ما درد و درمانیم

.
سیستم ايکس: تولید کننده موادمخدر طبیعی بدن و مجموعه غدد، هورمون‌ها و ترانسمیترها که همان واسطه شیمیایی و یا ناقل‌های عصبی است، می‌باشد.
سیستم ایکس يکی از مهمترین و اساسی‌ترین موضوعاتی است که در کنگره‌۶۰ به آن می‌پردازیم، چرا؛ چون اصلا کنگره‌۶۰ روی این مسئله شکل گرفته است.
حالا اگر ما قبل از کنگره‌ را در نظر بگیریم افرادی که ۱۰ سال، ۲۰ سال مصرف کننده بودیم‌ و تجربه مصرف مواد مخدر را داریم و روش‌های دیگر را هم تجربه کرده‌ایم.
جوامع بشری‌ هم طور دیگری به ما نگاه می‌کردند و دیدشان نسبت به معتاد نگاه مجرمانه بود و اصلا دلیل‌ آن را نمی‌دانستند و می‌گفتند معتادان انسان‌ها‌ی لذت طلب و آدمهای خود‌خواهی هستند و خانواده و جامعه برای آنها اهمیت ندارد و با همان تفکر گاهي برای ما حکم صادر می‌کردند و می‌گفتند آنها را باید داخل دریا بریزند یا آنها را تبعید کنند، چون؛ اصلا نمی‌دانستند اعتیاد چيست.
چند دهه پیش NGO، NA تشکیل شد که مهندس دژاکام عزيز در سی دی سازگاري هم می‌فرمایند که ما نباید کسی‌ را نفی کنیم و باید به آنها احترام بگذاریم چون زمانی که بگیر بگیر معتادان بود آمدند و گفتند که ما بیمار هستیم، مجرم نیستیم. مهندس دژاکام فرمودند؛ ما خیلی چیزها را از آنها یاد گرفته‌ایم و چیزهایی هم که اشتباه بود اصلاح کردیم و می‌فرمایند همه‌ چیز در حال تکامل است.
اما کنگره‌۶۰ فهمید، اعتیاد چه بیماری است و به کدام نقطه از بدن آسیب رسانده و کدام قسمت را تخریب کرده است.مهندس دژاکام کشفی را انجام دادند؛ سيستمي در بدن است به نام سیستم ایکس که مواد مخدر تولید می‌کند و ما آن را با استفاده از مواد تخریب کرده‌ایم.

شرحی بر زندگی مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره ۶۰

مهندس حسین دژاکام بنیان‌گذار و تئوریسین جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ فارغ‌التحصیل سال ۱۳۵۶ رشته مهندسی الکتروتکنیک از دانشگاه علم و صنعت ایران، محقق در زمینه تولید چشم‌های الکترونیک، نویسنده آثار بنیادی در زمینه صورت مسئله اعتیاد، روش درمان، مقوله انسان و جهان‌بینی، کاشف روش درمان تدریجی - پله‌ای اعتیاد (DST) ، متولد ۲۵ آبان سال ۱۳۲۸ هجری شمسی شهر کرمان می‌باشند.
مهندس حسین دژاکام در محله قدیمی ارگ کرمان (میدان باغ) در خانواده‌ای متوسط و پرجمعیت متولد شدند که سومین فرزند از ده فرزند (۶ پسر و ۴ دختر) می‌باشند، پدرشان ایوب دژاکام کارشناس موسیقی و ورزشکار در رشته‌های کُشتی، دومیدانی، دوچرخه‌سواری، افسر نظامی از مشاهیر کرمان محسوب می‌شوند. دوران کودکی مهندس دژاکام با شرایط نسبتاً سختی همراه بود که هزینه متفرقه خود را با کار در تابستان‌ها و پرورش مرغ و تخم‌مرغ محلی به دست می‌آورد. در سنین نوجوانی ۱۴-۱۳سالگی نواختن ساز بادی ترومپت را فرا گرفتند. وضع درس چندان مناسب نبود ولی به علت خواست درونی و پشتکار سال آخر هنرستان را به پایان رساندند و در سال ۱۳۴۸ در امتحان ورودی دانشگاه علم و صنعت قبول و در رشته الکتروتکنیک مشغول به تحصیل شدند و به علت نیاز به کار با وجود قبولی در نوبت‌های روزانه و شبانه، نوبت شبانه را انتخاب نمودند. در طول تحصیل همزمان در سال‌های ۱۳۴۸-۱۳۵۶ در شرکت‌های ITTsel ناراتل، تأسیسات پارک ارم مشغول به کار بودند.
در سال ۱۳۵۴ با خانم زهرا عادل‌زاده بنام، بهیار بیمارستان جم ازدواج کردند و صاحب سه فرزند (دو دختر و یک پسر) شدند.

