع اطلاعات و امنیت عمومی است. وظیفه پلیس مهاجرت صدور و تعویض گذرنامه در کشور و کنترل ورود و خروج از مرزهای زمینی (پایانه‌های مرزی) و هوایی (فرودگاه‌ها) در کشور است. اداره پلیس مهاجرت در راستای اجرای قانون تحت وزارت امنیت داخلی است که اساساً مسئولیت مهاجرت و اجرای قوانین گمرک را بر عهده دارد.

    همچنین مسئولیت‌های دیگری در مقابله با جرائم فراملی دارد. مأموریت اعلام‌شده پلیس مهاجرت حمایت از کشور در برابر جنایات مرزی و مهاجرت غیرقانونی است که امنیت ملی و امنیت عمومی را تهدید می‌کند.

    وظیفه‌ی پلیس مهاجرت با تمرکز بر اجرای مهاجرت، جلوگیری از تروریسم و ​​مبارزه با حرکت غیرقانونی مردم و کالاها انجام می‌شود. اداره پلیس مهاجرت و اجرای گمرک مسئول شناسایی و از بین بردن آسیب‌پذیری‌های امنیتی مرزی، اقتصادی، حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها است. علاوه بر این طبق دستور پلیس مهاجرت و گذرنامه امکان ورود و خروج افراد خاطی به کشور ممنوع اعلام شود.

    اقدام پلیس مهاجرت در صورت فقدان گذرنامه

    پلیس مهاجرت و گذرنامه ناجا در خصوص مسافران ایرانی که در خارج از کشور اسناد هویتی خود را گم می‌کنند و یا از آنان سرقت می‌شود، می‌خواهد که این افراد به کنسولگری‌ها و سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران در آن کشور، مراجعه کنند.

    اگر مدت اقامت مسافران در کشور موردنظر طولانی باشد، سفارتخانه‌های ایران، برای آنان گذرنامه صادر می‌کند و در غیر این صورت برای مسافران برگه عبور صادر می‌شود که می‌توانند با آن، وارد کشور شوند؛ افراد پس از ورود به ایران، فقدان گذرنامه خود را اعلام و پلیس مهاجرت و گذرنامه به آن رسیدگی و سپس طی فرآیند قانونی نسبت به صدور گذرنامه جدید اقدام می‌کند.

    در صورت یافتن مدارک، افراد باید پیدا شدن مدارک خود را پیش از خروج از کشور به ادارات گذرنامه استان‌ها، اعلام کنند چراکه گذرنامه‌هایی که با عنوان گمشده، در سیستم ثبت می‌شوند، اعتبار ندارند.
    در صورت مفقود شدن دیگر اسناد هویتی افراد در خارج از کشور، سفارتخانه‌های ایران به بانک ثبت‌احوال دسترسی دارند و پس از اثبات و احراز هویت، برای آنان گذرنامه‌یا برگه عبور صادر می‌کنند.

    اختیارات و ممنوعیت‌های پلیس مهاجرت

    پلیس مهاجرت سیاست‌ها را ارزیابی می‌کند و به دنبال راه‌حل‌هایی است که به کاهش تأثیر منفی مهاجرت کنترل نشده بر امنیت کشور، اقتصاد، نیروی کار، آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و محیط‌زیست کمک کند.

    پلیس مهاجرت جهت بررسی هویت یا حق سکونت، می‌توانید شخص مهاجر را تحت نظارت قرار بگیرید و در صورت جعلی بودن مدارک و یا سکونت غیرقانونی در کشور می‌توان در اداره پلیس مهاجرت او را بازداشت کند. پلیس مهاجرت درصورتی‌که تشخیص دهد فرد خارجی مورد ارتکاب جرم شده و برای جامعه خطرناک است می‌تواند او را از کشور اخراج کند.

    نظارت برای اداره پلیس مهاجرت روشی است که فرد باید در دسترس این اداره باشد. اگر فرد احضاریه‌ای در مورد نظارت یا بازجویی دریافت نمایید این بدین معنی است که موظف است در مکان‌ و وقت‌ معین‌شده خود را نزد پلیس مهاجرت معرفی کند. البته قرار نظارت تا شش ماه معتبر است و امکان تمدید وجود دارد. در حالت عادی قبل از تمدید نظارت از طرف اداره مهاجرت باید در یک بررسی شفاهی حاضر شد.

    بازداشتگاه اداره پلیس مهاجرت مکانی است که شخص خاطی در یک اقامتگاه بسته بسر می‌برد و حق ترک آنجا را ندارد. مسئولیت این اقامتگاه‌ها بر عهده اداره پلیس مهاجرت است. شخصی که در بازداشتگاه اداره مهاجرت بسر می‌برد در صورت سرپیچی نکردن از مقررات، حق دریافت ملاقات را دارد. در بعضی موارد اداره پلیس مهاجرت حق دارد چنین ملاقاتی را زیر نظر داشته باشد.

    کسانی که در بازداشتگاه پلیس مهاجرت بسر می‌برند به تلفن و اینترنت دسترسی دارند. همچنین در بازداشتگاه مردان، رنان و هم کودکان بسر می‌برند. کودکان نباید هرگز از سرپرست خود جدا شوند. یک کودک را می‌توان حداکثر ٧٢ ساعت در بازداشتگاه اداره پلیس مهاجرت نگه داشت، اگر دلایل حساس وجود داشته باشند می‌توان زمان را تا ٧٢ ساعت دیگر تمدید کرد، اما هرگز طولانی‌تر از آن امکان ندارد.

    اگر شخص به خاطر ارتکاب به جرم محکوم‌به اخراج از کشور شدە باشد و دیگر امکان بازداشت در اداره پلیس مهاجرت را نداشته باشد پلیس مهاجرت می‌تواند شخص را از کشور اخراج کند. همچنین اداره پلیس مهاجرت امکان جدا نگه‌داشتن از دیگران در بازداشتگاه را دارد.

    گذرنامه الکترونیکی ایكائو در خدمت پلیس مهاجرت

    پلیس مهاجرت زیرمجموعه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که باصلاحیت صدور گذرنامه‌های ایرانی و معاملات مهاجران سروکار دارد. استفاده و رواج گذرنامه‌های تقلبی باعث سهولت ورود و خروج غیرقانونی از کشورهای دیگر می‌شود. “پلیس ایران به برنامه گذرنامه الکترونیکی ایكائو می‌پیوندد”. خبرگزاری تسنیم.

    “پلیس ایران به برنامه گذرنامه الکترونیکی ایكائو می‌پیوندد”

    خبرگزاری تسنیم

    اداره پلیس مهاجرت و گذرنامه با صدور گذرنامه‌ی الکترونیکی، امنیت را بیشتر کرده‌اند. گذرنامه الکترونیکی نسل جدیدی از اسناد مسافرتی است و دارای مزایای بسیاری ازجمله کاهش خطر دست‌کاری و کلاه‌برداری هویتی است. معرفی گذرنامه‌های الکترونیکی فرصت‌هایی را برای دولت‌ها ایجاد می‌کند تا امنیت سیستم هواپیمایی جهانی را ارتقا دهند و درعین‌حال کارایی عملیات حمل‌ونقل هوایی را نیز بهبود بخشند.

    نیروی پلیس مهاجرت ایرانی، به‌عنوان نهاد مسئول صدور گذرنامه برای شهروندان ایرانی، موفق به پیوستن به برنامه گذرنامه الکترونیکی ایكائو، دایرکتوری كلیدی عمومی (PKD) شد. این عضویت پس‌ازآن صورت گرفت که تهران در تاریخ ۱۸ مه ۲۰۱۴تفاهم‌نامه همکاری را برای پیوستن به ICD PKD امضا کرد.

    در تلاش برای رعایت استانداردهای جهانی، ایران از سال ۲۰۱۱اقدام به صدور گذرنامه الکترونیکی برای شهروندان خودکرده است و به‌عنوان یکی از پیشگامان این حوزه شناخته می‌شود. عضویت در PKD مستلزم این است که متقاضیان تمام استانداردهای لازم اعلام‌شده توسط ایکائو را رعایت کرده و زیرساخت‌ها را فراهم کنند، نرم‌افزار موردنیاز را پیاده‌سازی کرده و گواهینامه‌های مربوطه را دریافت کنند.

    به‌عبارت‌دیگر، عضویت در PKD نشان می‌دهد كه گذرنامه‌ی كشور از تمامی استانداردهای بین‌المللی برخوردار است.

    پلیس مهاجرت با کشف تقلب و تخلف باعث ایجاد امنیت ملی می‌شود. وظایف اصلی پلیس مهاجرت شامل شناسایی کلاه‌برداری از مزایای مهاجرت است. مأموران تحقیقات و مصاحبه‌ها را برای تعقیب مهاجران غیرقانونی انجام می‌دهند که اطلاعات مربوط به درخواست‌های پناهندگی، ویزا یا تابعیت را جعل می‌کنند.

    وظایف ممکن است شامل هماهنگی فعالیت‌ها با آژانس‌های دیگر، مانند اجرای قانون محلی باشد. پلیس مهاجرت ممکن است سیاست‌ها و رویه‌های مربوط به شغل خود را تجزیه‌وتحلیل کرده و گزارش تهیه کنند، توصیه‌هایی را ارائه دهند و در صورت لزوم اقدام به بازداشت متخلف شوند.

    مأمورین اجرای مهاجرت قوانینی را علیه مهاجران غیرقانونی اجرا می‌کنند. آن‌ها گزارش‌های مربوط به مهاجران غیرقانونی را بررسی می‌کنند و وقتی آن‌ها را شناسایی می‌کنند، آن‌ها را دستگیر می‌کنند. اگر مشخص شود که افراد به‌طور غیرقانونی در کشور حضور دارند، مأموران پلیس مهاجرت در بازداشت و تبعید آن‌ها کمک می‌کنند

پاسپورت در ابتدا سند رضایتی بود که از طرف حاکم قلمرو به مردم داده می‌شد و این سند بر اساس نیازهای جامعه تغییرات زیادی داشت.

اولین گذرنامه جهان

اولین گذرنامه برمی‌گردد به سال 445 قبل از میلاد مسیح؛ در کتاب نحمیا آمده که به او وظیفه‌ای محول شده بود برای کمک به ساخت مجدد اورشلیم. برای این انجام این کار، به او نامه‌ای از سمت پادشاه داده شد تا بتواند گذر آزاد و امنی از پادشاه‌های مربوطه داشته باشد. این اولین مدرکی است که در رابطه با پاسپورت در دسترس است.

پاسپورت‌های ابتدایی

در چین، در سال 206 قبل از میلاد مسیح تردد عبور و مرور توسط مدرکی در قلمرو پادشاهی‌شان کنترل می‌شد. در این برگه سن، قد و مشخصه ظاهری افراد به‌عنوان وجه تمایز آن‌ها نوشته می‌شد. افراد اگر قصد عبور از قلمروها را داشتند، مجبور به همراه داشتن این سندها بودند.

گذرنامه در جهان اسلام

جهان اسلام نیز پیشینه تاریخی پاسپورت امروزی خود را داشت. در خلافت اسلامی سندی به‌عنوان دریافت و ثبت مالیات پرداختی وجود داشت.

در واقع، هرکسی که چنین سندی نداشت، نمی‌توانست بین مناطق مختلف سفر کند و همچنین از شهروندان خواسته‌شده بود که بارنامه خود را در ایستگاه‌های بازرسی مختلف در طول سفر ارائه کنند.

این کاملاً به ایده پاسپورت “مدرن” نزدیک است؛ زیرا در واقع نمونه‌ای از یک سند رسمی سفر است که توسط دولت‌ به ‌شهروندان خود ارائه می‌شود.

در قاره اروپا، زمان سلطنت پادشاه هنری پنجم در انگلستان، مدرکی به‌عنوان “اسناد رفتار ایمن” صادر می‌شد و عملکرد آن عمدتاً برای خارجیانی بود که برای اهداف تجاری به داخل کشور سفر می‌کردند.

گاهی این سندها به شهروندان نیز ارائه ‌شده و در قبال این کار معمولاً هزینه دریافت می‌شد. همان‌طور که مارتین لوید توصیف می‌کند، این نوع “توافق‌نامه‌ها” عمدتاً برای اجازه دادن به مسافران خارجی است که قبلاً دشمن محسوب می‌شدند.

اولین ذکر کتبی پاسپورت

قانونی در پارلمان انگلستان در سال 1414 میلادی ثبت شد که می‌توان گفت اولین ذکر کتبی “پاسپورت” در تاریخ معاصر است.

با این‌حال، ریشه کلمه تا به امروز مورد اختلاف بسیاری است. در سال 1420 در فرانسه، پادشاه لوئی یازدهم شروع به صدور گواهینامه‌هایی کرد که اجازه گردش آزاد کالا را می‌داد.

این رویه سرانجام در سال 1464 میلادی به ‌طور محدود به عموم مردم فرانسه گسترش یافت.

به همین دلیل، برخی معتقدند که این کلمه از کلمه “بندر” فرانسوی آمده است که به دروازه شهر اشاره دارد. ولی عده‌ای نیز عقیده دارند ریشه آن انگلیسی است و از ترکیب “عبور” و “بندر” آمده و اشاره به دسترسی از طریق بنادر دریایی دارد.

اولین پاسپورت‌ها واقعاً ویزا بودند

چیزی که هر دو تفسیر در آن اتفاق ‌نظر دارند این است که از نظر تاریخی، این اسناد بیشتر به خارجی‌ها داده می‌شد تا به شهروندان محلی.

این ایده پس از سال‌ها، به‌ویژه با افزایش جمعیت مردم در سال‌های منتهی به انقلاب صنعتی، تغییر کرد. در این مدت، دولت‌ها به دنبال پاسپورت به ‌عنوان وسیله‌ای برای امنیت و شناسایی بودند. از آنجایی‌که افراد بیشتری در جستجوی فرصت‌های بهتر به مهاجرت به کشورهای خارجی فکر می‌کردند، مقامات می‌خواستند راهی مؤثر برای مدیریت این امر پیدا کنند.

مسئله اصلی دستیابی عملی به این هدف هجوم غیرقابل‌کنترل افرادی بود که در اواخر دهه 1800 میلادی مهاجرت می‌کردند و در واقع منجر به انحلال پاسپورت شد. ایالت‌ها نتوانستند از پس شماره‌ها برآیند؛ فرانسه اولین کشوری بود که در سال 1861 میلادی به پاسپورت احتیاج داشت و بیشتر کشورهای اروپایی پس‌ از آن سریعاً این پرونده را دنبال کردند

تاریخ روابط خارجی سرزمین ایران با همسایگان دور و نزدیک آن قدمتی چند هزار ساله دارد، با این حال متخصصان دانش دیپلماسی و نویسندگان آثار روابط سیاسی و خارجی ایران، آغاز جدی این روابط را، مربوط به عصر صفویه می‌دانند. ظهور حاکمیت صفویان در مجاورت مرزهای امپراتوری عثمانی سبب شد تا دولت‌های اروپایی به دولت تازه‌تاسیس صفوی بیش از پیش توجه نشان دهند و رفت ‌و ‌آمد سفیران اروپایی و ایرانی، تاریخ ایران را با چالش‌های نوینی رو‌به‌رو سازد.

از سوی دیگرحضور امپراتوری عثمانی سبب شد تا علاوه‌بر سفرای دولت‌های اروپایی، تاجران و مبلغان مذهبی مسیحی نیز که فضای سیاسی و مذهبی ایران عصر صفوی را نسبت به همسایه آن بازتر احساس می‌کردند، رهسپار ایران شوند. اگرچه کفه ترازوی روابط سیاسی و تجاری در این زمان به نفع اروپایی‌ها سنگینی می‌کرد، سفیران و تاجرانی نیز از ایران به آن‌سوی سرحدات صفوی رهسپار شدند. امروزه اطلاعات ما از روابط خارجی رسمی و درباری عصر صفوی محدود به چند سفرنامه است که از این بین می‌توان به سفینه‌سلیمانی نوشته محمد‌ربیع بن‌ابراهیم (۱۰۹۴-‌۱۰۹۸‌ه.‌ق)، واقعه‌نویس هیات اعزامی از طرف شاه‌سلیمان صفوی به سیام (تایلند کنونی)، اشاره کرد. علاوه‌بر روابط جدیدالظهور با دولت‌های اروپایی، رفت و آمدهای ایرانیان به قلمرو عثمانی در قالب مناسبات زیارتی، همواره یکی از مسائل مناقشه‌برانگیز عصر صفوی بوده است. وجود اماکن مقدسه شیعیان در شهرهای نجف، کربلا و سامرا و همچنین شهرهای اسلامی مکه و مدینه در قلمرو امپراتوری عثمانی و کشمکش‌های صفویان و عثمانی‌ها برای حدود دو قرن، سبب‌شده بود تا زائران ایرانی برای حضور در شهرهای مذهبی با مشکلات متعددی مواجه شوند. با آغاز دوره قاجار و ورود به مرحله جدیدی از روابط خارجی میان ایران و دولت‌های همجوار، دولت قاجار به ایجاد یک ساختار نوین برای وزارت امورخارجه دست زد. در سال ۱۲۳۶‌ه.ق با انتصاب میرزا عبدالوهاب‌خان نشاط‌اصفهانی به‌عنوان اولین وزیر‌خارجه ایران به دستور فتحعلی‌شاه به این هدف دیپلماتیک و بین‌المللی جامه‌عمل پوشانده شد. در پی تحولات اداری و سیاسی دوره ناصری مبتنی بر اصلاحات همه‌جانبه از جانب امیرکبیر، قانون رسمی صدور تذکره عبور و مرور به دستور امیرکبیر در تاریخ ۱۲۶۷ق به منظور انتظام و امنیت در مرزها و امور دیپلماتیک صادر شد.

موضوع پژوهش حاضر با عنوان «گذرنامه در تاریخ دیپلماسی ایرانی»، بررسی روش‌مندی مبتنی بر اسناد روابط‌خارجی ایران و مشخصا اسناد گذرنامه (پاسپورت) از دوره ناصری تا پایان دوره پهلوی اول است: «مهم‌ترین هدف تالیف حاضر، بررسی تاریخچه یکی از نخستین و مهم‌ترین اسناد هویتی ایران است که جایگاه ویژه‌ای در تحولات دیپلماسی ایران دارد. فصول هشتگانه این کتاب، از بررسی منابع و مآخذ دست‌اول دوره قاجار و پهلوی و مطالعه حدود سه‌هزار برگ سند موجود در مراکز آرشیوی مانند مرکز اسناد وزارت امورخارجه، سازمان اسناد ملی و اسناد دانشگاه تهران به رشته تحریر درآمده است و تلاش دارد تا به سیر تاریخی تذکره در ایران بپردازد. همان‌گونه که گذرنامه موجب تغییرات اساسی در روند دیپلماسی و روابط بین‌الملل ایران شد، تحولات تاریخ مدرن ایران از اواخر دوره قاجار تا پایان پهلوی اول نیز در تغییرات اساسی گذرنامه‌های ایرانی موثر بود و در نهایت منجر به صدور گذرنامه‌های چند‌برگی در اواخر دوره پهلوی شد. به‌طوری که این نوع گذرنامه‌ها شبیه‌ترین شکل به نمونه امروزی آن است.» فصل اول پژوهش حاضر، مطالعه‌ای مروری در باب تاریخچه گذرنامه و همچنین دربرگیرنده بررسی اجمالی درباره جواز عبور و مرور در عصر صفوی است. فصل دوم با محوریت دوره زمانی ۱۳۲۹- ۱۲۶۷‌‌ه.ق. یعنی از دوره ناصری تا پایان قاجار، به بررسی اولین نقطه عطف در تاریخ صدور گذرنامه در تاریخ ایران پرداخته است: «تشکیلات وزارت امورخارجه که در دوره فتحعلی‌شاه تاسیس شده بود، در دوره امیرکبیر شکل منظمی به خود گرفت. در راستای این اصلاحات، امیرکبیر با توجه به بحث امنیت مرزها و توجه دولت مرکزی به اوضاع اتباع خارجی در ایران، اقدام به صدور رسمی قانون تذکره عبور و مرور و ابلاغ فرمان تذکره عبور چاپی جهت عبور از مرزهای ایران کرد.» فصل سوم این پژوهش به بررسی نحوه تحول گذرنامه از دوره قاجار به پهلوی می‌پردازد. نویسنده در این فصل با تاکید بر تاثیر نوسازی عصر پهلوی اول بر ساختار اجتماعی ایران، تاریخ صدور گذرنامه را بررسی کرده است و تاکید دارد آنچه که امروز در قالب گذرنامه یا پاسپورت ایرانی مورد استفاده قرار می‌گیرد از لحاظ ظاهر و چند‌برگی بودن میراث دوره پهلوی اول و اصلاحات و وضع قوانین جدید حقوقی این دوره است. از این منظر بر تاثیر شخصیت‌هایی همچون علی‌اکبر داور پرداخته شده است. فصل چهارم نگاهی دارد به صدور قوانین تذکره در دوره قاجار و قانون گذرنامه در دوره پهلوی اول: «با روی کار آمدن حکومت پهلوی، تحولات عمده‌ای در شکل ظاهری و محتوای تذکره‌ها حاصل شد. یکی از این تغییرات، جایگزینی نام گذرنامه به‌جای نام تذکره پس از تاسیس فرهنگستان زبان فارسی و تحولات ناشی از آن بود که در حدود سال‌های ۱۳۱۵-۱۳۱۴.ش‌ به‌وقوع پیوست. پس از این تاریخ روی اسناد بر روی کلمه تذکره خط کشیده و واژه گذرنامه را جایگزین می‌کردند تا نهایتا کلمه گذرنامه روی اسناد چاپ و تذکره از دایره لغات دوره پهلوی اول حذف شد.» فصل پنجم به بررسی سیر تحول انواع تذکره در دوران قاجار و پهلوی با تاکید بر چهار تذکره عبور و مرور، تذکره اقامت، تذکره داخله و تذکره نانسن پرداخته شده است. موضوع فصل ششم این پژوهش، مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران و عثمانی و تاثیر صدور گذرنامه در عبور و مرور زوار و حجاج است که صدور گذرنامه در دوره قاجار و پهلوی نخست توانسته تحولات مهمی را در روند این مناسبات ایجاد کند. فصل هفتم به برخی حواشی پیرامون صدور تذکره و گذرنامه مانند: تخلف در جریان صدور از سوی کارگزاری‌ها، قاچاق تذکره، تذکره‌های قلابی به‌نام اشخاص مهم در تاریخ پرداخته است. در فصل پایانی نیز نویسندگان به تحولات تذکره زنان از ابتدای صدور تا پایان پهلوی اول پرداخته‌اندشاخص رتبه بندی گذرنامه ها

شاخص گذرنامه اولین بستر تعاملی در زمان برای بررسی مرتب سازی و رتبه بندی گذرنامه های جهان است.

هدف شاخص گذرنامه چیست؟

فهرست گذرنامه یک ابزار آنلاین تعاملی است که به کاربران اجازه می دهد با اطلاع از قدرت و اهمیت آنها در دنیای روبه پیشرفت جهانی امروز ، دنیای گذرنامه ها را کشف کنند.

رتبه اعتبار جهانی گذرنامه خود را محاسبه کنید ، آن را بهبود بخشید و آخرین اخبار و بینش های واضح در زمینه سیاست های ویزا، فناوری بیومتریک ، نام تجاری کشورها ، امنیت عمومی، نیکوکاری ، سیاست خارجی و موارد دیگر را کشف کنید.

Index Passport که در سال 2014 ایجاد شد ، به سرعت به محبوب ترین مقصد جهان برای یادگیری قدرت گذرنامه تبدیل شد. با بیش از 65 میلیون بازدید تا دسامبر 2020 ، این به سادگی مرجع جهانی بی چون و چرا در رتبه بندی گذرنامه است.

الهام گرفتن

در دنیای امروز ، تبدیل شدن به یک شهروند جهانی مهمتر از همیشه است. داشتن تابعیت دوم یک امتیاز رهایی بخش و قدرت بخش است که با مسئولیت مشترک در برابر سراسر دنیا همراه است.

اطلاع دادن

آموزش و اطلاع جامعه ما در مورد قابلیت های گذرنامه.

گذرنامه ما با تفاوت یکی از مهمترین ابزارهایی است که بر فرصت ها ، پویایی و کیفیت زندگی جهانی تأثیر می گذارد.

مشغولیت

تشویق به بحث در مورد سیاست های ویزا ، شهروندی ، نام تجاری کشورها ، تحرک جهانی ، امنیت عمومی ، نیکوکاری و سیاست خارجی.

روش شناسایی شاخص گذرنامه چیست؟

روش شناسه گذرنامه به طور کامل برای اطمینان از صحت و سازگاری کامل طراحی شده است.

داده ها بر اساس تحقیقات اختصاصی از منابع در دسترس عموم و اطلاعات رسمی ارائه شده توسط سازمان های دولتی است. گذرنامه هایی که در فهرست ما در نظر گرفته شده شامل 193 عضو سازمان ملل متحد و 6 منطقه منتخب است. مناطقی که گذرنامه خود را صادر نمی کنند ، حذف می شوند و مقصد محسوب نمی شوند. کشورهایی که گذرنامه صادر می کنند ، صرف نظر از اینکه سیاست های مستقل ویزا را اعمال می کنند ، مقصد محسوب می شوند.

چرا قدرت پاسپورت مهم است؟

گذرنامه های ما به عنوان یکی از ضروری ترین لوازم هویت ، از فرم فیزیکی خود فراتر رفته و در حال حاضر بر فرصت های جهانی ، آزادی تحرک و کیفیت زندگی تأثیر می گذارد. Index Passport که از سوی دولتها برای نظارت و ارتقاء رتبه گذرنامه خود موظف شده است ، به یک شریک مورد اعتماد جهت تقویت تحرک جهانی تبدیل شده است

افرادی که قصد داشته تا با مراجعه به اداره پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا یا سایت اداره گذرنامه، برای دریافت پاسپورت اقدام نمایند، لازم است تا فرم پرسشنامه درخواست صدور گذرنامه پلیس مهاجرت را تکمیل کرده و پس از کامل کردن فرم، آن را تحویل اداره مربوطه دهند. لذا، در این قسمت، یک نمونه پرسشنامه درخواست صدور گذرنامه پلیس مهاجرت را ارائه کرده ایم

پاسپورت خود را چگونه دریافت کنیم؟ مراحل اخذ پاسپورت در سال 1401

یکی از مدارک لازم که به هنگام سفر به خارج از کشور به آن نیاز پیدا می کنید پاسپورت است. پاسپورت در واقع یک سند هویتی برای مسافران خارجی است که نشان دهنده تابعیت و هویت آن هاست. طبیعتا اتباع هر کشور می توانند پاسپورت کشور خودشان را دریافت نمایند و با خیال راحت به سفر خارجی بروند. اما سوالی که ممکن است مطرح شود این است که فرایند اخذ پاسپورت به چه نحو است و چگونه می توان نسبت به اخذ پاسپورت اقدام نمود؟ اگر شما نیز به دنبال پاسخ به این سوال هستید مطالعه این مطلب را از دست ندهید. ما در این نوشتار قصد داریم شم ارا با انواع پاسپورت، فرایند اخذ آن و مدارک و شرایط لازم آشنا نماییم.

انواع پاسپورت

در ایران سه نوع پاسپورت وجود دارد:

  • پاسپورت عادی یا توریستی: این نوع پاسپورت برای تمامی افراد و شهروندان عادی که به منظور هدف های مختلف نظیر گردش، زیارت و تحصیل قصد خروج از کشور را دارند تعبیه شده است.
  • پاسپورت دیپلماتیک : این پاسپورت برای مقامات سیاسی و سطح بالای کشور طراحی شده و نسبت به پاسپورت های عادی ویژگی های متفاوت تری دارد.
  • پاسپورت خدمت : این نوع پاسپورت شبیه پاسپورت دیپلماتیک است و مخصوص افرادی است که به ماموریت های کاری از سوی دولت فرستاده می شوند.

لازم است توجه داشته باشید که پاسپورت شما باید حداقل 6 ماه اعتبار داشته باشد و در صورتی که کمتر از 6 ماه از اعتبار پاسپورت شما باقی مانده، باید برای تمدید آن اقدام نمایید. برای درخواست پاسپورت ایران و یا تمدید آن لازم است که به دفاتر پلیس +10 مراجعه نمایید. برای پیدا کردن نشانی نزدیک ترین دفتر به شما می توانید به سایت اینترنتی epolice.ir رجوع نمایید. پس از مراجعه نیز می بایست مدارک جمع آوری شده خودرا به همراه فرم تکمیل شده موید درخواست پاسپورت تحویل دفاتر نموده و پس از گذشت ده روز پاسپورت شما صادر شده و برایتان ارسال می‌شود. توجه داشته باشید که حتما باید فرد متقاضی هنگام درخواست پاسپورت حاضر باشد.

برای دریافت پاسپورت چه مدارکی لازم است؟

  • اصل و کپی کارت ملی و شناسنامه
  • اصل پاسپورت قبلی (برای تمدید)
  • عکس جدید با پس زمینه سفید که در آن آقایان بدون زیورآلات، کلاه، عینک و یا ریش بوده و لباس سفید بر تن نداشته باشند و بانوان نیز با رعایت حجاب اسلامی، بدون آرایش و با روسری یا مقنعه تیره به نحوی که تمامی صورت پیدا باشد. هم چنین افرادی که جراحی های زیبایی انجام داده اند و عکس جدید شان با عکس کارت ملی و شناسنامه تفاوت اساسی دارد لازم است که گواهی پزشک جراح خود رانیز ارائه دهند.
  • مجوز محضری و یا اجازه قیم قانونی برای افراد زیر 18 سال
  • عکس دار بودن شناسنامه افراد بالای 15 سال
  • افراد زیر 15 سال مدارکی چون دفترچه بیمه، گواهی اشتغال به تحصیل و یا پاسپورت عکس‌دار را همراه خود داشته باشند
  • برای باطل کردن پاسپورتی که بیش از یک سال از اعتبار آن باقی مانده ارائه نامه ای از اداره گذرنامه لازم است
  • آقایان باید اصل و کپی کارت پایان خدمت و یا معافیت هوشمند خود را ارائه دهند.
  • مشمولان وظیفه با داشتن مجوز رسمی از سازمان وظیفه عمومی
  • اجازه‌نامه محضری و کتبی از همسر برای بانوان متاهل: البته این قانون در مورد بانوانی که خارج از ایران زندگی می‌کنند جاری نمی شود
  • گواهی فوت و اصل شناسنامه باطل شده همسرمتوفی برای بانوانی که همسرشان را از دست داده اند
  • ارائه اصل طلاق‌نامه برای خانمی که از همسر خود جدا شده است

پاسپورت

برای دریافت پاسپورت چه شرایطی را رعایت کنیم؟

  • از عکس های قدیمی استفاده نکنید چرا که عکس مورد استفاده برای پاسپورت حداکثر باید متعلق به یک سال گذشته باشد هم چنین در صورتی که برای دریافت مجدد پاسپورت اقدام می نمایید لازم است که از عکس جدید استفاده کنید
  • برای کودکان بالای پنج سال داشتن حجاب در عکس گذرنامه ضروری است
  • در خصوص کودکان زیر پنج سال تنها داشتن همین که لباس پوشیده داشته باشند کافی است و دو گوش آن ها نیز در عکس باید کاملا مشخص باشد.
  • افراد نظامی در صورت اشتغال به خدمت باید نامه موافقت حفاظت یگان مربوطه را در دبیرخانه اداره گذرنامه ثبت و در هنگام اقدام برای ثبت نام پاسپورت ارائه دهند
  • نظامیان بازنشسته ای که کمتر از 5 سال از بازنشستگی شان می گذرد می بایست نامه از حفاظت يگان مربوطه همراه داشته باشند
  • برای افراد زیر سن قانونی ( 18 سال ) اجازه محضری پدر و یا سرپرست قانونی آن ها اجباری است
  • هیچ‌ گاه مدارک هویتی خود مثل گذرنامه، شناسنامه و…را در اختیار افراد ناشناس قرار ندهید چراکه در صورت وقوع هرگونه مشکل یا سو استفاده از این مدارک توسط هر شخص دیگر مسئولیت آن بر عهده شما خواهد بود.
  • چنانچه گذرنامه خود را برای انجام سفر در اختیار شرکت مسافربری قرار داده‌اید حتماً نسبت به اخذ رسید آن با درج زمان تحویل گذرنامه اقدام نمایید.
  • هنگام ورود به کشورهای دیگر دقت نمایید تا گذرنامه شما ممهور به مهر ورود شده باشد، لازم به ذکر است حتی در صورت سهل‌ انگاری پلیس مرزی، صاحب گذرنامه ازنظر مقامات، متهم به عبور غیرمجاز بوده و عواقب این امر متوجه وی خواهد بود.
  • در خصوص افراد زیر 6 سال حضور آن ها در دفاتر پلیس 10+ و ارائه یک قطعه عکس مخصوص گذرنامه از سوی سرپرست آن ها لازم است

هزینه دریافت پاسپورت چقدر است؟

هزینه های گرفتن پاسپورت معمولا همه ساله تغییر می‌کند بخشی از هزینه ها مربوط به عوارض نیروی انتظامی و شهرداری و بخشی هم مربوط به خود هزینه دفاتر پلیس +10 و هزینه های پستی است. نکته ای که لازم است در این جا به آن توجه نمایید این است که بخش واریزی به حساب شهرداری و نیروی انتظامی را به هیچ وجه نباید از طریق اینترنت یا عابر بانک پرداخت کنید بلکه یا باید مستقیم به بانک ملی بروید و فیش بگیرید و با اینکه از طریق دستگاه های کارتخوان موجود در دفاتر پلیس +10 اقدام نمایید

. هزینه دریافت پاسپورت به صورت کلی به شرح ذیل است:

  • مبلغ 1250 تومان برای دریافت فرم و شناسه پاسپورت
  • پرداخت 53600 تومان به دفتر پلیس +10 با احتساب هزینه پستی
  • پرداخت فیشی به ارزش 6250 تومان به حساب شهرداری
  • پرداخت فیشی به ارزش 125000 تومان به حساب نیروی انتظامی

چه کسانی از دریافت پاسپورت ممنوع اند:

  • افرادی که به دستور کتبی مسئولین قضایی نسبت به خروج از کشور منع شده اند.
  • افرادی که خروج آن ها از کشور خلاف مصلحت است.
  • بدهکاران به اداره ثبت اسناد و یا دادگستری

مدت اعتبار پاسپورت چقدر است؟

لازم است بدانید که پاسپورت صادر شده به مدت 5 سال اعتبار دارد. پس از گذشت این مدت مهلت پاسپورت شما گذشته است و به عبارتی منقضی شده که لازم است برای تمدید آن اقدام فرمائید. توصیه می شود پیش از به اتمام رسیدن تاریخ انقضای پاسپورتتان برای تمدید آن اقدام نمایید تا بعدا خیالتان من باب منقضی شدن پاسپورت راحت باشد.

مدارک مورد نیاز دانشجویان جهت تعویض پاسپورت

  • اصل ریز نمرات از شروع تحصیل تاکنون با مهر برجسته دانشگاه
  • برگ اشتغال به تحصیل از دفتر مشاور دانشجویان خارجى دانشگاه، (دانشجویان داراى کارت اقامت دائم و یا متولدین آمریکا از دفتر ثبت نام دانشگاه) با ذکر رشته و مقطع تحصیلی(کارشناسى، کارشناسى ارشد و یا دکترا) تاریخ شروع و اتمام تحصیلات، ممهور به مهر برجسته دانشگاه.
  • تکمیل فرم شماره 54 (در خواست‌نامه تسهیلات دانشجوئى) به همراه یک قطعه عکس
  • تصویر مدرک مشخص بودن وضعیت نظام وظیفه عمومى(معافیت تحصیلى، کارت پایان خدمت، کارت معافیت دائم و غیره) دانشجویان داراى کارت اقامت دائم و یا متولدین آمریکا

پاسپورت

دریافت پاسپورت برای مشمولین خدمت وظیفه عمومی چگونه است؟

متقاضیان خدمت نظام وظیفه عمومی که هنوز دوران خدمت شان پایان نیافته یا مشمول معافیت از خدمت نمی باشند برای دریافت پاسپورت تشریفات شرایط خاصی را باید رعایت نمایند. یکی از این شرایط ارائه وثیقه بانکی متناسب با نوع سفر است. به طور مثال برای سفرهای پژوهشی باید وثیقه‌ای به ارزش 8 میلیون تومان، سفرهای تفریحی 30 میلیون تومان و سفرهای زیارتی 5 میلیون تومان ارائه شود. این مبلغ می‌تواند به صورت نقدی و یا ضمانت پرداخت شود. افرادی که قصد ادامه تحصیل در کشوری خارجی به شکل فرصت مطالعاتی و یا دوره‌های مشترک را دارند، به ازای مدرک خود اجازه اقامت در کشوری دیگر را دارند. این دوره در مقطع کارشناسی ارشد به مدت 6 ماه و در مقطع دکتری 12 ماه است. متقاضیان باید مبلغ 8 میلیون تومان برای فرصت مطالعاتی و برای دوره‌های مشترک 15 میلیون تومان ودیعه بانکی ارائه کنند.

اقدامات لازم در صورت گم کردن پاسپورت

برای هر کدام از ما ممکن است این اتفاق بیفتد که مدارک هویتی مان را گم کنیم حال اگر شما نیز گرفتار این بدشانسی شدید و پاسپورت تان را گم کردید باید به اداره گذرنامه در غرب تهران مراجعه کرده و اعلام مفقودی نمایید؛ سپس از ابتدا باید روند دریافت پاسپورت جدید خود را طی کنید. البته توجه داشته باشید که اگر اعتبار پاسپورت شما به اتمام رسیده باشد، نیازی به ارائه گزارش مفقودی نیست

نحوه درخواست پاسپورت در سایت میخک به چه صورت می باشد؟

نحوه درخواست پاسپورت در سایت میخک به این صورت می باشد که ابتدا باید به سامانه میخک به آدرس مراجعه و پس از ورود به سایت از طریق گزینه درخواست گذرنامه درخواست پاسپورت را ثبت و مدارک لازم را بارگذاری کرد

2- نحوه پیگیری پاسپورت در سایت میخک به چه صورت می باشد؟

نحوه پیگیری پاسپورت در سایت میخک به این صورت است که پس از ثبت درخواست و بارگذاری اسناد و مدارک لازم در مرحله آخر یک کد رهگیری از طرف سایت برای شما صادر می شود که با استفاده از آن می توان صدور پاسپورت را پیگیری نمود و برای اطلاع از جزییات متن مقاله را مطالعه نمایید.

3- مدت زمان صدور پاسپورت و هزینه آن در سامانه میخک به چه نحو می باشد؟

مدت زمان صدور پاسپورت در سامانه میخک از یک روز تا یک هفته و هزینه صدور آن 100 یورو بوده که در متن مقاله به طور کامل توضیح داده شده است.

- - منبع: مورخان و هیوا لا بورسیه پلاس و ویکی پدیا زینب عیوضی، دانشجوی دکترای تاریخ ' مجله با حال مگ 'دنیای اقتصاد و ژیوار.نوشته شده توسط شیما رشیدی و better land immigration

جدال کمیسر پلیس با گارد اهنین فیلمی بر اساس واقعیت

کارآگاه: تئودور مولدوان

نام هنرپیشه: سرژیو نیکولائسکو

داستان فقر و فلاکت مردم و حاکمانی وابسته به خارج که تنها درگیر جدالهای سیاسی و حذف یکدیگرند برگرفته از ویکی جو ' کافه کلاسیک ' ویکی پدیا ' طرفداری ' شهروند و'''''''و پس از یادآوری کارآگاهان مشهوری که در پستهای این جستار به آنها پرداخته شد جای دارد از کارآگاهی یاد کنیم متفاوت با شخصیتهای بالا . یک کارآگاه رومانیایی که بجای ظاهر شدن در سریالهای دنباله دار در چهارگانه سینمایی ظاهر گردید. کارآگاهی که علاوه بر ظاهر شدن در قامت کمیسر مولدوان کارگردانی فیلمها را هم عهده دار بود و از این حیث هم نسبت به سایر کارآگاهان متمایز می باشد. سرژیو نیکولائسکو و قتی برای اولین بار در سال 1973 کمیسر مولدوان را در فیلم سینمایی کمیسر متهم می کند به مردم معرفی می کند هرگز فکر نمی کرد کمیسر مولدوان دارای چنین محبوبیتی نزد مردم گردد.

محبوبیت و اقبال کمیسر مولدوان سرژیو را وسوسه نمود تا علیرغم آنکه کمیسرش در پایان فیلم هدف آماج شلیکهای فراوان گلوله های افراد گارد آهنین میگردد را در قسمت بعدی بصورت معجزه آسا از قبر بیرون بکشد و هفت سال بعد برای گرفتن انتقام دوباره بلای جان گارد آهنین گردد. سرژیو با همین نیت در سال 1980 قسمت دیگری از کمیسر مولدوان را در فیلم سینمایی انتقام روانه پرده های سینما می کند. او اینبار نیز موفق می گردد تا شخصیت کمیسر مولدوان را نزد مردم تثبیت نماید.

او سپس سه سال بعد فیلم دوئل را با کمیسر محبوب اما با موضوعی متفاوت می سازد و برای چهارمین و آخرین بار هم در سال 2008 با فیلم بازمانده پرونده کمیسر مولدوان را برای همیشه می بندد. سرژیو از معدود کسانی می باشد که در عرصه سینما هم نویسندگی نمود و هم کارگردانی و هم هنرپیشگی و در هر سه عرصه هم موفق ظاهر گردید. او یکی از محبوب ترین شخصیتهای رومانی در کشورش می باشد. شخصیتی کاریزماتیک و صد البته یک میهن پرست به تمام معنا. او اعتبار خاصی به سینمای کشورش داد. 50 سال فعالیت هنری او باعث گردید تا نام او برای همیشه در تاریخ رومانی ثبت گردد.

