کارآگاه: تئودور مولدوان

نام هنرپیشه: سرژیو نیکولائسکو

داستان فقر و فلاکت مردم و حاکمانی وابسته به خارج که تنها درگیر جدالهای سیاسی و حذف یکدیگرند برگرفته از ویکی جو ' کافه کلاسیک ' ویکی پدیا ' طرفداری ' شهروند و'''''''و پس از یادآوری کارآگاهان مشهوری که در پستهای این جستار به آنها پرداخته شد جای دارد از کارآگاهی یاد کنیم متفاوت با شخصیتهای بالا . یک کارآگاه رومانیایی که بجای ظاهر شدن در سریالهای دنباله دار در چهارگانه سینمایی ظاهر گردید. کارآگاهی که علاوه بر ظاهر شدن در قامت کمیسر مولدوان کارگردانی فیلمها را هم عهده دار بود و از این حیث هم نسبت به سایر کارآگاهان متمایز می باشد. سرژیو نیکولائسکو و قتی برای اولین بار در سال 1973 کمیسر مولدوان را در فیلم سینمایی کمیسر متهم می کند به مردم معرفی می کند هرگز فکر نمی کرد کمیسر مولدوان دارای چنین محبوبیتی نزد مردم گردد.

محبوبیت و اقبال کمیسر مولدوان سرژیو را وسوسه نمود تا علیرغم آنکه کمیسرش در پایان فیلم هدف آماج شلیکهای فراوان گلوله های افراد گارد آهنین میگردد را در قسمت بعدی بصورت معجزه آسا از قبر بیرون بکشد و هفت سال بعد برای گرفتن انتقام دوباره بلای جان گارد آهنین گردد. سرژیو با همین نیت در سال 1980 قسمت دیگری از کمیسر مولدوان را در فیلم سینمایی انتقام روانه پرده های سینما می کند. او اینبار نیز موفق می گردد تا شخصیت کمیسر مولدوان را نزد مردم تثبیت نماید.

او سپس سه سال بعد فیلم دوئل را با کمیسر محبوب اما با موضوعی متفاوت می سازد و برای چهارمین و آخرین بار هم در سال 2008 با فیلم بازمانده پرونده کمیسر مولدوان را برای همیشه می بندد. سرژیو از معدود کسانی می باشد که در عرصه سینما هم نویسندگی نمود و هم کارگردانی و هم هنرپیشگی و در هر سه عرصه هم موفق ظاهر گردید. او یکی از محبوب ترین شخصیتهای رومانی در کشورش می باشد. شخصیتی کاریزماتیک و صد البته یک میهن پرست به تمام معنا. او اعتبار خاصی به سینمای کشورش داد. 50 سال فعالیت هنری او باعث گردید تا نام او برای همیشه در تاریخ رومانی ثبت گردد.

سرژیو در 13 آوریل سال 1930 در شهر ترگوژی و در خانواده ای بدنیا می آید که وقتی فقط 5 سالش بود به شهر تیمیسوآرا نقل مکان میکنند. سرژیو موفق می گردد تا در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک بخارست فارغ التحصیل گردد.رشته ای که هیچگاه در طول زندگی اش از آن بهره نبرد. اما آنچه بکار او می آید علاقمندی او به دوربین بود که پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه بعنوان یک اپراتور دوربین مشغول بکار می شود. او در طول این مدت تجاربی را بدست می آورد که در آینده بسیار برایش مفید وافع می گردد.

سرژیو اولین بار در سال 1962 با ساخت یک فیلم کوتاه وارد سینما می شود و پنج سال بعد یعنی در سال 1967 اولین فیلم بلند خود را با مشارکت فرانسویها می سازد. فیلمی که برای او اعتبار خاصی می آورد و در پنج جشنواره بین المللی شرکت می کند. او علاقه خاصی به تاریخ کشورش داشت لذا اغلب فیلمهای او بیانگر بخشی از تاریخ کشورش می باشد. او به جزئیات در فیلمهای خودش بسیار اهمیت می داد. در فیلمهایش گاها از ابزارآلات واقعی استفاده می کند. دینامیت واقعی در انفجارها و حتی خون واقعی!!! کار کردن با او شجاعت زیادی را می طلبید.

سرژیو نیکولائسکو بعد از انقلاب 1989 در رومانی وارد عرصه سیاست نیز می گردد. او فرد محبوب و شناخته شده ای در رومانی بود و در به ثمر رسیدن انقلاب سال 1989 رومانی نقش موثری داشت و دعوت او از مردم برای برگزاری تظاهرات کافی بود تا دهها هزار نفر را به مرکز شهر بخارست بکشاند. سرانجام همین فعالیتها باعث گردید تا او بعنوان یک عضو حزب سوسیال دموکرات رومانی به عضویت مجلس سنای رومانی انتخاب گردد.