مهندس دژاکام تحقیقات در زمینه ساخت و تولید چشم‌های الکترونیک را به‌منظور حفظ سلامت و جان کارگران و کاربردهای دیگر صنعتی در سال ۱۳۵۹ به همراه دکتر روئین تن و جمعی از متخصصین آغاز نمودند که بخش اعظمی از درآمدشان صرف این کار شد؛ که البته پس از سه سال به نتیجه رسید (تولید و طراحی چشم‌های الکترونیک برای اولین بار در ایران) و منجر به تأسیس کارخانه چشم‌های الکترونیک در منطقه ایرانشهر (استان سیستان و بلوچستان) شد کاری که در زمان و نوع خود قابل تحسین و دست اول بود.
مهندس دژاکام در زمینه‌های دیگری نیز سرمایه‌گذاری کردند که البته تقریباً تمام آن‌ها به علت اعتیاد و ترک‌های ناموفق و غلط از بین رفت، از جمله کارخانه به علت عدم پرداخت وام‌های بانک مصادره شد.
مهندس دژاکام مطالعات آزاد خود در زمینه انسان، عرفان، روانشناسی، تاریخ و فلسفه را از ابتدای دهه پنجاه آغاز و در پی آن کاوش در زمینه عرفان و خودشناسی را به‌طور جدی از دهه شصت دنبال نمودند که بیشتر انگیزه آن دانستن و یافتن راهی برای خروج از تاریکی و اعتیاد بوده است.
مصرف دائمی مواد مخدر از نوع تریاک و شیره از سال ۱۳۵۸ بوده که ابتدا به‌صورت کشیدن و در ادامه به‌صورت خوراکی و کشیدنی ادامه داشته که در سال‌های آخر مصرف، کشیدن حکم تشریفات را داشته است. وی مصرف تفننی را چند سال قبل از مصرف دائمی در تجربیات خود دارند. اقدام برای ترک و رهایی از مواد ۲ بار بوده که بار اول در سال ۱۳۶۳ به‌صورت سقوط آزاد انجام شده است. مدت سه ماه از مصرف مواد خودداری کردند؛ و بار دوم در سال ۱۳۶۶ توسط پزشک متخصص به‌صورت دارویی، قطع مواد و مصرف دارو در ۲۱ روز و روان درمانی که این بار ۱۰ ماه عدم مصرف به طول انجامیده. به گفته مهندس دژاکام علت برگشت به مواد احیاء نشدن سیستم‌های تخریب شده در اثر مصرف مواد، به کار نیفتادن غدد شبه افیونی، از تعادل خارج شدن سیستم‌های بسیاری از جسم می‌باشد.