سرژیو در 13 آوریل سال 1930 در شهر ترگوژی و در خانواده ای بدنیا می آید که وقتی فقط 5 سالش بود به شهر تیمیسوآرا نقل مکان میکنند. سرژیو موفق می گردد تا در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک بخارست فارغ التحصیل گردد.رشته ای که هیچگاه در طول زندگی اش از آن بهره نبرد. اما آنچه بکار او می آید علاقمندی او به دوربین بود که پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه بعنوان یک اپراتور دوربین مشغول بکار می شود. او در طول این مدت تجاربی را بدست می آورد که در آینده بسیار برایش مفید وافع می گردد.

سرژیو اولین بار در سال 1962 با ساخت یک فیلم کوتاه وارد سینما می شود و پنج سال بعد یعنی در سال 1967 اولین فیلم بلند خود را با مشارکت فرانسویها می سازد. فیلمی که برای او اعتبار خاصی می آورد و در پنج جشنواره بین المللی شرکت می کند. او علاقه خاصی به تاریخ کشورش داشت لذا اغلب فیلمهای او بیانگر بخشی از تاریخ کشورش می باشد. او به جزئیات در فیلمهای خودش بسیار اهمیت می داد. در فیلمهایش گاها از ابزارآلات واقعی استفاده می کند. دینامیت واقعی در انفجارها و حتی خون واقعی!!! کار کردن با او شجاعت زیادی را می طلبید.

سرژیو نیکولائسکو بعد از انقلاب 1989 در رومانی وارد عرصه سیاست نیز می گردد. او فرد محبوب و شناخته شده ای در رومانی بود و در به ثمر رسیدن انقلاب سال 1989 رومانی نقش موثری داشت و دعوت او از مردم برای برگزاری تظاهرات کافی بود تا دهها هزار نفر را به مرکز شهر بخارست بکشاند. سرانجام همین فعالیتها باعث گردید تا او بعنوان یک عضو حزب سوسیال دموکرات رومانی به عضویت مجلس سنای رومانی انتخاب گردد.

سرژیو به ورزش نیز بسیار علاقمند بود بطوریکه او حتی در سن 80 سالگی روزی یکساعت فعالیت بدنی داشت. ورزشهای مورد علاقه او سوارکاری ، بوکس ، دو و میدانی ، تیراندازی و راگبی بود. او از طرفداران پرشور فوتبال نیز بود و تیم مورد علاقه اش اف - ث بخارست بود. سرژیو سه بار ازدواج می کند و یکی از موارد تاسف بارش این بود که فرزندی ندارد.

سرژیو از سال 2000 مبتلا به یک بیماری مزمن و خوش خیم گوارشی میگردد. در ژانویه سال 2008 او دوبار مورد عمل جراحی مغز قرار میگرد که در اثر تصادف حادث میگردد. او بهبودی نسبی می یابد اما در 26 دسامبر سال 2012 مجددا در بیمارستان الیاس بخارست تخت درمان قرار میگیرد. نهایتا قلب سرژیو نیکولائسکو در ساعت هشت و بیست دقیقه صبح روز سوم ژانویه سال 2013 از حرکت باز می ایستد و جسدش بنا به خواسته خودش در پنجم ژانویه سوزانده می شود. هرچند او یک ارتدکس بود و طبق سنت جنازه اش باید دفن می گردید اما با توجه به آرزوی او به سوزاندن جسدش فشارهای کلیسای ارتدوکس رومانیایی نیز دراینخصوص کارساز نگردید و نهایتا جسدش در کوره های جسد سوزی بخارست سوزانده می شود. به اعتقاد برخی سوزاندن جسد سرژیو یک رسوایی بزرگ عمومی تلقی می گردد.

دارایی های سرژیو در هنگام مرگش یک قطعه زمین ، دو (و به روایتی سه) آپارتمان و صدوسه هزار یورو سپرده بانکی نزد بانک دویچه برلین بود. البته زندگی شخصی سرژیو بسیار مفصلتر از آنستی که من در اینجا به آن اشاره نمودم. اما جای دارد بیشتر به شخصیت کمیسر مولدوان بپردازیم.

براستی چرا کمیسر مولدوان اینقدر محبوب بود؟ محبوبیت این کارآگاه فرز و باهوش فقط به زادگاهش رومانی محدود نمی شود. کمیسر مولدوان همانطور که می دانید در دهه شصت نزد ایرانیان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. تیپ و ظاهر او و حتی نحوه هفت تیر کشیدنش باب طبع و میل نسل جوان دهه شصت بود. به این موضوع گویندگی بی نظیر و شاهکارگونه حسین عرفانی را نیز به آن بیافزائید و به گزاف نیست اگر بگوئیم بخشی از این محبوبیت مدیون نحوه گویش شیرین حسین عرفانی بجای کمیسر مولدوان می باشد.

کمیسر مولدوان کارآگاهی است که به آرمانهای خود وفادار است. یک میهن پرست واقعی می باشد. به کسی باج نمی دهد. هیچکس نمی تواند او را بخرد. با بچه ها و کودکان مهربان است و علاقه وافری به خانواده خود دارد. بویژه مادر و تنها پسرش. (سکانسی که او در تاریکی سالن خلوت سینما به روی صحنه می آید و آخرین گلوله اش را به نیت انتقام مرگ مادرش شلیک می کند بیانگر صحت این موضوع می باشد).

کمیسر مولدوان مانند بسیاری از کارآگاهانی که معرفی کردم نیست. او هرگز میانه ای با الکل و مشروب ندارد. در هیچیک از سکانسهای فیلم در مقابل زنان از خود ضعف نشان نمی دهد ( منظورم این نیست که او زن ستیز است). او کمیسر باهوش و بی باکی است . شیک می پوشد و همیشه ظاهری آراسته دارد. کت و شلوار و کلاه او بسیار شاخص است . در قسمت دوم این فیلم سینمایی بنام انتقام وقتی قبر او را نبش میکنند و درب تابوت را باز می کنند مقداری آجر درون تابوت بود که به روی آن یک کلاه گذاشته بودند. همین کلاه کافی بود تا همگان به این نتیجه برسند که کمیسر مولدوان زنده است . مهارت او در تیراندازی یکی دیگر از عاملهای محبوبیت اوست و از همه مهمتر در گرفتن حق و حقوق قشر فقیر جامعه از هیچ کوششی دریغ نمی کند. عواطف و احساسات او ستودنی است. و در یک کلام کمیسر مولدوان با بسیاری از کارآگاهان معروف سینما متفاوت است.

همانطور که در سایر پستهای مشابه در این جستار مشاهده میفرمائید من فقط بیشتر سعی می کنم تا شخصیت کارآگاه را مورد ارزیابی قرار دهم و آنرا بصورت دقیق معرفی کنم و قصد نقد کردن آنرا ندارم. اینکه سرژیو برای ساختن و شخصیت پردازی کمیسر مولدوان از چه شخصیتهای سینمایی تاثیر گرفته است هدف این جستار نمی باشد اما آنچه که مسلم است سطح سواد هنری سرژیو در حد و اندازه کشوری می باشد که امکانات و سوابق هنریشان قابل مقایسه با هالیوود نیست.

اینکه بخواهیم کمیسر مولدوان را با شخصیتهایی مانند سم اسپید یا دیگر کارآگاهان آمریکایی مقایسه نمائیم بنظر من منصفانه نیست. کمیسر مولدوان را باید نسبت به امکانات و شرایط کشور سازنده مقایسه نمود. اگر بخواهیم از این حیث او را ارزیابی کنیم باید گفت که محبوبیت او فراتر از انتظار می باشد. اگر از کمیسر متهم می کند و انتقام بگذریم به دوئل می رسیم. اگر چه کمیسر متهم می کند و انتقام دو فیلمی می باشد که متاثر از یکدیگرند اما دوئل فیلمی است که تنها وجه اشتراکش با دوفیلم قبلی سرژیو فقط مولدوان می باشد. حتی تاریخ وقوع ماجرا در فیلم به قبل از تاریخ وقوع ماجرای دو فیلم قبلی بر می گردد.

دوئل نسبت به دوفیلم قبلی سرژیو اجتماعی تر و جنایی تر می باشد. زیرا کمیسر مولدوان در دو فیلم قبلی ضمن درگیری با جنایتکاران ناخواسته وارد ماجراهای سیاسی نیز می گردد. هر چند برای او وطن پرستی در الویت می باشد و بگفته خودش با سیاست کاری ندارد. اما در دوئل چیزی بعنوان سیاست چاشنی فیلم نمی گردد. متاسفانه در خصوص چهارمین اثر سرژیو بنام بازمانده چون موفق به دیدن آن نشده ام ترجیح دادم توضیحی در خصوص آن ننویسم . همچنین لازم می دانم به اطلاع دوستان برسانم در خصوص کمیسر مولدوان بجز اشاره های پراکنده دوستان در جستارهای خاطره انگیز هری لایم محترم خلاصه ای از داستان و شناسنامه فیلمهای کمیسر مولدوان را در جستار راهنمای فیلمها پیش از این به تحریر درآورده اند:

در مجموع کمیسر مولدوان پتانسیل آنرا داشت که در کشور رومانی همچنان زنده بماند و مانند بسیاری از کارآگاهان مشهور دیگر همچنان جنایتکاران از وجودش در امان نباشند اما سرژیو نیکولائسکو به همین چهار قسمت رضایت می دهد و پرونده او را برای همیشه می بندد و با مخاطبین خود خداحافظی می کند.

آنْتونِسکو، یان (۱۸۸۶ـ۱۹۴۶م)(Antonescu, Ion)

یان آنتونسکو

زادروز۱۸۸۶م

درگذشت۱۹۴۶م

ملیت رومانیایی

شغل و تخصص اصلی دولتمرد

شغل و تخصص های دیگرنظامی

یان آنتونسکو

ژنرال و سیاستمدار رومانیایی. رهبر حکومت طرفدار آلمان در جنگ جهانی دوم و مجری سیاست‌های یهودستیز نازی‌ها که در ۱۹۴۶م به جرم ارتکاب جنایات جنگی اعدام شد. در ۱۹۴۰م نخست‌وزیر شد و قدرت را به دست گرفت، شاه کارول را به کناره‌گیری از قدرت مجبور کرد و پسر کارول، میخائیل، را به سلطنت رساند. آنتونسکو حکومتی دیکتاتوری به شیوۀ فاشیسم برقرار کرد و رومانی را با آلمان علیه شوروی متحد ساخت. در اوت ۱۹۴۴م پادشاه میخائیل او را دستگیر کرد. آنتونسکو در ۱۹۴۵م محاکمه و در ۱۹۴۶م تیرباران شد. پس از سقوط کمونیسم در رومانی در ۱۹۸۹م بسیاری از ملی‌گرایان خواستار بازنگری در ارزیابی رژیم آنتونسکو شدند، زیرا بدنامی او را نتیجۀ تبلیغات کمونیست‌ها قلمداد کردند.

گارد آهنین یا حفاظ آهنین (رومانیایی: Garda de fier تلفظ [ˈɡarda de ˈfjer]) نام یک جنبش سیاسی و یک حزب در رومانی دورهٔ ۱۹۲۷ تا اوایل جنگ جهانی دوم است. ایدئولوژی «گارد آهنین» ملی‌گرایی، فاشیسم، ضدکمونیسم، بود و به کلیسای ارتدکس شرقی پایبند بود. همچنین به‌عنوان سازمانی یهودستیز معروف بوده‌است.یهودستیزی «گارد آهنین» ریشه در تعلیمات کلیسای ارتدکس رومانی داشت.

گارد آهنین

Garda de fier

رهبرکورنلیو کودرینو
هوریا سیما

مرام سیاسی ضدکمونیسم،
یهودستیزی،
فاشیسم دینی،
ناسیونالیسم رومانیایی

نماد انتخاباتی

رنگ سبز

این بنیاد توسط کورنلیو کودرینو با نام سپاه میکائیل مقرب ("Legiunea Arhanghelului Mihail") تأسیس شد و تا سال ۱۹۳۸ که وی ترور شد، رهبری آن را به عهده داشت. این جنبش قتل‌های سیاسی نیز انجام می‌داده‌است.فیلم‌بازها و کسانی که همچنان به یادآوری برخی نوستالژی‌های‌ دهه 60 خورشیدی علاقه دارند، قطعا سری فیلم‌های کمیسر مولدوان چون «کمیسر متهم می‌کند»، «انتقام» و «دوئل» که ابتدا در سینماها اکران شده و سپس در تلویزیون آن سال‌ها به نمایش درآمدند را به خاطر دارند. کارگردان و البته ایفاکننده نقش کمیسر پلیس «تودور مولدوان» در این سری از فیلم‌ها، سرجیو نیکلائسکو بازیگر و کارگردان شهیر سینمای رومانی است که با دستاویز قرار دادن مقطعی از جنگ جهانی دوم، رومانی تحت تسلط فاشیست‌ها در فاصله سال‌های 1940 تا 1944 میلادی را به تصویر کشید. در سری فیلم‌های کمیسر مولدوان که سرشار از حادثه، تیراندازی و البته مهارت‌های جناب کمیسر در هفت‌تیرکشی است، با نام‌ها و واژه‌هایی مواجه هستیم که در برهه‌ای از تاریخ مابه‌ازاهای حقیقی داشته‌اند. نام‌هایی چون گارد آهنین و مهمتر از همه ژنرال ایان آنتونسکو که امروز سالروز اعدام او است.
قدرت گرفتن فاشیست‌ها
73‌سال پیش در چنین روزی، برابر یک ژوئن 1946 میلادی، حکم اعدام ژنرال ایان آنتونسکو، نخست‌وزیر رومانی که در دادگاه جنایات جنگی به مرگ محکوم شده بود، اجرا شد. هرگاه از جنگ جهانی دوم و دولت‌های محور (متحدین آدولف هیتلر) صحبت به میان می‌آید، ابتدا به ساکن همه ایتالیا و ژاپن را به یاد می‌آورند، درحالی‌که غیر از این دو، کشورهای دیگری نیز بودند که طی آن سال‌ها در جبهه متحدین و مقابل انگلستان، روسیه و آمریکا صف‌آرایی کردند. یکی از کشورهایی که طی جنگ جهانی دوم در جبهه متحدین قرار داشت و خصوصا در حمله به خاک اتحاد جماهیر شوروی دوش‌به‌دوش آلمان نازی با روس‌ها جنگید، رومانی بود. اتحاد رومانی و آلمان حاصل کودتایی بود که ژنرال ایان آنتونسکو بر ضد کارلوس دوم آخرین پادشاه رومانی به مورد اجرا گذاشت و موجب قدرت گرفتن بیش از پیش حزب فاشیست رومانی شد.
تندروی‌های‌ گارد آهنین
رومانی و آنتونسکو همان‌طور که در پیروز‌های برق‌آسای هیتلر در اوایل جنگ جهانی دوم شریک بودند، از شکست‌هایی که در‌ سال دوم حمله به شوروی حاصل شد نیز سهم بردند. آنتونسکو از یک سو با جبهه گسترده نبرد در شوروی روبه‌رو بود و می‌دانست که پیشوای آلمان روی سربازان رومانیایی حساب ویژه‌ای باز کرده است و از سویی دیگر در داخل کشور با فاشیست‌ها و بازوی نظامی‌شان «گارد آهنین» باید مقابله کرده و جلوی تندروی‌های آنان را می‌گرفت. جامعه دوپاره رومانی در آن سال‌ها که یک پاره آن طرفدار فاشیست‌ها و پاره دیگرش درست نقطه مقابل آن قرار داشت، با نزدیک شدن به سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم هرچه بیشتر به آغاز یک جنگ داخلی متمایل می‌شد. این میان سخت‌گیری‌های ژنرال آنتونسکو نسبت به «گارد آهنین» که بعد از اسلحه کشیدن این گروه به روی مردم بیش از پیش تشدید شد نیز نهایتا به کار جناب نخست‌وزیر نیامد و او پیش از شکست قطعی آلمان در جنگ توسط مردم دستگیر شده و به پای میز محاکمه رفت

سریال: بسوی جنوب

نام کارآگاه: بنتون فریزر

نام هنرپیشه: پل گراس

کافه کلاسیک

پس از معرفی کارآگاهان آمریکایی و انگلیسی و آلمانی و صد البته ناواروی فرانسوی اکنون جای دارد یک پلیس کانادایی را در این جستار معرفی نمایم. بنتون فریزر یک پلیس وظیفه شناس کانادایی می باشد. سرنخهای ناشی از شناسایی قاتلین پدرش او را از زادگاهش در کانادا به شیکاگو می رساند و در همانجا ماندگار می شود و بعنوان مامور در کنسولگری کانادا ضمن همکاری با پلیس شیکاگو در حل پرونده های جنایی یاری رسان هموطنان کانادایی خود که به شیکاگو می آیند نیز می شود.

بسوی جنوب داستان روان و ساده ای دارد. بنتون فریزر پلیس بسیار مودب و مهربانی می باشد و هرگز میانه ای با خشونت ندارد. قانون مدار می باشد. ساختار سریال با مایه های طنز درآمیخته شده است. این سریال کانادایی بوسیله CTV کانادا با مشارکت CBS ساخته می شود و از کانال CBS آمریکا پخش می گردد.

بسوی جنوب در چهار فصل ساخته می شود و در مجموع 67 قسمت 45 دقیقه ای از این سریال به روی آنتن می رود. نوع ضبط سریال مغناطیسی با ابعاد 4:3 می باشد. اولین قسمت این سریال در 26 آوریل 1994 پخش می گردد و در 14 مارس 1999 آخرین قسمت این سریال به روی آنتن می رود. این سریال برعکس اغلب سریالهای پلیسی فقط یک کارگردان داشت . تمام قسمتهای این سریال توسط پل هاگینز کارگردانی گردید.

بنتون فریزر در کانادا بعنوان افسر پلیس سوار سلطنتی خدمت می کرده است. اما اکنون به کارآگاه ریموند در پلیس شیکاگو برای حل پرونده های جنایی کمک می کند. بسوی جنوب جذابیتهای خاص خود را دارد و همین جذابیتها باعث گردید تا مخاطبین زیادی داشته باشد. یکی از جذابیتهای آن که پیش تر به آن اشاره داشتم موضوعات طنزی است که در یک سریال جدی و جنایی بکار می رود. چیزی که معمولا در فیلمهای جنایی کمتر دیده می شود. مورد بعدی که حائز اهمیت است نمایش تفاوتهای فرهنگی بین مردم کانادا با مردم آمریکاست که این سریال بسیار زیر پوستی و با زیرکی آنرا به نمایش می گذارد. کارگردان در اغلب قسمتهای این سریال ادب ، استعداد و توانایی های فریزر کانادایی را در مقابل کارآگاه ریموند آمریکایی قرار می دهد.

بسوی جنوب همچنین از موسیقی زیبایی بهره می برد. همچنین در فصلهای مختلف این سریال ترانه های اختصاصی و زیبایی پخش می گردد که مخاطبین از شنیدن آنها لذت می برند. بویژه آنکه دو ترانه از هفت ترانه مشهور این سریال توسط هنرپیشه اصلی فیلم یعنی پل گراس خوانده می شود. در مجموع باید گفت این سریال حداکثر بهره را از موسیقی و ترانه می برد. یکی از ترانه های مشهور این سریال ترانه پنجره شمال غربی است که به نوعی یک ترانه محلی و کلاسیک کانادایی است که گاها از آن بعنوان سرود غیر رسمی این کشور نیز نام می برند.

اما بسوی جنوب داستان ساخت عجیبی دارد. وقتی فصل اول این سریال در 24 قسمت توسط ctv و cbs ساخته می شود تهیه کنندگان این سریال فکر نمی کردند این سریال اینچنین مورد توجه مخاطبین قرار بگیرد. وقتی فصل دوم سریال آغاز می شود در cbs تغییر و تحولاتی رخ می دهد و پروژه را با مشکل مالی روبرو می کند. به هر ترتیبی بود فصل دوم در 18 قسمت به پایان می رسد و سپس وقفه ای در تولید سریال بوقوع می پیوندد. این وقفه حفظ مخاطبین را با چالش روبرو می کند این موضوع باعث ایجاد شکاف بین ctv در کانادا با cbs در آمریکا می گردد لذا کانادایی ها دست بکار می شوند تا از طریق سرمایه گذاری بین المللی کار را ادامه دهند.

وقتی سریال بسوی جنوب برای اولین بار در سه شنبه 9 می سال 1995 از تلویزیون انگلستان پخش می گردد تحسین منتقدان را به همراه داشت. این سریال با یک مخاطب 8 میلیونی در انگلستان پخش کنندگان را وادار می کند تا پخش آن را از روز سه شنبه به جمعه تغییر دهند. در پی اعلام پذیرش سرمایه گذار بین المللی شبکه های BBC و شبکه TF1 اعلام آمادگی می کنند. لذا فصلهای سوم و چهارم با جذب سرمایه بین المللی ساخته می شود.

سریال بسوی جنوب در انگلستان با استقبال بی نظیری روبرو می شود. بطوریکه وقتی در سال 1999 آخرین قسمت آن پخش می گردد بلافاصله کانال بی بی سی دو مجددا آنرا شروع به پخش می کند. این سریال دو بار دیگر تکرار می گردد. یکبار در سال 2006 و یکبار دیگر نیز از 18 اکتبر 2010 در انگلستان توسط بی بی سی به روی آنتن می رود.

محبوبیت این سریال بحدی بود که چندی پیش از 17 تا 19 اوت 2014 یک تور به مناسبت بیستمین سال تولد این سریال در تورنتو برگزار گردید و در آن عشاقان این سریال هرکدام از هزاران کیلومتر دورتر امدند و به این تور پیوستند تا از مکانها و صحنه ها و دکورهایی که برای ساخت بسوی جنوب فیلمبرداری شده بود بازدید بعمل آورند. در کنار این تور یک حراج خیریه نیز برگزار می گردد و در آن تکه لباسها و برخی از ادوات ساخت فیلم بفروش می رسد.

بنتون فریزر یک پلیس سوار کانادایی است اما چه لزومی داشت که او در شیکاگو خدمت کند؟ موضوع اقامت او در شیکاگو در واقع برمی گردد به اولین قسمت از این سریال که در قالب یک فیلم سینمایی به نمایش در می آید. فیلنامه ای قوی و قابل قبول برای حضورش در شیکاگو نوشته می شود. رابرت پدر بنتون خود یکی از پلیس سواران قدیمی کانادا می باشد که روزهای پایانی خدمت خود را سپری می کند و در آستانه بازنشستگی قرار دارد اما خبر کشته شدن او در دره های شمال غربی کانادا باعث می شود فرزندش بنتون را به آنجا بکشد. جرارد از دوستان و همکاران قدیمی رابرت می باشد و مسئول تحقیق روی این پرونده. در نهایت نتیجه گیری می شود که عده ای دندانپزشک اهل شیکاگو که برای شکار گوزن به آن منطقه آمده بودند در اثر خطای دید پدر بنتون را هدف گرفته اند.

بنتون راضی نمی شود و برای کشف حقیقت درخواست انتقال به شیکاگو را مطرح می کند. در نهایت او پس از یافتن ضارب پدرش متوجه این موضوع می گردد که او توسط دوست قدیمی پدرش جرارد اجیر شده بود تا پدر بنتون را به قتل برساند. دولت کانادا در آن منطقه یک سد غیر استاندارد را ساخته بود که در اثر آن باعث شده بود مرتع ها و گوزنهای آن منطقه از بین بروند. دولت به امثال جرارد (همکار پدر بنتون) حق السکوت می داد تا بومیان را راضی نگه دارند و موضوع را علنی نکنند اما پدر بنتون پلیس وظیفه شناسی بود که از موضوع اطلاع پیدا کرده بود و بومیان را آگاه و قصد بر ملا کردن ماجرا را داشت که به قتل می رسد و علت قتل هم خطای دید شکارچیان اعلام می گردد.

پس از کشف حقیقت توسط بنتون دولت کانادا عصبانی می شود و برای اینکه موضوع خیلی بزرگ نشود ترجیح می دهد که بنتون مدتی را در شیکاگو بماند و به کانادا باز نگردد. ماجراهای بسوی جنوب از همینجا شکل می گیرد و در قسمت بعدی بنام ویلی آزاد او بصورت اتفاقی از شنیدن فریاد زنی در نزدیک آپارتمانی که آنرا تازه برای سکونت اجاره کرده بود درگیر یک ماجرای جنایی یک پسر 13 ساله کیف قاب می گردد که با خود اسلحه حمل می کرد.

بسوی جنوب خیلی زود به یکی از سریالهای محبوب مردم تبدیل می شود. در این سریال از ماجراهای پیچیده جنایی خبری نیست. اغلب جنایتها توسط افرادی خلق می شوند که ناخواسته دست به آن می زنند. نمونه آن را در نسخه فرانسوی کارآگاهان یعنی کمیسر ناوارو نیز شاهد بودیم. جرمهایی که در این سریالها به وقوع می پیوندند جرمهایی هستند که شاید برای هرکسی اتفاق بیوفتد.

بسوی جنوب 53 بار برای دریافت جایزه در فستیوالهای مختلف نامزد می گردد که در 15 مورد موفق به اخذ جایزه می گردد. جوایزی همچون بهترین نمایش تلویزیونی یا بهترین بازیگر نقش اول مرد برای پل گراس ، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی و ......

بسوی جنوب ضمن بهره بردن از هنرپیشه های فراوان اما اغلب قسمتهای آن دارای هنرپیشه های ثابتی می باشد. اگر از محوریت نقش پل گراس که در هر 67 قسمت آن حاضر بود بگذریم بیو ستار و تونی کرایج هنر پیشه هایی بود ند که در 66 قسمت این سریال نقش آفرینی نمودند. و پس از آنها دیوید مارچینو در 44 قسمت و کاترین برویر در 43 قسمت و گوردون پینسنت در 40 قسمت این سریال حضور داشتند.

البته این سریال یک هنرپیشه غیر انسانی نیز دارد که در اغلب قسمتهای سریال حضور پر رنگی دارد. بنتون صاحب سگی است که او را خیلی دوست دارد. این سگ کانادایی که نژادش نیمی سگ و نیمی گرگ است بسیار به صاحب خود وفادار است و بنتون را در اغلب ماموریتهایش مشایعت می کند اما نقش محوری ندارد. این سگ تا زمانی که احساس خطر نکند و کسی به بنتون حمله نکند کاملا ساکت است. پیدایش این سگ و حضورش در قسمتهای مختلف سریال خود ماجرای مفصلی دارد که ورود به آن باعث طولانی شدن این پست می گردد.

پل گراس متولد 30 آوریل 1959 می باشد. این هنرپیشه خوش چهره و جوان کانادایی هنگام بازی در این سریال 35 ساله بود و تمام محبوبیت و اشتهار خود را مدیون این سریال می باشد. اغلب بازیگران این سریال نیز بعد از بسوی جنوب با پیشنهادهای بسیاری روبرو شدند و اغلب اکنون برای خود بروبیایی دارند.

در حوزه وب این سریال دارای یک سایت کاملا پیشرفته می باشد که در آنجا تمام قسمتهای این سریال برای دانلود و حتی دیدن آنلاین در دسترس مخاطبین قرار گرفته است. متن ترانه های این سریال نیز در این سایت موجود می باشد. سایت همچنین دارای یک فروم می باشد که در آنجا طرفداران این سریال گرد هم آمده اند و در خصوص این سریال با یکدیگر گفتگو می نمایند.

فصل اول بسوی جنوب نیز در ایران بصورت یک خط در میان توسط رسانه ملی دوبله و پخش می گردد. ژرژ پطروسی نیز بعنوان گوینده نقش اول این سریال یعنی پل گراس به زیبایی تمام گویندگی می نماید و صدای ایشان کاملا با چهره این هنرپیشه همخوانی داشت. از این سریال قطعا در سالها بعد بعنوان نوستالوژی دهه هفتادیها و هشتادیها یاد خواهد شد. هرچند بقیه فصلهای این سریال نیز می توانست توسط صدا و سیما خریداری و پخش گردد اما به هر دلیلی این موضوع اتفاق نمی افتد.

case for two / یک پرونده برای دو نفر

نام سریال : یک پرونده برای دو نفر

نام کارآگاه : جوزف ماتولا

نام هنرپیشه : کلاوس تئو گارتنر

برگرفته از کافه کلاسیک و ''''

یک سریال متفاوت با ژانر پلیسی. در این سریال دو نفر به اتفاق هم مشغول حل کردن ماجراهای پیچیده هستند. در این سریال وکیلی که از طرف موکلینش وکالت پرونده هایی را بعهده می گیرد برای به سرانجام رساندن آنها از یک کارآگاه خصوصی بنام ماتولا کمک میگیرد. او افسر سابق پلیس آلمان می باشد که رو به حرفه کارآگاه خصوصی آورده است. ماجراهای این سریال در شهر فرانکفورت آلمان اتفاق می افتد.

یک پرونده برای دو نفر یک سریال طولانی بود که در 300 قسمت توسط شبکه ZDF برای اولین بار در 11 سپتامبر 1981 به روی آنتن رفت و پخش آن تا 29 مارس سال 2013 ادامه داشت. در طول مدت سریال نقش وکیل بارها تغییر کرد و ماتولا هر بار در خدمت وکلای مختلفی بود. ماتولا شیوه های منحصر بفردی را برای دستیابی به حقیقت بکار می بست. شیوه هایی که گاها به آن حقه های کثیف نیز می گویند اما بینندگان از اینکه می دیدند او موفق به کشف جنایت شده است از حقه های او ناراضی نمی شدند.

اولین وکیلی که ماتولا با او همکاری می کند دکتر دیتر رنز با بازی گونتر استارک می باشد. دکتر رنز در قسمت 60 سریال بازنشست می شود و جایش را به وکیل دیگری می دهد. دکتر راینز فرانک با بازی راینز هانولد که علاوه بر حرفه وکالت به کار تدریس در رشته حقوق و قانون نیز اشتغال دارد از قسمت 60 تا قسمت 149 در این سریال با ماتولا همکاری میکند. از قسمت 149 دکتر یوهانس واس با بازی ماتیاس هرمان بعنوان یک وکیل کارکشته جایگزین فرانک می گردد.

دکتر واس در قسمت 182 توسط یکی از جنایتکاران فراری به ضرب گلوله کشته می شود و از آن پس دکتر مارکوس استراک با بازی پل فریلینوس نقش وکیل را در این سریال بازی می کند. نام اصلی این سریال به آلمانی Ein Fall für zwei می باشد و به انگلیسی نیز از این سریال به اسم a case for two یاد گردیده است .

اغلب قسمتهای این سریال از یک الگوی ساده ای پیروی میکند. وقتی مشغول جمع آوری اطلاعات در خصوص این سریال بودم یکی از سایتهای آلمانی این الگوی ساده را بسیار جالب تعبیر کرده بود که عینا آنرا برای دوستان کافه ترجمه نمودم. این سایت در خصوص این سریال اشاره داشت که در اغلب قسمتها:

1 - فردی به قتل می رسد

2 - پلیس مظنونی را دستگیر می کند

3 - مظنون ادعا می کند بی گناه است

4 - مظنون برای خود وکیل می گیرد ( رنز - فرانک - واس یا استراک)

5 - مظنون یا وکیل صحبت می کند و حین دادگاه و امور اداری کارآگاه ماتولا تحقیقات خود را آغاز می کند

6 - در پایان مشخص می شود مظنون اصلی بی گناه است (البته نه همیشه) و نهایتا مقصر اصلی پیدا می شود.

این آلگوریتم اغلب قسمتهای این سریال می باشد. از سال 2006 این مجموعه کمی مدرن تر می شود و نهایتا در سال 2011 کلاوس گارتنر و فریلینیوس اعلام می کنند که پس از پایان قسمت 300 از ادامه بازی در این مجموعه انصراف خواهند داد و بدین ترتیب یکی از طولانی ترین مجموعه های پلیسی پس از 32 سال استمرار در سال 2013 به پایان می رسد.

گارتنر بازیگر نقش ماتولا تنها هنرپیشه ای بود که در طی پخش طولانی مدت این سریال به این مجموعه وفادار ماند. گارتنر در 19 آوریل سال 1943 در برلین متولد شد. او ابتدا تحصیلات خود را در رشته موسیقی در هانوفر ادامه میدهد.او در جوانی فعالیتهای سیاسی نیز داشته است و مدتی عضو انجمن اسلامی دانشجویان سوسیالیست آلمان بوده است.

او قبل از علاقه مندی بازی در تلویزیون علاقه بسیاری به اتومبیل رانی داشت. گارتنر در 20 سپتامبر سال 2008 پس از 6 سال رابطه با دوست دختر خود سارا ازدواج می کند. گارتنر تمام اشتهار و موفقیت خود را در آلمان مدیون بازی خود در نقش کارآگاه خصوصی جوزف ماتولا می باشد.

در ایران تقریبا 18 قسمت از این سریال برای مدتی در شنبه ها و سه شنبه ها ساعت 9:55 از شبکه سوم سیما پخش گردید. تا جایی که خاطرم می آید ما فقط وکیل فرانک و وکیل مارکوس را از مجموع چهار وکیلی که با ماتولا همکاری داشتند را بصورت دوبله در تلویزیون ایران دیدیم. در زیر تصویری از دو وکیلی که از میان چهار وکیل این مجموعه از صدا و سیما پخش گزذیذ را مشاهده می کنید:

       سیاست کیفری ایران در قبال جرایم رانندگی

برگرفته از پرتال جامع علوم انسانی و چند سایت دیگر

نویسندگان: مهرداد رایجیان اصلی

منبع: کانون 1379 شماره 21

1 دانشجوی دوره دکترای حقوق جزا و جرم‏شناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران .
________________________________________
مقدمه
گزاف نیست اگر بگوییم که گسترش سریع شهرها و افزایش روزافزون استفاده از وسایل نقلیه، بویژه اتومبیل، به نوعی موجبات وحشت همگانی مردم را برانگیخته است، چرا که یافته‏های جرم شناختی، نیز بزهکاری را تابعی از توسعه شهرها معرفی می‏نماید و در کنار افزایش میزان بزهکاری، جرایم غیرعمدی، و در میان جرایم اخیر، تصادفهای ناشی از تخلفهای رانندگی منجر به فوت، صدمه جسمانی و در کل، ورود خسارت، سهم قابل توجهی را در آمار جنایی به خود اختصاص داده است. و این در حالی است که می‏دانیم آمار، منعکس کننده تمام واقعیت مربوط به بزهکاری نیست. چه بسا که میزان واقعی تصادفهای ناشی از تخلفات رانندگی در جامعه بیش از میزان انعکاس یافته در آمار باشد.(1) از این گذشته باید به مشکل تناقض میان این آمارها نیز اشاره کرد، چنان که سرپرست دفتر ایمنی و ترافیک سازمان حمل و نقل و پایانه‏های کشور اظهار می‏دارد شمار مصدومان تصادفات جاده‏ای و شهری در سال 1377 نسبت به سال گذشته، رشد 8 درصدی داشته است و همچنین خسارتهای کلی ناشی از تصادفهای جاده‏ای را در سال 77، 50میلیارد تومان بیش از سال قبل (350 میلیارد تومان در سال 76 و 400میلیارد تومان در سال 77) برآورد می‏کند که این خود مساوی
______________________________
1. شایان ذکر است که در کنار جرایم گمرکی و مالیاتی، جرایم راهنمایی و رانندگی از جمله بزه‏هایی محسوب می‏شود که در آمارهای جنایی به صورت واقعی منعکس نیستند.
________________________________________
با احداث پنج هزار مدرسه است! همچنین آمار بیان کننده آن است که تعداد صدمه‏های جانی ناشی از بروز تصادفهای سفرهای برون و درون شهری در سال گذشته 14هزار و 700نفر بوده که نشان از شاخص 30کشته در برابر هر 10هزار دستگاه وسیله نقلیه در ایران است.(1) در مقابل، اداره راهنمایی و رانندگی به گفته یکی از کارشناسان ذی‏ربط، صحبت از کاهش 15/8 درصدی میزان تصادفهای رانندگی در سال 77 نسبت به سال گذشته می‏کند.(2)
قضاوت براساس مشاهده آنچه واقعا در جامعه گذشته است، می‏تواند در رفع این تناقضها و تشخیص اظهارنظر نزدیک به واقعیت مؤثر باشد، چنان که به جرأت می‏توان ادعا نمود در سالهای اخیر کمتر روزی بوده است که وقایع تأسف بار تصادفهای رانندگی (بویژه منجر به فوت) ستون حوادث جراید را اشغال نکرده باشد.
علاوه بر افزایش آمار تصادفهای منجر به فوت و نقص عضو، آنچه بر نگرانی افکار عمومی و بویژه صاحبنظران حقوقدان و جرم شناس می‏افزاید، نبود یک سیاست گذاری سنجیده و مناسب در زمینه تخلفهای راهنمایی و رانندگی، بویژه در نیمه دوم پس از انقلاب بوده است. چنان که تا خرداد ماه 1375 در همه جرایم رانندگی (به معنای اخص)، شاهد تبدیل اجباری حبس به جزای نقدی، بدون توجه به آثار و پیامدهای سوء آن بودیم. این در حالی بود که قانونگذار بیش از آنکه در فکر چاره‏اندیشی منطقی باشد، به ایجاد درآمدهای مالی و تعدیل بحران زندانهای کشور می‏اندیشیده است و چنان که خواهیم دید، از اوایل سال 1375، مبادرت به برقراری دوباره حبس برای قتلهای غیرعمدی ناشی از تخلفهای رانندگی نمود. البته نباید فراموش کرد که علاوه بر نیاز به داشتن یک سیاست کیفری صحیح و مناسب، باید به یک سیاست جنایی(3) در زمینه کنترل میزان جرایم و تخلفهای راهنمایی و رانندگی ـ در
______________________________
1. روزنامه همشهری، چهارشنبه 16 تیر 1378.
2. روزنامه اطلاعات، پنج‏شنبه 16 اردیبهشت 1378.
3. به منظور آشنایی بیشتر با مفاهیم سیاست کیفری (Penal Policy) و سیاست جنایی (Criminal Policy) بنگرید به کریستین لازرژ، سیاست جنایی، ترجمه دکتر علی‏حسین نجفی ابرندآبادی، انتشارات یلدا، 1375، صص 7ـ9.
________________________________________
چهارچوب پیشگیری ـ نیز معتقد بود، به طوری که آموزش صحیح اصول ایمنی مربوط به راهنمایی و رانندگی ـ بویژه در مرحله عمل و اجرا ـ می‏تواند نقش قابل توجهی در کاهش تخلفها و در نتیجه، تصادفهای رانندگی داشته باشد. و باز هم، این در حالی است که از حرکت خودروها در میان خطوط سه گانه و یا نصب کمربند ایمنی، تنها تابلوهای نصب شده در کنار جاده‏ها و آزاد راههای درون شهری را می‏توان مشاهده نمود.
در این راستا می‏توان به مهمترین عوامل تصادفها در ایران به نقل از کارشناسان اداره راهنمایی و رانندگی نیز اشاره نمود. به اعتقاد ایشان عدم رعایت کامل قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی، عدم رعایت فاصله مجاز، انحراف به چپ، عدم نصب علایم راهنمایی کافی در مسیرها و بی‏احتیاطی رانندگان، بیشترین سهم را در میان سایر عوامل به خود اختصاص می‏دهند.(1) بنابراین نه تنها برای رفع معضل ـ و یا دست کم تعدیل آن ـ به ابزارهای عدالت کیفری در قالب سیاست مربوط به آن (سیاست کیفری) نیاز است، بلکه رواج فرهنگ صحیح استفاده از اتومبیل و رعایت اصول ایمنی راجع به آن، بدون شک بیش از هر چیز، به تدوین یک سیاست جنایی سنجیده و پویا ـ که با تامین این مقصود، در واقع به امر پیشگیری از وقوع جرایم و تخلفهای راهنمایی و رانندگی بپردازد ـ نیازمند است.
به هر تقدیر موضوع اصلی این نوشتار بررسی و تحلیل سیاست کیفری تقنینی ایران در زمینه جرایم و تخلفهای رانندگی، از بدو قانونگذاری تاکنون ـ بویژه سیاست کیفری پس از انقلاب ـ می‏باشد که در راستای آن، امید است با نمایاندن امتیازها، کاستیها و نارساییها، بتوان راهکارهای مناسبی برای رفع این مشکلات نیز شناسایی کرد.
______________________________
1. روزنامه همشهری، چهارشنبه 16 تیر 1378.
________________________________________
بخش نخست
سیاست کیفری تقنینی گذشته ایران در قبال جرایم رانندگی
تاریخچه
اتومبیل برای نخستین بار، در دوران مظفرالدین شاه قاجار به وسیله سعدالدوله، وزیر مختار ایران در بلژیک وارد ایران شد و بنابر رسم معمول آن زمان، ابتدا مورد استفاده دربار و نیز سفارتخانه‏های خارجی قرار گرفت.
با گذشت زمان بتدریج در تهران و چند شهر بزرگ از سوی عموم مردم نیز با استقبال مواجه شد، ولی حتی در سالهای نخستین حکومت پهلوی، همچنان درشکه و کالسکه و گاری به عنوان وسایل نقلیه برای جابه‏جایی مردم از نقطه‏ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار می‏گرفت.
در تاریخ معاصر ایران، نخستین تصادف رانندگی را در سال 1305 شمسی میان کالسکه درویش خان (نوازنده تار) با یک اتومبیل نوشته‏اند که منجر به فوت درویش‏خان گردید و هیاهوی بسیاری نیز برانگیخت، تا آنجا که توجه مسؤولان و زمامداران وقت را به تهیه مقررات ویژه برای عبور و مرور وسایط نقلیه، بیش از پیش به خود جلب کرد و بدین منظور در اداره نظمیه، شعبه‏ای با عنوان «تأمین عبور و مرور» تأسیس شد.(1)
بدین ترتیب در مبحث نخست به بررسی نخستین برخوردهای قانونی با مسأله تخلفهای رانندگی در چهارچوب سیاست کیفری قانونگذاران وقت می‏پردازیم:
______________________________
1. عطاءالله فتحعلی‏پور، مسؤولیت جزایی و مدنی ناشی از تصادفات رانندگی، انتشارات ورق، 1367، ص16.
________________________________________
مبحث نخست
نخستین تلاشهای تقنینی در زمینه
تدوین مقررات مربوط به جرایم رانندگی
گفتار اول
شمول احکام جرایم غیرعمدی مذکور در قانون مجازات
عمومی 1304 به جرایم رانندگی
به‏عنوان نخستین مجموعه قوانین مدون در زمینه حقوق جزای ماهوی که موادی را به بیان احکام مربوط به قتل و جرح و ضربهای غیرعمدی اختصاص داده بود، باید به قانون مجازات عمومی مصوب 1304 اشاره کرد که حکم منصوص در آن، قابل تعمیم به رانندگان وسایل نقلیه‏ای که بر اثر بی‏احتیاطی، موجب مرگ یا صدمه بدنی عابران پیاده و یا راننده و سرنشینان سایر وسایل نقلیه می‏شدند، بود. ماده 177ق.م.ع چنین مقرر می‏داشت:
«در صورتی که قتل غیرعمدی به واسطه بی‏مبالاتی یا بی‏احتیاطی یا اقدام به امری که مرتکب در آن مهارت نداشته، یا عدم رعایت نظامات دولتی واقع شود، به حبس از یک‏سال تا سه سال محکوم خواهد شد. به‏علاوه ممکن است محکمه مرتکب را از پنجاه الی پانصد تومان غرامت نیز محکوم کند».
این ماده به قتل غیرعمدی ناشی از تقصیر اختصاص داشت. مصادیق تقصیر نیز شامل چهار مورد بی‏احتیاطی، بی‏مبالاتی، عدم مهارت راننده و عدم رعایت نظامات دولتی بود که تاکنون نیز در مقررات کیفری مبنای عمل هستند.
اما ماده 174 آن قانون، حاوی حکمی بدین شرح بود:
«هرگاه کسی به غیر عمد، جرح یا ضربی وارد آورد یا سبب وقوع آن گردد به هشت روز الی یک ماه حبس تأدیبی و به تأدیه شش الی سی تومان غرامت یا فقط به یکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد مگر اینکه جرح یا ضرب غیرعمدی ناشی از
________________________________________
بی‏احتیاطی یا مخالفت با نظامات دولتی باشد که در این صورت مرتکب به هر دو مجازات محکوم می‏شود».
چنان که ملاحظه می‏شود در این ماده، قانونگذار برای مرتکب یا مسبب ضرب و جرح غیرعمدی، مجازات حبس (از نوع تأدیبی)(1) و غرامت (جزای نقدی) تعیین نموده و انتخاب هر دو کیفر یا یکی از آن دو را به اختیار قاضی واگذار کرده بود. ولی در ادامه، چنین بیان می‏داشت که اگر ضرب و جرح غیرعمدی به تقصیر (یعنی به واسطه بی‏احتیاطی یا مخالفت با نظامات دولتی)(2) واقع شود، هر دو مجازات نسبت به مرتکب یا مسبب اعمال خواهد شد.
مجازاتهای مذکور در این مواد، تا زمان تصویب قانون تشدید مجازات رانندگان مصوب 1328 همچنان ملاک عمل دادگاهها بود که در مباحث بعدی با تغییرات آنها آشنا می‏شویم.
گفتار دوم
مقررات مربوط به وسایل نقلیه سنتی
در آیین‏نامه و نظامنامه امور خلافی 1317
چنان که در تاریخچه این مبحث اشاره شد، در آغاز رواج اتومبیل، هنوز درشکه و گاری و کالسکه، به عنوان وسایل نقلیه عمومی مردم، برای حمل و نقل از یک نقطه به نقطه‏ای دیگر شناخته می‏شد که این امر تا اوایل دوران حکومت پهلوی همچنان ادامه
______________________________
1. در نظام کیفری پیش از انقلاب، جرایم براساس شدت و اهمیت به سه درجه (جنایت، جنحه و خلاف) تقسیم می‏شدند و به حبسهای مقرر برای جرایم جنحه‏ای بر حسب نوع، حبس تأدیبی اطلاق می‏گشت.
2. عدم تصریح مصادیق دیگر تقصیر ـ یعنی بی‏مبالاتی و عدم مهارت راننده ـ در ماده اخیر به آن معنا نیست که راننده در این موارد، مبری از مسؤولیت و تقصیر است بلکه می‏توان این دو مصداق را از درون مفهوم بی‏احتیاطی و مخالفت با نظامات دولتی ـ مذکور در ماده ـ استنباط نمود. وانگهی تسامح مقنن نیز در این مورد نمی‏توانسته بی‏تأثیر باشد، چه آنکه در ماده 177 ـ به شرحی که گذشت ـ به تمامی این مصادیق تصریح شده بود.
________________________________________
داشت. بدین منظور در اردیبهشت 1317 شمسی به منظور نظم و نسق بخشیدن به نحوه کار درشکه‏های عمومی، آیین نامه امور خلافی درشکه‏ها با توافق وزارت عدلیه و وزارت داخله تصویب و از آغاز تیرماه 1317 به مورد اجرا گذاشته شد. در نظامنامه‏ای به همین منظور با عنوان «نظامنامه درشکه‏های عمومی» به راه انداختن درشکه در شهرها بدون پروانه شهربانی ممنوع اعلام شد. و کسانی که دارای درشکه بودند ملزم شدند که به موجب اظهارنامه، قصد خود را در استفاده از درشکه به اطلاع شهربانی محل برسانند و در نهایت، در صورت داشتن شرایط مقرر در نظامنامه، پروانه درشکه‏رانی دریافت دارند. نظامنامه درشکه‏های عمومی 1317 در پنج فصل و 48 ماده تنظیم شده بود و همزمان با آن، نظامنامه دیگری در سه ماده، برای افرادی که مرتکب تخلف می‏شدند مجازاتهایی پیش‏بینی کرده بود. براساس ماده یکم نظامنامه اخیر اشخاصی که مرتکب تخلفهای مذکور در آن می‏شدند به حبس از یک تا هفت روز یا به تأدیه جریمه از سه ریال تا 50 ریال و در صورت تکرار تخلف، به هر دو کیفر محکوم می‏شدند. تخلفهای مزبور عبارت بودند از: به راه انداختن درشکه بدون پروانه، عدم رعایت مقررات از جهت ساخت، ظرفیت و استحکام و نظافت و نمره‏گذاری، و یا کیفیات مربوط به اسبها و نیز استخدام راننده فاقد پروانه معتبر، و عدم رعایت مقررات راجع به لباس متحدالشکل و نمره مخصوص رانندگی و نظایر آن. همچنین در ماده 2 از این نظامنامه برای برخی تخلفهای دیگر مجازات حبس از یک تا سه روز و غرامت از سه تا سی ریال پیش‏بینی شده بود.
در پایان این گفتار اضافه می‏کنیم که اقدام دولت وقت در تصویب نظامنامه درشکه‏های عمومی و برخورد قانونی با متخلفان از مفاد نظامنامه، سبب برقراری نظم خاصی در امر درشکه رانی گردید.
________________________________________
گفتار سوم
نخستین آیین نامه ویژه راهنمایی و رانندگی
با توجه به روند رو به افزایش استفاده از اتومبیل در شهرهای بزرگ و همچنین نظم و نسق بخشیدن به حرکت اتومبیلها در شهرها، در یازدهم مهر ماه 1318 شمسی آیین‏نامه‏ای در 102 ماده با عنوان «آیین نامه راهنمایی و رانندگی» از تصویب وزارت دادگستری و وزارت کشور وقت گذشت. مقررات مندرج در این آیین‏نامه با تغییراتی، هنوز نیز اجرا می‏شود. از جمله مسایل مطرح شده در آیین نامه، شماره‏گذاری وسایل نقلیه، نحوه تحصیل گواهینامه رانندگی، سبقت و رعایت حق تقدم و مقرراتی از این قبیل بود. در ماده پایانی آیین نامه (ماده 102) برای متخلفان از مقررات آن، مجازاتهایی پیش‏بینی شده بود که شامل 24ساعت تا یک هفته حبس تکدیری(1) و پرداخت غرامت از 3 تا 50 ریال و در صورت تکرار تخلف، هر دو مجازات می‏شد.
مبحث دوم
روند فزاینده جرایم رانندگی و
واکنش قانونگذار نسبت به رانندگان متخلف
گفتار اول
نخستین قانون مدون ویژه جرایم رانندگی در ایران
در مبحث نخست گفته شد که مجازاتهای مقرر در دو ماده 174 و 177 ق.م.ع (1304) در باب ضرب و جرح و قتلهای غیرعمدی ناشی از تقصیر، تا زمان تصویب قانون تشدید مجازات رانندگان 1328 ملاک عمل دادگاهها بود. در چهاردهم تیرماه این سال،
______________________________
1. در نظام کیفری گذشته ایران به حبسی که نوعا برای جرایم خلافی مقرر می‏شد، حبس تکدیری اطلاق می‏گشت.
________________________________________
قانونی مشتمل بر 12 ماده و یک تبصره با عنوان «قانون تشدید مجازات رانندگان» از تصویب گذشت. این قانون را باید نخستین مجموعه مدون در زمینه جرایم ناشی از تخلفهای رانندگی انگاشت که بعدها ـ چنان که خواهیم دید ـ ساختار مقررات جرایم رانندگی را در قوانین تعزیرات اسلامیِ پس از انقلاب (قانون تعزیرات 1362 و قانون تعزیرات 1375) تشکیل داد.
موارد مندرج در این قانون را می‏توان به شرح زیر مورد بررسی قرار داد:
1ـ قتل غیرعمدی ناشی از تخلفهای رانندگی
ماده یک قانون تشدید مجازات رانندگان چنین مقرر می‏داشت: «هرگاه قتل غیرعمدی به واسطه بی‏احتیاطی یا عدم مهارت راننده (اعم از وسایط نقلیه زمینی یا آبی) و یا متصدی وسیله موتوری یا عدم رعایت نظامات دولتی واقع شود، مجازات مرتکب از دو سال تا سه سال حبس تأدیبی و غرامت از 5 الی 50 هزار ریال خواهد بود».
با دقت در مفاد این ماده چنین فهمیده می‏شود که عنصر مادی قتل غیرعمدی ناشی از رانندگی از فعلی ایجاد می‏شود که خطا، رکن اصلی آن را تشکیل می‏دهد. مصادیق این خطا چنان که در متن ماده نیز تصریح شده عبارتنداز: بی‏احتیاطی، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی، که در واقع همان مصادیق تقصیرند.(1)
2ـ کیفیات مشدده قتل غیرعمدی رانندگی
قانونگذار ایران در سال 1328 شرایطی را پیش‏بینی نموده بود که چنانچه جرم باآن شرایط ارتکاب می‏یافت، موجب تشدید مجازات می‏شد. مطابق ماده 2 از قانون تشدید مجازات رانندگان: «در مورد ماده فوق (ماده 1) هرگاه راننده یا متصدی وسایل موتوری مست بوده و یا پروانه نداشته و یا زیادتر از سرعت مقرر حرکت می‏کرده، و یا آنکه دستگاه موتوری را با وجود نقص و عیب مکانیکی به کار انداخته باشد و یا در
______________________________
1. در مباحث آتی خواهیم دید که قانونگذار در سال 1375 بی‏مبالاتی را نیز به این مصادیق افزوده است.
________________________________________
محلهایی که برای عبور پیاده‏رو علامات مخصوص گذارده شده مراعات لازم را ننماید و یا از محلهایی که عبور از آن ممنوع گردیده رانندگی نماید به حبس مجرد(1) از دو تا 5 سال و تأدیه غرامت از 10 هزار الی 50 هزار ریال محکوم می‏شود و برای مدت 5 الی 10 سال از حق رانندگی و یا تصدی وسیله موتوری محروم می‏گردد».
به موجب مفاد ماده بالا، عوامل تشدید مجازات راننده متخلف را می‏توان در موارد زیر شمارش نمود: مستی، نداشتن پروانه مجاز رانندگی، تجاوز از سرعت مجاز (مطمئنه)، به کار انداختن دستگاه موتوری با وجود عیب و نقص مکانیکی، عدم رعایت اصول و مقررات لازم در محلهایی که برای عبور پیاده‏رو علامتهای ویژه گذارده شده و رانندگی در محلهایی که عبور از آنها ممنوع گردیده است.
با توجه به آنکه مجموع موارد بالا از کیفیات مشدده مجازات راننده متخلف محسوب شده‏اند، بنابراین قانونگذار در این ماده با افزایش حداکثر مجازات مقرر در ماده یک و افزایش حداقل غرامت مقرر در همان ماده و همچنین افزودن کیفر محرومیت از تصدی وسیله نقلیه موتوری به مدت 5 تا 10 سال (که البته شاید نوعی اقدام تأمینی نیز محسوب گردد)، شدت عمل بیشتری نسبت به راننده مرتکب قتل غیرعمد نشان داده که با موازین تشدید در حقوق کیفری نیز سازگار است.(2)
3ـ صدمه‏های بدنی غیرعمدی رانندگی
مواد 3 و 4 و 5 از قانون تشدید مجازات رانندگان 1328، مصادیق صدمه‏های بدنی غیرعمدی ناشی از تخلفهای رانندگی را پیش‏بینی نموده‏اند. براساس مفاد این مواد می‏توان جرایم مزبور را براساس میزان کیفر قانونی آنها به شرح زیر از هم تفکیک نمود:
______________________________
1. در ردیف حبسهای عادی و در برابر حبسهای با کار (خدمت)، حبس مجرد به حبسی گفته می‏شود که محکوم در آن مجبور به انجام کار معینی نیست.
2. تشریح مصادیق تقصیر و همچنین کیفیات مشدده جرایم رانندگی از حوصله این مقاله خارج است و نوشتار جداگانه‏ای می‏طلبد. برای اطلاع بیشتر بنگرید به محمدعلی اردبیلی، حقوق جزای عمومی، ج اول، انتشارات میزان، 1379، صص 247 تا 249.
________________________________________
الف) صدمه‏های بدنی غیرعمدی موجب حبس تأدیبی تا شش ماه
ماده 3 قانون تشدید مجازات رانندگان پیش‏بینی می‏کرد: «هرگاه راننده یا متصدی وسیله موتوری به واسطه بی‏احتیاطی و یا عدم مهارت موجب صدمه بدنی شود که معالجه آن کمتر از دو ماه یا دو ماه به طول انجامد و یا موجب سلب قدرت کار از مصدوم در مدت کمتر از دو ماه گردد، به حبس تأدیبی از دو ماه تا شش ماه محکوم و با گذشت مدعی خصوصی، تعقیب مجرم موقوف می‏گردد».
ب) صدمه‏های بدنی غیر عمدی موجب حبس تأدیبی تا دو سال و جزای نقدی تا ده هزار ریال
در این زمینه ماده 4 قانون تشدید مقرر می‏داشت: «هرگاه راننده یا متصدی وسایل موتوری به واسطه بی‏احتیاطی یا عدم رعایت نظامات دولتی و یا عدم مهارت موجب صدمه بدنی شود که معالجه آن بیش از دو ماه به طول بینجامد و یا موجب سلب قدرت کار از مصدوم زاید بر دو ماه بشود و یا باعث ضعف دایم یکی از حواس ظاهر یا یکی از اعضای بدن بشود و یا باعث از بین رفتن قسمتی از عضو مصدوم گردد، بدون آنکه عضو از کار بیفتد و یا باعث وضع حمل زن قبل از موعد طبیعی شود، مرتکب به حبس تأدیبی از سه ماه الی دو سال و جزای نقدی از دو هزار ریال الی 10 هزار ریال محکوم و با گذشت مدعی خصوصی، تعقیب مجرم موقوف می‏شود».
ج) صدمه‏های بدنی غیرعمدی موجب حبس تأدیبی تا سه سال و جزای نقدی تا سی هزار ریال
ماده 5 قانون تشدید در این مورد اشعار می‏داشت: «هرگاه صدمه بدنی غیرعمدی که به جهات مندرج در ماده چهار واقع شود، موجب مرض جسمانی یا دماغی که غیرقابل علاج باشد و یا از بین رفتن یکی از حواس ظاهر و یا نقصان یا از کار افتادن عضوی از اعضای بدن که یکی از وظایف ضروری زندگی انسان را انجام می‏دهد و یا از بین رفتن قوه تناسلی یا نقصان دایم در نطق یا تغییر شکل دایمی عضو یا صورت
________________________________________
شخص یا سقط جنین شود، مرتکب به حبس تأدیبی از شش ماه تا سه سال و غرامت از سه هزار ریال الی سی هزار ریال محکوم می‏شود.»
از مجموع مواد ذکر شده نکات زیر استفاده می‏شود:
نخست آنکه همانند قتل غیرعمدی ناشی از تخلفهای رانندگی موضوع ماده یک، مصادیق خطا (تقصیر) تقریبا تکرار شده بود، بجز در ماده سه که به نظر می‏رسد ناشی از غفلت و مسامحه مقنن بوده باشد. دوم آنکه میزان مجازات حبس بستگی به طول مدت درمان و معالجه صدمه وارد شده داشت چنان که مجازات حبس مذکور در ماده سه به واسطه مدت درمان دو ماه یا کمتر از آن، خفیف‏تر از حبس مذکور در ماده چهار بود که مدت درمان آن بیش از دو ماه تعیین شده بود.
همین سخن درباره جزای نقدی مقرر در ماده 4 نیز صادق است. چنان که در این ماده ـ برخلاف ماده 3 ـ در کنار حبس، جزای نقدی نیز تعیین شده بود که می‏توان دلیل آن را علاوه بر طولانی‏تر بودن مدت درمان، وخیم‏تر بودن صدمه‏های بدنی مذکور در این ماده (ماده چهار) نسبت به ماده قبل (ماده سه) دانست.
و سرانجام اینکه در دو ماده سه و چهار شاکی (مدعی) خصوصی می‏توانست در صورت تمایل گذشت نماید که حسب مورد منجر به توقف تعقیب یا اجرای حکم می‏شد، ولی در ماده پنج نظر به اهمیت موضوع و وخامت موارد مذکور در آن، چون مرض غیرقابل علاج یا تغییر شکل دایم عضو و یا سقط جنین، قانونگذار با سلب اجازه گذشت از شاکی شدت عمل بیشتری نسبت به مرتکب نشان داده بود.
4ـ کیفیات مشدده صدمه‏های بدنی غیرعمدی رانندگی
علاوه بر آنکه پاره‏ای عوامل در قتل غیرعمدی ناشی از رانندگی ـ به شرحی که در ماده دو گذشت ـ سبب تشدید مجازات راننده متخلف می‏گردید، چنانچه همان کیفیات در صدمه‏های بدنی غیرعمدی رانندگی تحقق می‏یافت، از موجبات تشدید مجازات در این موارد نیز محسوب می‏شد. ماده یازدهم قانون تشدید مجازات رانندگان در این زمینه چنین مقرر کرده بود:
________________________________________
«در مورد مواد سه و چهار و پنج، هرگاه راننده و یا متصدی وسایل موتوری در موقع جرم مست بوده و یا زیادتر از سرعت مقرر حرکت می‏کرده و یا آنکه دستگاه موتوری را با وجود نقص و عیب مکانیکی به کار انداخته باشد به حداکثر مجازات مذکور در مواد فوق محکوم خواهد شد».
چنان که ملاحظه می‏شود سه مورد از کیفیات مشدده (نداشتن پروانه رانندگی، عدم مراعات لازم در محلهایی که برای عبور پیاده‏رو علامتهای مخصوص گذارده شده و نیز رانندگی در محلهایی که عبور از آنها ممنوع است) در ماده 11 به چشم نمی‏خورد. در توجیه این مطلب ممکن است گفته شود از آنجا که ماده 11 ناظر به تشدید مجازات راجع به صدمه‏های بدنی غیرعمدی رانندگی است، پس قانونگذار خواسته است با تحدید کیفیات مشدده در این مورد (که نسبت به ماده دو ـ در باب قتل غیرعمدی ـ سبکتر است) نوعی نرمش و ملایمت نشان دهد، ولی از آنجا که در چند مورد دیگر از این قانون، قانونگذار موارد مبرهنی (نظیر خطای عدم رعایت نظامات دولتی در ماده سه) را ذکر ننموده، بنابراین همان طور که پیشتر نیز اشاره شد به نظر می‏رسد مورد ماده 11 نیز از باب تسامح مقنن بوده باشد.
در پایان این قسمت، رأی شماره 106 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مورخ 16/11/1353 که در رابطه با مسأله گذشت در مورد ماده 11 قانون تشدید 1328 است، از نظر می‏گذرد:
«نظر به اینکه ماده یازده قانون تشدید مجازات رانندگان ناظر به تعیین کیفیات مشدده مجازاتهایی است که موضوع مادتین (3) و (4) آن قانون می‏باشد و متضمن تعیین جرم جداگانه نیست بنابراین ایراد صدمه بدنی موضوع ماده چهار قانون مذکور با جهات مقرر در ماده یازده آن نیز قابل گذشت خواهد بود».
________________________________________
گفتار دوم
واکنش قانونگذار نسبت به جرایم رانندگی عمدی
آنچه تاکنون در مورد جرایم ناشی از تخلفهای رانندگی گذشت، در چهارچوب جرایم غیرعمدی به واسطه تقصیر (شامل بی‏احتیاطی، عدم مهارت راننده و عدم رعایت نظامات دولتی) می‏گنجید، ولی حالتهایی نیز وجود دارد که راننده با وسیله نقلیه خود مرتکب جرایم عمدی می‏گردد. به بیان دیگر، وسیله نقلیه خود را وسیله ارتکاب جرم عمدی قرار می‏دهد و بدین ترتیب امنیت جامعه را به خطر می‏اندازد. قانونگذار ایران برای مبارزه با چنین امری در 5 دی ماه 1335 ماده واحده‏ای با عنوان طرح قانونی مربوط به تشدید مجازات رانندگان متخلف وضع نمود که طی آن پیش‏بینی می‏کرد: «هر راننده‏ای اعم از آنکه شغل او رانندگی باشد یا نباشد شخصا و یا با شرکت دیگری به قصد قتل یا سرقت اموال یا هتک ناموس، مرتکب ربودن شخص یا اشخاصی که در آن وسیله نقلیه است بشود، در صورت وقوع قتل محکوم به اعدام است و دادرسان حق ندارند مجازات را حتی یک درجه تخفیف دهند و در صورت وقوع سرقت و یا هتک‏ناموس به عنف، به حبس دایم و در صورت شروع به قتل یا سرقت و یا شروع به هتک ناموس به عنف، به حبس جنایی درجه یک از پنج سال تا پانزده سال مجازات خواهد شد».(1)
______________________________
1. با توجه به موازین قانونی کنونی، مجازات قاتل عمدی: قصاص، و هتک ناموس در قالب زنای به عنف و اکراه نیز موجب قتل زانی مکره است و در مورد سرقت نیز برحسب آنکه مستوجب حد یا تعزیر باشد، احکام ویژه آن جاری است. در زمینه آدم‏ربایی و شروع این جرایم نیز در حال حاضر باید به قانون تعزیرات 1375 مراجعه نمود.
________________________________________
گفتار سوم
مقررات مربوط به جرایم ارتکابی به وسیله موتور سیکلت
در دهه‏های اخیر موتورسیکلت به عنوان وسیله نقلیه‏ای کم مصرف و کارآمد در کنار اتومبیل، خود نمایی کرده و مورد استفاده مردم قرار گرفته است، ولی متأسفانه قانون‏شکنان آن را نیز وسیله ارتکاب تخلفها و جرایم خود قرار داده‏اند. با این اوصاف بر آن شدیم که مقررات ناظر بر تخلفهای مربوط به موتورسیکلت را زیر گفتار جداگانه‏ای بررسی نماییم.
در چهارم اسفند ماه 1355 برای برخورد قانونی با موتورسیکلت سواران متخلف، ماده واحده‏ای به همراه سه تبصره به تصویب رسید که به افسران و درجه‏داران دیپلمه پایتخت اجازه می‏داد در محدوده قانونی شهر تهران، رانندگان موتورسیکلت یا موتور گازی را که در پیاده‏رو مبادرت به رانندگی کرده و یا در جهت خلاف مسیر مجاز حرکت می‏نمودند و یا به وسیله لوله اگزوز، به طور عمدی صدای ناهنجاری ایجاد می‏کردند، متوقف نموده و علاوه بر اخذ جرایم مذکور در آیین‏نامه اجرایی قانون نحوه رسیدگی به تخلفها و اخذ جرایم رانندگی، موتور سیکلت یا موتور گازی آنان را از سه ماه تا شش ماه با توجه به نوع تخلف توقیف نمایند. در تبصره یک این قانون، اجازه اجرای قانون در سایر شهرها موکول به پیشنهاد وزارت کشور و تصویب هیأت وزیران شده بود. در تبصره 2 نیز قید گردیده بود که اگر عمل متهم با ماده جزایی دیگری قابل انطباق باشد، اجرای این ماده مانع تعقیب کیفری او نخواهد بود (تعدد معنوی).
جمع‏بندی مطالب بخش نخست
در یک جمع‏بندی از مطالب عنوان شده در بخش نخست این نوشتار چنین می‏توان گفت که سیاستگذاریها قانونگذاران گذشته ایران در قبال جرایم و تخلفات رانندگی، بیشتر بر پایه تدابیر قهرآمیز و سرکوبگر کیفری یا به تعبیر دیگری همان مجازاتهای معروف حقوق جزا استوار بوده است و بنابراین در این دوران باید بیشتر از سیاست
________________________________________
کیفری سخن گفت تا سیاست جنایی. حبس و جزای نقدی (غرامت)، متداولترین کیفرهای مورد استفاده قانونگذاران پیش از انقلاب بود و در بیشتر موارد با پیش‏بینی هر دو مجازات با یکدیگر (همچون قانون تشدید مجازات رانندگان 1328) مقنن شدت عمل بیشتری نسبت به رانندگان متخلف نشان داده بود.
البته نباید فراموش کرد که در کنار این سیاست کیفری، در پاره‏ای موارد ـ بویژه آنجا که سخن از تخلفهای صرف رانندگی، بدون انجامیدن به جرایمی چون قتل و جرح و ضرب بود ـ قانونگذار به نوعی به «پیشگیری» نیز نظر داشته است. نظیر ماده واحده تشدید مجازات موتور سواران (1355) که به توقیف موتور سیکلت راننده متخلف، از سه تا شش ماه اشاره کرده است. همچنین محرومیت راننده وسیله موتوری از تصدی آن، به مدت 5 تا 10 سال در مورد قتل غیرعمدی ناشی از تخلفات رانندگی (برابر ماده2 قانون تشدید مجازات رانندگان 1328)، دیدگاه پیشگیرانه مقنن را بیان می‏دارد، که البته هر دو مورد ناظر به پیشگیری از تکرار جرم (تخلف) ـ جرم دومین(1) هستند. و بنابراین در اینجا می‏توان از «پیشگیری خاص» سخن گفت.
علاوه بر این، نباید از نظر دور داشت که صرف وضع مقررات کیفری در قانون جزا دارای جنبه پیشگیرانه است. به بیان دیگر، قانونگذار، قوانین کیفری را به امید ارعاب و در نتیجه، پیشگیری از ارتکاب جرایم افراد جامعه (جرم نخستین)(2) وضع می‏کند و بنابراین در اینجا باید از «پیشگیری عام» سخن به میان آورد.(3)
______________________________
(جرم ثانوی)1. Secondary offence
2. First offence
3. هرچند می‏دانیم با این وجود همواره تعدادی از انسانها هستند که منافع خویش را در نقض مقررات مزبور دیده و لذا با پشت سر نهادن مانع قانون، دست به ارتکاب جرم می‏زنند.
________________________________________
امام علی بن‏ابیطالب
البخل بالموجود، سوءالظن بالمعبود
بخل ورزیدن نسبت به مال موجود، در حقیقت
بدگمانی به خداست.

مختصر ایین نامه راهنمایی و رانندگی

Test drive . ترب ' ایسام ' طاقچه

فصل اول : قوانین و مقرارت راهنمایی و رانندگی فصل دوم: رانندگی ایمن
فصل سوم :آشنایی با سیستمهای فنی خودرو وسرویس و نگهداری
فصل چهارم: فرهنگ رانندگی
فصل پنجم: امداد و نجات
فصل ششم : آلودگی های ترافیک
مراجع

فصل اول : قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی فصل دوم:رانندگی ایمن

همان طور که از نام این فصل پیداست، در این فصل شما هنرجویان با قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی کشور آشنا می شوید.

به طور مثال:
معاینه فنی چیست؟
گواهی انجام معاینه فنی که از سوی ستادهای معاینه فنی خودرو یا مراکز فنی مجاز صادر و برگه به درخواست کننده تحویل و برچسب به سمت راست شیشه جلو الصاق می گردد.
بزرگراه: راهی است که حداقل دارای دو خظ عبور در هر طرف بوده و ترافیک دو طرف آن به وسیله مواتع فیزیکی از هم جدا شده باشد و به طور معمول دارای تقاطع های غیر همسطح است. بزرگراه می تواند تعدد معدودی تقاطع همسطح کنترل شده نیز داشته باشد.

ایستادن: ایست وسیله نقلیه در زمان کوتاه.
-ایستادن ممنون (توقف مطلقه ممنون): است.تابلو ایستادن ممنوع
وسیله نقلیه برای هر مدت ممنون است.
تقاطع: محدوده ای است که در آن دو یا چند مسیر به صورت همسطح یا غیر همسطح با یکدیگر تلاقی می کنند.
کمربند ایمنی: تسمه ای که نیم تنه بالای راننده و هر یک از سرنشینان را تحت کنترل و مهار ایمن خود قرار می دهد.
هدایت و کنترل ترافیک از سوی ماموران صلاحیت دار با فرمان های زیر انجام می گیرد:
مثال : بلند کردن دست به طور عمودی – مفهوم این حرکت برای کلیه استفاده کنندگان از راه به معنای توجه توقف خواهد بود. این علامت، رانندگانی را که پیشتر وارد محوطه تقاطع شده اند ملزم به توقف نمی سازد.
مفهوم رنگ ها در علائم عبور و مرور
رنگها در علائم عبور و مرور معنا و مفهوم خاصی دارند، که در زیر به چند مورد اشاره می کنیم:
رنگ قرمز: منع کننده یا ایست
رنگ سبز: حرکات مجاز، راهنمای مسیر در بزرگراه ها و امکان مذهبی
رنگ زرد: هشدارهای عمومی و هشدار برای انجام «عملیات ساختمانی» و یا «تعمیر و نگهداری»

انواع تابلوهای راهنمایی و رانندگی
۱- تابلوهای بازدارنده یا انتظامی
۲- تابلوهای هشدار دهنده یا اخظاری
۳- تابلوهای آگاهی دنده یا اخباری
مقررات رانندگی – مسیر و جهت عبور
رانندگان کلیه وسایل نقلیه موظفند از خظ عبور یا مسیری عبوری سمت راست راه حرکت نمایند.
مقررات رانندگی – سرعت
در راه های و مناطقی که میزان سرعت رانندگی به وسیله تابلو یا علایم دیگر راهنمایی و رانندگی معین نگردیده است، سرعت مجاز برای رانندگان وسایل نقلیه به قرار زیر میباشد:
اول در شهرها ومناطق مسکونی
الف: معابر شریانی درجه یک
۱- آزاد راهها حداقل ۷۰ و حداکثر ۱۲۵ کیلومتر در ساعت
۲- بزرگراه ها حداکثر ۱۰۰ کلیومتر در ساعتمقررات سرعت
ب: معابر شریانی درجه دو
۱- خیابانهای شریانی اصلی حداکثر ۶۰ کیلومتر در ساعت
۲- خیابانهای شریانی فرعی حداکثر ۵۰ کیلومتر در ساعت
پ: معابر محلی
در این معابر و میدان ها حداکثر ۳۰ کیلومتر در ساعت

-تردد اتوبوس، مینی بوس و انواع بارکشها به استثنا، وانت ها در خط سوم (سرعت) آزاد راههای شهری ممنوع است.
-حداکثر سرعت مجاز برای وسایل نقلیه موتوری در هر یک از خط های عبوری آزاد راهها با توجه به شرایط محل به وسیله علایم تعیین می گردد. (نکته این بخشی از مقررات سرعت بود فقط برای مثال).
مقررات رانندگی – سبقتمقررات سبقت
– رانندگانی که قصد سبق گرفتن از وسایل نقلیه را که در جهت آنان حرکت می نمایند دارند، در محل های مجاز و در صورت لزوم پس از روشن کردن چراغ راهنما و یا با دادن علامت لازم تنها از سمت چپ آنها سبق گیرند و پس از سبق و طی مسافت کافی، بار دیگر با روشن کردن چراغ راهنما و یا دادن علامت به طرف راست راه متوجه و در مسیر قبلی خود قرار گیرند به نحوی که راه وسیله نقلیه ای که از آن سبقت گرفته شده بسته نشود یا موجب تصادف نشود.

مقررات رانندگی – حق تقدم با یک مثال:
در تقاطع هم عرض اگر دو سیله نقلیه ای که روبروی یکدیگر در حرکتند بخواهند با هم وارد خیابان مجاور واحدی شوند، حق تقدم عبور با وسیله ای است که به سمت راست گردش میکند.
مقررات رانندگی – گردش با یک مثال:
برای گردش به راست باید با توجه به سرعت و جهت و موقعیت وسایل نقلیه ای که در جلو و عقب حرکت میکنند با فاصله کافی و مناسب و با استفاده از چراغ راهنما و یا دادن علامت، وارد خط عبور سمت راست شده و به طور کامل از کنار تقاطع بگذرند.
مقررات مختلف رانندگی آیین نامه مهم با یک مثال:
رانندگان حق ندارند ضمن رانندگی، دخانیات استعمال نمایند یا خوراکی یا آشامیدنی میل کنند و استفاده از هرگونه وسایل و تجهیزات مانند تلفن همراه ممنوع می باشد.
باز گداشتن در صندوق عقب وسیله نقلیه در حال حرکت، یا نصب پرده، کرکره ممنوع می باشد.
گواهینامه پایه سوم برای رانندگی با وسایل نقلیه موتوری با حداکثر مجموع وزن و ظرفیت بار ۳٫۵ تن و یا حمل حداکثر ۹ نفر سرنشین با احتساب راننده برای متقاضیان صادر می گردد.

فصل دوم کتاب آیین نامه رانندگی – رانندگی ایمن:رانندگی ایمن

مواردی که در این فصل آماده شامل:
۱- بازدید خودرو شامل: بوق، سیستم روشنایی، شیشه های خودرو و …
۲- سرعت
۳- محدودیت سرعت
۴- سبقت – روش سبقت گرفتن
۵- مواد مخدر و نوشیندی های الکلی
۶- کمربند ایمنی
۷- حمل مسافر در قسمت بار یا صندوق عقب
۸- رانندگی در حالت خستگی و خواب آلودگی
۹- استفاه از تلفن همراه
۱۰- سایر کاربران راه
۱۱- ایمنی حرکت در دید عقب
۱۲- رعایت فاصله طولی ایمن
۱۳- رانندگی در شرایط مختلف
۱۴- تقاطع با راه آهن
۱۵- خودروهای حمل و نقل عمومی
۱۶- چراغ راهنمایی و رانندگی
۱۷- پیش بینی در رانندگی
۱۸- تقاطع ها
۱۹- حرکت در آزاده راه ها
۲۰- محدودیت های روحی و جسمی راننده
۲۱- توقف
۲۲- پارک
۲۳- ده توصیه برای رانندگی ایمن

فصل سوم کتاب آیین نامه رانندگی: آشنایی با سیستم های فنی خودرو و سرویس و نگهداری

بخش فنی خودرواین فصل در نسخه جدید کتاب آیین نامه رانندگی اضافه شده و مربوط به قسمت های فنی خودرو می باشد، شامل موارد زیر میباشد:
۱- آشنایی اولیه با چند اهرم و پدال مهم کنترلی
۲- آشنایی با ظاهر خودرو
۳- راه اندازی خودرو
۴- آشنایی با سیستمهای فنی خودرو: موتور،صافی هوا، سیستم انتقال قدرت و …
۵- سرویس و نگهداری خودرو: کنترل و تعویض روغن موتور، فیلتر روغن، روغن گیربکس و دیفرانسیل و …

فصل چهارم کتاب آیین نامه رانندگی – فرهنگ رانندگی:

این فصل درباره فرهنگ رانندگی، رانندگی ایمن و رعایت قوانین، شخصیت اجتماعی صحبت شده از موارد مهم فرهنگ رانندگی میتواند به این مورد اشاره کرد: افردادی می توانند رانندگی کنند که گواهینامه رانندگی دریافت نموده اند و اشخاصی که گواهینامه رانندگی اخذ نموده اند حقی برای آنان ایجاد نشده است، بلکه امتیازی است که در چارچوب قانون می توان آن را از متجاوزین به قوانین و مقرارت سلب نمود.

در تصادف با دوچرخه مقصر کیست؟

یسنا باقرفر از کی

قانون تصادف با دوچرخه سوار

دوچرخه در بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان یک وسیله نقلیه برای استفاده روزانه کاربرا شناخته می‌شود. به همین دلیل برای دوچرخه سواران مسیرهای اختصاص داده شده است تا احتمال تصادف با دیگر وسایل نقلیه را به حداقل برسانند. اما در کشور ایران مانند دیگر کشورهای در حال توسعه دوچرخه سواران هنوز از همچین امکاناتی برخوردار نیستند. حضور دوچرخه سواران در پیاده روها و خیابان‎هایی که برای اتومبیل‌ها در نظر گرفته شده است معمولا باعث تصادفات بسیاری می‌شود. این تصادفات ممکن است با ماشین‌ها، عابرین پیاده، ماتورها و یا حتی دیگر دوچرخه‌ها باشد. برای همین قوانینی برای این تصادفات وضع شده است. اما قانون تصادف با دوچرخه سوار دقیقا چیست و در شرایط مختلف حق را به چه کسی می‌دهد؟ با ما همراه باشید تا درباره آن بیشتر بدانیم.

فهرست مطالب

  • آیا دوچرخه وسیله نقلیه محسوب می شود
  • قانون تصادف دوچرخه با ماشین به چه صورت است
  • در تصادف موتور با دوچرخه مقصر چه کسی است
  • قانون تصادف دوچرخه با عابر پیاده
  • بهترین راه برای جبران خسارت‌های تصادفات دوچرخه سواری چیست؟
  • پوشش بیمه شخص ثالث برای تصادف خودرو با دوچرخه

آیا دوچرخه وسیله نقلیه محسوب می شود

علیرغم اینکه بسیاری از دوچرخه سواران خود را در دسته عابرین پیاده تصور می‌کند؛ مطابق با قوانین راهنمایی و رانندگی دوچرخه نوعی وسیله نقلیه غیر موتوری محسوب می‌شود. این به این معنی است که برای دوچرخه باید مسیر ویژه‌ای در سطح شهر ایجاد شود. از سوی دیگر دوچرخه هم مانند دیگر وسایل نقلیه ملزم به رعایت قوانین راهنمایی رانندگی هستند. یکی از بزرگترین چالش‌های دوچرخه سواران این است همشهریان و رانندگان دیگر خودروها آن را وسیله نقلیه محسوب نمی‌شود حریم آن به خوبی رعایت نمی‌شود.

قانون تصادف دوچرخه با ماشین به چه صورت است

یکی از بزرگترین ترس‌ها و دغدغه‎های دوچرخه سواران، تصادف کردن آن‌ها با خودروهای دیگر در خیابان است. تصادفات دوچرخه با ماشین مانند دیگر تصادفات وسایل نقلیه از قوانین راهنمایی رانندگی طبیعت می‌کند و مسئول جبران خسارات وسیله نقلیه مقصر خواهد بود. بهتر است که اگر در همچین تصادفی قرار گرفتید تا رسیدن پلیس راهنمایی و رانندگی و ثبت کروکی منتظر بمانید. پلیس معمولا گزارش صحنه تصادف را ثبت می‌کند و پس از راننده خطی شناسایی می‌شود.

در تصادف موتور با دوچرخه مقصر چه کسی است

قانون تصادف با دوچرخه سوار در راستا و بخشی از قوانین راهنمایی و رانندگی است. از آنجایی که دوچرخه‌ها و موتورهای معمولا به دلیل ابعادی که دارند از مسیرهای مشترکی عبور می‌کنند امکان تصادف بیشتری باهم دارند. در زمان وقوع تصادف بین موتور و دوچرخه، هنگامی که موتور سوار سهل انگاری کرده و باعث تصادف شده باشد، دوچرخه سوار آسیب دیده حق درخواست جبران خسارات دارد. در این شرایط موتور سوار باید عدم سهل انگاری خود را ثابت کند. در صورت عدم اثبات، پرداخت خسارات اگر موتور دارای بیمه باشد توسط شرکت بیمه تامین می‌شود.

تصادف ماشین با دوچرخه

قانون تصادف دوچرخه با عابر پیاده

خیلی از مواقع ممکن است که دوچرخه سواران با عابرین پیاده در حال گذر یا ایستاده در گوشه خیابان یا پیاده رو برخورد کند. در این شرایط ممکن است به خود راکب دوچرخه، بدنه دوچرخه یا عابر پیاده آسیبی وارد شود. در چنینی شرایطی پس از مشخص شدن مقصر اصلی تصادف و میزان خسارات به بار آمده، مقصر مجبور به جبران خسارات می‌شود.