سرژیو به ورزش نیز بسیار علاقمند بود بطوریکه او حتی در سن 80 سالگی روزی یکساعت فعالیت بدنی داشت. ورزشهای مورد علاقه او سوارکاری ، بوکس ، دو و میدانی ، تیراندازی و راگبی بود. او از طرفداران پرشور فوتبال نیز بود و تیم مورد علاقه اش اف - ث بخارست بود. سرژیو سه بار ازدواج می کند و یکی از موارد تاسف بارش این بود که فرزندی ندارد.

سرژیو از سال 2000 مبتلا به یک بیماری مزمن و خوش خیم گوارشی میگردد. در ژانویه سال 2008 او دوبار مورد عمل جراحی مغز قرار میگرد که در اثر تصادف حادث میگردد. او بهبودی نسبی می یابد اما در 26 دسامبر سال 2012 مجددا در بیمارستان الیاس بخارست تخت درمان قرار میگیرد. نهایتا قلب سرژیو نیکولائسکو در ساعت هشت و بیست دقیقه صبح روز سوم ژانویه سال 2013 از حرکت باز می ایستد و جسدش بنا به خواسته خودش در پنجم ژانویه سوزانده می شود. هرچند او یک ارتدکس بود و طبق سنت جنازه اش باید دفن می گردید اما با توجه به آرزوی او به سوزاندن جسدش فشارهای کلیسای ارتدوکس رومانیایی نیز دراینخصوص کارساز نگردید و نهایتا جسدش در کوره های جسد سوزی بخارست سوزانده می شود. به اعتقاد برخی سوزاندن جسد سرژیو یک رسوایی بزرگ عمومی تلقی می گردد.

دارایی های سرژیو در هنگام مرگش یک قطعه زمین ، دو (و به روایتی سه) آپارتمان و صدوسه هزار یورو سپرده بانکی نزد بانک دویچه برلین بود. البته زندگی شخصی سرژیو بسیار مفصلتر از آنستی که من در اینجا به آن اشاره نمودم. اما جای دارد بیشتر به شخصیت کمیسر مولدوان بپردازیم.

براستی چرا کمیسر مولدوان اینقدر محبوب بود؟ محبوبیت این کارآگاه فرز و باهوش فقط به زادگاهش رومانی محدود نمی شود. کمیسر مولدوان همانطور که می دانید در دهه شصت نزد ایرانیان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. تیپ و ظاهر او و حتی نحوه هفت تیر کشیدنش باب طبع و میل نسل جوان دهه شصت بود. به این موضوع گویندگی بی نظیر و شاهکارگونه حسین عرفانی را نیز به آن بیافزائید و به گزاف نیست اگر بگوئیم بخشی از این محبوبیت مدیون نحوه گویش شیرین حسین عرفانی بجای کمیسر مولدوان می باشد.

کمیسر مولدوان کارآگاهی است که به آرمانهای خود وفادار است. یک میهن پرست واقعی می باشد. به کسی باج نمی دهد. هیچکس نمی تواند او را بخرد. با بچه ها و کودکان مهربان است و علاقه وافری به خانواده خود دارد. بویژه مادر و تنها پسرش. (سکانسی که او در تاریکی سالن خلوت سینما به روی صحنه می آید و آخرین گلوله اش را به نیت انتقام مرگ مادرش شلیک می کند بیانگر صحت این موضوع می باشد).

کمیسر مولدوان مانند بسیاری از کارآگاهانی که معرفی کردم نیست. او هرگز میانه ای با الکل و مشروب ندارد. در هیچیک از سکانسهای فیلم در مقابل زنان از خود ضعف نشان نمی دهد ( منظورم این نیست که او زن ستیز است). او کمیسر باهوش و بی باکی است . شیک می پوشد و همیشه ظاهری آراسته دارد. کت و شلوار و کلاه او بسیار شاخص است . در قسمت دوم این فیلم سینمایی بنام انتقام وقتی قبر او را نبش میکنند و درب تابوت را باز می کنند مقداری آجر درون تابوت بود که به روی آن یک کلاه گذاشته بودند. همین کلاه کافی بود تا همگان به این نتیجه برسند که کمیسر مولدوان زنده است . مهارت او در تیراندازی یکی دیگر از عاملهای محبوبیت اوست و از همه مهمتر در گرفتن حق و حقوق قشر فقیر جامعه از هیچ کوششی دریغ نمی کند. عواطف و احساسات او ستودنی است. و در یک کلام کمیسر مولدوان با بسیاری از کارآگاهان معروف سینما متفاوت است.