به گفته ایشان: همه چیز ظاهراً درست بود ولی یک اشکالی وجود داشت و آن اینکه من، آن آدم سابق نبودم. راه می‌رفتم خسته می‌شدم، حرف می‌زدم خسته می‌شدم، نمی‌دانستم اصلاً برای چه چیز زنده هستم. بسیاری از چیزهایم را نه در زمان مصرف، بلکه در زمان ترک‌های اعتیاد از دست دادم. آن‌هم به دلیل غلط بودن روش‌های تَرک که به هر چیزی منتهی می‌شد به‌جز درمان.
نتیجه این دو ترک اضافه شدن الکل به‌صورت هر شب و بالا رفتن میزان مصرف مواد بود (روزانه ۶-۵ گرم تریاک و یا شیره به‌صورت خوراکی).
یافتن راه:
در نهایت با یاری خداوند و نیروهای مافوق، روشی توسط مهندس حسین دژاکام ابداع شد که نتیجه سال‌ها تحقیق و کشف صورت مسئله اعتیاد بود. کار اصلی مهندس دژاکام قبل از یافتن روش درمان تعمیر و راه‌اندازی دستگاه‌های مخابرات و تلفن داخلی central دستگاه‌های تلفن ۱۰۰-۲۰۰ و ۵۰۰ شماره‌ای بود و همین کار یعنی یافتن اشکال در بین انبوهی از سیم‌ها و اتصالات کمک نمود تا بتوانند انسان را هم مانند یک سیستم مورد تحلیل و کاوش قرار دهند. نتیجه تحقیقات ایشان در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و مقالات سم نزدایی، صورت مسئله اعتیاد، آنچه خانواده‌ها باید بدانند به چاپ رسیده است که دیدگاه شما عزیزان با مطالعه آن‌ها در مورد مقوله اعتیاد به کلی دگرگون می‌شود.
روش درمان در بهمن ماه ۱۳۷۵ طی یک آزمایش ساده ولی بسیار مهم با الهام از ماه رمضان کشف گردید؛ یعنی منظم نمودن وعده‌های مصرفی در ماه رمضان وقت سحر و افطار و مشخص نمودن میزان مصرف. مهندس دژاکام می‌گویند ۱۲ سال از اعتیادم بیزار بودم ولی راه رهایی را پیدا نمی‌کردم. به گفته ایشان پس از یافتن راه و خارج شدن خودم از بند اعتیاد و درمان قطعی در ۱۳۷۶/۹/۱۴ مهم‌ترین کار انتقال این دانش به سایرین بود. به همین منظور مدت دو سال به بررسی و تحقیق پرداختند و کنگره ۶۰ (جمعیت احیاء انسانی کنگره ۶۰) را به همکاری جمعیت مبارزه با اعتیاد و ستاد مبارزه با مواد مخدر و آقای فلاح دبیر کل ستاد آن زمان در ۳۱ شهریور ۱۳۷۸ تأسیس نمودند و اولین جلسه در ساختمان این جمعیت واقع در خیابان کارگر جنوبی، کوچه مهدی زاده، پلاک ۲۱ با همکاری خانم سهیلا جلودار زاده تشکیل گردید.

امروز که این مطلب نوشته می‌شود بالغ بر ۱۰۰,۰۰۰ نفر در کنگره ۶۰ از بند اعتیاد آزاد شده‌اند و این جمعیت ۶۵ شعبه دارد، در شهرستان‌های سمنان، رباط‌کریم، اراک، اصفهان، هیدج ابهر و ... بالغ بر ۳۰۰۰ راهنما و کمک راهنمای مسافر و همسفر در آن پرورش یافته‌اند و شما عزیزانی که این مطلب را می‌خوانید، در صورت داشتن مشکل اعتیاد از هر نوع ماده‌ای که باشد چه در خود و یا چه در عزیزانتان، می‌توانید برای درمان قطعی به‌صورت رایگان به کنگره ۶۰ مراجعه نمایید. هر چقدر هم که در تاریکی باشید، ما را در کنار خود خواهید یافت.
ما درد و درمانیم
بدرود

تهیه و ارسال: مسافر حمید خدمتگزار سایت منبع: نمایندگی شهباز و مشهد https://congress60.org/News/360902/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%86

اجرای موسیقی فیلم حرفه ای

https://ifilo.net/v/XUsbvBL----https://www.aparat.com/v/o368g4v----https://www.aparat.com/v/k30mv6w

مرور کتاب : 'احمد ظاهر چگونه ترور شد؟'

رامين انوری
در کابل

جلد کتاب احمد ظاهر چگونه ترور شد

نويسنده می گويد: اين رساله، در حقيقت پيش درآمدی برای افشای زاويه های پنهان مرگ احمد ظاهر است

بيست و شش سال پس از مرگ احمد ظاهر، هنرمند و آوازخوان محبوب افغانستان، چگونگی حادثه ای که منجر به مرگ وی شد، در کتابی که به تازگی در کابل منشتر شده، بررسی شده است.

اين کتاب به نام احمد ظاهر چگونه ترور شد از نوشته های رزاق مامون، نويسنده افغان است که در هزار نسخه در کابل چاپ شده است.

احمد ظاهر در ۲۴ جوزای سال ۱۳۵۸ خورشيدی، در اثر تصادف موترش (اتومبيلش ) در جاده سالنگ، در شمال کابل، جان خود را از دست داد.

پس از آن، مطالب زيادی در اين مورد از نويسنده های افغان و غير افغان چاپ شده است، اما آنچه کتاب احمد ظاهر چگونه ترور شد را از اين نوشته ها متمايز نشان می دهد، پرداخت داستان گونه اين قضيه، ارايه "شواهد" در مورد آن و همچنين نام بردن از کسانی است که نويسنده آنها را "عاملان ترور" احمدظاهر می نامد.