بهترین راه برای جبران خسارت‌های تصادفات دوچرخه سواری چیست؟

اگر دوچرخه را به عنوان وسیله حمل و نقل شخص خود و یا برای تفریح انتخاب کرده‎اید و به صورت مداوم از آن استفاده می‌کنید حتما به این موضوع فکر کرده‌اید؛ در صورت تصادف بهترین راه برای جبران خسارت‌های وارد شده کدام راه حل است؟ خرید دو بیمه مسئولیت و حوادث بهترین راه حل برای پوشش این خسارات است. اگر دوچرخه سوار ی را به عنوان ورزش حرفه‌ای دنبال می‌کنید هم می‌توانید از طریق سامانه کمیته خدمات درمانی فدراسیون ورزشی یک بیمه دوچرخه سواری بخرید. البته شرکت بیمه سامان، به تازگی نوعی بیمه دوچرخه که شامل پوشش بیمه مسئولیت در قبال اشخاص ثالث، بیمه بدنه و سرقت می‌کنند. او برای همه دوچرخه سواران، چه حرفه‎ای‌ها چه آن دسته از آن‌ها که دوچرخه سواری را به عنوان تفریح قلمداد می‌کنند مناسب است.

پوشش بیمه شخص ثالث برای تصادف خودرو با دوچرخه

همانطور که در بالا گفته شد، در هنگام رخ دادن تصادف بین ماشین و دوچرخه، قوانین تصادف وضع شده از طرف راهنمایی و رانندگی صادق است. از آن جایی که داشتن بیمه شخص ثالث برای همه وسایل نقلیه موتوری اجباری است، اگر تصادف ماشین مقصر باشد بیمه شخص ثالث جبران خسارات وارد شده به موتورسوار را به عنوان شخص ثالث به عهده می‌گیرد. جبران خسارات وارده به بدنه خودرو هم به عهده بیمه بدنه خریداری شده از سوی راننده ماشین خواهد بود. اما در صورتی که راکب دوچرخه مقصر اصلی تصادف شناخته شود صرف نظر از اینکه این دوچرخه سوار چه سنی دارد، خسارات بدنی وارد شده توسط صندوق تامین خسارتهای بدنی پرداخت می‌شود

مهم ترین قوانین دوچرخه سواری در جهان / تاریخچه دوچرخه سواری

تاريخچه دوچرخه سواري

دوچرخه وسيله ای است مكانيكي كه با استفاده از قدرت حركتي پاها به هر شكلي قادر به حركت و جابه جایی است . اين وسيله در ابتدايي ترين شكل در ۲۳۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح در كشورهايي همچون چين ، مصر و هند ديده شده و بر روي ديواره غارها نيز اشكالي از آن موجود است .
لفظ دوچرخه از كلمه يوناني به نام KYKLOS گرفته شده و بعدها اين ريشه يوناني در زبان لاتين به كلمه BICYCLE تبديل گرديد ، كلمه پيشوند BI به مفهوم عدد دو و كلمه پسوند CYCLE به معني دايره و به عباراتي طوقه است . به هر صورت اولين دوچرخه شناخته شده رسمي در تاريخ اين وسيله ((سله ريفر)) نام دارد كه از یک تکه چوبي تشكيل شده و با استفاده از پاها در حالتي شبيه به راه رفتن اين وسيله را به طرف جلو و عقب هدايت مي كرده اند .

رسما در سال ۱۶۹۰ (سيوارك) فرانسوي لقب اسب چوبي به اين وسيله بدون چرخ را داد و تا سال ۱۷۹۰ وسيله مذكور چوبي را به اشكال مختلفي همچون مار ، اسب ، و … مي ساختند كه وسيله اي بود مورد توجه كودكان و به عنوان ابزاري براي بازي مورد استفاده آنان قرار مي گرفت . اسبهاي چوبي در فرانسه تكامل بيشتري يافتند ، به نحوي كه با پا به زمين زدن و حالت مشابه راه رفتن سرعت حركتي اين وسيله در سطوح افقي و سراشيبي تا ۵ كيلومتر در ساعت ثبت (سله ريفر) شده است . اين تكه چوب افقي در اشكال مختلف در آن زمان مورد توجه اهالي پاريس واقع نگرديد و استقبال شايسته اي از اين وسيله براي براي سنين بزرگسال در فرانسه ذكر نشده است .

تاريخچه تكاملي و تكميل دوچرخه را بر اساس تغيير اين وسيله در زير مشاهده مي فرمائيد .
۱۸۱۶: در اين سال فردي آلماني به نام « وندريز» فرمان را به « سله ريفر » اضافه نمود ولي كماكان با استفاده از حركت پاها بر روي زمين ، حركت آن امكان پذير بوده است ( سرعت به ۱۵ كيلومتر رسيد).
۱۸۱۷:در اين سال دوچرخه كامل تري توسط « براون فون درياس» از شهر كالسروهه ساخته شد، كه داراي يك زين كوچك بود.« دنيس جانسون » يكي از دوچرخه هاي فون درياس را باخود به كشور انگلستان برد تا نمونه هايي از روي آن ساخته و يا آن را تكميل تر نمايد. در اين شرايط و در كنار اين هدف ، او اقدام به برگزاري كلاس هاي آموزشي براي استفاده از اين وسيله نمود و مشتاقان زيادي براي فراگيري اين فن به او مراجعه كردند . كم كم در كشور انگلستان دوچرخه و دوچرخه سواري بعنوان يك سرگرمي محبوب و متداول و جذاب رواج يافت .
۱۸۱۸: يك فرانسوي به نام « بارون ساوربرن » دوچرخه ديگري را طراحي كرده و ساخت . چرخ جلويي اين دوچرخه ، بسيار بزرگ و چرخ عقبي آن كوچك بود و در اين شرايط به چرخ جلويي و بزرگ يك طناب حلقوي به صورت دايره واربسته شده بود كه باكشيدن آن با دست، چرخ جلو به حركت در مي آمد واین وسيله حركت مي كرد . اين نوآوري ، وسيله مذكور را براي دوچرخه سواران به صورت يك مهارت در آورد به نحوي كه بند بازان در سيرك از اين وسيله بعنوان ابزاري تفريحي و سرگرم كننده براي مردم استفاده نمودند .
۱۸۲۱: « لوئيس گوهبر » دوچرخه ديگري را مشابه با دوچرخه ساوربرن ساخت اما به جاي طناب از وسيله اي مشابه با زنجير دوچرخه هاي امروزي استفاده نمود و اين كار موجب شد تا حركت دوچرخه تسهيل گردد.
۱۸۳۴: يك آهنگر اسكاتلندي به نام « مك ميلان» به دوچرخه هاي موجود پنجه ركاب ابتدايي را اضافه كرد تا ديگر احتياجي به فشار پا بر روي زمين نباشد. او در طي ۵ سال ، كار جدي بر روي اين وسيله در اشكال ويژه اي همانند كالسكه براي استفاده در مزارع و به جاي اسب انجام داد.
دوچرخه مك ميلان امروزه در موزه شهر لندن در معرض ديد همگان قرار دارد.

تاریخچه دوچرخه سواری

۱۸۳۹: اسكاتلندي ديگري به نام « كيرك پاتريك » دوچرخه ركابدار را به شكل كامل تري تهيه و در دسترس مردم قرار داد.
۱۸۶۰: كارخانه دار فرانسوي به نام « پيرميشو» مهندس جواني را به نام « پيرلالمنت » براي تغيير در ساختار دوچرخه استخدام نمود. او قسمت هايي از دوچرخه را كه از چوب ساخته شده بود با لوله هاي آهني تعويض كرده و بخش خارجي چرخ هاي چوبي را با نوارهاي لاستيكي ضخيم پوشانيد .
۱۸۶۱: دوچرخه ساخته شده پيرميشو به نام « ولوسپيديا ولوسي پتل» معروف گرديد. هر چند اين وسيله قديمي نسبت به دوچرخه هاي امروزي وسيله راحتي نبود اما اولين دوچرخه ترمز دار در دوران خود محسوب مي شد ولي از زنجير و دنده در دوچرخه هاي آن زمان گزارشي ثبت نگرديده است .
۱۸۶۲: دوچرخه ولوسي پتل ساخت پيرميشو و پيرلالمنت مورد توجه آمريكائيان واقع شد ، لذا نمونه انتقال يافته به آمريكا را « بون شيكر » نامگذاري كردند. ركاب اين دوچرخه بر روي چرخ جلويي كه بزرگ بود استقرار يافته و عامل حركت این وسیله محسوب مي شد .

۱۸۶۷: در اين سال هنوز طوقه جلو بزرگ تر از طوقه عقب بود و پدال و ركاب به صورت ثابت در چرخ جلو تعبيه شده بودند. طوقه هاي چوبي را در اين زمان با طوقه هاي آهني تعويض كردند لذا وزن دوچرخه ، در حدود ۵۰ كيلوگرم گرديد. نام اين دوچرخه جديد « پني فارتنيك » لقب يافت .
۱۸۶۹: در اين سال اولين مسابقه رسمي در تاريخ دوچرخه سواري و به مسافت ۳۴ كيلومتر از شهر پاريس تا وروان با ۳۳۳ شركت كننده تدارك ديده شد. شركت كنندگان برتر قادر شدند با دوچرخه هاي جديد ، مسافت مذكور را ۳ ساعت و ۹ دقيقه طي كنند . اما قبل از این مسابقه، مسابقه ديگري در انگلستان به نام « هندون » درسال ۱۸۶۸ نيز ثبت شده است .
۱۸۷۰: هنوز تغيير چشمگيري در تكامل دوچرخه روي نداده است. چرخ جلو بزرگ و چرخ عقب هنوز خيلي كوچك مي باشد و براي تسهيل استفاده كنندگان از اين وسيله پله كوچكي را درست در بالاي چرخ عقب تا زين طراحي نموده اند . بهترين زمان ثبت شده در اين سال ۳۰ كيلومتر در ساعت اعلام و ثبت شده است .
۱۸۷۱: يك انگليسي به نام « جيمز استانلي » دوچرخه اي شبيه به « بون شيكر » ساخت كه داراي يك پدال در چرخ بزرگ جلو بود ولي كماكان هنوز چرخ عقب اين وسيله كوچك است .
۱۸۷۳: « هاري لاوسون» بر اساس الهام از نقاشي هاي «لئوناردو داوينچي » چيزي شبيه به زنجير را براي دوچرخه طراحي نمود و براي اولين بار نخستين دوچرخه زنجيردار به بازار آمد. زنجير اين چرخ به طوقه عقب وصل مي شد و با گردش آن توسط فشار پا ، دوچرخه را به حركت در مي آورد اما هنوز لاستيك هاي آن توپر بودند . اين دوچرخه هم اكنون در موزه ميلان ايتاليا موجود است .
۱۸۷۶: « ب اف .ال.دادز» از دانشگاه كمبريج لندن، دوچرخه ديگري را ساخت كه سرعت متوسط ۲۵ كيلومتر در ساعت را به نام خود ثبت کرده است و در اين زمان ركورد رسمي دوچرخه سواري از اين وسيله گرفته شد.
۱۸۷۹: ابداع ديگري توسط « باب توماس » در جهت افزايش سرعت دوچرخه انجام گرديد.او در مركز چرخ ها وسيله اي مشابه با بلبرينگ هاي امروزي قرار داد تا دوچرخه ، از سرعت بالاتري برخوردار گردد.
۱۸۸۱: در دهه ۱۸۸۰ دوچرخه هاي زنجيردار با اتصال به مركز چرخ عقب و با بلبرينگ به بازار آمد، توليد اينگونه دوچرخه ها، در سال ۱۸۸۱ توسط يك كارخانه چرخ خياطي به صورت سريال انجام گرديد. اين كارخانه چرخ خياطي چرخ عقب و چرخ جلو را به يك اندازه طراحي كرد و انقلابي را در اين وسيله ايجاد نمود.
۱۸۸۵: رسماً توليد دوچرخه در كشورهاي مختلف آغاز گرديد و « پني فارتينگ » ۵۰ كيلوگرمي با كاهش وزني در حدود ۱۰ كيلوگرم هنوز هم مورد توجه همگان قرار داشت . سرعت اين دوچرخه به صورت متوسط ۱۹ كيلومتر در ساعت ثبت شده است . همچنين در سال ۱۸۸۵ اولين مسابقه قهرماني در ايتاليا به مسافت ۱۶۰ كيلومتر در شهر ميلان برگزار گرديد.
۱۸۸۸: شركت « دانلوپ» لاستيك هاي هوادار را به بازار عرضه نمود كه عمر آن در حدود ۵۰۰۰ كيلومتر اعلام گرديد . در پايان همين سال نيز يك گروهبان به نام « بلفاست» براي كمپاني دانلوپ ، لاستيك هاي تويي و رويي را همانند لاستيك هاي امروزي ساخت . نمونه هاي لاستيك اوليه شركت دانلوپ هنوز هم در موزه « ادينبور» در شهر لندن در معرض ديد همگان قرار دارد.
۱۸۹۲: رسماً خودرو و زنجير فرمان مشخص ، زين مناسب و طوقه به دوچرخه اضافه گرديد اما هنوز هم كماكان قطر طوقه جلويي كمي بزرگ تر از قطر طوقه عقب بوده است . در سال ۱۸۹۲IOC در شهر لندن و با عضويت چندين كشور اروپائي و آمريكايي ايجاد و اولين تشكل هاي دوچرخه سواري شكل گرفت .
۱۸۹۵: بر اساس ارزيابي هاي انجام شده در اين سال ا زهر ۲۷ نفر آمريكايي يك نفر داراي دوچرخه بوده و قيمت اين وسيله در يك قرن پيش با قيمت خريد يك اسب خوب برابري مي كرده است. درسال ۱۸۹۶ با شروع اولين دوره بازي هاي ورزشي المپيك ، رشته دوچرخه سواري نيز به عنوان يكي از رشته هاي ورزشي مستقل و پرطرفدار آن روز ، به جمع رشته هاي ورزشي افزوده و به شكل رقابتي اجرا گرديد.
اولين مسابقه جهاني :
۱۹۰۱:در ۱۶ ماه مه سال ۱۹۰۱ با حضور ۲۰ هزار تماشاگر مسابقات دوچرخه سواري جهان برگزار و « ژالكن» از فرانسه مقام اول و « ميجر تيلور» سياه پوست مقام دوم را كسب نمود.
۱۹۰۴: دومين دوره مسابقات دوچرخه سواري جهاني در اين سال برگزار و ۶۰ دوچرخه سوار در چند مرحله به مسافت ۳۸۹۰ كيلومتر به رقابت پرداختند در اين مسابقه كه به دليل درگيري دوچرخه سواران با هم تيراندازي هوايي توسط پليس انجام شد « موريس گارن » مقام اول را كسب كرد .
اولين مسابقه تور دور فرانسه :
۱۹۰۳: اولين دوره مسابقات دوچرخه سواري دور فرانسه به پيشنهاد روزنامه « اتوپاريس» به مسافت طولاني و در چند مرحله شكل گرفت ، كليه دوچرخه سواران زبده از نقاط مختلف جهان در آن شركت كردند . اين مسابقه در چند مرحله با ۶۰ دوچرخه سوار آغاز و در پايان۲۱ دوچرخه سوار به خط پايان رسيدند و « موريس گارن » مسافت ۲۴۲۸ كيلومتر را در ۹۴ ساعت و ۳۳ دقيقه به اتمام رسانيد .
از سال ۱۹۰۴ به بعد هر ساله مسابقه تور دور فرانسه با مسافت بيشتر و كيفيت بالاتر در زمان معين انجام گرديد.
براي مثال در سال ۱۹۰۳ (اولين دوره ) مسافت مسابقه ۲۴۲۸ كيلومتر و از آن سال به بعد روند روبه افزايش مسافت مسابقه ادامه داشت تا اين كه در سال ۱۹۲۶ مسافت تور دور فرانسه به ۵۷۴۵ كيلومتر رسيد و از آن سال به بعد سعي شد مسافت مسابقه بين ۴۰۰۰ تا ۴۸۰۰ كيلومتر حفظ شود تا اين كه در سال ۱۹۷۹ مسافت مسابقه به كمتر از ۴۰۰۰ كيلومتر و در سال ۲۰۰۳ اين مسافت به ۳۳۷۰ كيلومتر تقليل يافت . لازم به ذكر است اين مسابقه به استثناي سال هاي ۱۹۱۸-۱۹۱۵ و همچنين ۱۹۴۶-۱۹۴۰ در بقيه سالها انجام و در سال ۲۰۰۳ با قهرماني « لانس آرمسترانگ » پايان پذيرفت .
تاكنون ۵ نفر به اسامي : ژاك آنكيتل ، هينالت ، ايدوران ، ادي مركس و لانس آرمسترانگ توانسته اند ۵ بار قهرمان تور مذكور شوند.
۱۹۰۵: سومين دوره مسابقات تور دورفرانس با حضور ۶۰ دوچرخه سوار با اضافه كردن مسير كوهستاني آلپ به مسابقات در سال ۱۹۰۵ برگزار گرديد كه در پايان حدود۲۴ دوچرخه سوار به خط پايان رسيدند. «لويي تروسيله » معروف به « تروترو» در اين مسابقات به مقام اول رسيد .
۱۹۰۶: چهارمين دوره مسابقات تور فرانسه به مسافت ۴۴۵۰ كيلو

تاریخچه دوچرخه سواری

تاریخچه دوچرخه سواری در جهان

در عصر که ما در آن زندگی می کنیــم اکثر کارها ماشینی شده است و در مقابل ، فعالیت های بدنی مختصر و کوتاه گردیده است . در این شرایط وسیله ای که بتواند انسان را سریع تر به مقصد برساند و موجب تحرک جسمی نیز باشد مورد توجه قرار می گیرد . در اینجا وسیله ای به نام دوچرخه بســیار کار ساز است . دوچرخه وسیله ای ساده ،سبک و انفرادی است که هم برای رفت و آمد سریع تر و هم به منظور تفریح و سرگرمی و ورزش به کار می آید .

از همان سال های ابتدای اختراع دوچرخه ، کسانی که از این وسیله استفاده می کردند ، به تدریج در کار خود مهارت یافتند و به این نتیجه رسیدند که می توانند با هم به رقابت بپردازند و مسابقاتی برگزار نمایند .از ابتدای تاریخ ، انسان همواره در این آرزو بود که هر چه سریع تر بتواند از نقطه ای به نقطه دیگر برود.در سال ۱۶۹۰ اولین دوچرخه سوار به جهان معرفی گردید . او یک فرانسوی به نام سیوراک بود .نخستیــن مسابقه دوچرخه سواری درسال ۱۸۶۸ در محلی به نام هندون در انگلستان انجام شد . در سال ۱۸۷۷ اولین اتحادیه ملی دوچرخه سواران در انگلستان تأسیس شد. پایه های فـدراسیون بین المللی دوچرخه سواری در سال ۱۹۰۰با تأسیس اتحادیه بین المللی دوچرخه سواری ریخته شد و مرکز این اتحادیه در شهر پاریس بود

ایرانیان قدیم زمانیکه برای اولین بار این مرکب دوپا را دیدند اعتقاد داشتند که این وسیله نقلیه توسط شیاطین و پریان حرکت می کند چون کسی نمی تواند روی دوچرخ حرکت کند.

IMG_20231206_132428_905

دارالخلافه نشینان برای اولین بار در میدان مشق، چشمشان به جمال دوچرخه به همراه دو نوجوان ۱۵ و ۱۶ ساله با شلوارهای کوتاه تا بالای زانو که به نمایش گذاشته شده بود، افتاد. این مرکب دوپا، توسط انگلیسی ها وارد پایتخت قاجار شده بود و نزد تهرانیان قدیم به «مرکب شیطان» معروف بود، چراکه عوام بر این اعتقاد بودند که این وسیله نقلیه توسط شیاطین و پریان حرکت می کند چون که کسی نمی تواند، روی دوچرخ حرکت کند.

برهانشان این بود که می گفتند اگر کسی مرکبی را نگه ندارد خودش که نمی تواند خودش را نگه دارد، پس چگونه می تواند یکی را هم بالای خود بنشاند و راه ببرد و کسانی که سوار بر این وسیله محیرالعقول می شوند و پیچ و تاب می خورند، مطمئنا بچه شیطان هستند.

IMG_20231206_132432_495

افراد پیر و سالمند زمانی که دوچرخه را در گذرها و خیابان های تهران می دیدند گویا که غول یا آل را دیده باشند، فورا زیر لب بسم الله می گفتند. در هر صورت دوچرخه، دل بچه اعیان و پسر پولدارهای پایتخت را برده بود و خانواده هایی که دست شان به دهان شان می رسید مخصوصا حاجی ها و بازاری ها برای فرزندانشان این وسیله نوظهور را می خریدند.

اولین دوچرخه سازی

دوچرخه های نخستین که در تهران مورد استفاده قرار می گرفت از مارک های «هرکوس»، «رالی»، «بی .اس.آ» و «بیرمنگام» همگی ساخته کشور انگلستان بود. قیمت بهترین، بادوام ترین و خوش رکاب ترین نوع دوچرخه از ۱۰ تومان شروع می شد و به ۱۵ تومان می رسید که قیمت لوازم اضافی آن از جمله، قاب، ترک بند، بوق و امثال آن شامل دو تومان می شد.

با رایج شدن دوچرخه در دارالخلافه، دکان هایی برای فروش و تعمیر دوچرخه باز شد. جعفر شهری، مورخ و نویسنده کتاب تهران قدیم، اولین دوچرخه سازی تهران را دوچرخه سازی حسین آقاشیخ در خیابان ناصریه (ناصرخسرو) می داند که بعد از آن دکانی نیز توسط شخصی ارمنی تبار به نام «ادیک» در خیابان منوچهری دایر شد و به تدریج مغازه های دیگری در تهران برای کرایه و تعمیر دوچرخه عمومیت پیدا کردند و دوچرخه سازی یا دوچرخه فروشی جزو چشمگیرترین مشاغل در تهران قدیم محسوب شد.

کرایه دوچرخه ساعتی ۱۰شاهی بود و پنچرگیری هم ۱۰شاهی، روغن کاری دو شاهی و دیگر تعمیرات که شامل جوش کاری، شکست و بست، پره بندی ها، شل و سفت کردن زنجیر بود روی هم پنج، شش قران می شد.

عمومیت دوچرخه در تهران

خرید و کرایه دوچرخه در ابتدا برای تفریح و وسیله بازی پسران پولدار محسوب می شد اما کم کم دوچرخه از جنبه تفریحی خارج شد و جزو لاینفک اسباب کاسبان دوره گرد، دست فروشان و تعمیرکاران قفل و کلید شد. اما اکثر دوچرخه سواران تهران قدیم، حمال های ماست و حاملان چلوکباب بودند که تغارهای ماست را بر سر نهاده و سوار دوچرخه شده و به سرعت خود را به مقصد می رساندند یا شاگرد چلوپلوهایی که ظروف غذا را در مجمع می چیدند و با سرعت رکاب می زدند تا غذا را داغ به مشتری برسانند.

نظامنامه و دوچرخه سواری

با افزایش دوچرخه سواران در خیابان های پایتخت، برحسب پیشنهاد اداره تشکیلات نظمیه و تصویب وزارت داخله در ۲۳ مرداد ۱۳۰۵، نظامنامه دوچرخه سواری در ۲۰ ماده در روزنامه های کثیرالانتشار تهران به چاپ رسید.

IMG_20231206_133033_051

به موجب این نظامنامه، احدی بدون جواز تصدیق نمی توانست با دوچرخه در شهر و حومه حرکت کند، اشخاص زیر ۱۳ سال مطلقا حق سواری نداشتند و از ۱۳ تا ۱۸ سالگی کرایه کردن دوچرخه ممنوع بود، طبق این نظامنامه دوچرخه ها باید دارای بوق و زنگ باشند تا صدای آنها تا فاصله ۵۰ ذرع شنیده شود و از غروب آفتاب چراغ جلوی دوچرخه با نورسفید تا ۱۰ ذرع از مسافت را روشن کند و چراغ عقب با نور قرمز روشن باشد.

همچنین دوچرخه سوارها باید در محل های پرجمعیت، سر پیچ ها و محل تلاقی خیابان ها آهسته حرکت کنند و مجاز نیستند به هیات اجتماع وارد شوند مگر اینکه پشت سر هم و به فواصل معین باشد، حرکت از میان دسته های پیاده، سواری در پیاده رو و مسابقه در خیابان ها ممنوع است و اگر کسی قصد مسابقه دارد باید در نقاط مخصوص مسابقه دهند و از قبل نظمیه را مطلع و کسب اجازه کنند.

سواری دو نفر یا بیشتر یا سوار کردن اطفال و نمایش دادن روی دوچرخه و حمل اشیا در یک دست ممنوع است. دوچرخه سواران در نقاط پرجمعیت مجاز نیستند دو دست خود را از دسته دوچرخه بردارند و تعلیم دادن دوچرخه سواری در این نقاط ممنوع است.

نکته جالب در صدور گواهینامه دوچرخه در آن زمان این بود که هم خطاهای دارنده گواهینامه و هم محاسن و نکات مثبت دوچرخه سوار در آن قید می شده است و تنها به نقاط منفی دارنده گواهینامه نگاه نمی‌شده است و جالب‌تر آنکه صفحه حُسن رفتار جلوتر از صفحه سوء رفتار است.

همشهری آنلاین نوشت: موزه مردم شناسی اِوَز فارس سندی از وجود صدور گواهینامه دوچرخه در سال ۱۳۲۶ برای شخصی با هویت مرحوم احمد فریدی که آن زمان ۱۴ ساله بود، رونمایی کرد.

به گفته مدیر موزه مردم شناسی شهرستان اوز این سند تاریخی مبنی بر صدور گواهینامه دوچرخه در سال ۱۳۲۶ از سوی مسعود فریدی فرزند زنده‌یاد محمدعلی، برادر زاده احمد فریدی در ماه جاری(۱۴۰۰) به این موزه تحویل شده است.

شریف بازرگان در گفت وگو با ایرنا اظهار کرد: بر اساس این سند تاریخی مرحوم احمد فریدی فرزند عبدالله، متولد ١٣١٢ اهل اوز و دندانپزشک بوده که سالیان متمادی در آلمان می‌زیسته و در مهرماه ١٣٩٣ در آلمان به رحمت خدا رفته است.

وی افزود: گواهینامه مرحوم احمد فریدی، در سال ١٣٢۶ شمسی صادر شده، مجلّد و دارای چندین برگه و ابعاد آن ۱۲ در ۹/۵ سانتی‌متر است .

پنج صفحه اول آن سفید و در صفحه ششم، مشخصات صاحب گواهینامه، محل اقامت، تاریخ صدور و امضای رئیس کلانتری مستقل لار درج شده است. مُهر کلانتری لار و تمبر وزارت دارایی نیز در این صفحه دیده می‌شود. دارنده گواهینامه، آن زمان ١۴ ساله بوده است.

مدیر موزه مردم شناسی اوز گفت که در صفحه هفتم، عکس احمد فریدی هم الصاق شده است؛ صفحه های هشتم و نهم مخصوص درج حُسن رفتار دوچرخه سوار است.

تصویری قدیمی از گواهینامه دوچرخه در سال ۱۳۲۶/ سبقت و انحراف به چپ ممنوع!

بر اساس این گواهینامه صفحه دهم و یازدهم برای درج سوء‌ رفتار و خطاهای احتمالی دوچرخه‌سوار است.

تصویری قدیمی از گواهینامه دوچرخه در سال ۱۳۲۶/ سبقت و انحراف به چپ ممنوع!

به گفته بازرگان، نکته جالب در صدور گواهینامه دوچرخه در آن زمان این بود که هم خطاهای دارنده گواهینامه و هم محاسن و نکات مثبت دوچرخه سوار در آن قید می شده است و تنها به نقاط منفی دارنده گواهینامه نگاه نمی‌شده است و جالب‌تر آنکه صفحه حُسن رفتار جلوتر از صفحه سوء رفتار است.

تصویری قدیمی از گواهینامه دوچرخه در سال ۱۳۲۶/ سبقت و انحراف به چپ ممنوع!

پشت گواهینامه قید شده که دوچرخه‌سوار ملزم است همیشه گواهینامه، به همراه داشته باشد و تکرار چند تخلف دوچرخه‌ سواری همچون سرعت زیاد، سبقت و انحراف به چپ از موارد ضبط گواهینامه است؛ صفحات باقیمانده یعنی دوازدهم تا شانزدهم در این گواهینامه هم خالی است.

تصویری قدیمی از گواهینامه دوچرخه در سال ۱۳۲۶/ سبقت و انحراف به چپ ممنوع!

اما یکی از جالب ترین قوانین استفاده از دوچرخه در گذشته چنین بود که دوچرخه سوار باید برای استفاده از این وسیله نقلیه، دوره های آموزش را فرا می گرفت و تصدیق نامه (گواهینامه) اخذ می کرد.

در خبری که پیشتر یکی از خبرگزاری‌ها منتشر کرده بود رییس پلیس مرکز صدور گواهینامه راهور ناجا گفته بود: قدیمی‌ترین گواهینامه دوچرخه‌سواری که هم اینک در آرشیو پلیس راهور وجود دارد مربوط به ۷ شهریور سال ۱۳۴۵هجری شمسی است. بر اساس این خبر، حسن معینی متولد ۱۳۲۳ در ۲۲ سالگی موفق به اخد تصدیق نامه دوچرخه سواری شد.

موزه مردم شناسی اوز علاوه بر نگهداری اسناد و اشیای تاریخی، محلی برای برگزاری بسیاری از آیین ها و برنامه های متنوع فرهنگی و هنری در شهرستان اوز و خطه جنوب فارس است که بسیاری از حامیان آن نیز مقیم کشورهای خارجی و حوزه خلیج فارس هستند

در این مطلب خواهید خواند

  • قانون اول، ایمنی را رعایت کنید
  • قانون دوم؛ قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنید
  • قانون سوم؛ ترفندهای دوچرخه سواری را یاد بگیرید
  • قانون چهارم؛ قابل پیش بینی دوچرخه سواری کنید!
  • قانون پنجم؛ سالم بودن دوچرخه را چک کنید
  • قانون ششم؛ به شرایط آب و هوایی و نور خورشید توجه کنید
  • قانون هفتم؛ مسیر دوچرخه سواری امن ترین جا برای شماست!

دوچرخه‌سواری تفریحی است که از کودکی با آن آشنا هستیم و تقریبا اکثرمان در سنین کم آن را یاد گرفته‌ایم. اما در بزرگسالی تعداد کمتری از افراد دوچرخه‌سواری را برای رفت و آمد روزانه انتخاب می‌کنند اما اگر شما جزو آن دسته از افراد هستید که دوست دارید برای رفت و آمدهای روزمره خود از دوچرخه استفاده کنید، باید بدانید این وسیله هم مانند هر وسیله حمل و نقل دیگری قوانینی دارد که باید رعایتشان کنید. درواقع دانستن این قوانین هنگام دوچرخه‌سواری در هر جای دنیا به کارتان خواهد آمد. در این مطلب از مجله ایویتک قصد داریم مهم‌ترین قوانین دوچرخه‌سواری در جهان را بررسی کنیم. اگر دوست دارید بیشتر درباره این موضوع بدانید، با ما تا انتهای این مقاله همراه باشید.

قانون اول، ایمنی را رعایت کنید

اولین و مهم‌ترین قانون استفاده از دوچرخه این است که باید ایمنی را رعایت کنید. برای رعایت کردن ایمنی حتما باید کلاه ایمنی استفاده کنید. این کار باعث می‌شود که اگر زمین بخورید یا تصادف کنید، سرتان آسیب نبیند. آمارها نشان می‌دهد ۷۰ درصد از کسانی که هنگام دوچرخه‌سواری از کلاه استفاده نمی‌کنند، هنگام بروز حادثه آسیب جدی می‌بینند. گام دیگری که در جهت ایمنی باید رعایت کنید، پوشیدن لباس‌های روشن است که توجه‌ها را جلب کند. رعایت این مساله خصوصا در شب باعث می‌شود، وسایل نقلیه دیگر شما را ببینند و تشخیص دهند. اگر بتوانید از زانوبند هم استفاده کنید؛ ایمنی شما تکمیل خواهد شد.

مرد با کلاه در حال دوچرخه سواری

قانون دوم؛ قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنید

زمانی که دوچرخه‌سواری می‌کنید، حتما باید تمام قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمایید و حواستان به محدودیت‌های سرعت، علائم راهنمایی و… باشد. حواستان باشد که همیشه در برابر عابران پیاده بایستید و هنگام دوچرخه‌سواری در شب از نور مناسب استفاده کنید. قانون دیگری که در رانندگی با ماشین هم وجود دارد ورود با احتیاط از خیابان فرعی به خیابان اصلی است. از آنجایی که اولویت عبور با کسی که در خیابان اصلی قرار دارد، سرعتتان را کم کنید و مطمئن شوید ماشینی در حال عبور نیست. برای وارد شدن به خیابان‌ها و کوچه‌هایی که دید ندارید، بوق بزنید.

قانون سوم؛ ترفندهای دوچرخه سواری را یاد بگیرید

در هر کاری که تصمیم به انجام آن می‌گیرید باید تکنیک‌های آن را رعایت کنید و ترفندهایش را یاد بگیرید. درواقع برای دوچرخه‌سواری هم قوانین نانوشته‌ای وجود دارد که اگر حرفه‌ای نباشید نمی‌توانید به دوچرخه‌سوار خوبی تبدیل شوید. یکی از این قوانین رعایت فاصله است. باید فاصله بین شما و دوچرخه یا ماشین عقبی و جلویی به اندازه باشد تا در صورتی که او ترمز گرفت یا شما مجبور به گرفتن ترمز شدید، دچار حادثه نشوید. یک قانون نانوشته دیگر درباره این است که در هر ساعت بیشتر از ۵ کیلومتر دوچرخه‌سواری نکنید تا امنیت و سلامتتان حفظ شود. درواقع خستگی بیش از حد ضریب خطا را بالا خواهد برد و این مساله خطرآفرین است.

قانون چهارم؛ قابل پیش بینی دوچرخه سواری کنید!

هنگام دوچرخه‌سواری کارهایی انجام ندهید که برای افراد دیگری که در خیابان هستند، قابل پیش بینی نباشد. اگر این قانون را رعایت نکنید ممکن است یک راننده دیگر یا حتی یک عابر پیاده نتواند حدس بزند که شما قرار است چه کاری انجام دهید و مشکلاتی به وجود آید. حرکات غیر قابل پیش بینی می‌تواند شامل ایجاد ترافیک باشد. ممکن است شما زمانی که در حال حرکت در مسیری هستید که ماشین و موتورسیکلت هم در آن حرکت می‌کنند، به دلیل خستگی نتوانید با سرعت بالا حرکت کنید و این باعث ایجاد ترافیک شدید ‌شود.

راه دیگری که باعث می‌شود حرکات غیرقابل پیشبینی انجام ندهید، این است که حواستان به جاده باشد. شما باید با چشم باز رفتار تمام افراد داخل خیابان یعنی عابران پیاده، دوچرخه سواران دیگر ، موتور سواران و رانندگان خودروهای سواری را تحت نظر داشته باشید. همچنین شما باید بتوانید تماس چشمی با رانندگان دیگر و عابرین پیاده برقرار کنید و به این صورت منظورتان را به آنها برسانید. در نهایت ترسیدن ممکن است باعث ایجاد رفتارهای غیر قابل پیشبینی شود. بنابراین هنگام دوچرخه‌سواری اعتماد به نفستان را حفظ کنید و با رعایت تمام قوانین به حرکت خود ادامه دهید.

قانون پنجم؛ سالم بودن دوچرخه را چک کنید

طبیعتا اگر دوچرخه شما درگیر مشکلات فنی باشد، ممکن است شما را با مشکلات زیادی رو به رو کند. بنابراین لازم است همیشه قبل از حرکت از سلامت دوچرخه خود مطمئن شوید. برای این کار ابتدا لاستیک‌ها را چک کنید و مطمئن شوید که کم باد یا پنچر نیستند. سپس از سالم بودن ترمز دوچرخه خود مطمئن شوید و در نهایت هم دیگر اجزای دوچرخه را کنترل نمایید. برای دوچرخه‌سواری حتی سالم بودن بوق و چراغ‌ها هم اهمیت دارد زیرا اگر در موقعی که به آنها احتیاج دارید، کار نکنند به دردسر خواهید افتاد. همچنین اگر در شهرهای شلوغ دوچرخه‌سواری می‌کنید، بهتر است دوچرخه شما راهنما داشته باشد تا بتوانید زمانی که می‌خواهید به چپ و راست حرکت کنید؛ از آن استفاده نمایید.

قانون ششم؛ به شرایط آب و هوایی و نور خورشید توجه کنید

یکی از چیزهایی که هنگام دوچرخه‌سواری اهمیت دارد، محافظت از چشم‌هاست. اگر در یک روز آفتابی دوچرخه‌سواری کنید نور خورشید ممکن است دیدتان را کم کند و خطرآفرین باشد. بنابراین در این شرایط باید از عینک آفتابی مناسب استفاده کنید. شرایط آب و هوایی هم نمی‌توان پیشبینی کرد. البته حتما باید قبل از حرکت شرایط آب و هوایی را چک کنید اما باز هم ممکن است این پیشبینی دقیق نباشد و بنابراین بهتر است خود را برای هر شرایط آب و هوایی آماده کنید و لباس مناسب همراه خود داشته باشید. همچنین اگر دوچرخه‌سوار حرفه‌ای هستید لازم است درباره دوچرخه‌سواری در شرایط مختلف آب و هوایی تحقیق نمایید و بدانید که در هر شرایط باید چه کنید.

دو دوچرخه سوار در مناطق کوهستانی

قانون هفتم؛ مسیر دوچرخه سواری امن ترین جا برای شماست!

معمولا همه شهرها مسیرهای دوچرخه‌سواری جداگانه دارند و بهتر است که شما از این مسیرها استفاده کنید تا امنیتتان کاملا حفظ شود. از آنجایی که سرعت دوچرخه می‌تواند از ماشین و موتور کمتر باشد ممکن است خواسته و ناخواسته خطراتی برای شما به وجود بیاد که اگر در مسیر دوچرخه‌سواری باشید این خطرات ایجاد نخواهد شد. در صورتی که در شهرتان چنین مسیرهایی نبود یا جایی مجبور به عبور و مرور از خیابان شدید حواستان به سرعت و قوانین راهنمایی و رانندگی باشدبرگرفته از توچال کلوب ' عصر ایران و دیدبان ایران و evtech

سرزمین دگرگونی ها / ایستگاهی برای تدبر و دوراندیشی

قضاوتت میکنند آنانی که قاضی نیستند،
حکم میدهند آنهایی که حاکم نیستند.
زندگی ات را پیش بینی میکنند،
در حالیکه پیشگو نیستند!
از احساست میگویند،کسانی که
احساس را نمی فهمند،تحقیرت میکنند،
آنانی که خود حقیرند،به بازی ات میگیرند،
افرادی که خود بازیچه اند
از صداقت حرف میزنند کسانی که صادق نیستند.
اینجا سرزمین دگرگونی و جابجایی هاست،
سرزمینی که نخوانده معنایت میکنند
ندیده ترسیمت میکنند،
و نشنیده آهنگت را می نوازند...!در زندگی یاد گرفتم:
با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند!
با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می‌کند.
از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز از من بیزار خواهد بود.
و‌ تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.
و سه چیز را هرگز فراموش نمی‌کنم:
۱. به همه نمی‌توانم کمک کنم.
۲. همه‌چیز را نمی‌توانم عوض کنم.
۳. همه من را دوست نخواهند داشت..
.سلام بر آنان که ما را ندیده، فهمیدند
نخوانده، دانستند
و نبوسیده دوست داشتند ..

#جبران_خلیل_جبران

📚 @Academic_Library


📚 @BookTop
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰────────────

تصدیق راکب درشکه رانی، صادرشده از اداره کل شهربانی مشهد

https://uupload.ir/files/ol49_%D8%AA%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%A8.jpg

درشكه

هادی لطفی از سایت یادش بخیر و همشهری آنلاین- ابوذر چهل امیرانی:‌ نخستین قوانین راهنمایی و رانندگی، اواخر دوران قاجار وضع شده‌ است و از آنجا که درشکه، از مهم‌ترین وسایل حمل‌ونقل شهری در تهران قدیم به‌شمار می‌رفت، برای ساماندهی نحوه تردد درشکه‌ها و فعالیت درشکه‌چی‌ها، شرکت درشکه‌رانی تهران در سال۱۲۶۹ راه‌اندازی شد.

امتیاز این شرکت به فردی به‌نام «میرزا جوادخان» یکی از کارمندان عالی‌رتبه وزارت امور خارجه واگذار شد و او بعد از فراهم کردن سرمایه، نامه‌ای به برادرش در غازان روسیه نوشت و از او خواست که ۳۰دستگاه کالسکه بخرد. کالسکه‌ها آبان سال۱۲۷۰ وارد تهران شد و ۲۳دستگاه در محله‌های شهر راه افتاد. مابقی هم به‌عنوان کالسکه‌های اضطراری در نظر گرفته و کرایه سوار شدن به آنها یک قران و ۵شاهی تعیین شد که عموماً مسافری به خارج از شهر نمی‌بردند. به‌همین دلیل تهرانی‌ها مجبور بودند برای زیارت مرقد حضرت عبدالعظیم(ع) در منطقه۲۰ و امامزاده حسن(ع) در منطقه۱۷ کرایه بیشتری پرداخت کنند. همین موضوع سبب شد تا اشخاصی به نام‌های «سیدصادق میرعرب‌شاهی» «ابراهیم کاظمی» ملقب به «ابرام خان»، درشکه‌خانه‌هایی در محله امامزاده حسن(ع) راه بیندازند تا اهالی و زائران را به نقاط مختلف شهر جابه‌جا کنند.