همانطور که در سایر پستهای مشابه در این جستار مشاهده میفرمائید من فقط بیشتر سعی می کنم تا شخصیت کارآگاه را مورد ارزیابی قرار دهم و آنرا بصورت دقیق معرفی کنم و قصد نقد کردن آنرا ندارم. اینکه سرژیو برای ساختن و شخصیت پردازی کمیسر مولدوان از چه شخصیتهای سینمایی تاثیر گرفته است هدف این جستار نمی باشد اما آنچه که مسلم است سطح سواد هنری سرژیو در حد و اندازه کشوری می باشد که امکانات و سوابق هنریشان قابل مقایسه با هالیوود نیست.

اینکه بخواهیم کمیسر مولدوان را با شخصیتهایی مانند سم اسپید یا دیگر کارآگاهان آمریکایی مقایسه نمائیم بنظر من منصفانه نیست. کمیسر مولدوان را باید نسبت به امکانات و شرایط کشور سازنده مقایسه نمود. اگر بخواهیم از این حیث او را ارزیابی کنیم باید گفت که محبوبیت او فراتر از انتظار می باشد. اگر از کمیسر متهم می کند و انتقام بگذریم به دوئل می رسیم. اگر چه کمیسر متهم می کند و انتقام دو فیلمی می باشد که متاثر از یکدیگرند اما دوئل فیلمی است که تنها وجه اشتراکش با دوفیلم قبلی سرژیو فقط مولدوان می باشد. حتی تاریخ وقوع ماجرا در فیلم به قبل از تاریخ وقوع ماجرای دو فیلم قبلی بر می گردد.

دوئل نسبت به دوفیلم قبلی سرژیو اجتماعی تر و جنایی تر می باشد. زیرا کمیسر مولدوان در دو فیلم قبلی ضمن درگیری با جنایتکاران ناخواسته وارد ماجراهای سیاسی نیز می گردد. هر چند برای او وطن پرستی در الویت می باشد و بگفته خودش با سیاست کاری ندارد. اما در دوئل چیزی بعنوان سیاست چاشنی فیلم نمی گردد. متاسفانه در خصوص چهارمین اثر سرژیو بنام بازمانده چون موفق به دیدن آن نشده ام ترجیح دادم توضیحی در خصوص آن ننویسم . همچنین لازم می دانم به اطلاع دوستان برسانم در خصوص کمیسر مولدوان بجز اشاره های پراکنده دوستان در جستارهای خاطره انگیز هری لایم محترم خلاصه ای از داستان و شناسنامه فیلمهای کمیسر مولدوان را در جستار راهنمای فیلمها پیش از این به تحریر درآورده اند:

در مجموع کمیسر مولدوان پتانسیل آنرا داشت که در کشور رومانی همچنان زنده بماند و مانند بسیاری از کارآگاهان مشهور دیگر همچنان جنایتکاران از وجودش در امان نباشند اما سرژیو نیکولائسکو به همین چهار قسمت رضایت می دهد و پرونده او را برای همیشه می بندد و با مخاطبین خود خداحافظی می کند.

آنْتونِسکو، یان (۱۸۸۶ـ۱۹۴۶م)(Antonescu, Ion)

یان آنتونسکو

زادروز۱۸۸۶م

درگذشت۱۹۴۶م

ملیت رومانیایی

شغل و تخصص اصلی دولتمرد

شغل و تخصص های دیگرنظامی

یان آنتونسکو

ژنرال و سیاستمدار رومانیایی. رهبر حکومت طرفدار آلمان در جنگ جهانی دوم و مجری سیاست‌های یهودستیز نازی‌ها که در ۱۹۴۶م به جرم ارتکاب جنایات جنگی اعدام شد. در ۱۹۴۰م نخست‌وزیر شد و قدرت را به دست گرفت، شاه کارول را به کناره‌گیری از قدرت مجبور کرد و پسر کارول، میخائیل، را به سلطنت رساند. آنتونسکو حکومتی دیکتاتوری به شیوۀ فاشیسم برقرار کرد و رومانی را با آلمان علیه شوروی متحد ساخت. در اوت ۱۹۴۴م پادشاه میخائیل او را دستگیر کرد. آنتونسکو در ۱۹۴۵م محاکمه و در ۱۹۴۶م تیرباران شد. پس از سقوط کمونیسم در رومانی در ۱۹۸۹م بسیاری از ملی‌گرایان خواستار بازنگری در ارزیابی رژیم آنتونسکو شدند، زیرا بدنامی او را نتیجۀ تبلیغات کمونیست‌ها قلمداد کردند.

گارد آهنین یا حفاظ آهنین (رومانیایی: Garda de fier تلفظ [ˈɡarda de ˈfjer]) نام یک جنبش سیاسی و یک حزب در رومانی دورهٔ ۱۹۲۷ تا اوایل جنگ جهانی دوم است. ایدئولوژی «گارد آهنین» ملی‌گرایی، فاشیسم، ضدکمونیسم، بود و به کلیسای ارتدکس شرقی پایبند بود. همچنین به‌عنوان سازمانی یهودستیز معروف بوده‌است.یهودستیزی «گارد آهنین» ریشه در تعلیمات کلیسای ارتدکس رومانی داشت.