کتاب اين گونه آغاز می شود: "احمد ظاهر اگر تا حال زنده بود، شقيقه (پازلفی) هايش به سفيدی می رفت و بی ترديد، عوالم اندوهناک فلسفی يی که در واپسين آهنگهايش راه يافته بود، عميق تر از دوره ای جوانی بر نگاه هايش رنگ می انداخت؛ اما به عنوان مرد جا افتاده دوران خود، فقط يک سال ديگر انتظار می کشيد تا بر قله شصت سالگی پا بگذارد..."

و پس از اين، نويسنده بر اساس يافته های خود به شرح آنچه در بيست و چهارم جوزای سال ۱۳۵۸خورشیدی، روز مرگ احمد ظاهر، در جاده سالنگ اتفاق افتاد پرداخته است.

'اين حرف آخر نيست'

رزاق مامون، به کتابش به عنوان يک "اثر تحقيقاتی" نگاه می کند که به باور او، می تواند زمينه را برای به دادگاه کشاندن "عاملان قتل" احمد ظاهر فراهم کند.

در انتظار محاکمه 'قاتلان'

رزاق مامون نويسنده کتاب

رزاق مامون، به کتابش به عنوان يک اثر "تحقيقاتی" نگاه می کند که به باور او، می تواند زمينه را برای به دادگاه کشاندن عاملان "قتل" احمد ظاهر فراهم کند

او می گويد: "هدف من از نوشتن اين رساله، رساندن اطلاعات در مورد رازهای پس پرده قتل احمد ظاهر به رسانه های خبری و جامعه نويسنده افغانستان است اما بدون شک، اين رساله، آخرين اطلاعات در مورد ترور احمد ظاهر نيز نخواهد بود."

رزاق مامون نسخه های از اين کتاب را به کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان و دفتر رييس جمهور افغانستان نیز فرستاده است.

آقای مامون در مورد علت پرداختن به چنين موضوعی می گويد: "زمانی که متوجه می شدم همه از آواز احمد ظاهر لذت می برند و سرودهای اين هنرمند در تمامی مناسبت ها و مراسم افغانها نواخته می شود، به اين فکر می افتادم که با اين همه، هيچ کس در پی مجازات افرادی نيست که صاحب اين آواز را از ما گرفته است."

او می گويد: "من در حقيقت با نوشتن اين رساله، حقی را ادا کرده ام که احمد ظاهر بر گردن همه ما دارد."

اين نويسنده افغان می گويد که برای تحقيق و نوشتن کتاب احمد ظاهر چگونه ترور شد هفت ماه وقت گذاشته است.

احمد ظاهر، در نيم روز از واپسين روزهای بهار سال 1358 خورشيدی، به همراه شماری از دوستان و علاقه مندان آوازش، از کابل به سوی دره سالنگ در حرکت بود که دچار حادثه رانندگی شد.

در ناحيه چپراق در پلچک نزديک به علاقداری سالنگ روستاييانی که احمد ظاهر را می شناختند، جسد بيجانش را يافتند که زخم کاری بر پيشانی اش داشت.

اين واقعه در آن زمان، يک حادثه ترافيکی اعلام شد، اما بعضيها ادعا می کردند که آواز خوان نامدار افغان، "ترور" شده است.

از آن زمان تاکنون، گزارشی که نشان دهنده تحقيقات رسمی در اين زمينه باشد، منتشر نشده است. bbc

✍🏻 پترو : آمریکا نباید ماهیگیران بی گناه را هدف قرار دهد



رئیس‌جمهور کلمبیا در واکنش به عملیات اخیر فرماندهی جنوبی آمریکا (SOUTHCOM) علیه شناورهای قاچاق مواد مخدر در اقیانوس آرام شرقی، اظهار داشت: "من تهاجم به آمریکای لاتین را نمی‌خواهم و نمی‌خواهم موشک‌هایی بر سر ماهیگیران فقیر – چه کوکائین حمل کنند یا نه – شلیک شود؛ زیرا قوانین کلمبیا و حقوق بین‌الملل مجازات مرگ را اجازه نمی‌دهد، بلکه محاکمه عادلانه را."