درشکه‌رانی بدون گواهینامه ممنوع!

درشکه‌خانه امامزاده حسن(ع) در سال۱۳۳۷

وقتی فعالیت درشکه و کالسکه‌ها در محله‌ها رواج پیدا کرد، اداره نظمیه در ۲۵آبان سال۱۲۹۹ اقدام به امتحان‌گیری از درشکه‌چی‌ها برای اعطای گواهینامه به آنها کرد. برای دریافت تصدیق درشکه‌رانی، شرط‌هایی وجود داشت، از جمله اینکه سن درشکه‌چی نباید کمتر از ۲۰سال و سوء‌سابقه و فساد اخلاقی نداشته باشد. او باید توانایی کافی برای تعویض چرخ‌ها را داشته باشد و موقع حمل مسافر، اجازه غذا یا چای خوردن و استعمال دخانیات نداشت. آنها موظف بودند در خیابان‌های شیب‌دار و کوچه‌های منتهی به‌ خیابان، آهسته حرکت کنند و از توقف درشکه در محل‌هایی که شهربانی ممنوع کرده بود، خودداری کنند. سبقت گرفتن از درشکه‌های دیگر هم ممنوع بود، مگر اینکه مریض بدحالی داشته باشند.

در کنار این موضوع، موضوعات اخلاقی هم مورد توجه قرار گرفت. به عنوان مثال، درشکه‌ران موظف بود بعد از پیاده شدن مسافر، به‌سرعت درشکه را بررسی کند تا اگر وسایلی از مسافر جا مانده، به او تحویل دهد.

درشکه‌رانی بدون گواهینامه ممنوع!

گواهینامه‌ قدیمی درشکه‌رانی که سال۱۳۱۷ صادر شده است

البته در کنار امتحان‌گیری از درشکه‌چی‌ها، اسب‌ها و درشکه‌ها در شهربانی با حضور مأمور رانندگی و دامپزشک معاینه و بررسی می‌شدند و از مالک درشکه‌ و درشکه‌خانه خواسته می‌شد هر ۳ماه یکبار این مراحل را طی کنند. پشت درشکه‌ها نمره‌ای با عدد فارسی به طول ۹سانتی متر و عرض ۱۳میلی متر و همان نمره به طول ۹سانتی‌متر و عرض ۶سانتی متر، پشت ‌صندلی راننده نصب می‌شد. تمیز بودن درشکه از شرایط ویژه برای دریافت جواز فعالیت بود و باید پهلوی راننده، بوق یا زنگ خبر نصب می‌شد. اسب‌ها هم باید نعل داشتند، اما نعل‌بندی آنها باید به گونه‌ای بود که پای اسب‌ها نلغزد و زمین نخورند

راهپیمایی و اعتصاب افسران شهربانی در تهران! 

روزنامه اطلاعات ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ نوشت: به دنبال مرگ یک نیروی پلیس در خیابان مولوی بر اثر تصادف، همکاران پلیس درگذشته برای توجه بیشتر به زندگی نیروهای پلیس، راهپیمایی کردند.برگرفته از صاحب خبر و اعتماد

راهپیمایی و اعتصاب افسران شهربانی در تهران! + تصویر

افسران پلیس تهران در اعتراض به مرگ همکار خود در خیابان مولوی راهپیمایی کردند.

به گزارش اطلاعات، با دستگیری چند تن از نیروهای پلیس کلانتری ۶ پس از راهپیمایی نیروهای انتظامی کشور با هدف آزادی دستگیر شدگان قصد اعتصاب داشتند.

سرتیپ شاهنده فرمانده وقت شهربانی کل کشور با دلجویی از خانواده پلیس درگذشته و همچنین ملاقات با نیروهای مستقر در کلانتری‌ها سعی کرد از التهاب اتفاقات بکاهد. خبر روزنامه اطلاعات ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ را بخوانید.

پاسبانی

مکان های انتظامی قدیم مشهد از باغ خونی تا زندان وکیل اباد

نگاهی به تاریخچه قدیمی ترین باغ اطراف حرم مطهر رضوی

قفل بــاغ خونی باز می شود؟

برگرفته از نظر آنلاین ' جام جم و نشان و شهر ارا و دستنوشته های حمید رضا سهیلی اخشراش ' شهدای ناجا

«در مراجعت به مشهد در باغ باصفایی در جنوب شهر اقامت كردم. نام باغ
تا حدی برایم نفرت آور بود: «باغ خونی» یا «باغ خون». نتوانستم بفهمم چرا چنین نامی بر آن نهاده اند؟!»
این جملات روایت ثبت شده مك گرگر، افسر ارتش انگلیس در سال 1875 میلادی هنگام سفری به مشهد از محلی كمتر شناخته شده برای نه‌تنها گردشگران و زائران مشهد، بلكه ساكنان این شهر است. مكانی كه هرچند فاصله اش تا حرم مطهر رضوی كمتر از 800 متر است، اما یكی از ناشناخته‌ترین مناطق شهری مشهد به طور قطع و حتی كشور است. دلیل این امر هم چیزی نیست جز گذشته پر رمز و راز این محوطه كه البته در سال‌های اخیر هم زیاد تغییر نكرده و هنوز باغی است با رازی ناگشوده برای دوستداران فرهنگ و هویت و میراث مشهد.
باغی ثبت ملی شده كه برای آشنایی با واقعیت آن اگر به لابه‌لای كتاب‌ها مراجعه كنیم درمی‌یابیم كه حداقل قدمتی ناصرالدین شاهی دارد، زیرا در منابع باقیمانده از آن زمان به وجود «باغ خونی» در حاشیه برج و باروی شهر مشهد در مسیر ورودی به شهر مشهد از سوی نیشابور اشاره شده. و اما نخستین سند رسمی این باغ به سال ۱۳۱۷ شمسی بازمی‌گردد كه این ملك به نام اداره مالیه وقت مشهد سند خورده. این در حالی است كه چه قبل و چه بعد از این سال باغ خونی مالكان و مستاجران دیگری را به خود دیده است.
یكی از شناخته‌شده‌ترین این مستاجران كلنل محمدتقی خان پسیان بوده كه براساس اسناد موجود از این باغ، قوای ژاندارمری خراسان را در سال‌های 1299و1300 هدایت می‌كرده است. دیگر مستاجر شناخته شده این بنا هم قوای روسیه تزاری بودند كه كمی پیشتر از این تاریخ در سال‌های نخست سلطنت آخرین شاه قاجار در این مكان استقرار داشتند و حتی براساس برخی روایات از همین مكان حرم مطهر رضوی را به توپ بستند. و اما در اغلب سال‌های پس از سند خوردن این باغ به اسم اداره مالیه خراسان هم باز این روس‌ها البته در قالب كنسولگری و سـپس دفتر بازرگانی دولت روسیه آن را در اختیار داشتند. این وضعیت تا فروپاشی كمونیسم در سال
۱۳۶۹ شمسی ادامه داشت و پس از آن نیروی انتظامی این باغ را در اختیار گرفت تا این‌كه سرانجام در اواسط دهه80شمسی بانك كشاورزی مالك این باغ تاریخی شد.
باغی كه به رغم دیدن بلاهای مختلف در طول عمر خود هنوز یكی از سه ساختمان تاریخی آن محكم واستوار به عمر خود ادامه می‌دهد. عمارتی كه در مركز این باغ 5/5 هكتاری قرار داشته و خود حدود ۸۷۹ مترمربع مساحت دارد. باغی كه هرچند به مرور زمان - خاصه در دو دهه اخیر -بسیاری از درختان آن خشك شده‌اند، اما هنوز با اندكی رسیدگی می‌تواند یك مكان عمومی مناسب برای مردم گرفتار در حصار ساختمان‌های بلند اطراف حرم مطهر رضوی باشد و درست به همین دلیل است كه شورای شهر مشهد در سال گذشته تلاش زیادی را برای در اختیار گرفتن این بنا انجام داد. تلاش‌هایی كه با همراهی كامل میراث فرهنگی همراه بود، زیرا اهل میراث هم به این نتیجه رسیده‌اند كه تنها راه نجات اثر شماره ۳۲۴۰ فهرست آثار ملی ایران، تغییر وضعیت آن از باغی بی روح و ممنوع‌الملاقات به مكانی عمومی برای تمام مردم مشهد و گردشگران است.

باغ خونی از معدود باغات تاریخی باقی‌مانده شهر مشهد است. این باغ به لحاظ موقعیت مکانی، در بافت مرکزی شهر و در نزدیکی حرم مطهر امام رضا (ع) قرار گرفته است و پیشینه ساخت آن به اواخر دوران قاجار بر می‌گردد. باغ خونی در زمان اقتدار کلنل محمد تقی‌خان پسیان در خراسان بین سال های ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۰ به عنوان مرکز ژاندارمری استفاده می شد.

از سال ۱۳۰۴ به بعد این باغ به عنوان کنسولگری شوروی در مشهد درآمد و روس ها با مستقر شدن، پنج ساختمان به سبک معماری روسی بنا کردند که امروزه فقط یکی از آن ها در میانه باغ باقی مانده است. سرانجام با فروپاشی کمونیسم، روس ها در سال ۱۳۶۹ باغ خونی را برای همیشه ترک کردند. در پاسخ به این سوال که چرا نام این باغ، خونی است باید گفت: طبق نظر تاریخ شناس برجسته مشهدی، مهدی سیدی، نام خوان، خین، خونیک و خانیک تلفظ‌های مختلف واژه‌ای پهلوی به معنای چشمه است و احتمالاً وجود چشمه‌ای در این باغ، این نام را به وجود آورده، اما مسئله امروز باغ خونی نه نام آن بلکه نادیده انگاشتن منظر تاریخی باغ و عدم توجه به حفاظت از این اثر تاریخی است.

خبر مزایده باغ خونی توسط بانک کشاورزی در پاییز ۱۳۹۷ منتشر شد. با این توصیف که هیچ اشاره ای به ثبتی بودن بنا نشده بود، مسئله ای که با اعتراض رسانه های فرهنگی و جریان های مطالبه گر اجتماعی همراه شد تا این مزایده متوقف شود.

شرح حالی از وضعیت باغ خونی در بافت مرکزی شهر مشهد

تصویر ۱: موقعیت قرار گیری باغ خونی درمرکز شهر در عکس هوایی ۱۳۳۵ مشهد. منبع: محمدجواد نطاق

در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بحث خرید باغ خونی توسط شهرداری مشهد با قصد احیا و عمومی سازی آن مطرح شد تا اینکه در دی ماه ۱۳۹۹ شهرداری برای خرید باغ وارد معامله شد و تیم باستان شناسی در دی ماه ۱۳۹۹ در باغ مشغول به پیگردی شدند. ولی در خرداد ۱۴۰۰، بحث مالکیت روس ها دوباره در رسانه به میان آمد تا مشکلات این باغ بیش از پیش بشود و خیال عمومی شدن آن از اذهان شهروندان رخت بر ببندد.

مشکل بلاتکلیفی مالکیت باغ خونی در ۱۰۰ سال اخیر، متروک بودن باغ در ۳۰ سال اخیر، وارد کردن آسیب به ساختمان باقی‌مانده به واسطه تبدیل آن به محل اقامت سربازان توسط نیروی انتظامی، مختصری از شرح حال وضعیتی است که بر باغ خونی گذشته است. خشک‌کردن عمدی درختان به واسطه عدم رسیدگی به باغ، مسئله دیگری است که در قیاس عکس هوایی ۱۳۳۵ و عکس زمان حال مشهود است.

شرح حالی از وضعیت باغ خونی در بافت مرکزی شهر مشهد

تصویر ۲: نمای شمالی عمارت باغ خونی، منبع: محمدجواد نطاق

رویه ای که طی ۳۰ سال اخیر پس از رفتن روس ها از باغ خونی توسط مالک باغ ( بانک کشاورزی) پیش گرفته شده، همگی در راستای نابود شدن و از بین رفتن باغ بوده است به گونه ای که تا حد ممکن باغ با حال خود رها گذاشته شده تا درختان خشک شوند و به ساختمان آسیب وارد شود. تا بتوانند با گذشت زمان و در سکوت خبری باغ را جهت فروش به مزایده بگذارند. چرا زمین ۵ هکتاری باغ خونی در محدوده نزدیک حرم امام رضا(ع) همواره به طور بالقوه این فرصت و موقعیت را برای سرمایه گذاران زنده نگه داشته است.

شرح حالی از وضعیت باغ خونی در بافت مرکزی شهر مشهد

تصویر ۳: مقایسه پوشش تصویر گیاهی باغ خونی در عکس هوایی ۱۳۳۵ و عکس هوایی ۱۴۰۰.

مسئله ای که همواره موجب از بین رفتن آثار تاریخی پیرامون حرم امام رضا (ع) شده، اولویت یافتن بحث ارزش زمین برای سرمایه گذاری بوده است. در مورد باغ خونی نیز در طی ۳۰ سال اخیر، ارزش های میراثی و منظر تاریخی آن توسط مالک باغ نادیده گرفته شده و نه تنها نسبت به حفاظت منظر تاریخی آن در سال های اخیر اقدامی صورت نگرفته، بلکه با بی ارزش انگاشتن باغیت آن، باغ یک زمین بایر نمایانده شده تا هیچ جنبه ارزشی میراثی و تاریخی جهت احیا و حفاظت در آن باقی نماند.گذشت زمان و بی توجهی به اماکن تاریخی سبب شد دیگر نشان از بسیاری مکان ها باقی نماند مکان شهربانی سابق مشهد در عدل خمینی امروز به بیمارستان ناجا تبدیل شده است در فیلم زمزمه ۱۳۶۶ بخشهایی از این مکان فیلمبرداری شده است روی دیوار مسجد هنوز عبارت شهربانی مشهد به چشم می خورد و یکی از مراکز ژاندارمری در بلوار ملک اباد به فرماندهی انتظامی مبدل گشته است و محل فرمانداری امروز در خیابان پاسداران جم مقر کمیته مرکزی خراسان بوده است ' و از زندان قدیم مشهد در محله ارگ چیزی باقی نمانده است ولو یک عکس در فیلم پنجمین سوار سرنوشت محیط باز زندان وکیل اباد دیده می شود بدون ساخت و سازهای امروزی

زندان مرکزی مشهد که اکنون در انتهای بولوار شهید قانع قرار دارد، در دهه ۲۰ توسط یک مهندس خانم آلمانی طراحی شده است. سال‌های پیش از این، زندان مرکزی مشهد در خیابان ارگ قدیم که اکنون بخشی از خیابان امام خمینی (ره) است قرار داشته است. وقتی زندان وکیل‌آباد ساخته شد، تمام اطراف آن بیابان بود و خارج از محدوده شهری واقع شده بود، اما به‌مرور با توسعه شهرنشینی در احاطه بافت مسکونی قرار گرفت.
زندان وکیل‌آباد در زمان انقلاب شش بند داشته که هر بند سه طبقه داشته و بند یک مربوط به زندانیان سیاسی بوده است.

این زندان در ماه‌های منتهی به انقلاب، حدود ۲ هزار زندانی را در خود جای داده بود. آماری رسمی از تعداد زندانیان سیاسی آن‌زمان در دسترس نیست، اما منابع غیررسمی تعداد زندانیان سیاسی بین سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ را حدود ۲۸۰ نفر ذکر کرده‌اند.

اولین بار که در سال ۱۳۵۹ , وارد زندان مشهد شدم ، هرگز تصور نمی کردم سرنوشتم به گونه ای رقم بخورد که خدمت سی ساله ام , در این محیط پر از راز و رمز سپری گردد .

آنروز به توصیه یکی از دوستان برای شرکت در مراسم افتتاحیه فیلمبرداری فبلم سینمایی پنجمین سوار سرنوشت(فیلمی که ساخته شد , اما هرگز به نمایش در نیامد) , به زندان مرکزی مشهد که آنروزها به زندان شهربانی و یا زندان وکیل آباد مشهور بود, رفتم . خوشحال بودم که بالاخره توانسته ام پس از سالها انتظار, پشت آن دیوارهای بلندی که نمی دانستم در پس آن چیست و آن برجهای مرموزی که همیشه خدا سربازی درون آن قدم می زد , را ببینم . زندانیان مثل مور و ملخ درون هم می لولیدند و همه شان تنها یک آرزوی واحد داشتند و آنهم آزادی بود . آنروزهای سرد زمستانی سال ۵۹، من نمایش شاه توله ها را بر صحنه تالار هلال احمر داشتم که نمایش شادی بود و استقبال خوبی هم از آن می شد و همین اجراهای موفق , باعث گردید که نتوانم در آن فیلم هرگز به نمایش درنیامده , با توجه به اینکه برای ایفای نقش یک روحانی دستگیر شده انتخاب شده بودم , بازی کنم . به هر حال من برای اولین بار وارد زندان مشهد شدم و محیط رمزآلود آنرا از نزدیک مشاهده کردم. درسمت چپ درب بزرگ برقی زندان , دری میله ای قرار داشت که همیشه خدا قفل بود و ماموری در برابرش ایستاده بود که هر کس برگه ورود به زندان داشت , آنرا به او نشان می داد و او قفل بزرگ در را می گشود , در را نیمه باز می کرد و پس از ورود آن فرد به داخل , بلافاصله در را می بست و قفل را بر آن محکم می کرد . ما نیز همراه با گروه, و با هماهنگیهای لازم , وارد زندان شدیم و با توجه به اینکه یکی از هنرپیشه های معروف قبل از انقلاب و بازیگر همان فیلم , همراهمان بود , با استقبال خوب کارکنان زندان که بیشتر نیروهای شهربانی آنزمان بودند و همچنین زندانیان روبرو شدیم . فیلمبرداری قرار بود در داخل کریدور مرکزی زندان انجام گیرد . من تا آنروز نمیدانستم کریدور مرکزی چیست و آنروز فهمیدم به سالن بزرگ و درازی که از ابتدا تا انتهای زندان کشیده شده و در دو سوی آن بندها و اتاقهای کار پرسنل داخلی زندان و غذاخوری زندانیان قرار داشت , کریدور می گویند .در یکی از اتاقها , گروه گریم مستقر شدند و چند بازیگر و هنرور و زندانی و روحانیونی را که برای بازی در این فیلم آمده بودند , گریم کردند . من هم گریم شدم و لی وقتی دانستم که کار فیلمبرداری تا آخر شب طول می کشد و من باید ساعت پنج عصر برای اجرای نمایش شاه توله ها در سالن هلال احمر باشم ,از بازی منصرف شدم و فقط برای تماشای چند پلان از فیلمبرداری در زندان ماندم . دیدن زندان خیلی بیشتر از دیدن صحنه های فیلمبرداری برایم ارزش داشت . اصولا انسان به گونه ای آفریده شده است که هرآنچه را که برایش محدود کرده اند , به دیدنش راغب تر است . و برای من جوان بیست و سه ساله ,دیدن زندانیان و محیط زندان , که هرگز امکان دیدنش را در ذهن نمی گنجاندم , دلچسب تر از آن بود که بنشینم و تکرار چند باره ورود چند زندانی روحانی و دانشجو به زندان و ضرب و شتم آنان توسط مامورین و…. را تماشا کنم .

زندان دارای دیوارهایی خاکستری مایل به تیره بود و کف آن نیز سیمانی و چرکمرده .سقف کریدور آنقدر کوتاه بود که با یک پرش کوتاه می توانستی دستت را به سقف سنگین سیمانی آن بکوبانی . پنجره ها کوچک بودند و پشت شیشه های کدر آن ، میله های کلفتی جوش خورده بود . بندهای زندان دارای سه طبقه و یک سقف مشترک بودند . از طبقه پایین توسط پله های فلزی که در انتهای هر بند قرار داشت ،می توانستی به طبقات بالایی راه پیدا کنی . طیقات دوم وسوم ، توسط راهروی باریکی در دو طرف به اتاقهای بند راه داشت. در هر اتاق چند زندانی بر تختهایی که برایشان در سه سوی اتاق قرار داده بودند ، می خوابیدند . در هر بند یک هواخوری بزرگ هم قرار داشت که زندانیان در فرصتهایی که برایشان فراهم می آوردند ، به آنجا رفته و طول و عرض آنرا قدم می زدند و یا در گوشه ای می نشستند و به آینده مبهم خود می اندیشیدند .

از همه جالب تر غذاخوردن زندانیان بود که تا آنروز فقط در فیلمها دیده بودم . زندانیان هر بند به نوبت و در صفهای مرتب , از بند خود خارج می شدند و در حالیکه ظرف غذایشان را در دست داشتند , وارد سالن غذا خوری شده و پس از گرفتن غذای خود , در پشت میزهای فلزی بزرگی که صندلیهای گرد آن به صورت لولایی در کنارش نصب شده و قابل جمع شدن و باز شدن بود , می نشستند و پس از صرف غذا , باز با همان نظم و انضباط به بند خود برمی گشتند . این روال تا خوردن غذا توسط زندانیان همه بندها ادامه داشت و جالب آن بود که تعداد زندانیان آنزمان به اندازه ای بود که در یکی دو ساعت , کار اطعام همه زندانیان به اتمام می رسید . آنروز را تا نزدیکیهای عصر در زندان ماندم و با چند زندانی گفتگو کردم .

یکی از زندانیان که جثه کوچکی داشت و به همین خاطر به (خوردو) مشهور بود و بعدها , زمانی که در زندان مشغول بکار شدم بیشتر با او آشنا شدم,شخصیت جالبی داشت . او می گفت که معتاد سرقت ماشین است و اگر چه نیاز مادی نداشت , ولیکن بر اثر همان اعتیاد مفرطش , دزدی می کرد. او اینبار هم به جرم دزدیدن چند ماشین در زندان بود . او بعدها بخاطر همین اعتیاد زیادش به دزدی , تاوان بسیار بدی را پس داد , که در زمان خودش به آن خواهم پرداخت .

آنروز من به بهانه دیدن صحنه های فیلمبرداری فیلم پنجمین سوار سرنوشت راهی زندان شدم , غافل از آنکه سوار سرنوشت , برای مدتی طولانی , مرا در زیر سایه سنگین این سقف سیمانی , پیاده خواهد کرد . در نوشته های بعدی, برایتان ازخاطرات جذاب و البته قابل گفت روزهای کار در زندان خواهم گفت . به امید دیدار.موفق باشید .

ساواک در خراسان

اولین مرکز استانی ساواک در خراسان و فارس روز ۱۳دی۱۳۳۵ تشکیل شد. استان خراسان به دلیل هم جواری با اتحاد جماهیر شوروی و اشراف به مرز‌های شرقی کشور، در اولویت تأسیس مرکز استانی ساواک قرار گرفت، اما در ادامه، مسائل داخلی استان‌ها و دامنه مبارزاتی آنان به قدری گسترش یافت که به تدریج در کانون توجه ساواک استان‌ها قرار گرفت و مسائل ضد جاسوسی و خارجی در درجه دوم اهمیت بود. ایجاد امنیت داخلی و جلوگیری از گسترش مخالفت‌های سیاسی و نیز نظارت بر امور حکومتی در استان‌ها و نظایر آن، بیشترین دغدغه ساواک استان‌ها را تشکیل می‌داد.

مقر ساواک مشهد کجا بود؟

مقر ساواک در مشهد طی ۲۲ سال فعالیت به ترتیب در انتهای خیابان جنت، خیابان کوهسنگی و حوالی میدان فلسطین بود. این سازمان تا زمان انحلالش، در خراسان چهار نام «محمدعلی آرشام»، «منوچهر هاشمی»، «علی پاشا بهرامی» و «احمد شیخان» را بر مسند ریاستش دیده بود. همه نفرات یادشده، نظامیان نیروی زمینی ارتش و از ارکان ضدجاسوسی بودند

تصويري مربوط به دهه 60 ساختمان سابق شهربانی و محل فعلی سینما تماشا الیگودرز لرستان

ترور سه نظامی ارشد پهلوی دوم / فیلم های از فریاد تا ترور و توجیه

قبل از هرچیز کلیه اقدامات تروریستی را باید محکوم دانست چنانکه ترور (افک )در اسلام هم مورد پذیرش قرار نگرفته است '

از فریاد تا ترور عنوان فیلمی به کارگردانی منصور تهرانی که در سال ۱۳۵۹ در ایران منتشر شد.

از فریاد تا ترور ۱۳۵۹

این فیلم مضمونی انقلابی داشت. این فیلم پس از کمتر از یک ماه از اکران توقیف شد.

عمده شهرت این فیلم بابت سرود متن فیلم با عنوان یار دبستانی است.سه دوست قدیمی - حسین، داوود و رضا - پس از پانزده سال یکدیگر را می‌یابند. حسین در دام اعتیاد گرفتار است، داوود رانندهٔ خصوصی رئیس دادرسی ارتش است و رضا عضو یک گروه زیرزمینی مسلح است. رضا وظیفه دارد که رئیس دادرسی ارتش را ترور کند. حسین، بر اثر اعتیاد تنها و رنجور در جوی آب خیابان جمشید می‌میرد. داوود در عملیاتی که رضا و گروهش برای ترور تیمسار انجام می‌دهند کشته می‌شود و رضا، پس از انجام ترور در حالیکه که زخمی شده‌است، با تنی رنجور از راه جوی آب خیابان از مهلکه می‌گریزد و به مسیری می‌رود که'''''''

توجیه (فیلم ۱۳۶۰)توجیه فیلمی ایرانی به کارگردانی منوچهر حقانی پرست و نویسندگی محسن مخملباف محصول سال ۱۳۶۰ است.

فیلم توجیه در اولین دوره جشنواره فیلم فجر تهران شرکت داشت.

در دوران حکومت پهلوی، نیکسون قصد سفر به ایران را دارد و یک گروه نیز قصد دارند بمبی را به‌نشانهٔ مخالفت با آمدن نیسکون در یک اداره منفجر کنند. اما یک عضو مسلمانِ گروه با این حرکت مخالفت می‌کند. در ادامهٔ ماجرا، ساواک همهٔ گروه را دستگیر می‌کند، اما جوان مسلمان برای جلوگیری از آسیب دیدن مردم در جریان انفجار بمب خود، مأمورین ساواک و گروه را از میان می‌برد' این دو فیلم با توجه به زمان اندک ۲ و ۳ سال بعد از انقلاب ساخته شده است و صحنه های درگیری ' خیابان ' مردم ' ماموران دولتی ' خودروها و '''''به نسبت فیلم های مزخرف امروزی بسیار با اصل رویداد شبیه تر و باور پذیر تر از کار در امده است 'خونبارش و بایکوت نمونه های دیگری از این دست اثار هستند' از چهره های دیگری که برای نقش ماموران امنیتی سابق مناسب بود مرحوم سیامک اطلسی بود که در سریالی نقش رییس ساواک را بر عهده داشت

پس از 28 مرداد 1332 تأسیس یک حزب سیاسی که حامی اهداف و منافع شوروی در فضای سیاسی ایران باشد، در دستور کار قرار گرفت. بعد از اینکه تعداد زیادی از افراد حزب توده در جریان 28 مرداد دستگیر شدند، تعدادی نیز کشته و عده‌ای به خارج فرار کرده و تعدادی هم با رژیم شاهنشاهی هم‌آوا شدند.(1) جوانان پرشور و انقلابی که در حزب توده فعالیت می‌کردند، پس از این رویدادها و بسته شدن راه های مسالمت‌آمیز سیاسی، افرادی نظیر عباس سورکی، عبدالحسین مدرسی، ناصر آقایان، بیژن جزنی، حسین نعمتی، مهدی شیری و ... گروهی تحت عنوان گروه رزم‌آوران حزب توده را تشکیل و در جلسات خود عملکرد گذشته حزب توده و شوروی را نقادی می‌کردند.(2)
آنها از سال 1344 در بین خود اقدام به تهیه اسلحه و آموزش نظامی کردند. این گروه که می‌توان آنان را پایه‌گذار و کادر اصلی سازمان چریک‌های فدایی خلق نامید، در سال 1347 دستگیر شدند اما در زندان هم کار تشکیلاتی می‌کردند.(3) این سازمان تا اسفند 1349 اسمی نداشت و در اواخر فروردین 1350 ادغام دو گروه که سابقه فعالیت آنها از اواسط دهه 1340 شروع شده بود، تشکیل گردید که مارکسیسم- لنینیسم، ایدئولوژی رسمی آنان بود.(4)
دو گروه در راه مبارزه مسلحانه با یکدیگر هماهنگی داشته و برای رسیدن به مقصود در صدد جمع‌آوری اطلاعات، عضوگیری و تهیه سلاح برآمدند و برای تأمین منابع مالی حرکت‌های خود، سرقت از بانک‌ها را مدنظر قرار دادند. طرح سرقت از بانک تعاونی و توزیع، شعبه قصابخانه در ۲۲ دی ۱۳۴۶ توسط ناصر آقایان نیروی نفوذی رژیم در دستگاه لو رفت و روز ۱۹ دی بیژن جزنی (که مدت‌ها روابطش با عباس سورکی مدنظر ساواک بود ) به همراه خود سورکی و عده‌ای دیگر دستگیر شدند. دستگیری این اعضا که از اعضای مرکزی بودند ضربه شدیدی به سازمان وارد کرد، بعد از این ضربه که طی آن جزنی به ۱۵ سال حبس محکوم شد، علی‌اکبر صفایی فراهانی و محمد صفاری آشتیانی، از دیگر اعضای سازمان، به فلسطین رفتند تا با کسب تجربه در صف فدائیان فلسطینی، برای مبارزات آینده آماده شوند.
در سال 1349 جستجو برای یافتن محل مناسب برای عملیات چریکی آغاز شد و موضع جنگ چریکی به میان آمد. دسته‌جات مختلف در پوشش گردش و سفر علمی به دهات و جنگل‌ها و شهرستان‌ها به دنبال این موضوع بودند تا اینکه گروهی از کمونیست ها که بعداً به نام چریک‌های فدائی خلق مشهور شدند، اولین گروه خود را به جنگل های شمال فرستادند که ضمن تحقیقات بیشتر و ساختن استحکامات در آنجا تمرین کند، تا بتوانند آغازگر جنگ چریکی روستایی باشند.(5)
اما گروه دیگری در داخل کشور توسط غفور حسن‌پور، حمید اشرف، اسکندر صادقی‌نژاد و مهدی سامع بار دیگر سازماندهی شد و با جمع‌آوری نیرو و آموزش آنها برای جنگ مسلحانه در نواحی مرتفع گیلان و مازندران، تحت عنوان گروه جنگل، اعلام موجودیت کرد. گروه احمدزاده ـ پویان نیز هرچند در بعضی نظریات با آنها مخالف بودند، اما به گروه جنگل پیوست تا با انجام تدارکات، هرچه سریعتر حرکت مسلحانه را آغاز کنند. اما دستگیری غفور حسن پور و سامع و اعتراف سامع، ورق را برگرداند. در ۱۳ بهمن، سازمان امنیت به گروه هجوم برد و بسیاری از اعضای گروه شهر را دستگیر کرد، در ۱۶ آذر حمید اشرف که رابط گروه شهر با گروه کوه بود، خبر دستگیری‌ها را به صفایی فراهانی داد و از آنها خواست تا هرچه زودتر عملیات مسلحانه خود را آغاز کنند. در این زمان هادی بنده‌خدا لنگرودی از افراد کوه، برای آگاه کردن معلمی که در کوهپایه مسئول آذوقه بود از جریان دستگیری‌ها، از کوه پایین آمد اما خود در جریان درگیری مسلحانه‌ای دستگیر شد و به پاسگاهی در سیاهکل فرستاده شد.
گروه با ۸ نفر باقی مانده‌اش (صفایی فراهانی، عباس دانش‌بهزادی، محمدعلی محدث قندچی، احمد فرهودی، رحیم سماعی، مهدی اسحاقی، هوشنگ نیری و جلیل انفرادی) روز ۱۹ بهمن آماده نبرد شد؛ نبردی که مدت‌ها برای آن تلاش کرده بود. حمله آغاز شد، پاسگاه پس از زد و خورد با چریک‌ها، تسخیر شد و آنها پس از خلع سلاح پاسگاه به کوه عقب نشینی کردند. زخمی شدن یکی از اعضا برای گروه مشکل ایجاد کرد. ورود فرد زخمی به اتفاق دو همراه به یک روستا و تقاضای کمک از اهالی، با عکس‌العمل اهالی روبرو می‌شود و با حضور نیروهای ژاندارمری آنان دستگیر می‌شوند. از ۱۹ بهمن تا ۸ اسفند، ارتش شاه به جنگل‌های شمال حمله کرد. رژیم جنگل را محاصره کرد و با بمب‌های آتش‌زا، نقاط مشکوک را از درختان خلوت کرد و از راه زمین و هوا نیروهای ورزیده خود را اعزام داشت که ضمن چند برخورد مختصر، کلیه افراد گروه دستگیر و اعدام و یا محکوم به زندان‌های مختلف گشتند و در باز جوئی‌ها شبکه شهری نیز شناسائی شد و مخصوصاً رهبران و افراد موثر گروه از قبیل حمید اشرف ـ زیبرم ـ مفتاحی ـ پویان ـ صفائی فراهانی و ... لو رفتند و رژیم ضمن چاپ عکس‌های آنها برای دستگیری، هریک صد هزار تومان جایزه تعیین کرد.(6) شش نفر از ۹ نفر از چریک‌ها کشته و افراد باقی مانده در ۱۹ اسفند ۴۹ به همراه دستگیرشدگان شهر که در کل ۱۵ نفر بودند، به جوخه اعدام سپرده شدند.
مشی قهرآمیز برای بر پا ساختن انقلاب دمکراتیک نوین، استراتژی گروه بود. آغاز مبارزه چریکی در جنگل و کوه تلقی گروه از مبارزه مسلحانه در آن شرایط بود. گروه دلایل بسیاری داشت که از رهبری جهانی شوروی استقبال نکند. سیاست شوروی در ایران طی بیست و چند سال و رابطه غلط حزب توده با شوروی برای گروه شناخته شده بود.»(7) این ضربه و تجربه باعث شد که طرح جنگ چریکی روستائی کنار گذاشته شود؛(8) با این حرکت، تاریخ تحولات سیاسی ایران وارد مرحله تازه‌ای شد و اولین گروه چریکی معتقد به روش نبرد مسلحانه، دوره‌ای جدید را در مبارزات ضد استبدادی علیه رژیم حاکم آغاز کرد.
این سازمان در طول 7 سال رویارویی مسلحانه با رژیم سلطنتی عملیات‌های متعددی انجام داد. با گسترش شاخه‌ها در تهران، تبریز و مشهد و الگو قرار دادن مبارزان برزیلی، گروه مبارزه مسلحانه در شهر را در دستورقرار داد. مبتنی بر این رهیافت و به منظور فراهم آوردن پول، بانک ملی شعبه ونک در مهر ماه سال 49 مورد دستبرد واقع شد. به پیشنهاد امیز پرویز پویان، شاخه تبریز نیز خود را برای انجام عملیات آماده ساخت. برای این منظور کلانتری 5 شناسایی شد و در نیمه بهمن ماه به این کلانتری حمله شد. (9)
جنبش چریکی فعالیت گسترده‌ای را در شهر آغاز کرد و ساواک نیز برای دستگیری اعضای باقی مانده، اقدام می‌کرد. در مقابل چریک‌ها نیز با ترور سرلشکر ضیا فرسیو که سال ۱۳۴۷ حکم محکومیت گروه جزنی-ظریفی و اعدام مبارزان سیاهکل را صادر کرده بود، به مقابله با رژیم پرداختند. کاری که در ابتدا توسط گروه نفی شده بود، اینک وسیله مقابله آنها به حساب می‌آمد و جزنی که زمانی ترور را عملی عاطفی می‌دانست که نمی‌تواند مورد قبول قرار گیرد، بعد از ترور فرسیو، آن را تا حد «برانگیختن احساس تنفر و کینه مردم نسبت به رژیم» مقبول شمرد. قتل سرلشکر فرسیو دادستان کل ارتش یکی از مهم ترین اقدامات این سازمان بود که بازتاب گسترده ای داشت. هنگامی که سرلشکر ضیاء فرسیو رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش در روز 18 فروردین 1350 از خانه اش در قلهک عازم محل کار خود بود هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در این تیراندازی، فرزند 16 ساله فرسیو که با خودرو پدر عازم مدرسه بود مجروح شد. فرسیو درجریان تعقیب قضایی چپگرایان و متهمان رویداد سیاهکل خشونت بسیار به خرج داده و آنان را خشمگین و ناراضی تر کرده بود. دولت برای یافتن سر نخی از قاتل و یا قاتلان فرسیو جایزه نقدی تعیین کرد.
نقی حمیدیان از رهبران سابق فدائیان خلق در خاطرات خود می گوید« باقیمانده گروه اول حمید اشرف و اسکندر صادقی نژاد، سرلشگر فرسیو دادستان ارتش را در جلوی منزلش ترور می‌کنند که به درجه سپهبدی ارتقا می یابد. از حمله به پاسگاه سیاهکل تا ترور سرلشگر فرسیو، رژیم مجبور می شود عجز خود را در جلوگیری از موج چنین عملیاتی نشان دهد. مقامات امنیتی طی اعلامیه های متعدد، عکس های بزرگ شده ۹ تن ازانقلابیون را در سرتاسر کشور منتشر کردند و برای هر یک صد هزار تومان (این مبلغ در آن زمان معادل دوازده هزار دلار بود) جایزه تعیین می نمودند.آن چه که چریک‌ها در قدم اول در پی‌اش بودند، یعنی شکستن دیوارهای سکوت و خفقانِ استبداد، طی همین مدت کوتاه البته با تلفات و ضایعات انسانی به دست آوردند».(10)
اصغر جیلو عضو دیگر این سازمان خاطره خود از ترور فرسیو را چنین توضیح می‌دهد: «در ۱۸ فروردین ١٣۵٠، خبر ترور سرلشکر ضیاء فرسیو، دادستان دادگاه نظامى چریک هاى اعدام شده، ضربه‌اى بس کارى تر از رویداد سیاهکل بر اتوریته سیاسى حکومت شاه وارد ساخت و پر شدن قطعی خلاء سیاسى موجود در کشور توسط جنبشی غیرقانونی و رادیکال را نوید داد. سرلشکر فرسیو کسی بود که در سال ۱۳۴۷ گروه جزنی و قبل و بعد از آن بسیاری دیگر را به زندان‌های طولانی مدت محکوم کرده بود. جنبش دانشجویى در سطح کشور و در رأس آن دانشجویان دانشگاه تهران با شعارهاى تند "مرگ بر شاه" و "فرسیو مرگت مبارک" و… به استقبال حرکتى شتافتند که می رفت تا برای سالیانی دشوار، حرف آخر را در اپوزیسیون ضد استبداد سلطنتى در ایران بزند. درست یادم نیست که چه تاریخی، ولی تصور می‌کنم یکی دو روزی بعد از ترور فرسیو بود که برای رفتن به جایی باید از جلو دانشگاه تهران می‌گذشتم. شاید حوالی ظهر بود، تعداد انبوهی گارد ضد شورش و پاسبان‌های شهربانی در جلو نرده‌های دانشگاه یک دیوار گوشتی نسبتاً طولانی درست کرده و کسی را به آن نزدیکی راه نمی‌دادند، اما هنوز می شد دید که انبوهی چشمگیر از دانشجویان پشت سر هم در آن سوی نرده ها صف کشیده، و با صدایی یک دست و بسیار رسا و خشمگین شعار می دادند.من دو فقره از شعارهای آنها را به وضوح به یاد دارم که عبارت بودند از:"فرسیو مرگت مبارک" و "مرگ بر شاه" که هرکدام چندین بار پشت سرهم تکرار می شدند.مقام امنیتی (پرویز ثابتی)، دریک برنامه تلویزیونی شبانه، به تبلیغات به شدت منفی در مورد رویداد سیاهکل دست زد، و آن را به خارجیانی که دشمن مردم ایران معرفی می شدند، نسبت داد.این برنامه و نیز انعکاس آن در روزنامه‌های رسمی کشور، به طور وسیع درفضای کشور انعکاس یافت. در عین حال ساواک با شتاب دست به انتشار عکس ۹ نفر از چریک‌ها در روزنامه ها زد و ۱۰۰ هزار تومان جایزه که در آن موقع مبلغ زیادی بود، برای دستگیری هریک از آنها تعیین کرد».(11)
در یکی از مقالات این سازمان این حادثه چنین شرح داده شده است «حکومت محمد رضا شاه و ساواک وقتی با آتشی که در سیاهکل روشن شد مواجه گردید، به سرکوب مطلق و گسترده روی آورد و در اولین اقدام سرکوبگرانه خود ١٣ تن از فدائیان را به سرعت در بیدادگاه‌های فرمایشی نظامی در مدتی کوتاه محاکمه و به تیرباران محکوم نمود. در روز ۲٦ اسفند همان سال آنها را به جوخه‌های اعدام سپرد. حکم اعدام آنها توسط دادستان و رئیس دادرسی ارتش شاه امضا شده و به اجرا در آمد. از نگاه تمامی زحمتکشان و توده‌های مردم وهمچنین بازماندگان سازمان، کلیت این محاکمه فرمایشی ودر آخرحکم صادره اعدام این ١٣ فدائی، سراسر غیرقانونی و ضد خلقی بود. فرسیو دادستان دادگاه نظامی که تلاشی مصرانه در به محکوم شناختن این ١٣ نفر داشت، از جنایتکاران سرسپرده رژیم بود که سالها دست در کشتار انقلابیون داشته و باید پاسخگوی این بی عدالتی شده و خود نیز توسط مردم محاکمه شود و به سزای عمل ننگین خود برسد. پس از اعدام انقلابی فرسیو، فدائیان در اطلاعیه ای اعلام کردند:« کشتن فرسیو یک ترور فردی نبود و ما آن قدر کوتاه فکر نیستیم که خیال کنیم با از بین بردن چنین مهره‌هائی می توان به تسلط امپریالیسم آمریکا و انگلیس خاتمه داد. کشتن فرسیو تنها جوابی بود که می‌توانستیم به قانون شکنی حکومت شاه بدهیم.اعدام و یا ترور انقلابی نه تنها مجازات نیست بلکه روشی در جهت پیشبرد مبارزات درون جامعه در پی سست کردن پایه‌های سیاسی رژیم حاکم می باشد. هدف از این اعدام آسیب رساندن به چهره خشن و عریان دیکتاتوری و سست کردن پایه های امنیتی، سیاسی و اجتماعی رژیم حاکم بوده و از طرفی دیگر نیز این شیوه اعدام روحیه مبارزاتی در توده ها را تقویت می‌کند». (12)
مازیار بهروز نیز در این زمینه می‌گوید« فداییان سپهبد فرسیو را ترور کردند چون او دادستان دادگاه‌های نظامی ‌بود که مبارزان سیاسی را محکوم کرده و به این جهت فرد رسوایی بود.آنها با دست زدن به چنین تروری هدف تبلیغاتی داشتند. فداییان به این نتیجه رسیدند حضور چنین فردی به مردم و مبارزان سیاسی لطمه می‌زند و ترور آن چه در محافل سیاسی و چه عمومی‌ منافع تبلیغاتی خوبی نصیب فداییان می‌کند».(13)

اینجا بیابان‌های اطراف مسکرآباد است؛ در جنوب شرق تهران. حدود سه ماه قبل از این ترور. جایی که اعضای یک گروه مخفی در آن به گپ و گفت می‌نشینند و بمب‌های قابل حمل می‌سازند. مثل بمبی که ۴ روز قبل از ترور سرتیپ طاهری در اینجا منفجر شد؛ طبقه ششم این فروشگاه که آن زمان کوروش نام داشت؛ در خیابان پهلوی که حالا نامش ولیعصر است. حدود ساعت هفت و ۴۵ دقیقه بعدازظهر، در روز ۱۸ مردادماه ۱۳۵۱.