گارد آهنین

Garda de fier

رهبرکورنلیو کودرینو
هوریا سیما

مرام سیاسی ضدکمونیسم،
یهودستیزی،
فاشیسم دینی،
ناسیونالیسم رومانیایی

نماد انتخاباتی

رنگ سبز

این بنیاد توسط کورنلیو کودرینو با نام سپاه میکائیل مقرب ("Legiunea Arhanghelului Mihail") تأسیس شد و تا سال ۱۹۳۸ که وی ترور شد، رهبری آن را به عهده داشت. این جنبش قتل‌های سیاسی نیز انجام می‌داده‌است.فیلم‌بازها و کسانی که همچنان به یادآوری برخی نوستالژی‌های‌ دهه 60 خورشیدی علاقه دارند، قطعا سری فیلم‌های کمیسر مولدوان چون «کمیسر متهم می‌کند»، «انتقام» و «دوئل» که ابتدا در سینماها اکران شده و سپس در تلویزیون آن سال‌ها به نمایش درآمدند را به خاطر دارند. کارگردان و البته ایفاکننده نقش کمیسر پلیس «تودور مولدوان» در این سری از فیلم‌ها، سرجیو نیکلائسکو بازیگر و کارگردان شهیر سینمای رومانی است که با دستاویز قرار دادن مقطعی از جنگ جهانی دوم، رومانی تحت تسلط فاشیست‌ها در فاصله سال‌های 1940 تا 1944 میلادی را به تصویر کشید. در سری فیلم‌های کمیسر مولدوان که سرشار از حادثه، تیراندازی و البته مهارت‌های جناب کمیسر در هفت‌تیرکشی است، با نام‌ها و واژه‌هایی مواجه هستیم که در برهه‌ای از تاریخ مابه‌ازاهای حقیقی داشته‌اند. نام‌هایی چون گارد آهنین و مهمتر از همه ژنرال ایان آنتونسکو که امروز سالروز اعدام او است.
قدرت گرفتن فاشیست‌ها
73‌سال پیش در چنین روزی، برابر یک ژوئن 1946 میلادی، حکم اعدام ژنرال ایان آنتونسکو، نخست‌وزیر رومانی که در دادگاه جنایات جنگی به مرگ محکوم شده بود، اجرا شد. هرگاه از جنگ جهانی دوم و دولت‌های محور (متحدین آدولف هیتلر) صحبت به میان می‌آید، ابتدا به ساکن همه ایتالیا و ژاپن را به یاد می‌آورند، درحالی‌که غیر از این دو، کشورهای دیگری نیز بودند که طی آن سال‌ها در جبهه متحدین و مقابل انگلستان، روسیه و آمریکا صف‌آرایی کردند. یکی از کشورهایی که طی جنگ جهانی دوم در جبهه متحدین قرار داشت و خصوصا در حمله به خاک اتحاد جماهیر شوروی دوش‌به‌دوش آلمان نازی با روس‌ها جنگید، رومانی بود. اتحاد رومانی و آلمان حاصل کودتایی بود که ژنرال ایان آنتونسکو بر ضد کارلوس دوم آخرین پادشاه رومانی به مورد اجرا گذاشت و موجب قدرت گرفتن بیش از پیش حزب فاشیست رومانی شد.
تندروی‌های‌ گارد آهنین
رومانی و آنتونسکو همان‌طور که در پیروز‌های برق‌آسای هیتلر در اوایل جنگ جهانی دوم شریک بودند، از شکست‌هایی که در‌ سال دوم حمله به شوروی حاصل شد نیز سهم بردند. آنتونسکو از یک سو با جبهه گسترده نبرد در شوروی روبه‌رو بود و می‌دانست که پیشوای آلمان روی سربازان رومانیایی حساب ویژه‌ای باز کرده است و از سویی دیگر در داخل کشور با فاشیست‌ها و بازوی نظامی‌شان «گارد آهنین» باید مقابله کرده و جلوی تندروی‌های آنان را می‌گرفت. جامعه دوپاره رومانی در آن سال‌ها که یک پاره آن طرفدار فاشیست‌ها و پاره دیگرش درست نقطه مقابل آن قرار داشت، با نزدیک شدن به سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم هرچه بیشتر به آغاز یک جنگ داخلی متمایل می‌شد. این میان سخت‌گیری‌های ژنرال آنتونسکو نسبت به «گارد آهنین» که بعد از اسلحه کشیدن این گروه به روی مردم بیش از پیش تشدید شد نیز نهایتا به کار جناب نخست‌وزیر نیامد و او پیش از شکست قطعی آلمان در جنگ توسط مردم دستگیر شده و به پای میز محاکمه رفت