این اظهارات پترو مستقیماً به حملات نیروهای آمریکایی به شناورهای مظنون به قاچاق کوکائین اشاره دارد که منجر به کشته شدن چندین نفر – که آمریکا آن‌ها را "نارکو-تروریست" می‌نامد – شده است. رئیس‌جمهور چپ‌گرای کلمبیا این اقدامات را نقض حاکمیت کشورهای آمریکای لاتین توصیف کرد و تأکید نمود که مبارزه با قاچاق باید از راه‌های قانونی و دیپلماتیک انجام شود، نه عملیات نظامی مستقیم.

پترو افزود که کلمبیا به همکاری با جامعه بین‌المللی برای مقابله با قاچاق ادامه خواهد داد، اما مخالف هرگونه "تهاجم نظامی" یا مجازات فراقضایی است. این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که کلمبیا بزرگ‌ترین تولیدکننده کوکائین جهان است و روابط پیچیده‌ای با ایالات متحده در زمینه مبارزه با مواد مخدر دارد.

در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین، به ویژه مکزیک، کلمبیا، اکوادور و هندوراس، قضات، دادستان‌ها، پلیس و حتی مقامات سیاسی که متهم به همکاری یا تسهیل فعالیت‌های کارتل‌های مواد مخدر می‌شوند، اغلب به سرعت آزاد یا با مجازات سبک رها می‌شوند. دلیل اصلی این پدیده تهدید مستقیم کارتل‌ها است – از ترور، ربودن خانواده، یا فشار مالی – که سیستم قضایی را فلج می‌کند و "قانون نقره یا سرب" (plata o plomo) را حاکم می‌سازد.

این آزادی‌ها نه تنها عدالت را تضعیف می‌کند، بلکه چرخه خشونت و قاچاق را تقویت می‌نماید. کارتل‌ها با نفوذ عمیق در نهادها، اطمینان می‌دهند که متحدانشان سریعاً آزاد شوند.
نمونه‌های واقعی:
• مکزیک (کارتل سینالوآ): در سال ۲۰۲۰، دادستان‌های آمریکایی خواستار استرداد ژنرال سابق دفاع مکزیک، سالوادور سینفوئگوس، به اتهام همکاری با کارتل H-2 شدند. اما پس از دستگیری در آمریکا، دولت مکزیک با تهدید کارتل‌ها و فشار دیپلماتیک، او را آزاد کرد و به مکزیک بازگرداند، جایی که تمام اتهامات علیه‌اش لغو شد و حتی تبرئه گردید.
• اکوادور: در سال ۲۰۲۴، قاضی‌ای که حکم بازداشت علیه یکی از رهبران کارتل Los Choneros را صادر کرده بود، پس از تهدید خانواده‌اش، حکم را لغو کرد و متهم آزاد شد. همچنین، چندین زندان‌بان و پلیس متهم به کمک به فرار رهبران کارتل در زندان‌ها، با وثیقه سبک یا بدون مجازات آزاد شدند.
• کلمبیا: در دهه ۲۰۱۰، چندین قاضی و دادستان متهم به دریافت رشوه از کارتل‌های کلمبیایی (مانند Clan del Golfo) برای آزادی قاچاقچیان بزرگ، پس از تهدید، پرونده‌هایشان مختومه یا با مجازات تعلیقی بسته شد. نمونه معروف: آزادی سریع برخی اعضای دفتر Envigado (مرتبط با پابلو اسکوبار سابق) در سال‌های اخیر.

مواد مخدر دارویی با زیردریایی، پدیده‌های پیچیده و پیشرفته است که توسط کارتل‌های کلمبیایی برای انتقال حجم عظیم کوکائین از آمریکای جنوبی به اروپا و آمریکای شمالی استفاده می‌شود.‎‏‎ ...

تاریخچه و تکامل

این روش در دهه ۱۹۹۰ در کلمبیا آغاز شد، ابتدا با شناورهای ساده چوبی و نیمه‌غوطه‌ور، به زیردریایی‌های کاملاً غوطه‌ور با بدنه فایبرگلاس یا تبدیل تبدیل شد. گزارش‌های سازمان ملل نشان می‌دهد حدود ۷۰٪ کوکائین جهان از مسیرهای آبی و با این شناورها جابه‌جا می‌شود، زیرا شناسایی‌شان برای رادار و سونار بسیار مشکل است.‎‏‎ ...

مشخصات فنی شناورها

  • نوع نیمه‌غوطه‌ور (برد کوتاه) : طول ۱۰-۱۵ متر، ظرفیت ۱-۴ تن، برد ۱۵۰۰ کیلومتر، موتور دیزلی ۳۰۰-۵۰۰ اسب بخار، سرعت ۸-۱۰ گره.‎‏‎ ...