به عقب‌تر که برگردیم بازهم رد آن‌ها را در ترورها و بمب‌گذاری‌ها پیدا می‌کنیم؛ منفجر کردن خودروی هارولد پرایس ژنرال نیروی هوایی آمریکا، انفجار در فروشگاه فردوسی، ربودن ۶ زندانی ایرانی از دوبی و انتقال‌شان به بغداد، انفجار شعب فروشگاه‌های تعاونی کارکنان نیروهای شاهنشاهی و اعزام نیرو به فلسطین برای آموزش دوره چریکی در اردوگاه‌‌های سازمان الفتح.

آن‌ها مخالفان شاه بودند و خود را مجاهدین خلق می‌نامیدند. مسلمان و معتقد بودند، اما جزوه‌های کمونیستی می‌خواندند؛ از مائو تا چگوارا. می‌گفتند قصدشان نجات مردم از ظلم و ستم است، اما انسان‌های بیگناهی در جریان ترورهایشان جان باختند. تشکیلاتی سازمان یافته و آموزش‌دیده بودند برای نبرد مسلحانه.

محمد مفیدی یکی از اعضای آن‌ها بود. جوان ۲۴ ساله‌ای که ترور سرتیپ سعید طاهری را به او سپرده بودند. همان داستانی که قرار است در این فیلم ببینید. تروری که انگار هیچ دلیل موجهی هم برای انجام آن نداشتند.

مفیدی متولد تهران بود و دانشجوی سال سوم رشته زبان از مدرسه عالی ترجمه. او سال ۱۳۴۹ با علیرضا سپاسی آشتیانی آشنا شد و همین دوستی او را به ترک تحصیل و فعالیت سیاسی کشاند. سپاسی تازه از زندان آزاده شده و از دوستان برادر بزرگ‌تر مفیدی، یعنی مصطفی بود. هر دو به جرم اقدام علیه امنیت کشور در حبس بودند. او محمد را عضو سازمان تازه تاسیس خود حزب‌الله کرد که زیرنظر سازمان بزرگ‌تری به‌نام مجاهدین خلق فعال بود؛ از طریق این فرد، بهرام آرام که به آن‌ها دستور داد زندگی مخفیانه و چریکی را آغاز کنند.

محمد مفیدی اینجا در چهارراه سیروس خانه‌ای اجاره کرد و همراه دو نفر دیگر در آن جزوه‌ها و کتاب‌های مارکسیستی می‌خواندند و برای ساخت بمب و برگزاری جلسات به بیابان‌های اطراف تهران می‌رفتند.

نوروز سال ۱۳۵۱ به مفیدی خبر دادند که دوره آموزش او تمام شده و باید کار عملی را آغاز کند. هدف؛ ترور سرتیپ سعید طاهری.

طاهری ۲۸ سال سابقه خدمت داشت. او کار خود را از افسرنگهبانی در کلانتری یک اراک آغاز کرده و بعد به آبادان رفته و پس از سال‌ها، معاون شهربانی این شهر شده بود. با انتقال به تهران، مدتی ریاست کلانتری‌های ۲۰ و ۹ را بر عهده داشت و بعد هم با درجه سرتیپی، رئیس‌کل زندان‌های شهربانی شده بود.

محمد مفیدی برای ترور او تنها نبود، علیرضا سپاسی هم او را همراهی می‌کرد. آن‌ها در روزهای قبل از ترور بارها به محل زندگی سرتیپ طاهری رفته و خصوصیات اخلاقی و عادات او را زیرنظر گرفته بودند.

دو روز قبل از ترور یعنی ۲۰ مردادماه، آن‌ها برای به دست آوردن اسلحه و آمادگی اجرای نقشه، دست به عملیات دیگری هم زدند؛ اینجا، در خیابان ایرانمهر نزدیک پارک خیام، که بین آن‌ها و ماموران شهربانی درگیری مسلحانه رخ داد. آن‌ها می‌خواستند پاسبانی را خلع سلاح کنند که با مشکوک شدن افسری موتورسوار، زدوخورد شکل می‌گیرد.

۲۲ مردادماه ۱۳۵۱، روز اجرای طرح ترور بود. مفیدی با لباس کارگر رنگ‌کار و سپاسی با لباسی معمولی به محل می‌روند؛ به اینجا در خیابان ۱۲۴ تهرانپارس.

سعید طاهری طبق معمول ساعت ۶ صبح از منزل خود خارج می‌شود تا به خانه دوستی در خیابان ۱۳۰‌ برود که خودروی خود را همیشه در حیاط او پارک می‌کرد. سپاسی نزدیک می‌شود و آدرسی از او می‌پرسد. مفیدی جلو می‌آید و با کلت براونینگ قدیمی خود به سر او نشانه رفته و ماشه را می‌چکاند، اما اسلحه گیر کرده و شلیک نمی‌کند. سپاسی معطل نمی‌کند، تا مفیدی گلنگدن را بکشد، با براونینگ خود به سمت سرتیپ شلیک کرده و او را نقش زمین می‌کند. مفیدی هم اسلحه را آماده و تیر خلاص می‌زند.

تا همسایه‌ها و خانواده سرتیپ از صدای گلوله‌ها بیرون بیایند، این دو نفر کلاه و اسلحه سرتیپ را برداشته، سوار بر موتورسیکلت شده و می‌گریزند. آن‌ها اینجا به خیابان سرباز خانه پدری محمد مفیدی می‌آیند و پس از کمی استراحت، علیرضا سپاسی از آن خارج می‌شود.

برویم به محله آب‌منگل تهران که غروب همین روز اتفاق تلخی در آن رخ می‌دهد. حدود ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه عصر، در این خیابان وقت دیدار و رساندن اسلحه و کلت سرتیپ به سازمان است.

محمد مفیدی با بهرام آرام، علیرضا سپاسی، محمدباقر عباسی و مصطفی جوان خوشدل قرار ملاقات دارد؛ این‌جا، ادیب‌الممالک منشعب از خیابان ری. بهرام آرام سر قرار نمی‌آید و آن‌ها از هم جدا می‌شوند. مفیدی و عباسی در حال گفت‌و‌گو راهی این کوچه یعنی صادقی شده و وقتی مفیدی لوازم ساخت بمب را به عباسی تحویل می‌دهد، پاسبانی به نام مهدی حیدریان به آن‌ها مشکوک شده و درخواست بازرسی بدنی می‌کند.

اما مامور شهربانی فرصت گشتن مفیدی را پیدا نمی‌کند، چون محمد مفیدی به سرعت اسلحه کشیده و گلوله‌ای در شکم او خالی می‌کند.

با شنیدن صدای گلوله، مردم به آن‌ها هجوم می‌آورند. مفیدی و عباسی هر کدام به سمتی می‌دوند و تیراندازی می‌کنند. در این زدوخورد ۴ نفر زخمی شده و یک نفر از دنیا می‌رود. اما جزئیات آن کمی پیچیده است. روزنامه اطلاعات در گزارش خود این‌طور آورده که مفیدی سوار موتورسیکلتی شده و گریخته. عباسی هم اسلحه پاسبان را برداشته، سوار موتور دیگری می‌شود و همین‌طور که مردم تعقیبش می‌کردند به سمت انتهای کوچه می‌راند. اما دو نوجوان ۱۳ ساله سر کوچه می‌ایستند و دست‌هایشان را باز می‌کنند تا جلوی عبور او را بگیرند. عباسی شلیک کرده و گلوله به سر امیر شعبانی می‌خورد که زنده می‌ماند.

رضا شیرازی که شعبانی هم ثبت شده، شخص دیگری است که تلاش می‌کند جلوی او را بگیرد اما گلوله‌ای از عباسی می‌خورد و زخمی می‌شود. نفر بعدی رضا کوشش است که با موتور خود عباسی را تعقیب می‌کند اما زمین می‌خورد. این بار دوست او حسین درویش‌ها مکانیک محل، سوار بر موتور خود شده و او را تعقیب می‌کند. درویش‌ها خود را به عباسی می‌رساند و موتور او را به زمین می‌زند اما گلوله عباسی به سینه‌اش می‌خورد و می‌میرد.

عباسی دوان دوان شروع به فرار می‌کند و گویا بین راه یک نفر دیگر را هم با گلوله زده که نامی از او نیست. در انتهای کوچه صادقی، رضا احمدی مبل‌ساز که می‌بیند فردی اسلحه به دست می‌دود، پیت حلبی خالی را به سمت او پرتاب می‌کند و بعد هم خودش را روی او می‌اندازد که گلوله‌ می‌خورد و گوشه‌ای مجروح می‌افتد. حالا اسلحه عباسی خالی شده و مردم موفق می‌شوند او را بگیرند.

اما مفیدی در اعترافات خود گفته، زمانی که می‌خواسته فرار کند، بی‌محابا گلوله شلیک کرده و تیر او بوده که برخی از این افراد را زخمی و حسین درویش‌ها را کشته.

به هرحال، این واقعه در تهران سروصدای زیادی می‌کند. دو روز بعدش در مراسم تشییع سرتیپ طاهری که در مسجد سپهسالار برگزار می‌شود، اسدالله علم وزیر دربار و بسیاری از وزرا و نمایندگان و شخصیت‌های لشکری و کشوری شرکت می‌کنند و به فرمان شاه، طاهری درجه سرلشکری می‌گیرد.

کمتر از دو ماه بعد از ترور، خبر می‌رسد که محمد مفیدی هم دستگیر شده اما هنوز اثری از اسلحه سرلشکر طاهری نیست.

سحرگاه روز ۲۱ دی‌ماه ۱۳۵۱ محمد مفیدی و محمدباقر عباسی تیرباران می‌شوند ولی ساواک می‌داند کار تمام نشده و در پی اعضای دیگر سازمان است.

روز ۲۵ خردادماه ۱۳۵۲ رضا رضایی برنامه‌ریز قتل مستشار آمریکایی کلنل هاوکینز، با حمله ساواک خودکشی می‌کند و اسلحه کمری سرلشکر طاهری هم درون خانه او پیدا می‌شود.

به این ترتیب پرونده ترور سعید طاهری خاتمه می‌یابد، اما سوال اصلی؛ چرا او را کشتند؟ سازمان مجاهدین خلق پس از ترور سرتیپ سعید طاهری بیانیه‌ای منتشر کرد و او را مسئول حمله به کارگران کارخانه جهان‌چیت دانست و یکی از مسئولان کشتار مردم در ۱۵ خرداد ۴۲. از طرفی برخی اعضا گفته‌اند که بر اساس شواهد فکر می‌کردند طاهری رئیس کمیته مشترک ساواک شده و تصمیم گرفتند او را از سر راه بردارند. اما واقعیت این است که انگار او را اشتباه گرفته بودند؛ طاهری جزو ساواک نبود و هیچ‌وقت هیچ سند موثقی به دست نیامد که نشان دهد او نقشی در این کارها داشته.

مرکزیت سازمان مجاهدین همزمان با طراحی تصفیه‌های درونی به دلیل رقابت با چریک‌های فدایی خلق که چند ترور موفق را انجام داده بودند تصمیم گرفت چند ترور به مراتب پر سر و صداتر و کوبنده‌تر از چریک‌ها را انجام بدهد، زیرا احساس می‌کرد نباید از لحاظ سیاسی و نظامی از آن‌ها عقب بماند و در نتیجه در ۲۶ اسفند ۱۳۵۳ سرتیپ رضا زندی‌پور، رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری و راننده‌اش استوار اسدالله عطوفی را در خیابان سهروردی ترور کردند. تیمسار سرتیپ رضا زندی‌پور دومین رئیس زندان کمیته مشترک شهربانی و ساواک (ضد خرابکاری) (از خرداد ۱۳۵۲ تا اسفند ۱۳۵۳) که در ۲۶ اسفند ماه ۱۳۵۳ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد ضارب زندی‌پور، صمدیه لباف بود که پس از شلیک اولین گلوله به سر زندی‌پور اسلحه‌اش گیر کرد و شلیک‌های بعدی را وحید افراخته انجام داد. در اعلامیه سازمان که در مورد ترور زندی‌پور بود به نام خدا و خلق قهرمان ایران از بالای اعلامیه حذف شده بود که موجب گیجی بسیاری از طرفداران و اعضای سازمان شد، اما حرکت‌های بعدی سازمان دلیل حذف خدا را نشان داد. این اعلامیه در واقع زمینه‌چینی سازمان برای اعلام تغییر ایدئولوژی بود. نکته عبرت‌آموز این است که اتفاقاً زندی‌پور همواره به شدت عمل بازجو‌های ساواک اعتراض داشت و ترور او در واقع دست عوامل تندرو ساواک و کمیته مشترک را برای شکنجه و آزار زندانیان سیاسی باز کرد. ترور مهم دیگر سازمان در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ بود که در آن دو مستشار امریکایی کشته شدند و کیف‌های دستی‌شان به دست تروریست‌ها افتاد. این کیف‌ها حاوی اسناد مهمی بود و بر اساس اعترافات وحید افراخته به دست سپاسی آشتیانی در خارج از کشور رسید و او هم آن‌ها را تحویل سفارت شوروی در پاریس داد.برخی از گردانندگان دستگاه ساواک از این قرار بودند


انصاری


آقابابایی


بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی


بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی


بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی


پرویز متقی (بهار)


جهانگیر تارخ(جهانگیری)


رحمانی


رضا عطارپور معروف به دکتر حسین‌زاده


زمانی (زمردی)


سپهبد جعفرقلی صدری (اولین رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری)


سرتیپ رضا زندی‌پور (دومین رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری)


سرتیپ علی‌اصغر ودیعی (سومین رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری)


سرتیپ جلال سجادی (سجده‌ای) چهارمین رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری


سرتیپ هرمز آیرم (آخرین رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری)


سعید تفضلی (محمدی)


سهرابی


سید احمد معصومی کوچصفهانی معروف به کوچصفهانی


شهبازی


صادقی یگانه (حشمتی)


عبدالله نوروزی (امیدیان)


علی جباری (امیری)


فرج‌الله سیفی کمانگر معروف به دکتر کمالی


فرج‌الله سیفی کمانگر معروف به دکتر کمالی


فریدون توانگری- آرش


فریدون توانگری معروف به آرش


فریدون رستگاری (رحمانی)


فریدون شادافزا


مجتهدی (مجیدی)


محمدحسن ناصری معروف به دکتر عضدی


محمدعلی شعبانی معروف به دکتر حسینی


محمود آقایی حکاک


مشیری (شمس)


مصطفی هیراد (مصطفوی)


منوچهر الماسی (شادزی)


منوچهر وظیفه‌خواه معروف به منوچهری


منوچهر وظیفه‌خواه معروف به منوچهری


ناصر نوذری معروف به رسولی


همایون کاویانی دهکردی معروف به کاوه


هوشنگ ازغندی معروف به هوشنگ منوچهری


هوشنگ عطایی (فهامی)


یدالله شادمانی (اسفندیاری)


از راست بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی، شهاب مدیرکل اداره چهارم ساواک(حفاظت و اطلاعات)، مصطفی هیراد معروف به مصطفوی، رضا عطار‌پور مجرد معروف به دکتر حسین‌زاده، هوشنگ عطایی معروف به هوشنگ

پانوشت‌ها:
1 - چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، سازمان چریک های فدائی خلق ایران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1380، چاپ اول، ص 4.
2- تحولات سیاسی- اجتماعی ایران در دوران پهلوی، علیرضا امینی، صدای معصار، 1381، ص 316 .
3 - چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، پیشین ص 5.
4 - حماسه سیاهکل، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، بیجا، بیتا، 1350، ص 9.
5 - چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، پیشین،ص 5.
6 - تحلیلی از سازمان مجاهدین خلق ایران، علی حق جو، اوج، ص 38- 40 .
7 - جزنی، بیژن، 19 بهمن تئوریک، تهران، 1355، ص 13 و تاریخچه سازمانهای چریکی در ایران، ص 19- 20 .
8 - تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلال الدین مدنی ، دفتر انتشارات اسلامی، ج1، ص 113.
9 - چریک‌های فدایی خلق ایران، محمود نادری، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی،۱۳۸۷.
10- نقی حمیدیان، سفر با بال های آرزو، چاپ اول: سپتامبر ۲۰۰۴، استکهلم ، چاپ آرش، سوئد.
11 - چرا جذب سازمان شدم، اصغر جیلو، ،بی بی سی 19 بهمن 1389.
12- کمونیستها و مقوله اعدام! قسمت دوم: بررسی و نقد١٩ خرداد ١٣٨٨ - سایت چریک های فدایی.
13 - هدف چریک‌های فدایی ادغام بود نه ائتلاف، مازیار بهروز، تاریخ ایرانی،( به نقل از مهرنامه) ، 13 اسفند 1389

محمود فاضلی تاریخ شفاهی ' جوان آنلاین ' عصر ایران ' ویکی پدیا' مرکز بررسی اسناد تاریخی ' نماشا 'فیلیمو 'جام جم

برخی از اسناد مربوط به شهربانی یزد و قایم شهر (بیان باکس )

دفترچه تبلیفات شهربانی قدیم

نقش و تاثیر مددکاری اجتماعی بر فرآیند ارتکاب جرم /  مددکاری اجتماعی قضایی | Forensic Social Work


پایگاه مدد کاران اجتماعی نویسنده: کتلین لویی [ارشد مددکاری اجتماعی_دانشگاه استنفورد]

فاطمه ولی محمدی از کارلیب

کوثر بلاگ فاطمه کرمانی

نقش و تاثیر مددکاری اجتماعی بر فرآیند ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی

مددکار اجتماعی کیست؟ و چه وظایفی دارد؟

مددکاری اجتماعی قضایی | Forensic Social Work

راهنمای مقدماتی برای مددکاری اجتماعی قضایی (مددکاری اجتماعی عدالت کیفری)

مددکاری اجتماعی قضایی حوزه وسیع و متنوعی از فعالیتهایی است که شامل هرگونه مددکاری اجتماعی سطح خُرد و میانی و یا کلان است که به افرادی که در عدالت کیفری یا سیستم های حقوقی درگیر هستند کمک می کند. جمعیت آسیب پذیری که مددکاران اجتماعی قضایی به آنها خدمت رسانی می کنند شامل (اما نه محدود به) جوانان و بزرگسالان زندانی، زندانیهای به تازگی آزاد شده، کودکان قربانی بی توجهی و قربانیان سوءاستفاده خانگی یا جنسی هستند. مددکاران اجتماعی قضایی اغلب به مددجویان خود پشتیبانی عاطفی، راهنمایی در مسیر سیستم های دادگستری / حقوقی، ارتباط با منابع مربوطه، کمک در برنامه های مسکن، و حمایت از افراد و سیاستها را ارائه می دهند.

با توجه به نیازهای تخصصی افرادی که مددکاران اجتماعی قضایی با آنها کار می کنند، مددکاران تمایل دارند پس زمینه مددکاری اجتماعی بالینی قوی ای داشته باشند تا بتوانند ارزیابی های روان شناختی و ارزیابی ریسک و خطر داشته باشند، خدمات درمانی موثر ارائه کنند و مداخلات بحرانی برای مددجویانی داشته باشند که اغلب آسیب های شدید تجربه کرده اند و با چالش های اجتماعی، عاطفی، روانشناختی و رفتاری قابل توجه دست به گریبان هستند.

مسئولیت های روزمره و بلندمدت مددکاران اجتماعی قضایی به طور خاص بسته به نقش خاص و محیط کاری آنها متفاوت است. به عنوان مثال، وظایف یک مددکار اجتماعی در مرکز بحران خشونت خانگی به طور معمول اساساً با مسئولیت های یک مددکار اجتماعی در یک مرکز اصلاح و تربیت متفاوت است. دانشجویان مددکاری اجتماعی که علاقه مند به مددکاری اجتماعی قضایی هستند، باید انواع موقعیت هایی که مورد علاقه آنهاست را مطالعه کنند و تجربیات کارآموزی و مهارت های حرفه ای خود را در اطراف مسیر شغلی مورد نظر خود بسازند

مددکار اجتماعی در دنیای پیچیده و پرچالش امروز، به افراد و جوامع که با مشکلات و موانع گوناگونی مواجه هستند، کمک می‌کند تا از سلامت روانی، اجتماعی و اقتصادی خود آگاه باشند و از آن مراقبت کنند.

مددکاران اجتماعی به عنوان یکی از ارکان حیاتی در جامعه، نقش بسزایی در کمک به افراد و جوامع ایفا می‌کنند. این حرفه با هدف بهبود کیفیت زندگی، ارتقاء سلامت اجتماعی و حمایت از حقوق و عدالت اجتماعی، به افراد و خانواده‌ها کمک می‌کند تا با چالش‌های زندگی بهتر کنار بیایند و به توانمندی لازم برای ساختن آینده‌ای بهتر دست یابند.

اهمیت مددکاری اجتماعی نه تنها در حمایت مستقیم از افراد در مواقع بحرانی بلکه در تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نیز نمایان است، که در نهایت به ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر و انسانی‌تر کمک می‌کند.

تاریخچه مددکاری اجتماعی

بعد از جنگ جهانی دوم، از سال ۱۹۶۰ به بعد، دولت‌ها به این نتیجه رسیدند که جامعه برای رفع نیازها و مشکلات خود در زمینه عملکرد اجتماعی، به یک فرد متخصص نیاز دارد.

در واقع اتفاقاتی مانند جنگ جهانی دوم و پیامدهای ناشی از آن(بی سرپرستی فرزندان)، گسترش شهرنشینی و شکل‌گیری کلان شهرها، وقوع بلایای طبیعی و پیامدهای آن، افزایش جمعیت، مهاجرت ها، توسعه قلمرو علوم پزشکی، ایجاد رویکردهای تازه به حل مشکلات، تحولات اقتصادی و اجتماعی، دگرگونی صنعتی و… باعث ضرورت شکل‌گیری خدمات مددکاری اجتماعی در جهان شد.

بنیان‌گذار رشته مددکاری اجتماعی در ایران خانم ستاره فرمانفرمایان هستند.

در حال حاضر در کشور ما، از رشته مددکاری اجتماعی نسبت به دهه‌های گذشته شناخت بیشتری بدست آمده است، اما هنوز هم برخی از افراد از ماهیت این حرفه‌ آگاهی کاملی ندارند. در این مقاله درباره مددکار اجتماعی و حرفه مددکاری اجتماعی گفتگو خواهد شد.

مددکار اجتماعی کیست؟ و چه وظایفی دارد؟

مددکار اجتماعی فردی است که تحصیلات و تخصص لازم را در زمینه مددکاری اجتماعی به دست آورده و با استفاده از دانش و مهارت‌های خود به افراد، خانواده‌ها و جوامع کمک می‌کند تا به رفاه و عدالت اجتماعی دست یابند.
مددکاران اجتماعی معمولاً در محیط‌های مختلفی مانند بیمارستان‌ها، مدارس، سازمان‌های غیرانتفاعی، نهادهای دولتی و مراکز مشاوره فعالیت می‌کنند.

مهم‌ترین وظایف مددکار اجتماعی

وظایف مددکار اجتماعی بسیار گسترده و متنوع است. در زیر به برخی از مهم‌ترین وظایف آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. مشاوره و حمایت روانی

یکی از وظایف اصلی مددکاران اجتماعی، ارائه مشاوره و حمایت روانی به افرادی است که با مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، استرس، و یا مشکلات خانوادگی مواجه هستند. آن‌ها به افراد کمک می‌کنند تا با احساسات و مشکلات خود بهتر کنار بیایند و راهکارهای موثری برای حل آن‌ها پیدا کنند.

2. ارزیابی و تشخیص نیازها

مددکاران اجتماعی با ارزیابی دقیق وضعیت افراد و خانواده‌ها، نیازهای آن‌ها را شناسایی کرده و برنامه‌ریزی می‌کنند که چگونه این نیازها برآورده شود. این ارزیابی‌ها شامل بررسی شرایط اقتصادی، اجتماعی، روانی و حتی فیزیکی افراد می‌شود.

3. ارائه خدمات اجتماعی

مددکاران اجتماعی با فراهم کردن دسترسی به خدمات اجتماعی مانند مسکن، تغذیه، بهداشت و آموزش، به بهبود کیفیت زندگی افراد کمک می‌کنند. آن‌ها به عنوان یک راهنمایی برای افراد در یافتن منابع موجود در جامعه عمل می‌کنند.

4. مداخله در بحران‌ها

مددکاران اجتماعی در مواقع بحران‌های فردی یا خانوادگی، مانند خشونت خانگی، سوء مصرف مواد، یا بلایای طبیعی، وارد عمل می‌شوند و با ارائه کمک‌های لازم و ارجاع به منابع مناسب، به کاهش آسیب‌ها کمک می‌کنند.

5. آموزش و توانمندسازی

مددکاران اجتماعی با آموزش و توانمندسازی افراد و گروه‌ها، به آن‌ها کمک می‌کنند تا مهارت‌ها و توانایی‌های لازم برای مقابله با چالش‌های زندگی را کسب کنند. این آموزش‌ها می‌تواند شامل موضوعاتی مانند مدیریت مالی، مهارت‌های والدینی، و یا مهارت‌های اجتماعی باشد.

6. حمایت از حقوق و عدالت اجتماعی

مددکاران اجتماعی به طور فعال در حمایت از حقوق افراد و ایجاد عدالت اجتماعی فعالیت می‌کنند. آن‌ها به نمایندگی از افراد و گروه‌های محروم و آسیب‌پذیر در مقابل نهادها و سازمان‌ها دفاع می‌کنند و تلاش می‌کنند تا از نابرابری‌ها و تبعیض‌های اجتماعی جلوگیری کنند.

7. همکاری با سایر حرفه‌ها

مددکاران اجتماعی اغلب با سایر حرفه‌های مرتبط مانند روانشناسان، پزشکان، معلمان، و وکلا همکاری می‌کنند تا به صورت جامع‌تر به نیازهای افراد پاسخ دهند.

مددکاران اجتماعی نقش مهمی در ارتقاء سلامت روانی، اجتماعی و اقتصادی افراد دارند و با کمک به افراد در مواجهه با مشکلات و چالش‌های زندگی، به ایجاد جامعه‌ای سالم‌تر و عادلانه‌تر کمک می‌کنند.

مددکار اجتماعی سعی می‌کند به فرد(مُراجع) کمک کند تا به درک محدودیت‌ها و ظرفیت‌هایش بپردازد، انگیزه‌هایش را بیشتر کند، بحرانی را که در آن قرار گرفته است را بشناسد و آن را حل نماید.

در بعضی مواقع، مددکار اجتماعی وظایف دیگری غیر از انجام انواع مشاوره‌ها و خدمات مربوط به آن را انجام می‌دهد که از آن جمله می‌توان موارد زیر را نام برد.

1. مدیریت امور اداری

مددکار در این بخش، وظایف دیگری را انجام می‌دهد. وی در این روش، بیشتر در نقش یک مدیر ظاهر می‌شود که هماهنگی، برنامه‌ریزی و مدیریت تشکیلات امور رفاه اجتماعی را بر عهده دارد.

2. پژوهش و تحقیق

در این روش، مددکار اجتماعی یک پژوهشگر است که به تبیین چرایی‌ها و عوامل ایجاد مشکل می‌پردازد و نیازهای اجتماعی را شناسایی می‌کند تا بداند مثلا چرا افراد به سمت اعتیاد می‌روند.

3. اقدامات اجتماعی

مددکار اجتماعی در این روش، نتایج بررسی‌هایش را در قالب قانون به تصویب می‌رساند و به جامعه عرضه می‌کند. هم‌چنین وی سعی می‌کند از آسیب‌های اجتماعی، ممانعت به عمل آورد. برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله "خود مراقبتی در برابر آسیب‌های اجتماعی" را مطالعه کنید.

پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی توسط مددکار اجتماعی

در 3 سطح انجام می‌شود.

_ سطح اول:

در این سطح که برای کل جامعه در نظر گرفته شده است مددکار اجتماعی سعی می‌کند مهارت‌های زندگی را به کل افراد جامعه آموزش دهد. به ویژه کودکان و نوجوانان و آموزش آن‌ها برای وی در اولویت قرار دارد.

از جمله این مهارت‌ها می‌توان به مهارت تصمیم گیری، حل مسأله، مهارت تفکر خلاق و انتقادی، مهارت‌های ارتباطی موثر با سایر افراد جامعه و روابط بین فردی موثر، آگاهی از خویشتن و خودشناسی، مهارت شناخت عواطف و کنار آمدن با هیجانات زودگذر و شیوه برخورد با انواع ترس، اضطراب‌ و تشویش‌ها اشاره کرد.

_ سطح دوم:

در این سطح، آسیب‌های اجتماعی تشخیص داده می‌شوند تا قبل از ایجاد آسیب‌های وسیع‌تر، با تشخیص زودرس و به هنگام آسیب‌ها از بیشتر شدن حیطه آن، جلوگیری به عمل آید.

_ سطح سوم:

این سطح جهت جلوگیری از شدت یافتن آسیب‌های اجتماعی و کاهش تنش در خانواده و جامعه است.

در ادامه به بررسی نقش مددکاران اجتماعی در خانواده و روابط بین اعضای این نهاد اصلی اجتماعی، می‌پردازیم.

مددکاری اجتماعی چیست؟

تصویب تعریف مددکاری اجتماعی در نشست عمومی IFSW (فدراسیون بین‌المللی مددکاری اجتماعی) و مجمع عمومی IASSW (انجمن بین‌المللی مدارس مددکاری اجتماعی) :

مددکاری اجتماعی حرفه ای کاربردی و رشته تحصیلی دانشگاهی است که توسعه و تغییر اجتماعی، انسجام اجتماعی و توانمندسازی افراد را تسهیل می‌کند.

اصول مهم مددکاری اجتماعی

مددکاری اجتماعی نیز مانند سایر حوزه‌های دانش، اصولی دارد که عبارتند از:

1. پذیرش

این اصل یکی از اصول اساسی حرفه مددکاری اجتماعی است. یک مددکار اجتماعی باید بتواند مددجو را به صورتی که هست، بپذیرد.

2. رازداری

یکی از اصول مهم در حرفه مددکاری اجتماعی، اصل رازداری است که موجب اعتمادسازی بین طرفین مخصوصا مراجع می‌گردد، بنابراین اصل، اسرار مددجو باید حفظ شود.

3. درگیری احساسی کنترل شده

مددجو باید احساس کند که احساس و شرایطش توسط مددکار اجتماعی، درک می‌شود. پس لازم است مددکار، این حس درک را به او منتقل نماید. از طرفی مددکار باید بین احساس خودش و احساس مددجو، تفاوت قایل باشد.

4. مهربانی

این ویژگی از مهم‌ترین ویژگی‌های مددکار اجتماعی است، چراکه در پرتو آن می‌تواند روابط موثری با مراجع برقرار کند. مددکار اجتماعی باید بتواند ارتباطی خوب و موثر با مددجو برقرار کند تا نیاز و مشکل مددجو، برطرف گردد.

5. شناخت فرهنگ‌ها

این اصل برای مددکار اجتماعی که با افراد مختلف از فرهنگ‌های مختلف سر وکار دارد یک ضرورت است. او باید از فرهنگ‌ها، اطلاع کافی داشته باشد.

5. قضاوت نکردن

اساس شکل‌گیری یک رابطه حسنه بین مراجع و مددکار اجتماعی، عدم قضاوت کردن است و مددکار اجتماعی باید کاملا این مورد را در نظر بگیرد.

روش‌های مختلف انجام امور مددکاری

انجام امور مددکاری توسط مددکار اجتماعی به شیوه‌های مختلفی انجام می‌گیرد. هر کدام از این شیوه‌ها در موقعیتی بیشترین بازدهی را دارند و در موقعیت‌های دیگر ممکن است بازدهی چندانی نداشته باشند.
بنابراین مددکار اجتماعی از میان این طرق، باید راه حل مناسب را برای موقعیت مناسب در نظر می‌گیرد. از جمله این روش‌ها، می‌توان موارد زیر را نام برد:

الف: مددکاری فردی

در این روش، مراجع، یک فرد و یا خانواده اوست. این فرد ممکن است از هر طبقه اجتماعی، گروه سنی و یا جنسی مختلف باشد. ساکن شهر یا روستا که یا شخصا برای کمک، مراجعه نموده و یا از طرف سازمان یا نهادی، ارجاع داده شده است. بسیاری از نوجوانانی که با خانواده خود دچار مشکل می‌شوند در این دسته جای می‌گیرند.

انواع مراجع در مددکاری

مددکار اجتماعی به این گروه‌ها مدد می‌رساند:

1- افراد دارای معلولیت؛

2- بیماران اعصاب و روان؛

3- افراد با ناتوانی‌های ذهنی؛

4- سالمندان؛

5- زنان سرپرست خانوار یا بدسرپرست؛

6- آسیب‌دیدگان اجتماعی؛

7- و...

ب: مددکاری گروهی

در این روش، مراجع، اعضای یک گروه هستند. افرادی دارای هدف یا اهدافی مشترک که طی شرایطی عضو یک گروه شده‌اند و مقررات گروه را پذیرفته‌اند. مثلا یگ گروه دارای اعتیاد.

البته خانواده، مهم‌ترین گروه اجتماعی و اساس جامعه است. بنابراین حل بحران‌هایی که در این نهاد کوچک شکل می‌گیرد بسیار ضروری است. در واقع مددکاران اجتماعی، کار در خانواده، حل مسائل کودکان و سالمندان را در اولویت کاری خود قرار می‌دهند.
همچنین مددکاران اجتماعی سعی می‌کنند به هر نحوی در کنار خانواده آسیب دیده، قرار گیرند تا آنان را از شرایط بحرانی که در آن واقع شده‌اند، نجات دهند.

بهبود روابط بین فردی بین اعضای خانواده در هنگام بحران، ضروری است. در شرایطی مانند به وجود آمدن شرایط طلاق و جدایی، بیماری‌های مهلک برای یکی از اعضای خانواده مانند سرطان، اعتیاد، خشونت‌های خانوادگی یا از دست دادن عزیزان و عزاداری، وجود یک مددکار اجتماعی مجرب می‌تواند راهگشا باشد.
در حقیقت مددکاران اجتماعی سعی دارند برای خانواده‌ها، کودکان و سالمندان در شرایط بحرانی موثر باشند و به ترمیم روابط آن‌ها بپردازند.

ج: مددکاری مشکلات اجتماعی

این نوع مددکاری، جهت جلب و جمع آوری امکانات مادی و معنوی و جلب مشارکت‌های مردمی در جهت حل مشکلات اجتماعی انجام می‌شود تا نیازهای جمعی یا مشکلات اجتماعی را حل و فصل کند.

در این روش، مراجع، کل جامعه است. جامعه‌ای با نیازهای مشترک که رفع مسایل آن عمومیت دارد و چنانچه به فرد یا گروهی خدمات ارایه می‌شود در جهت رفع نیازهای اجتماعی است.

مشکلات در این نوع مددکاری، ابعادی بسیار وسیع‌تری دارند. مثلا بهداشت و درمان، وسایل ارتباط جمعی، قاچاق، خودکشی و...

مشخصات و ویژگی‌ها مددکاران اجتماعی موفق

مددکاری اجتماعی اقدامی بسیار مهم در پیشگیری از مشکلات و حل آن‌هاست. بدین منظور لازم است یک مددکار اجتماعی به ابزاری مجهز باشد تا بتواند به خوبی مسائل پیش رو بشناسد و سپس برای حل آن و یا جلوگیری از پیشرفت آن، اقدام کند. از جمله ابزارهایی که در این زمینه به کمک مددکار اجتماعی می‌آیند می‌توان ابزار زیر را نام برد.

1. دید خوب و عمیق

دیدن و مشاهده دقیق از مهم‌ترین وسائل و امکانات یک مددکار اجتماعی است. وی باید بتواند از قدرت مشاهده و تیز بینی خود در تشخیص و حل مشکل بهره ببرد.

2. صبر زیاد و گوش شنوا

از دیگر ابزارهای مددکار اجتماعی، توان شنیداری وی است. قدرتی که به او این امکان را می‌دهد تا به خوبی به مسائل مطرح شده گوش دهد.
او باید گوش دادن فعال را تمرین کرده باشد، پس شنونده‌ای خوب و مطمئن برای مراجع باشد تا وی به راحتی با مددکار اجتماعی رابطه برقرار کند و احساس کند مددکار، او را درک می‌کند و پای صحبت‌هایش می‌نشیند.

3. قدرت تصمیم‌گیری

چنانچه مددکار اجتماعی با استفاده از قدرت دیداری و شنیداری نتواند به عمق مسأله پی ببرد و یا نیاز به تشخیص بیشتری احساس شود وی با مراجع و یا افراد درگیر در موضوع، مصاحبه می‌کند تا به شناخت هر چه دقیق‌تر مراجع و موضوع و بحران وی پی ببرد تا بتواند راه حلی مناسب برای حل بحران وی در نظر بگیرد.

نقش‌های متعدد مددکار اجتماعی

مددکار اجتماعی در طول حیات حرفه‌ای‌اش نقش‌های متعددی را ایفا می‌نماید از جمله:
گاه، نقش رهبری و گاه نقش مشاور را ایفا می‌کند. او هم‌چنین می‌تواند مدافع، وکیل، راهنما، تسهیل کننده، میانجی، آموزش دهنده، حامی، سخنگو، درمانگر، تامین کننده امکانات مراقبت و نگهداری و هم‌چنین شناسایی کننده بحران‌ها باشد و در تک تک این موارد می‌تواند به نحو موثری به مراجع، یاری رساند. به طور کلی می‌توان نقش‌های متعدد مددکار اجتماعی را این‌گونه بیان کرد که:

تقویت کننده

مددکار اجتماعی در کار با مراجعان خود سعی می‌کند توانایی حل مسئله در افراد افزایش دهد تا مراجعان بتوانند مشکلات خود را تشخیص و در رفع آن بکوشند.

واسط

مددکار اجتماعی در حقیقت واسطه بین منابع اجتماعی و مراجع است. مثلا مراجعی که نیازمند حمایت مالی باشد را به موسسات خیریه و... که کمک‌کننده هستند، معرفی می‌کند.

حامی

حامی از حوزه حقوق و از سال ۱۹۶۰ به بعد، وارد حوزه مددکاری اجتماعی شده است و مددکار اجتماعی سعی می‌کند که از مراجعان خود حمایت کند.

میانجی‌گر

مددکار اجتماعی سعی می‌کند که تعارضات ایجاد شده بین دو طرف یا دو شخص را حل و فصل نماید و به دنبال رضایت دو جانبه می باشد.

آموزش دهنده

مددکار اجتماعی به مراجعانی که فرایند اجتماعی شدن را به درستی طی نکرده‌اند، مهارت‌هایی را آموزش می‌دهد که در زندگی فردی و اجتماعی خود بکار ببرند.

فعال اجتماعی

مددکار اجتماعی در جستجوی تغییر سازمانی است و با بی عدالتی‌هایی که در جامعه وجود دارد، مبارزه می‌کند.

پژوهشگر

مددکار اجتماعی در حوزه پژوهش و تحقیق نیز ورود پیدا می‌کند.

فرصت‌های شغلی و بازارکار مددکار اجتماعی

دانش‌آموزان علاقه‌مند به رشته مددکاری اجتماعی می‌توانند از رشته‎‌های انسانی، تجربی و ریاضی از طریق آزمون سراسری وارد این رشته شوند.
مددکاری اجتماعی در ایران، در دانشگاه‌هایی نظیر دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی (تحت نظر وزارت بهداشت) و دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه یزد، دانشکده های علمی کاربردی بهزیستی کشور(تا مقطع کارشناسی و تحت نظر وزارت علوم) تدریس و ارائه می‌شود. مددکار اجتماعی در مراکز زیر می‌تواند به اشتغال بپردازد:

  • موسسات خیریه
  • سازمان‌های مردم نهاد (NGO)
  • موسسات دولتی
  • پرورشگاه‌ها
  • مدارس
  • بیمارستان‌ها
  • اورژانس اجتماعی
  • زندان
  • بازپروری
  • مراکز اصلاح و تربیت
  • مراکز ترک و درمان اعتیاد
  • مراکز نگهداری از افراد بی‌سرپرست
  • مراکز مشاوره خصوصی (تاسیس کلینیک مددکاری اجتماعی)
  • سازمانهای رفاهی_حمایتی، امدادی و توانبخشی

شرایط تاسیس کلینیک مددکاری اجتماعی

فارغ التحصیلان رشته مددکاری اجتماعی در صورت دارا بودن سرمایه و شرایط لازم، می‌توانند به بهزیستی شهر خود مراجعه و برای اخذ پروانه تاسیس کلینیک، اقدام کنند. هم اکنون حداقل مدرکتحصیلی مورد نیاز برای تاسیس کلینیک مددکاری، دارا بودن مدرک کارشناسی و حداقل ۲ سال سابقه کار در مراکز دولتی یا غیردولتی است.

برای صدور پروانه تاسیس کلینیک مددکاری اجتماعی، حداقل به ۵ نفر نیروی انسانی که شامل دو مددکار اجتماعی، یک روانشناس، یک مشاور و یک نفر از رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی که دارای مدرک کارشناسی باشد، نیاز است.

معمولاً غیر از شهر تهران که به دلیل سیاست‌های دولت، برای تاسیس کلینیک در این شهر دیگر مجوز جدید صادر نمی‌شود، در سایر استانهای کشور مجوز صادر می‌شود. پس از تایید تاسیس کلینیک متقاضی باید فضای کاری مناسبی را اعم از نیروی انسانی، دارا بودن حداقل دو اتاق و سایر ملزومات را فراهم کند.

حقوق جزا و جرم شناسی با مددکاری اجتماعی رابطه متقابلی دارند و مکمل یکدیگرند. قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 با یاری گرفتن از مددکاری اجتماعی سعی دارد که اقدامات تامینی و تربیتی را در مورد اطفال بزهکار به سمت اصلاح و بازپروری آنها سوق دهد، تا بتوانند تا حد زیادی از تکرار جرم در آینده توسط اطفال بزهکار که می توانند اکثریت مجرمان بزرگسال را تشکیل دهند، جلوگیری کنند.

با وجود گذشت 45 سال از تاسیس رشته مددکاری اجتماعی در کشور و حضور هزاران مددکار اجتماعی تحصیل کرده در سازمان‌ها و نهادهای مختلف کشور شواهد نشان می‌دهد که هنوز بسیاری از نهادهای سیاست گذاری رفاه اجتماعی و برنامه‌ریزان خدمات اجتماعی کشور شناخت درستی از حرفه‌ی مددکاری اجتماعی ندارند و بخش عظیمی از آنها تصور می‌کنند که مددکاری اجتماعی همان خدمات خیریه و عامیانه‌ای است که صد ها سال است در گوشه و کنار کشور ایران توسط افراد خیر ارائه می‌شود (سام آرام، 1392 : 249). جرم شناسی می کوشد کسانی را که در اثر عوامل جرم زا به بسیاری از ویژگی های انسانی پشت پا زده‌اند به خود آورد تا حیاتی نو آغاز کنند و در آنان اندیشه های انسانی اوج گیرد. (کی نیا، 1388 :50 )

از آنجا که اطفال و نوجوانان اغلب به دلیل عدم برخورداری از حمایت های لازم و سرپرستی مناسب، بزهکار و یا بزه دیده واقع شده‌اند، حضور افرادی با تخصص های غیر قضایی نظیر مددکاران اجتماعی به عنوان بالینی ترین مأموران غیر قضایی در فرآیند کیفری می‌تواند نقش مهمی در بازپروری و پیشگیری از تکرار جرم اطفال بزهکار و باز توانی، جلوگیری از تکرار بزه دیدگی و بزه دیدگی ثانویه اطفال بزه دیده ایفا نماید. مددکاران اجتماعی با استفاده از آموزه های علوم روانشناختی، جامعه شناختی و غیره، همچنین رعایت اصول متعدد حرفه ای مانند اصل پذیرش و اصل فردیت و ارائه خدمات مختلف به دنبال یاری رساندن به نظام عدالت کیفری می باشند. آنان می توانند با به کارگیری روش‌هایی که در شناخت افراد در اختیار دارند، در ارائه پاسخ های متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی کودک کمک مؤثری نمایند و همچنین با نظارت بر اجرای احکام، کودک را تا بازپروری و بازتوانی کامل همراهی کنند. همواره حضور یک مددکار اجتماعی در روند بازپروری بزهکاران اطفال و نوجوانان و همچنین مجرمان بزرگسال می‌توان کمک شایانی به عدم تکرار جرم و بازگشت به جامعه را در پی داشته باشد. در قانون جدید مجازات اسلامی رویکرد نوینی به مددکاری اجتماعی دارد درصدد تفکیک سن کیفری ایشان و همچنین اعمال اقدامات تامینی و تربیتی ویژه ای را به ترتیب برای هر رده سنی در نظر می گیرد. از این رو یک مددکار اجتماعی با فهم دقیق وظایف خود می تواند به عدالت کیفری اطفال و نوجوانان کمک موثری نماید. هدف اصلی از این پژوهش نقش و تاثیر مددکار اجتماعی بر فرایند ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی سال 92 است .

ب- سوالات پژوهش

1-نقش مددکار اجتماعی در پیشگیری از جرم در جامعه چیست ؟

2-نقش مددکار اجتماعی در قانون مجازات اسلامی 92 چیست ؟

3- نقش مددکار اجتماعی در کاهش جرم در جامعه چیست ؟

ج- سابقه و ضرورت انجام تحقیق

تاکنون کتاب‌ها، مقاله‌ها و منابع متعددی به بررسی ابعاد مختلف دادرسی ویژه اطفال پرداخته‌اند. همچنین در خصوص نقش مددکاری

اجتماعی و تأثیرات آن بر جامعه و اقشار مختلف مطالب بسیاری نگاشته شده است، اما در خصوص نقش مددکاری اجتماعی در نظام کیفری، منابع محدودی در دسترس می باشد که از آن جمله می توان به مقاله آقای دکتر زینالی با عنوان «مددکاری اجتماعی و عدالت کیفری» مقالة آقای دکتر نیازپور با عنوان «نقش مددکاری اجتماعی در پیشگیری از تکرار جرم»، مقاله آقای دکتر صمدی راد تحت عنوان» نقش مددکار اجتماعی در زندانها و مراکز اصلاح و تربیت» و همچنین پایان نامه خانم شریعتی «نقش مددکاران اجتماعی در حمایت از اطفال بزه دیده » اشاره نمود. همچنین الیاسی (1386) در تحقیقی با عنوان بایسته های دادرسی اطفال با تاکید بر جایگاه پلیس، به بررسی روش های سیاست گذاری و اجرایی مربوط به دادرسی اطفال و نوجوانان در کشورهای گوناگون پرداخته است. همچنین مراحل گوناگون فرایند دادرسی ویژه نوجوانان را مورد بررسی قرار داده و تاکید کرده که تا حد امکان باید از برخورد نوجوان با نظام قضایی پرهیز شود و از صدور حکم محرومیت از آزادی وی باید اجتناب شود و در نهایت نوجوان با رفتاری متناسب با پیشبرد عزت نفس و ارزش انسانی مواجه شود که به منظور بازگرداندن و نه انزوا یا به حاشیه راندن او، طراحی شده است. و کشفی (1387) در مقاله‌ای با نام «نقش پلیس در دادرسی اطفال و نوجوانان» به معضلاتی که دادرسی اطفال با آن روبروست و همچنین به طرز کار و عملکرد پلیس و مددکاران اجتماعی به‌عنوان یکی از بازوان دستگاه عدالت کیفری پرداخته است و در پایان این‌گونه نتیجه می‌گیرد که طرز کار پلیس در مرحله صدور و اجرا و پس از اجرای حکم این است که با حضور خود در هر یک از این مراحل و ارائه توصیه‌های لازم به مقام قضایی نقش مهمی در اجرای دادرسی عادلانه داشته باشد.

اطفال و نوجوانان مهمترین سرمایه و منابع انسانی هر جامعه محسوب می شوند. دوره کودکی به عنوان دوره شکل گیری شخصیت انسان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به ویژه در جامعه ایرانی که جمعیت آن از بافتی جوان تشکیل یافته، عدم توجه و حمایت کافی از این گروه، کشور را متحمل لطمات جبران ناپذیری می نماید. بدون تردید یكی از اهداف اصلی جوامع بشری برخورداری افراد از رفاه اجتماعی و امنیت اجتماعی است، زیرا نیاز به امنیت از نیازهای اساسی انسان‌ها محسوب می‌شود. در این راه وظایف نهادها و مؤسسات مختلف و آگاهی و همكاری افراد و جامعه نقش اساسی دارد. از آنجا كه مددكاران اجتماعی ارائه‌کنندگان خدمات اجتماعی نیز می‌باشند در كاهش مسائل و مشكلات اجتماعی سهیم هستند. هم چنین در پیشگیری از كژ کارکردهای اجتماعی نقش مؤثری ایفا می‌کنند .

د- فرضیه ها

1- به نظر می رسد مددکاری اجتماعی با بسیج سایر موسسه های و نهاد های اجرایی برای کمک به کاهش جرم و بزه از طریق نهاد های پیشگیری از جمله خانواده بزهکار در جهت کاهش جرم و بزه گام بر می دارد.

2- به نظر می رسد قانون مجازات اسلامی 1392 با رویکرد جدیدی نسبت به مددکار اجتماعی به عنوان یک جایگزینی و اقدام تامینی و تربیتی سعی دارد تا در نهایت او را برای کمک به اصلاح و کمک به پیشگیری از تکرار جرم و در نهایت به کاهش جرایم و بزه در جامعه گام بر دارد .

ه- اهداف تحقیق

1-بررسی و شناسایی مفهوم مددکاری اجتماعی

2-بررسی و شناسایی نحوه تاثیر مددکار اجتماعی در پیشگیری از جرم و بزه در جامعه

3– بررسی و شناسایی نحوه تاثیر مددکار اجتماعی در کاهش جرم و بزه در جامعه

و- روش تحقیق

روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد که اطلاعات آن از طریق مطالعه و جمع آوری کتاب ها، مقاله ها، قوانین، لوایح و سایر منابع مرتبط (شیوه کتابخانه ای) صورت می پذیرد.

ز- روش تجزیه و تحلیل داده ها

این تحلیل جنبه کیفی دارد و روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و ابزار آن فیش برداری است و مبنا و معیار در تجزیه و تحلیل داده ها ، استنباط و استدلال می باشد . با استفاده از کلیه منابع کتابخانه ای حقیقت موضوع کشف و مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد .

ح-قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی، موضوعی)

قلمرو مکانی پژوهش حاضر بررسی تاثیر مددکار اجتماعی در فرایند ارتکاب جرم اطفال و نوجوانان با تکیه بر قانون مجازات اسلامی سال1392 در ایران می باشد و به لحاظ زمانی بر روی رویکرد مددکار اجتماعی در دوران معاصر بویژه سال 1392 تاکید دارد قلمرو موضوع آن نیز به حیطه جرم شناسی می‌باشد.

ج- سازماندهی تحقیق
تحقیق حاضر در سه فصل سازماندهی شده است همچون اکثر تحقیق ها که در بخش اول ناگزیر به کلیات پرداخته می‌شود، در این تحقیق نیز جهت حصول شناخت نسبی، فصل اول به مبانی و مفاهیم مددکاری اجتماعی و جرم شناسی که شامل تعاریف و پیشینه هر یک از دو رشته فوق می‌باشد، اختصاص یافته است. از طرف دیگر از آنجا که عنوان تحقیق در برگیرنده نقش مددکاری اجتماعی بر فرایند پیشگیری ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می‌باشد، در فصل 2 مورد بررسی قرار گرفت و در فصل 3 نقش مددکاران اجتماعی در کاهش جرم مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

بهترین روش های کمک به افراد معتاد اطرافمان

کمک به فرد معتاد

چگونه به فرد معتاد کمک کنیم تا بتواند به مسیر صحیح بازگردد؟ این سوالی است که در بخش مشاوره ترک اعتیاد ویکی روان زیاد مطرح می شود. اطرافیان دوست دارند به عضوی از خانواده تا دوستان که درگیر اعتیاد است کمک کنند، اما چطور؟ راه کمک کردن به افراد معتاد چیست؟ اصلا کمک به فرد معتاد ممکن است؟ در جلسات مشاوره آنلاین روانشناسی توضیحات کامل برای شیوه رفتار با افراد معتاد داده می شود که در ادامه توضیح می دهیم.

  • چگونه به فرد معتاد کمک کنیم؟
  • چرا باید به افراد معتاد کمک کرد؟
  • چطور به فرد معتاد کمک کنیم؟
  • پیشنهاد ویکی روان در مورد بهترین کمک به فرد معتاد چیست؟

چگونه به فرد معتاد کمک کنیم؟

با مطالب روز روانشناسی در سایت ویکی روان همراه باشید.

اولین نکته این است که کمک به فرد معتاد اصولی دارد که نباید از آن خارج شوید. برای نمونه:

  1. نباید احساسی برخورد کنید.
  2. آزمون و خطا نکنید.
  3. از متخصص و مشاور روانشناس کمک بگیرید و مشورت بگیرید.
  4. خشونت به خرج ندهید.
  5. در کمک به فرد معتاد نباید.
  6. موقعیت موجود را با شرایط دیگران مقایسه نکنید.

اگر می توانید این پیش نیازها در کمک به فرد معتاد را رعایت کنید، ادامه مقاله را حتما مطالعه کنید. در ادامه پاسخ می دهیم چگونه به فرد معتاد کمک کنیم؟

چرا باید به افراد معتاد کمک کرد؟

شاید فکر کنید کمک کردن به افراد معتاد چیزی نیست که ضروری باشد، اما اینطور نیست! مخصوصا در خانواده معتاد که باید شیوه رفتار با افراد معتاد آموزش داده شود.

همانطور که قبلا در سایت ویکی روان در مقاله تعریف اعتیاد چیست گفتیم، اعتیاد یک نوع بیماری روان تنی است که انواع زیادی دارد.

نباید به اعتیاد به عنوان یک جرم نگاه شود، چون هر نوع اعتیاد ویژگی هایی دارد که بیشتر با جنبه روانی دارد. به همین خاطر کمک کردن به افراد معتاد می تواند زندگی بسیاری از آنها را بهبود ببخشد. این همان چیزی است که در جلسات مشاوره آنلاین اعتیاد به صورت غیرحضوری یا حضوری انجام می گیرد.

چطور به فرد معتاد کمک کنیم؟

در ادامه راه هایی پیشنهاد می شوند که می تواند ایده برای یاری رساندن به افراد معتاد اطرافتان باشد. اما یادتان باشد کمک گرفتن از مشاوره تلفنی اعتیاد بهترین راهکار بمنظور درمان قطعی این بیماری است.

۱- چگونه به معتاد کمک کنیم؟ محبت داشته باشید

اعتیاد یک بیماری است، یک بیماری ذهنی. اعتیاد رفتاری هم یک نمونه از این بیماری است، پس مصرف مواد مخدر تنها نوع اعتیاد نیست.

معمولا، ما کسی را که بیماری جسمی مانند دیابت یا سرطان دارد، سرزنش نمی کنیم، در عوض، احتمالا دلسوز هستیم و مایلیم به آنها کمک کنیم تا بیماری آنها بهبود یابد.

فرد معتاد نیز سزاوار همان محبت و درک است. بدانید که اعتیاد یک نقص شخصیت یا یک انتخاب نیست، بلکه یک بیماری است.

همچنین بسیار مهم است که بدانیم ممکن است عوامل خارجی مانند بیماری استرس یا بیماری روانی باعث ایجاد اعتیاد شوند. اعتیاد اغلب یک مکانیسم کاهش استرس است که باعث تسکین موقت می شود.

زودگذر بودن این تسکین ممکن است به عادات بالقوه مخربی که در طول زمان به اعتیاد الکل یا مواد مخدر تبدیل می‌شوند، کمک کند. در صورت نیاز از خدمات مشاوره اعتیاد الکل استفاده کنید. همچنین امکان مشاوره تلفنی روانشناسی در ویکی روان از سراسر کشور وجود دارد تا از متخصص کمک بگیرید که چگونه به فرد معتاد کمک کنیم؟

۲- او را شرمنده یا انتقاد نکنید

طبیعت انسان گاهی اوقات ما را مجبور می کند که تقصیر را به گردن دیگری بیندازیم، زیرا اگر منشأ آن را بدانیم درک یک مشکل آسانتر است.

اما علت اعتیاد چندان مشخص نیست. مهمتر از همه، فرد معتاد مقصر این بیماری نیست. از بیان صریح این موضوع که معشوق شما مقصر اعتیادش است خودداری کنید.

شرمساری یا انتقاد از اعضای خانواده که با اعتیاد الکل یا اعتیاد به انواع مواد مخدر دست و پنجه نرم می کند، اغلب برای بهبودی آنها نتیجه معکوس دارد. در عوض عشق ممکن است نقش کوچکی در کمک به همسر الکلی داشته باشد.

۳- در همراهی با افراد معتاد باید انتظار مشکلات را داشته باشید

توانبخشی می تواند دشوار باشد هم برای شما یا عزیزتان. دلایل زیادی وجود دارد که فرد ممکن است تمایلی به درمان نداشته باشد، از جمله:

  • شرم: ممکن است احساس کنند با اعتراف به اعتیاد تحقیر می شوند یا شغل و روابطشان را به خطر می اندازند.
  • انگ: متأسفانه هنوز انگ بیماری های روانی مانند اعتیاد و بیماری های روانی مختلف وجود دارد و ممکن است عزیز شما نتواند یا نخواهد خود را در معرض آن قرار دهد.
  • انکار: شخصی که اعتیاد دارد ممکن است اصلا مایل نباشد یا نتواند اعتراف کند که اعتیاد دارد، چه رسد به اینکه به فکر درمان باشد.

۴- انتظار تغییر فوری را داشته باشید

چگونه به یک الکلی کمک می کنید؟ اصلا چیزی در مورد عوارض اعتیاد به الکل می دانید؟

یکی از بهترین راه ها این است که واقع بین باشید. بازیابی طولانی‌ مدت یک راه حل سریع نیست. این یک فرآیند مداوم در مسیر کمک به فرد معتاد و برای عزیز شماست که به زمان، تلاش و حمایت مستمر از طرف متخصصان و خانواده نیاز دارد. برخی از درمان ها ممکن است برای مدتی موثر باشند و پس از آن نیاز به تغییر داشته باشند.

اگر یک درمان موثر نباشد، به این معنی نیست که همه درمان ها شکست خواهند خورد. این فقط به این معنی است که شما باید مورد خاصی را پیدا کنید که برای عزیزتان موثر باشد. اگر مخاطب شما در ترک اعتیاد موفق بوده حتما در ادامه از خدمات مشاوره بعد از ترک اعتیاد استفاده کنید.

۵- خود را آموزش دهید

دانش قدرت است، و آموزش خود در مورد اعتیاد و درمان یک مزیت بوده که یاد بگیرید چگونه به فردی که اعتیاد دارد کمک کنید. اگر نمی‌ دانید چگونه به یک پسر الکلی کمک کنید، در مورد اعتیاد به الکل تحقیق کنید.

با علائم اعتیاد به الکل و همچنین درمان های موجود آشنا شوید. آموزش ببینید تا بهتر بتوانید درک کنید بر او چه می‌ گذرد و چه نوع کمکی دریافت می‌ کند.

همچنین یادگیری در مورد اعتیاد به طور کلی مفید است و پاسخ به سؤالاتی مانند:

  • اعتیاد چیست؟
  • اعتیاد چگونه ایجاد می شود؟
  • چرا برخی افراد معتاد می شوند؟
  • اعتیاد چگونه درمان می شود؟ گزینه های مختلف درمانی چیست؟
  • درمان جامع چیست و چگونه عمل می کند؟
  • می توان از مشاوره برای درمان اعتیاد استفاده کرد؟

هرچه بیشتر بدانید، بهتر متوجه خواهید شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و می‌ توانید بهتر به فرد معتاد کمک کنید. پیشنهاد می کنیم برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش مقالات مربوط به اعتیاد در سایت ویکی روان مراجعه نمائید.

۶- فرد مورد علاقه خود را مطمئن نکنید

بین کمک به فردی که اعتیاد دارد و توانمند سازی او مرز باریکی وجود دارد. گاهی اوقات وقتی فکر می‌ کنیم از یکی از عزیزان در برابر عواقب اعتیادشان محافظت می‌ کنیم، در واقع او را قادر می‌ سازیم تا به رفتار بالقوه مخرب خود ادامه دهد.

برای مثال، اگر می‌ خواهید بفهمید که چگونه به یک فرد معتاد به الکل کمک کنید، جلوگیری از نوشیدن و رانندگی او مفید است، زیرا می‌ تواند او و دیگران را در معرض خطر قرار دهد.

با این حال، پیشنهاد مداوم هدایت آن ها به سمت خانه در هر زمان که بیش از حد مست هستند، اقدامات آن ها را ممکن می‌ سازد، زیرا فرمولی را ایجاد می کند که در آن شما به طور مداوم در دسترس هستید تا آن ها را نجات دهید. یادتان باشد برای کمک به فرد معتاد باید از خلاقیت خود بیشتر استفاده کنید و شرایط خود را به خوبی بسنجید.

۷- به دنبال مشاوره یا درمان باشید

اعتیاد همه را تحت تاثیر قرار می دهد، از فرد تحت درمان گرفته تا عزیزانشان. این مهم است که اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی خوب هستید تا استرس احتمالی کمک به فردی را که با اعتیاد مقابله می کند مدیریت کنید.

اذعان به اینکه ممکن است به کمک مشاور آنلاین روانشناس نیاز داشته باشید طبیعی است. همچنین لازم است که شما در حد توان به عزیزتان کمک کنید.

۸- حد و مرز را مشخص کنید

نحوه کمک به فرد معتاد باید همراه قاعده و با اصول باشد. پس حد و مرزها را مشخص کنید تا موفق شوید.

زمانی که فرد مبتلا به اعتیاد تمایلی به درمان نداشته باشد، برای ادامه اعتیاد خود به هر کاری که لازم باشد متوسل می شود. ممکن است شامل دروغ گفتن یا تلاش برای مقصر دانستن افرادی باشد که به آن ها اهمیت می دهند. مهم است که مرزها را مشخص کنید و یاد بگیرید که چگونه نه بگویید.

ممکن است خیلی سخت باشد که واکنش منفی نشان ندهید یا به قوانین تعیین شده خود پایبند بمانید، اما برای همه افراد درگیر لازم است.

مشاوران پیشنهادی ویکی روان برای اعتیاد:

  • حامد عامری
  • حمید رضا مهرابی بهار
  • مهناز شاه مرادی

۹- درمان آنلاین و غیرحضوری انجام دهید

در بسیاری موارد کمک خانواده به فرد معتاد این است که او را به کمپ ترک اعتیاد می فرستند. اما این شیوه برای همه افراد جوابگو نیست! اگر قصد کمک به فرد معتاد را دارید اول باید نوع اعتیاد را مشخص کنید. برای نمونه کسی که اعتیاد به خرید کردن دارد نیازی نیست به کمپ ترک اعتیاد فرستاده شود، یا افراد معتاد به قلیان می توانند به شیوه های غیرحضوری هم درمان شوند.

تحقیقات نشان داده‌ اند که مشاوره روانشناسی آنلاین نیز می تواند گزینه درمانی موثری برای اختلالات مصرف مواد باشد.

چنین برنامه هایی اغلب عناصر CBT (رفتار درمان شناختی) و مصاحبه انگیزشی را در بر می گیرند، که شامل استفاده از مکالمات ساختار یافته برای کمک به افراد در مورد چگونگی بهبود زندگی شان با پایان دادن به اعتیادشان است.

۱۰- از خودتان مراقبت کنید

زیاده روی در مراقبت از خود، خودخواهانه نیست، به خصوص زمانی که شما به کسی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کند، کمک می کنید.

شما نمی توانید اجازه دهید اعتیاد فرد مورد علاقه تان زندگی شما را از بین ببرد. بهترین کمک به فرد معتاد این است که اول مراقب خودتان باشید و استانداردهای زندگی تان را کاهش ندهید!

به فعالیت های سالم مانند سرگرمی ها و گردش های اجتماعی ادامه دهید و از خودتان مراقبت کنید. درمان یا مشاوره اعتیاد بخشی از این فرآیند است، اما شرکت در فعالیت هایی که حول محور فرد مورد علاقه شما نیستند نیز ضروری است.

۱۱- حریم خصوصی آن ها را نقض نکنید

در مراقبت از خود و شرکت در درمان، ممکن است وسوسه شوید که خشم و عصبانیت خود را به فرد معتاد ابراز کنید. شما باید تا حد ممکن در هنگام درمان احساسات خود را کنترل کرده و مهم است که به حریم خصوصی آن ها احترام بگذارید.

این موضوع به خصوص بحث در مورد فردی که اعتیاد دارد با دوستان یا خانواده مرتبط است.

مطمئن شوید که صحبت کردن در مورد فرد و بحث در مورد مشکلات او خوب است. اگر با عزیزانتان در جلسات مشاوره شرکت می کنید، به او اطمینان دهید که آنچه در جلسه گفته می شود را به دیگران نمی گویید. اگر عزیزانتان به تنهایی در جلسات مشاوره ترک اعتیاد شرکت می کنند و نمی خواهند در مورد آنچه در جلسه مطرح شده صحبت کنند، به او احترام بگذارید و آن ها را وادارد به بازگو کردن جزئیات نکنید.

۱۲- به طور موثر ارتباط برقرار کنید

18 راه کمک به فرد معتاد در روانشناسی که باید بدانید

شما ممکن است به فرد مورد علاقه‌ تان بگویید در مورد اعتیاد چه احساسی دارد و میل شدیدی برای وادار کردن او به تغییر داشته باشید. یک مکالمه موثر شامل یادگیری نحوه برقراری ارتباط با فردی است که اعتیاد دارد.

اگرچه ممکن است ناامید کننده باشد، اما به یاد داشته باشید که تصمیم برای تغییر با آنهاست. اگر شما صادقانه و بدون تهدید ارتباط برقرار کنید، یک فرد معتاد به احتمال زیاد به تغییر فکر خواهد کرد.

۱۳- بهترین کمک به فرد معتاد استفاده از زبان نرم تر است

تکنیک‌ های ارتباطی که می‌ توانند به برقراری مکالمه شما کمک کنند عبارتند از:

• استفاده از جملات «من» در مقابل جملات «تو» (گفتن «وقتی مشروب می خوری غمگین می شوم» به جای «تو هرگز در نظر نمی گیری وقتی مشروب می خوری با من چه می کنی»)، در نتیجه سرزنش و تقابل را کاهش می دهد.

  • تبدیل جملات منفی به مثبت (به جای «تو وقتی که خمار می‌ شوی» با «وقتی هوشیار هستی من واقعا از معاشرت تو لذت می‌ برم»)، که می‌ تواند احتمال تدافعی شدن آنها را کاهش دهد.
  • ارائه همدلی (می توانم بگویم که اعتیاد شما را ناامید می کند، و گاهی اوقات کنار آمدن با آن سخت است)، به طوری که احساس نکند هیچ کس نمی فهمد که در چه حالی هست.
  • به آنها بگویید که می خواهید بخشی از راه حل باشید (خوشحال می شوم تا زمانی که شما کمک دریافت می کنید از بچه ها مراقبت کنم)، این فرصت را برای آنها فراهم می کند تا بدون نگرانی در مورد چیزهای دیگر به دنبال کمک باشند.
    انتظار مشکلات را داشته باشید

کمک به فرد معتاد که اختلال مصرف مواد دارد، می تواند دشوار باشد. فرد ممورد علاقه شما ممکن است:

  • ممکن است قبول نکند که مشکل دارد، اما برای کمک به معتادان نباید دست از تلاش بردارید.
  • ممکن است نخواهد کاری انجام دهد که او را تغییر دهد.
  • ممکن است از عواقب (مثلا از دست دادن شغل یا رفتن به زندان) بترسد.
  • ممکن است خجالت بکشد و نخواهد در مورد شرایط خود با شما (یا هر کس دیگری) صحبت کند.
  • ممکن است در مورد بحث در مورد مسائل شخصی خود با یک متخصص، مانند یک پزشک یا مشاور روانشناس بالینی احساس ناخوشایندی داشته باشد.
  • ممکن است درگیر اعتیاد خود به عنوان راهی برای اجتناب از برخورد با مشکل دیگری (مانند بیماری روانی) شود.

هیچ راه سریع و آسانی برای کمک به فرد مبتلا به اعتیاد وجود ندارد. غلبه بر اعتیاد نیاز به تلاش و حمایت زیادی دارد. اگر کسی نمی خواهد رفتار خود را تغییر دهد، تلاش برای متقاعد کردن او برای دریافت کمک بعید است که کارساز باشد.

کاری که می توانید انجام دهید این است: اقداماتی را انجام دهید و به فرد مورد علاقه خود کمک کنید تا در طولانی مدت تغییراتی ایجاد کند. همچنین مهم است که حمایت لازم برای مقابله را نیز دریافت کنید.

۱۴- برای کمک به فرد معتاد باید اعتماد ایجاد کنید

اگر فرد مورد علاقه شما قبلا به اعتماد شما خیانت کرده، بازیابی و حفظ آن می تواند دشوار باشد. با این حال، ایجاد اعتماد اولین قدم مهم در کمک به فرد مبتلا به اعتیاد است که در مورد تغییر فکر کند. باید از راه های جلب اعتماد دیگران اطلاع داشته باشید و در شیوه رفتار با افراد معتاد از آنها استفاده کنید.

از تخریب کنندگان اعتماد اجتناب کنید. مانند:

  1. نق زدن، انتقاد کردن و سخنرانی.
  2. فریاد زدن، صدا زدن و اغراق کردن.
  3. انجام رفتارهای اعتیادآور حتی در حد اعتدال که می تواند ریاکاری تلقی شود.

اعتماد به راحتی تضعیف می شود، حتی زمانی که شما می خواهید کمک کنید. هنگام صحبت کردن با فرد مورد علاقه‌ تان در مورد اعتیاد، باید چند نکته را در نظر داشته باشید.

۱۵- دیدگاه ها متفاوت است

شاید فقط بخواهید به فرد مورد علاقه‌ تان کمک کنید، اما او فکر کند که شما سعی دارید کنترلش کنید. این احساسات می تواند او را بیشتر به سمت اعتیاد خود سوق دهد.

۱۶- برای کمک به افراد معتاد استرس را دور کنید

استرس می تواند اوضاع را بدتر کند. فرد مورد علاقه شما احتمالا از رفتار اعتیادآور خود (حداقل تا حدی) به عنوان راهی برای مدیریت انواع استرس استفاده می کند. اگر فضای بین شما دو نفر استرس زا باشد، ممکن است بیشتر به رفتار اعتیادآور خود روی بیاورد نه کمتر.

۱۷- هر دو طرف باید به هم اعتماد داشته باشند

ایجاد اعتماد یک فرآیند دو طرفه است. وقتی به تحمل رفتار ناخواسته ادامه می دهید، اعتماد ایجاد نمی شود.

۱۸- در کمک به افراد معتاد باید نقش پیامدها را درک کنید

افراد مبتلا به اعتیاد به ندرت تغییر می کنند تا زمانی که این رفتار عواقبی داشته باشد. ممکن است بخواهید از فرد مورد علاقه‌ تان محافظت کنید، در چنین شرایطی در مقابل اصرارش مقاومت کرده و سعی کنید از عواقب اعمال او محافظت کنید.پیشنهاد ویکی روان در مورد بهترین کمک به فرد معتاد چیست؟

اعتیاد بیماری سختی است و کمک به افراد معتاد باعث می شود در وضعیتی قرار گیرند که حمایت واقعی را احساس کنند. خودتان را فدای درمان اعتیاد نکنید، کار را به کاردان بسپارید تا با علم و تجربه ای که دارد روند ترک انواع اعتیاد را پیش ببرد.

به همین خاطر پیشنهاد می کنیم در صورتی که قصد کمک به فرد معتاد را دارید حتما با مشاور روانشناس متخصص در اعتیاد در تماس باشید تا بتوانید مسیر را به بهترین نحو طی کنید.

سایت ویکی روان

    معتاد مجرم است یا بیمار

    در دنیا و جامعه ای زندگی می کنیم که همه در گیر یک معضل به نام اعتیاد هستیم ، شاید بارها و بارها درباره کسانی که اعتیاد به موادی دارند که خود انسان را ازاعمال و رفتار مطلوب و طبیعی خارج می سازد و دگرگونی در او به وجود می آورد شنیده و یا دیده باشیم . گاها انسانها بر اساس اینکه می دانیم چه می کنیم ،عادت نمی کنیم و یا اینکه نا آگاه نسبت به آن ،اینگونه مواد را مصرف می کنند و به گمان اینکه همین یکبار و برای تفریح ونیز برای خوش گذرانی است به آن عادت کرده و در دفعات بعدی هم استفاده می کنند و همین مدام مصرف موجب اعتیاد شده خود و خانواده خویش را از مدار صحیح زندگی خارج می سازند برای بدست آوردن اینگونه مواد به سراغ آدم های می روند که فروشنده و یا بخش کننده هستند عملی که خود در جامعه معضل و از نظر قانون گذار جرم و دارای مجازات های تعریف شده می باشد . مطابق ماده 4 قانون مبارزه با مواد مخدر<<فروش مواد مخدر>> و مستند به ماده 5و 8 همین قانون << پخش و مصرف آن >>جرم می باشد.

    اینکه وقتی این مواد به دست مصرف کننده می رسد و در گوشه خانه و خیابان در مکانهایی بسیار کثیف و مملو از آلودگی در پیش چشمان اعضاء خانواده و افراد جامعه مواد را مصرف می کنند، آیا این عمل جرم نیست و دارای مجازات نمی باشد ؟، (بیایید با نگاهی دیگر به موضوع بنگریم )؛

    در این نوشتار از دو منظر به مصرف کننده نگاه می کنیم یکی از نگاه خانواده و دیگری از دید مردم جامعه که آیا عمل اینگونه از افراد جرم تلقی می شود و یا اینکه بیمار هستند و تحت درمان به آغوش خانواده و جامعه باز می گردنند ؟.

    در خانواده ای هستیم که دارای فرزندان و همسر است و مرد خانواده با وجود تحصیلات دانشگاهی و آگاه به مسایل خوب و بد و آگاهانه به مصرف اینگونه مواد روی می آورد و خود و خانواده را دچار مشکلاتی می کند که در چشم آنها او بیماری بیش نیست و باید درمان شود اما آیا او فقط بیمار است ؟، یک نگاه قانونی می گوید؛ وقتی برای انجام عملی که شاید جرم نباشد و برای آن عمل مجازاتی نیست و به تبع آن عمل ، عمل دیگری را انجام می دهی که جرم است پس آن رفتار دوم شامل مجازات بوده و مجرم تلقی می شود ، خب اینگونه شد؛ یک فرد مصرف کننده که مواد خود را از یک فروشنده که عمل او جرم است تهیه می کند در واقع با فروشنده معاونت کرده است گو اینکه در قانون مبارزه با مواد مخدر در مواد 8 ، 15 ؛ 16 و 17 مجازات جداگانه ای برای اینگونه از افراد تعریف شده است .

    تا اینجا این شخص مجرم است و نه یک بیمار و از طرفی مطابق با نظر روانشناسان باید شخصیت شناسی شود و علت مصرف و رو آوردن به آن را بررسی کرد از نظر نگارنده این نوشتار یک قاتل نیز باید شخصیت شناسی شود که چرا مرتکب جرم قتل می شود چون عمل او قبل از قتل یک انگیزه است و بعد عمل وحشیانه قتل را انجام می دهد .پس معتاد در نهایت یک مجرم است ، اکنون بیاییم از دید جامعه به مصرف کننده نگاه کنیم ؛ در گوشه گوشه برخی از معابر خیابان می بینیم که عده ای نشسته اند و مواد خود را مصرف می کنند و منظره زیبای شهررا به گونه ای درست کرده اند که ترس و وحشت در جان عابران می اندازد و عبور از آن مکانها بسیار خطرناک است زیرا با داشتن سرنگهای آلوده که مصرف شده با کوچکترین اشاره ای عابرین دچار بیماری هایی می شوند که قابل جبران نیست و نخواهد بود . یا در مهمانی که عده ای در یک اتاق به مصرف اینگونه مواد می پردازند عملا محیط مطلوب مهمانی را استرس زا می گردانند زیرا پس از مصرف آن معلوم نیست که چه اعمالی از خود نشان دهند . بنابراین از دید جامعه نیز اینگونه افراد با زشت جلوه دادن شهر یک نوع مجرم محسوب می شود. بنا به تعریف قانون شهرداریها هر کس جلوه شهر را به هر نوعی دچار معضل و آلودگی نماید مجرم است ودارای مجازات خاصی می باشد پس دوباره به این نتیجه رسیدیم که یک معتاد مجرم است نه بیمار اما اینکه صرفا به چشم یک مجرم نگاه کنیم دید سختگیرانه ای است چون وقتی یک قاتل یا سارق هم می تواند اصلاح شود و به جامعه باز گردد چه بسا یک معتاد هم می‌تواند با تربیت و ترک و بازگشت به جامعه سر بلند شود و هستند افرادی که مواد مصرف کردنند و به موجب آن مرتکب قتل شده اند که خود را به ورطه نابودی کشاندند و افرادی هم بودنند که بعد از مصرف سالیان طولانی دوباره با تربیت روح به خانواده و جامعه بازگشتند . باشد که همگی راه درست زیستن را بیاموزیم .

    ماده 4 قانون مبارزه با مواد مخدر

    «هر کس بنگ و چرس و تریاک و شیره و سوخته تریاک را وارد کشور و یا صادرکند یا تولید یا توزیع و یا خرید و فروش کند و یا در معرض‌فروش قرار دهد با رعایت تناسب و با توجه به مقدار مواد مذکور به مجازاتهای زیر محکوم می‌شود:

    1 - تا پنجاه گرم، تا پانصد هزار ریال جریمه نقدی و تا پنجاه ضربه شلاق.

    2 - بیش از پنجاه گرم تا پانصد گرم، از چهار میلیون تا ده میلیون ریال جریمه نقدی

    و بیست تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و یک تا پنج سال حبس.

    3 - بیش از پانصد گرم تا پنج کیلوگرم، ده تا چهل میلیون ریال جریمه نقدی و پنجاه

    تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و سه تا پانزده سال حبس.

    4 - بیش از پنج کیلوگرم، اعدام و مصادره اموال به استثناء هزینه تأمین زندگی متعارف برای خانواده محکوم.

    ‌تبصره - هر گاه محرز شود مرتکب جرم موضوع بند 4 این ماده برای بار اول مرتکب این جرم شده و موفق به توزیع یا فروش آنها هم نشده است،‌دادگاه وی را به حبس ابد وهفتاد و چهار ضربه شلاق و مصادره اموال به استثناء هزینه تأمین زندگی متعارف برای خانواده‌اش

    ماده 5 قانون مبارزه با مواد مخدر

    «هر کس تریاک و دیگر مواد مذکور در ماده 4 را نگهداری یا مخفی یا حمل کند با رعایت تناسب و با توجه به مقدار مواد به مجازاتهای زیر‌محکوم می‌شود:

    1 - تا پنجاه گرم، تا دویست هزار ریال جریمه نقدی و تا سی ضربه شلاق.

    2 - بیش از پنجاه گرم تا پانصد گرم، سه تا هفت میلیون ریال جریمه نقدی و ده تا شصت ضربه شلاق و شش ماه تا سه سال زندان.

    3 - بیش از پانصد گرم تا پنج کیلوگرم، هفت میلیون تا سی میلیون ریال جریمه نقدی وچهل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و دو تا ده سال زندان.

    4 - بیش از پنج کیلوگرم، سی تا پنجاه میلیون ریال جریمه نقدی و ده تا بیست و پنج سال زندان و در صورت تکرار، اعدام و مصادره اموال به‌استثناء هزینه تأمین زندگی متعارف برای خانواده محکوم می‌نماید.»موسسه حقوقی دادفران مهر پاو

    شب شکن با موضوع مواد مخدر

    مرتضی مصلحتی جوان معتادی است كه همسر و فرزندش او را طرد كرده اند. كریم كه عامل اعتیاد مرتضی است برای تماس با یوسف، قاچاقچی سابقه دار، او را به چاه بهار می فرستد، اما یوسف كار قاچاق را كنار گذاشته است. هنگام بازگشت ...

    فیلم شب شکن محصول ایران در سال 1363 است که توسط خسرو ملکان کارگردانی شده از بازیگرانی که در این فیلم خانوادگی و درام به ایفای نقش پرداخته‌اند می‌توان بهروز به نژاد، چنگیز وثوقی، ثریا حکمت، پوراندخت مهیمن، نعمت الله گرجی، حمیده خیرآبادی، هوشنگ منصورخاکی و محمود علی زاده را نام برد.

    گفتگو با سرتیپ حجازی از روسای شهربانی سابق

    اثری که هم اینک درباره آن سخن می‌رود، خاطرات امیر سرتیپ سید ابراهیم حجازی از ادوار گوناگون حیات را در بر دارد.

    احمدرضا صدری ' جوان ' فارس ' تسنیم

    اثری که هم اینک درباره آن سخن می‌رود، خاطرات امیر سرتیپ سید ابراهیم حجازی از ادوار گوناگون حیات را در بر دارد. این مجموعه توسط دکتر بتول واعظ تدوین شده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را تدوین کرده است. در باب ضرورت آماده‌سازی و انتشار این دست آثار، در دیباچه این مجموعه آمده است:
    «یکی از منابع و مآخذ مورد استفاده در تدوین تاریخ، خاطرات اشخاص است. هر شخصی دارای تجربه فردی است که می‌تواند آن را در قالب خاطره روایت کند و به نوشتار درآورد. خاطره وقایع گذشته است که شخص آن را دیده یا شنیده و بخشی از محفوظات ذهن است که، چون از برجستگی و ویژگی خاصی برخوردار بوده، شایستگی ثبت و ماندگاری در ذهن را یافته است. برخی خاطره نویسی را در معنای عام آن نه تنها یادآوری و نگارش دیده‌ها، بلکه شنیده‌ها هم دانسته‌اند که در آن علاوه بر زمان و مکان وقوع خاطره، به ارزیابی چگونگی وقوع آن نیز می‌پردازد. باید توجه داشت که به خاطرات، باید با دیده احتیاط نگاه کرد و اصول و معیار‌های نقد تاریخی را به دقت در موردشان اجرا کرد و از قابل اعتماد بودن آن‌ها مطمئن شد. انقلاب اسلامی همانگونه که محصول فعالیت‌های گسترده گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه بوده است، باید از زبان افرادی متفاوت و متعدد نیز بازگو شود تا علاوه بر دسترسی جامع‌تری به جزئیات وقایع، چگونگی و زوایای گوناگون وقایع نیز پدیدار شوند. خاطرات تیمسار سید ابراهیم حجازی که در این راستا منتشر می‌شود، اطلاعات سودمندی از اوضاع خرمشهر در سال‌های نزدیک انقلاب، جریان‌های تجزیه‌طلب جنوب کشور، جریان خلق عرب و همچنین ارتباط فعالیت‌های شهربانی در سال‌های پرالتهاب و پر حادثه نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال‌ها فعالیت در دانشگاه آزاد اسلامی، دیوان محاسبات کشور و... در اختیار ما قرار می‌دهد....»
    تارنمای ناشر نیز در معرفی کوتاهی، اینگونه پیشینه راوی را مورد اشاره قرار داده و ادوار آن را برشمرده است: «سید ابراهیم حجازی متولد ۱۳۲۰، فرزند سیدمصطفی حجازی و از سادات منطقه دهاقان اصفهان است. وی در سال ۱۳۴۱، وارد دانشکده‌افسری شد و سپس در سال ۵۲ یا ۵۳، به درجه سروانی نائل آمد و به سمت رئیس راهنمایی دزفول انتخاب شد. در همان اوایل پیروزی انقلاب با توصیه معتمدین شهر، از جمله حجت‌الاسلام علوی و آقای نقیبی به سرپرستی شهربانی خرمشهر منصوب شد. مدتی بعد به تهران منتقل و مشاور ویژه وزارت‌کشور گردید. پس از آن رئیس پلیس تهران شد. حجازی روز ۱۴ اسفند ۱۳۵۹، در دانشگاه تهران حضور داشت و شاهد اتحاد و فعالیت‌های خرابکارانه بنی‌صدر و مخالفان بود. وی در این باره می‌گوید: التهاب‌ها به نقطه تقابل علنی و برخورد فیزیکی کشید. گارد ریاست جمهوری هم وارد عمل شد و میلیشیایی که از قبل پیش‌بینی کرده بودند را هم وارد کردند. ازجمله افرادی از ریاست جمهوری و هواداران بنی‌صدر که لباس زرد پوشیده بودند. این درگیری‌ها در همان ابتدای کار، به مجروحیت تعداد زیادی از طرفین دعوا خصوصاً نیرو‌های مذهبی و انقلابی انجامید... با انفجار نخست‌وزیری و شهادت مرحوم شهید وحید دستگردی، وی به سمت رئیس شهربانی جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. در‌دوره ریاست جمهوری آیت‌الله مهدوی‌کنی، عضو دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری بود و سپس با حکم میرحسین‌موسوی، به‌سمت رئیس حراست کل کشور منصوب شد. پس از آن به عنوان مشاور سیاسی‌- اجتماعی‌و عضو تجدیدنظر تخلفات اداری وزارت نیرو و مسئول بازرسی وزارت نیرو منصوب شد که با کناره‌گیری دکتر غفوری‌فرد وزیر وقت نیرو از این وزارتخانه استعفا کرد و با دعوت دانشگاه آزاد اسلامی، به دانشگاه آزاد اسلامی پیوست....»

    رئیس پلیس تهران در غائله 14 اسفند 59: اگر پشت تریبون می‌رفتم جواب رئیس جمهور را می‌دادم

    «بنی‌صدر خواسته بود تا آقای رشیدیان را پشت تریبون ببرند. من هم با عصبانیت گفتم آقای رئیس جمهور بیجا کرده و شما هم غلط کردید که اینطور با ایشان برخورد کردید.»

    به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، در جریان غائله 14 اسفند سال 59، ابوالحسن بنی‌صدر یکی از حاشیه‌سازترین میتینگ‌های خود را در ملتهب‌ترین مقطع انقلاب اسلامی در دانشگاه تهران به راه انداخت؛ حاشیه‌هایی که در ادامه به عزل او از ریاست فرماندهی نیروهای مسلح توسط امام خمینی و نیز برکناری از پست ریاست جمهوری با رای نمایندگان مجلس انجامید.

    این سرنوشت اولین رئیس جمهوری تاریخ جمهوری اسلامی بود؛ رئیس جمهوری که با گره زدن سرنوشت خود با گروهک منافقین، آغازگر یکی از خشن‌ترین دوران‌های تاریخ این نظام بود.

    امیر سرتیپ سید ابراهیم حجازی، در آن مقطع ریاست پلیس تهران را برعهده داشت و ازجمله افرادیست که بواسطه مسئولیتش از نزدیک در غائله 14 اسفند حضور داشت.

    او ازجمله افسران باسابقه نیروی انتظامی (شهربانی سابق) است که در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب در راهنمایی و رانندگی خرمشهر خدمت می‌کرد.

    حجازی بعد از پیروزی انقلاب در مسئولیت‌هایی نظیر ریاست شهربانی خرمشهر (در مقطع غائله خلق عرب)، ریاست کلانتری 14 تهران، عضو کمیته پاکسازی شهربانی، ریاست پلیس هواپیمایی کشوری، ریاست پلیس تهران، ریاست اداره امور اجتماعی (اطلاعات) شهربانی و نهایتا سرپرستی شهربانی کل کشور به خدمت پرداخت.

    متن گفتگو با سرهنگ دوم ابراهیم حجازی رئیس پلیس وقت تهران در اسفند 59 را در ادامه می‌خوانید.

    * اگر اجازه بدهید، پیش از شروع گفتگو پیرامون موضوع اصلی مصاحبه، یعنی غائله 14 اسفند در تهران، کمی عقب‌تر برویم؛ زمانی که شما به عنوان رئیس پلیس هواپیمایی مشغول به کار شدید.

    این پلیس هواپیمایی دقیقا چه مسئولیتی بعهده داشت و شما که سابقه راهنمایی رانندگی و همچنین شهربانی در خرمشهر را داشتید، چطور در اینجا مشغول به کار شدید؟

    از جمله مشکلاتی که در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب با آن روبرو بودیم، همین موضوعات مرتبط با پلیس هواپیمایی بود که در فرودگاه‌های کشور اسقرار داشت.

    بعد از پیروزی انقلاب و به دلیل شرایط خاص کشور، برخی از فرودگاه‌ها از حالت عملیاتی خارج و برخی هم که فعال بودند به دلیل اینکه کار اصلی به دست برادران سپاهی بود نوعاً یکسری اختلاف نظرها پیش می‌آمد.

    این اختلافات در همه کشور وجود داشت و کلا پلیس هوایی در سازمان هواپیمایی کشوری با نیروهایی که در فرودگاه فعالیت داشتند ناهماهنگ بود.

    شرایط عجیب و غریبی بود و هرگوشه‌ای در دست یک گروه مسلح قرار داشت.

    مثلاً هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) را یک گروه اداره می‌کرد، ترمینال‌ها دست سپاه بودند و البته بچه‌های کمیته هم حضور داشتند.

    ما که به آنجا رفتیم، ابتدا سعی کردیم یک هماهنگی با نیروهای موجود مثل سپاه و کمیته برقرار کنیم تا آنها بجای نیروهای انتظامی هما، کارهای داخلی را انجام دهند.

    در آن مقطع، حفاظت فیزیکی و کنترل و ورود و خروج مسافرین هم به دست دفتر نخست وزیر بود که زیر نظر افرادی ازجمله مهدی چمران اداره می شد.

    * جایی از حضرتعالی مطلبی در خصوص خروج یهودیان از کشور چند روز پیش از آغاز جنگ نقل شده است؛ این موضوع در همان مقطع رخ داد؟

    بله. یک روز خبر دادند که ترمینال خروجی فرودگاه به شکل غیرعادی شلوغ است. به آنجا رفتم تا ببینم موضوع چیست. دیدم اکثر مسافرها که می‌خواهند از کشور خارج شونم از اقلیت یهودی هستند. برایم عجیب بود. موضوع را با دفتر کنترل گذرنامه مطرح کردم و خواستم تا ببینند که قضیه چیست.

    10 روز بیشتر طول نکشید که حمله عراق به ایران اتفاق افتاد و ما آن موقع دلیل خروج آنها را فهمیدیم.

    یعنی ما آن زمان متوجه شدیم که خروج دسته جمعی یهودیان از کشور به هر دلیل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم می‌تواند با جریان حمله عراق به ایران مرتبط باشد یا حداقل آنها می‌دانستند که این حمله بالاخره اتفاق می‌افتد و به خاطر وضعیت خاص خودشان از کشور می‌رفتند.

    * چه زمانی به ریاست پلیس تهران منصوب شدید؟

    اوایل بهمن سال 59، یک روز آقای میرسلیم من را خواستند و گفتند «با توجه به وضعیت پایتخت، شما بروید و فرماندهی پلیس تهران را تحویل بگیرید.» یک حکم دستنویس هم به من داد و یک چارچوب هم برای کار تعریف کرد.

    * مگر اوضاع تهران چطور بود؟

    در آن مقطع اوضاع خیلی بهم ریخته بود. شعارهای تند گروه‌ها به سمت تنش و برخورد می‌رفت و شخص رئیس جمهور (بنی صدر) هم در ایجاد فتنه‌ها نقش اساسی داشت.

    بنی‌صدر فکر می‌کرد -بنا بر پیش بینی پزشکان آلمانی- امام خمینی بیشتر از 2،3ماه زنده نمی‌ماند و او هم از همان زمان شروع کرد به یارگیری و فکر می‌کرد بعد از امام می‌تواند لیدر و رهبر انقلاب شود.

    بنی‌صدر معتقد بود هم او به امام نیاز دارد و هم امام به او و این جمله را حتی قبل از پیروزی انقلاب یعنی اوایل بهمن ماه که در فرانسه زندگی می‌کرد هم گفته بود.

    البته این را هم باید بگوییم که بنی‌صدر در فرانسه تحصیل کرده و انصافا فرد باسواد و خوش بیان و تیزهوشی بود. اما این اعتقاد را هم داشت و خصوصا بعد از انتخابش به عنوان رئیس جمهور با رای 11 میلیونی، این توهم بیشتر هم شد.

    برای همین چالش‌هایی را درست کرد مثل سخنرانی میدان ژاله در 17 شهریور 59 یا سخنرانی میدان آزادی در روز عاشورا و... که همه آنها به نوعی در تقابل با انقلابیون بود و اوج آن هم به غائله 14 اسفند در دانشگاه تهران ختم شد.

    * شما خودتان در روز 14 اسفند در محل دانشگاه تهران حضور داشتید؟

    بله. من رئیس پلیس تهران بودم و خودم به آنجا رفتم.

    * فضا چطور بود؟

    پیش از برگزاری این میتینگ، ما به عنوان پلیس با محل آن مخالف بودیم چون شرایط جغرافیایی آنجا را در مجاورت خیابان انقلاب مناسب مراسم‌ها و میتینگ‌های فراگیر نمی‌دانستیم. بالاخره قبلا هم تجربیاتی در این باره وجود داشت.

    در این مراسم هم تقریبا همه گروه‌ها بودند ازجمله توده‌ای‌ها، ملی‌گراها، رنجبران، پیکار، نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق که من معتقدم قوی‌ترین برنامه‌ریزی تشکیلاتی را آنها (سازمان مجاهدین) داشتند ولی آتش فتنه را خود بنی‌صدر آغاز کرد.

    از همان اول شروع کرد به صحبت‌های نیش‌دار علیه افرادی مثل شهید بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، مرحوم آقای هاشمی و کلا حزب جمهوری که بنی صدر آنها را حزب چماقداران می‌خواند و اصلا قائل به حزب نبود.

    شعارهای دو طرف هم دامنه تنش را بیشتر می‌کرد تا اینکه این التهاب‌ها به نقطه تقابل علنی و برخورد فیزیکی کشید. گارد ریاست جمهوری هم وارد عمل شد و میلیشیایی که از قبل پیش‌بینی کرده بودند را هم وارد کردند ازجمله افرادی از ریاست جمهوری و از هواداران بنی‌صدر که لباس زرد پوشیده بودند.

    این درگیری‌هایی در همان ابتدای کار به مجروحیت تعداد زیادی از طرفین دعوا خصوصا نیروهای مذهبی و انقلابی انجامید.

    * حراست از محوطه سخنرانی با پلیس بود؟

    گارد ریاست جمهوری در کتابخانه دانشگاه مستقر شده بود و افراد را بازرسی بدنی می کرد درحالیکه اصولا این وظیفه پلیس بود ولی ما سعی کردیم خیلی تنش ایجاد نشود و به اصطلاح میانه کار را بگیریم و من خدا را شکر می‌کنم و این را جزو افتخاراتم می‌دانم که پلیس در آن ماجرا مسلح وارد نشد.

    حتی در طرح‌های عملیاتی که آماده کرده بودیم، استفاده از باتوم را هم خط زدیم و گفتیم دلیلی ندارد ما مسلح وارد شویم. اگرچه بچه‌های ما در آن ماجرا کتک مفصلی هم خوردند و بعدا شهید رجایی هم به عنوان نخست وزیر در سخنانی در تاریخ 18 اسفند از رئیس پلیس تهران و پرسنل آن که مظلومانه کتک خوردند تشکر می کنم. این یک سند افتخار برای من است.

    البته ما سه حلقه حفاظتی را در نظر گرفته بودیم که شامل داخل محوطه دانشگاه، بیرون آن و کمی عقب‌تر از آن می‌شد و فقط در حلقه سوم، نیروها مجهز به گاز اشک‌آور و تجهیزات ضدشورش بودند.

    من جلوی کتابخانه (که الان مقبره شهداست) ایستاده بودم که دیدم دارند یک نفر را به شدت کتک می زنند. جلو رفتم و دیدم آقای رشیدیان است که نماینده مردم آبادان و فرد بسیار محترم و انقلابی بود. خیلی ناراحت شدم و با تندی با آنهایی که ایشان را گرفته بودند برخورد کردم.

    گفتند آقای بنی‌صدر گفته ایشان را پشت تریبون ببریم. من هم با عصبانیت جواب دادم که آقای رئیس جمهور بیجا کرده و شما هم غلط کردید که اینطور با ایشان برخورد کردید.

    بعد آنها را کنار زدم و هماهنگ کردم تا آقای رشیدیان را از دانشگاه خارج کنند. از ایشان هم عذرخواهی کردم.

    * پشت تریبون ببرند که چه کار کند؟

    اینها افرادی را که حزب اللهی بودند، می‌گرفتند و پشت تریبون می‌بردند. یک نفر بود به نام ذوالفقاری که از نیروهای خودشان بود و خیلی خشن بود. این افراد را می‌گرفت و اسم و فامیل آنها را می‌گفت و مثلا می‌گفت فلانی از دادستانی و همه هو می‌کردند. یا فلانی از نیروهای سپاه و هو می‌کردند. به اصطلاح هویت آنها را به عنوان چماقدار معرفی می‌کرد.

    برخی را هم از همان بالا به پایین پرت می‌کردند که تعدادی مجروح شدند.

    در این گیرودار آقای علیرضا صادق‌نوبری رئیس وقت بانک مرکزی که روی بنی‌صدر و در دفتر او هم نفوذ بسیاری داشت، پیش من آمد و گفت آقای رئیس جمهور گفتند شما بروید بالا پیش ایشان. من گفتنم با ایشان کاری ندارم و مسئول مستقیم بنده هم آقای مهدوی‌کنی (وزیر کشور وقت) هستند. با ایشان تماس بگیرید و اگر ایشان اجازه دادند من می‌روم.

    فکر می‌کردم که ممکن است بالای تریبون به من هم بی‌احترامی کند. من هم سید و جوشی، جواب رئیس جمهور را می‌دادم و خیلی بد می‌شد.

    خیلی تند با آقای نوبری صحبت کردم. او گفت: «این چه وضعی است؟» گفتم: «این به شما مربوط نیست، این وضعی است که خود شما به وجود آوردید. تازه از ما هم توضیح می‌خواهید؟» گفتم ما قبلا هشدار داده بودیم که اینجا برای این مراسم مناسب نیست ولی شما گوش ندادید و الان هم داریم چوب همان را می‌خوریم.

    همین نرفتن، باعث شد تا بنی‌صدر کینه ما را به دل بگیرد و بعدا هم در جلسه‌ای گفته بود این آقای رئیس پلیس حزب جمهوری چرا به نیروهایش یک باتوم هم نداده بود؟ همین شده بود اتهام ما.

    همان شب حضرت امام به آیت‌الله موسوی اردبیلی که دادستان کل بودند دستور رسیدگی دادند. ایشان هم دستوراتی دادند و مسائل را پیگیری کردند.

    البته بنی‌صدر و هوادارانش به خصوص منافقین ول کن ماجرا نبودند و یکی دو روزی هم جلوی دادگستری شلوغ کردند.

    دو روز بعد از این حوادث، من به عنوان رئیس پلیس تهران، مصاحبه تلویزیونی با همین آقای همتی که الان رئیس بیمه هست و آن زمان خبرنگار تلویزیون بود،کردم و صریحاً گفتم که چه اتفاقاتی رخ داد و از جمله در بازپرسی‌ها هم اعلام کردم که تا زمانی که اختلاف بین مسئولین سیاسی کشور هست و مرزبندی قانونی برای جریانات و گروه‌ها تعریف نشود، شاهد همین مسایل خواهیم بود.

    در عین حال گفتم که شخص آقای بنی‌صدر مسئول تمام این حوادث است.

    در آن مصاحبه‌ای که با صدا و سیما داشتم، بحث حضور لباس زردها و گارد بنی‌صدر را هم مطرح کردم و آن ضرب و شتم‌های مردم و برخوردهای بنی‌صدر در قضایا را هم افشا کردم.

    * رئیس شهربانی در آن مقطع آقای میرسلیم بود؟

    بله. که البته بعدا او را برکنار کردند و این مسئولیت به شهید وحیددستجردی سپرده شد.

    * چطور شد که دامنه این حوادث و التهابات تا 30 خرداد 60 کشید؟

    پس از حوادثی که بعد از غائله 14 اسفند اتفاق افتاد، حضرت امام خیلی تلاش کردند اقداماتی در جهت رفع این مشکل بین بنی‌صدر و نیروهای حزب‌اللهی انجام شود. از جمله هیات سه نفره انتخاب شد که اعضای آن مرحوم آقای اشراق به نمایندگی از بنی صدر، آقای یزدی به نمایندگی از شهید بهشتی [شورای قضایی] و مرحوم آقای مهدوی کنی به نمایندگی از امام بودند.

    خود حضرت امام چندین بار تذکر دادند و 25 اسفند هم بخصوص از آقایان شهید بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای و مرحوم آقای هاشمی و بنی‌صدر و دیگران خواستند دست از مشاجره بردارند. هرچند در واقع، آقایانی که در مقابل بنی‌صدر قرار داشتند، مظلوم واقع شده بودند. همه قبول کردند و بنی‌صدر هم قول داد دست از سخنان تنش‌زا بردارد ولی از فروردین 1360 دوباره شروع کرد.

    از این طرف، پرونده 14 اسفند هم کم‌کم داشت مراحل نهایی خود را طی می‌کرد و بنی‌صدر فهمیده بود این پرونده بدجوری به ضررش تمام خواهد شد.

    لذا منافقین فعال‌تر شدند و بمب‌گذاری‌ها و ترورها در سراسر کشور شروع شد که نقطه اوج آن در تهران بود.

    کابینه شهید رجایی هم در آن مقطع سه وزیر نداشت و مجلس فشار می‌آورد که این سه وزیر را معرفی کنید. از آن طرف بنی‌صدر بازی در می‌آورد و خلاصه مسائل به اینجا رسید که 30 خرداد، منافقین یک راهپیمایی به راه انداختند که درواقع اعلام ورود آنها به فاز نظامی بود.

    بنابراین بنی صدر در 14 اسفند تیر خلاص را به خودش زد و هرچند امام علاقمند بودند تا او را حفظ کنند و دوست نداشتند اولین رئیس جمهور نطام چنین سرنوشتی داشته باشد، اما نشد.

    پس از حذف بنی‌صدر از فرماندهی نیروهای مسلح و تلاش نمایندگان مجلس برای عدم کفایت سیاسی او، هم بنی‌صدر و هم منافقین به نقطه پایان رسیدند و خط ترور مسئولان نظام جمهوری اسلامی آغاز شد.پوشش زمستانی شهربانی زمان ازاد سازی گروگان های آمریکایی در تصویر اول تیمسار حجازی هم دیده می شود با بارانی سیاه که قبل از انقلاب از پلیس آمریکا برای شهربانی تهیه شده بود

    مراسم اعطای سردوشی و رژه شهربانی همدان ۱۳۶۳

    افتتاح پاسگاه یک هفته ای (ژاندارمری )باروق

    محمد حیدریان

    افتتاح پاسگاه یک هفته ای (ژاندارمری )باروق در جریان سال64 در ترکیب شهرستان مراغه در ان سال قوه انتظامی تغییر نام نگرفته بود و به عنوان ژاندارمری فعالیت میکرد

    کلانتری ها و مراکز قدیم پلیس ایران / کلانتری سوار

    پرونده‌های جنایی در زمان شهربانی قدیم چگونه کشف می‌شد

    یکی از بخش های مهم شهربانی قدیم اداره آگاهی آن بود که با استفاده از بهترین کارآگاهان پرونده‌های جنایی را کشف کرده و قاتلان، سارقان و تبهکاران را به دام می‌انداختند.

    العالم-ایران

    سادس نوشت: بیش از ۸۰ سال قبل، تهران قدیم در منطقه ۱۲ خلاصه می شد. بنای نخستین ساختمان شهربانی در همین در باغ ملی نهاده شد. عملیات احداث این ساختمان ۴ مرداد ۱۳۱۴ پس از تهیه نقشه و مقدمات کار آغاز شد و باگذشت این همه سال هنوز هم به همان شکل باقی مانده است.

    شهربانی در عهد سرلشکر آیروم دستگاهی بسیار هولناک بود. پس از سقوط تیمورتاش وزیر دربار رضاپهلوی سرلشکر آیروم می خواست جای او را بگیرد. پس از عزیمت او به اروپا سرپاس مختاری در سمت معاون کل شهربانی امور شهربانی را اداره می کرد. سرپاس مختاری بعدها به عنوان رئیس کل شهربانی منصوب شد. یکی از بخش های مهم شهربانی اداره آگاهی آن بود که با استفاده از بهترین کارآگاهان پرونده های جنایی را کشف کرده و قاتلان، سارقان و تبهکاران را به دام می انداختند.

    ریاست اداره آگاهی شهربانی بر عهده سرهنگ علی اکبر فهمی بود که در دوران خدمتش توانست بسیاری از پرونده های جنایی مهم را به سرانجام برساند. اکنون پس از گذشت سال ها فرزند سرهنگ فهمی دست به قلم شده و می خواهد خاطرات پدر را زنده کند . بیژن فهمی که با پشت سر گذاشتن ۷۶ بهار معتقد است در آن زمان کارآگاهان شهربانی بدون داشتن امکانات و تنها براساس تجربه و هوش بالا بسیاری از پرونده های جنایی را کشف کردند.

    او که سلسله خاطراتی به عنوان ۴۰ سال خدمت در پلیس و آگاهی گشور را به چاپ رسانده، برای ما از اولین کلانتری ها و پاسگاه هایی که در منطقه ۱۲ احداث و فعال بودن می گوید: سال ۱۳۳۲ که پاسگاه ها و کلانتری ها راه اندازی شد بیشترین تعداد متعلق به همین منطقه بود. پاسبانها و فرماندهان این پاسگاه ها و کلانتری ها نظارت گسترده ای بر پایتخت داشتند. کلانتری ۲ در میدان بهارستان و در همین مکان فعلی که هم اکنون قرار دارد راه اندازی شد و ریاست این کلانتری نیز برعهده سرهنگ سید جعفر شهرستانی بود.

    فهمی سابقه همه کلانتری های آن دوران را خوب به خاطر دارد: کلانتری ۶ در خیابان مولوی در نزدیکی میدان قیام فعلی احداث شد، کلانتری ۷در خیابان ری کوی آبشار احداث شد و یکی از کلانتری های مهم تهران بود. کلانتری ۸ هم در خیابان خیام مقابل سید نصرالدین بود. در خیابان سیروس در سه راهی سیروس کلانتری ۹فعالیت می کرد و حوزه کلانتری ۱۵ میدان اعدام سابق بود. کلانتری ۱۶و ۲۱ هم به ترتیب در میدان سپه سابق و دروازه غار بودند. کلانتری سوار آخرین کلانتری منطقه بود که در خیابان مازندران فعالیت می کرد. اسب سواران شهربانی در این کلانتری حضور داشتند و بعدها این کلانتری تبدیل به اداره آگاهی شد و پس از مدتی به خیابان وحدت اسلامی منتقل شد. الان البته از این کلانتری در خیابان مازندران فقط یک تابلو و کوچه به اسم (کلانتری سوار) باقی مانده است.

    کلانتری ها و مراکز پلیس قدیم ایران / شهربانی هشتپر تالش

    https://sffff.blogsky.com/1395/10/25/post-452/

    پاسگاه ها و مراکز قدیم پلیس ایران / پاسگاه سه گوش خطایی

    ساختمان پاسگاه سه گوش خطایی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد

    مدیر کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان رضوی گفت: ساختمان پاسگاه سه گوش خطایی شهرستان صالح‌آباد به شماره 33368در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.

    به گزارش روابط‌عمومی اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی ابوالفضل مکرمی‌فر امروز سهشنبه چهارم خردادماه 1400 با اعلام این خبر افزود: «پاسگاه خطایی در شهرستان صالح‌آباد واقع شده است.»
    او ادامه داد: «نزدیکترین آبادی به این اثر تاریخی روستای جنت‌آباد است که در فاصله 13کیلومتری صالح آباد قرار دارد.»
    مدیر کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان رضوی با اشاره تاريخچه و وجه تسميه اثراظهارکرد: «تکنیک و شیوه معماری این بنا حکایت از ساخت در دوره پهلوی دارد این پاسگاه در مجاورت مرز ایران و افغانستان در منطقه خطایی واقع شده به همین دلیل به این نام، نام‌گذاری شده است.»
    مکرمی‌فر درباره نوع مالکيت اثر گفت: «این بنا در زمره ابنیه‌های دفاعی‌–‌نظامی است که در اختیار نیروی‌انتظامی و مرزبانی هنگ تایباد بوده است اما عملا فاقد کاربری است و به‌صورت متروکه رها شده است.»
    هم‌چنین محمود طغرائی مسئول دفترثبت ‌آثار تاریخی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان رضوی درباره مشخصات اثر گفت: «پاسگاه مرزی خطایی مشابهت بسیاری از نظر نوع معماری و کاربری با پاسگاه جنت آباد دارد، به‌ویژه این‌که هر دو اثر در یک دوره و به یک منظور ساخته شده‌اند.»
    او ادامه داد: «این بنا دارای پلانی سه گوش (مثلثی شکل) است که در دو گوشه آن برج مدور و در یک گوشه دیگربرجی چند ضلعی تعبیه شده است.»
    طغرائی افزود: « ورودی اصلی این بنا در ضلع غربی آن واقع شده و حصار بیرونی این بنا دارای تیر کش و مزغلهایی در قسمت بالایی است.»
    مسئول دفترثبت ‌آثار تاریخی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان رضوی تصریح کرد: «زمان ساخت این اثر به دوره پهلوی اول مربوط می‌شود که نیروهای امنیتی شامل سواره‌نظام و پیاده‌نظام بوده زیرا در ساخت این بنا فضایی به عنوان اصطبل اسبان نظامیان در نظر گرفته شده که دارای چندین آخور در داخل و دیواره بیرونی داخل صحن مرکزی بوده است.»
    طغرائی گفت: «در مرکز صحن حیاط یک آبنمای چهارگوش و یک حوض دایره ای قرار دارد.»
    او درباره ويژگی‌های خاص اثراظهار کرد: «ویژه گی خاص این بنا به خاطر نوع پلان آن است که به صورت سه گوش (مثلثی‌شکل) زیباست و درهرضلع آن یک برج نگهبانی قراردارد که می‌توان مرز افغانستان با ایران را دیده بانی کرد.»
    نوع بهره برداری قبلی و فعلی از اثر گفت: در قدیم از این بنا برای استقرار مرزبانان مورد استفاده قرار می‌گرفته است که و در حال حاضر بلا استفاده است.
    اثر تاریخی پاسگاه خطایی به شماره 33368 مورخ 13/12/1399 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و اکنون به استاندار خراسان رضوی ابلاغ شده استgemstones.razavichto.ir

    پاسگاه ها و مراکز قدیم پلیس ایران / قلعه جنی کیش / ژاندارمری سابق

    آشنایی با قلعه جنی کیش

    در جزیره کیش قلعه‌ای کوچک و متروکه در نزدیکی کشتی یونانی قرار گرفته که افسانه‌هایی را در دل خود حبس کرده است. شاید هنگام سفر به جزیره کیش، حتی نام آن را هم نشنیده باشید. این مکان به قلعه جنی کیش معروف است. بازدید از این قلعه در شب واقعا رعب و وحشت ایجاد می‌کند. هیچ‌کس از مردم محلی حاضر نیستند در این بازدید شما را همراهی کنند. آنها معتقدند این قلعه توسط جن‌ها تسخیر شده است.

    این قلعه مانند شهر زیرزمینی کاریز کیش از دیدنی‌های تاریخی جزیره است. بازدید از آن مثل خانه بومیان کیش شما را با فرهنگ و زندگی مردم گذشته جزیره آشنا خواهد کرد.

    قلعه جنی کیشوقتی به غروب خورشید نزدیک می‌شویم و آسمان را تاریکی فرا می‌گیرد، قلعه جنی کیش به محل وهم‌انگیزی و وحشت‌آوری تبدیل می‌شود. صداهایی که از چاه آب نزدیک قلعه شنیده می‌شود و زوزه وزش باد، ترس این منطقه را بیشتر و بیشتر می‌کند. نام قلعه و ذهنیتی که به‌طور ناخواسته درباره آن به وجود می‌آید، باعث می‌شود که برای ورود به این محدوده احتیاط کنید.

    شاید هم ترس بر شما غلبه کند و هرگز حاضر به دیدن این قلعه نشوید. اتفاقاتی که در قلعه جنی رخ داده و داستان‌هایی که درباره آن روایت می‌شود، چه‌بسا که زاییده ذهن و خیال مردم باشد. اما به‌هرحال این افسانه‌ها در بین مردم محلی کیش رایج است. به‌دلیل همین داستان‌ها، درب‌های ورودی قلعه جنی کیش با بلوک‌هایی مسدود شده اما از فاصله باریک بین آنها می‌توان به ساختمان وارد شد.

    بنای قلعه مستطیل‌شکل است و دو بارو دارد. بر روی این باروها، برای محافظت از تک‌تیراندازها، سوراخ‌هایی مربع‌شکل تعبیه شده است. همچنین دورتادور قلعه، مانند باغ پرندگان کیش در بالای دیوارها، مکان‌هایی برای نگهبانی و نشانه‌گیری، وجود دارد. این بنا در دو طبقه ساخته شده و حیاط و باغچه کوچکی در وسط آن دیده می‌شود.Kish Jen Castleحالا بیابید آدرس دقیق و لوکیشن این قلعه را باهم ببینیم و سپس افسانه‌های مردم محلی را درباره قلعه جنی کیش بررسی کنیم و بفهمیم چرا این قلعه شوم و نفرین‌شده و خوفناک است. باز هم پیشنهاد می‌کنیم اگر احساس می‌کنید به اندازه کافی شجاعید، خواندن این مقاله را ادامه دهید و قصد بازدید از این قلعه را داشته باشید.

    قلعه جنی کیش کجاست؟

    در سفر به کیش برای رسیدن به قلعه جنی، باید به‌سمت جاده جهان بروید. نرسیده به کشتی یونانی و قبل از رسیدن به آخرین میدان در نزدیکی کشتی، می‌توانید این قلعه را ببینید. شاید از دید مسافران پنهان شده باشد، چون شهرت کشتی یونانی مردم را به خود جذب می‌کند. ازطرفی چون این قلعه به‌خاطر افسانه‌های محلی طرد شده است، چندان اسمی از آن نخواهید شنید. اما ما این قلعه را برای طرفداران هیجان و ترس معرفی می‌کنیم.

    یکی از باورها و وقایع که بین مردم محلی درباره قلعه جنی کیش رایج است، مربوط به چهار سربازی می‌شود که باید شب را تا صبح در پاسگاه کشیک می‌دادند. صبح روز بعد وقتی که کارکنان وارد پاسگاه شدند، صحنه‌ای عجیب دیدند که هرگز انتظارش را نداشتند. معلوم نبود شب گذشته چه اتفاقی برای سربازان افتاده بود که هر ۴ نفر با بدنی سرد و چهره‌های بهت‌زده و سیاه روی زمین افتاده و مرده بودند..

    داستان‌های ترسناک بسیاری از محلی‌ها نقل می‌شود که این قلعه را در جن‌ها تسخیر کرده‌اند و نباید به آن وارد شد. در ادامه چند نمونه از این داستان‌ها را نقل می‌کنیم. این ساختمان مخروبه نه‌چندان بزرگ، در واقع پاسگاه هنگ مرزی و محل خدمت سربازان و درجه‌داران ژاندارمری بوده است. همین داستان‌ها برای خیلی از افراد دلیلی بود که این قلعه را جزو جاهای تفریحی کیش به حساب بیاورند.

    اواسط دهه ۴۰ بود که گزارش‌های مکرری در رابطه با مشاهده جن در این پاسگاه ارائه شد و پرسنل آن مجبور به تخلیه پاسگاه شدند و تا‌به‌حال هم به همین صورت رها و به قلعه جنی کیش معروف شده است. پرسنل پاسگاه بر این باور بودند که اجنه قلعه را تسخیر کرده است و آن را در تصرف خود دارند. به‌خصوص در شب که صدای خش‌خش و همهمه از داخل و اطراف قلعه شنیده می‌شد، این حرف‌ها را تصدیق می‌کرد.افسانه های محلی درباره قلعه جنی کیشیکی از باورها و وقایع که بین مردم محلی درباره قلعه جنی کیش رایج است، مربوط به چهار سربازی می‌شود که باید شب را تا صبح در پاسگاه کشیک می‌دادند. صبح روز بعد وقتی که کارکنان وارد پاسگاه شدند، صحنه‌ای عجیب دیدند که هرگز انتظارش را نداشتند. معلوم نبود شب گذشته چه اتفاقی برای سربازان افتاده بود که هر ۴ نفر با بدنی سرد و چهره‌های بهت‌زده و سیاه بر روی زمین افتاده و مرده بودند.

    پس از آن اتفاق دیگر کارکنان پاسگاه حاضر به ماندن در آنجا نبودند. اما افسران مافوق و مسئولان، این قضیه را باور نمی‌کردند اجازه تخلیه پاسگاه را نمی‌دادند. آنها ترس و وحشت پرسنل را بی‌دلیل می‌دانستند. با گذشت زمان، این ترس و وحشت نه‌تنها کم نشد، بلکه روزبه‌روز بر آن افزوده می‌شد. تا جایی که دیگر مسئولان پاسگاه نتوانستند مقاومت کنند و به بهانه قدیمی‌بودن ساختمان، آن را تخلیه و پاسگاه را به مکان دیگری منتقل کردند.

    داستان دیگری نیز درباره این قلعه از جاهای دیدنی کیش در بین مردم محلی روایت می‌شود. از آنجایی که این قلعه در مسیر کشتی یونانی قرار دارد، معمولا راننده‌های تاکسی بعد از غروب خورشید، در این مسیر منتظر مسافر هستند. یکی از این رانندگان بعد از اینکه مدتی منتظر مسافران می‌مانند، شروع به حرکت می‌کند و به‌سمت قلعه جنی می‌رود. او بی‌خبر از همه‌جا به قلعه جنی کیش می‌رسد و از شانس بدش، درست آن موقع، زمان عروسی اجنه بوده است.

    jen castle inside

    راننده جن‌ها را که به‌جای پا، سُم داشتند، در لباس‌های بلند و سفیدرنگ می‌بیند. از ترسش ماشین را خاموش می‌کند و سرش را پایین می‌اندازد. او مجبور می‌شود چندساعتی را همان‌جا ساکت و بی‌حرکت بماند تا عروسی تمام شود. بعد از تخلیه پاسگاه، داستان و خاطرات زیادی از قعله جنی روایت شده است.

    اما مشخص نیست کدام یک واقعیت و کدام زاییده ذهن و تخیل مردم است. بعضی از گردشگران و مردم که در ساعات تاریکی و نیمه‌های شب به این مکان وارد شده‌اند، تجربه‌هایی را تعریف می‌کنند که با عقل جور در نمی‌آید! تجربه‌ای مثل دیدن اشخاص یا موجوداتی که از حضور بازدیدکنندگان ناراضی بودند. همچنین جو سنگین قلعه، فضا را برای آنها وهم‌انگیز کرده بود. این داستان‌ها آن‌قدر در بین مردم پیچیده و رواج پیدا کرده که به جزئی از باور آنها تبدیل شده است.برگرفته از علی بابا

    کلانتری ها و مراکز قدیم پلیس ایران / شهربانی همدان دهه ۴۰

    عکس: ساختمان اوليه نظميه تهران در ميدان توپخانه

    فردا نیوز

    عکس: ساختمان اوليه نظميه تهران در ميدان توپخانه

    ساختمان اوليه نظميه تهران در ميدان توپخانه

    پاسبان جای چراغ راهنمایی

    خبر آنلاین : از زمانی که ماشین دودی را ناصرالدین‌شاه از فرنگ به تهران آورد تا سال۱۲۸۳ که کالسکه بخار را مظفرالدین‌شاه قاجار با سروصدای زیادش به این شهر وارد کرد، هیچ مقرراتی برای رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی برای نظم‌بخشی به عبورومرور خودروها وجود نداشت.

    این وضع تا سال۱۲۹۲ ادامه داشت تا اینکه فردی سوئدی با همراهی تعدادی از هموطنانش دعوت شد تا سازمانی به نام نظمیه (شهربانی) در کشور برپا کند. شعبه‌ای هم در نظمیه با عنوان «شعبه عبور و مرور» راه‌اندازی شد تا به نحوه تردد خودروها نظارت کند.

    با این وجود، رسیدگی به وضع رفت‌وآمد وسایل نقلیه در شهر تهران چندان رضایت‌بخش نبود و به‌همین خاطر، سال۱۳۰۰ شعبه‌ای به نام «آلات ناقله» در اداره پلیس راه‌اندازی شد که آن زمان در خیابان باب‌همایون قرار داشت. ریاست این شعبه به شخصی به‌نام «فتح‌الله خان بهنام» واگذار شد که در حقیقت، نخستین رئیس راهنمایی و رانندگی کشور محسوب می‌شود. او برای این کار، ۱۰نفر از بین پاسبان‌ها انتخاب کرد تا بر عبور و مرور اتومبیل‌ها نظارت کنند. برای متمایز شدن آنها از بقیه پاسبان‌ها نیز، بازوبند سفیدی روی بازوی چپ آنها بسته شد و می‌توان گفت این اقدام، اولین قدم برای منظم کردن عبور و مرور خودروها از سوی دولت بود.

    این پاسبان‌ها در معابر پرتردد حضور داشتند و بر نحوه حرکت خودروها نظارت می‌کردند. کم‌کم محلی در خیابان‌ها و میدان‌ها برای استقرار آنها و در امان ماندن از برف و باران ساخته شد که این عکس، حضور یکی از مأموران را در میدان امام خمینی(ره) –توپخانه- نشان می‌دهد.

    جالب است بدانید که قبل از نصب چراغ‌های راهنمایی و رانندگی در سطح شهر، پاسبان‌ها دارای یک کوله‌پشتی با ۲چراغ سبز و قرمز بودند. کلید چراغ‌ها روی سینه سمت چپ مأموران قرار داشت و آنها با پشت کردن به طرف رانندگان و روشن و خاموش کردن چراغ‌ها، دستور توقف یا حرکت اتومبیل‌ها را می‌دادند.

    عکس| وقتی مأموران نظمیه، نقش چراغ راهنمایی را داشتند!/ نخستین رئیس راهنمایی و رانندگی در سال ۱۳۰۰ چه‌کسی بود؟

    عکس| وقتی مأموران نظمیه، نقش چراغ راهنمایی را داشتند!/ نخستین رئیس راهنمایی و رانندگی در سال ۱۳۰۰ چه‌کسی بود؟