  • نوع کاملاً غوطه‌ور (برد بلند) : طول ۲۰-۳۰ متر، ظرفیت ۸-۱۵ تن، برد تا ۹۳۰۰ کیلومتر، سیستم هیبریدی دیزل-الکتریکی با باتری برای حرکت بی‌صدا، عمق غوطهوری ۱۰-۳۰ متر.هزینه
    ساخت هر کدام ۱-۳۰ میلیون دلار است، اما سود کوکائین (تا ۹۰۰ میلیون دلار برای ۱۵ تن در اروپا) آن را توجیه‌پذیر می‌کند.‎‏‎ ...

عملیات و توقیف ها

این زیردریایی‌ها از رودخانه‌های آمازون یا سواحل کلمبیا/اکوادور شناور می‌شوند، تحت پوشش کشتی‌های ماهیگیری مستقر و با رمز عبور GPS می‌گردند. نمونه‌های توقیف‌شده شامل زیردریایی ۱.۷ تنی در پرتغال (۲۰۲۵) و ۱۲ تنی در کلمبیا (۲۰۲۳) است که نشان‌دهنده همکاری بین‌المللی پلیس و نیروی دریایی است. با پیشرفت، تنها ۱۰ مورد از ۲۰۱۸-۲۰۲۲ کشف شده است، که میزان موفقیت سرمایه‌چیان را نزدیک به ۱۰۰ درصد نشان می دهد


🤝# در سکانس_برتری از فیلم دار و دسته نیویورکی

دیکتاتورها بلایای طبیعی نیستند، آن‌ها با همدستیِ خودِ مردم رشد می‌کنند، و اتفاقا قربانیان خود را از میان همان مردمی برمی‌گزینند که آن‌ها را انتخاب کرده‌اند.

📚جشن بز نر
#ماریو_بارگاس_یوسا

🎞 Gangs Of New York (2002)
🎬 #Martin_Scorsese
TAC OPS ، BBC,mashregh,یورو نیوز .اینستا . یوتیوب . جنگاوران . آپارات .@kami_tafacor 💭

✍🏻 حضور مأموران FSB در کشتی های ناوگان سایه روسیه



بر اساس تحقیق اختصاصی شبکه خبری CNN، مأموران مسلح مرتبط با سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) و برخی با سابقه در گروه واگنر، اکنون بر روی تانکرهای ناوگان سایه روسیه (shadow fleet) مستقر شده‌اند. این افراد توسط شرکت امنیتی خصوصی Moran Security Group استخدام می‌شوند که رئیس آن ویاچسلاو کالاشنیکوف، سرهنگ بازنشسته FSB، است. شرکت Moran Security پیش‌تر توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم شده و سابقه همکاری با واگنر در عملیات خارجی دارد.

این نگهبانان معمولاً لباس استتار نظامی می‌پوشند، از خدمه (که اغلب غیرروسی هستند) جدا می‌مانند و اغلب دستورات کاپیتان‌های خارجی را نادیده می‌گیرند یا حتی کنترل واقعی کشتی را در دست دارند. در ماه‌های اخیر، برخی از این کشتی‌ها پیش از خروج از بندر، اعضای خدمه اضافی دریافت کرده‌اند. بر اساس اطلاعات اطلاعاتی اوکراین که CNN به آن دسترسی داشته، لیست خدمه این کشتی‌ها عمدتاً شامل افراد غیرروسی است، اما در انتهای فهرست، دو نام روسی همراه با جزئیات پاسپورت روسی دیده می‌شود.

این افراد روسی با سابقه امنیتی، توسط شرکت خصوصی مخفی Moran Security استخدام می‌شوند. منابع اطلاعاتی متعدد به CNN گفته‌اند که برخی از آن‌ها مزدورانی هستند که پیش‌تر برای پیمانکاران نظامی خصوصی روسیه مانند گروه بدنام واگنر کار کرده‌اند. این استقرار مزدوران بر روی تانکرهای ناوگان سایه، نگرانی‌های جدی در پایتخت‌های اروپایی ایجاد کرده و نشان‌دهنده جسارت فزاینده تاکتیک‌های کرملین است.

این افراد نه تنها برای حفاظت از کشتی‌ها، بلکه ممکن است برای جاسوسی از زیرساخت‌های حساس اروپایی یا جلوگیری از بازرسی‌ها استفاده شوند. همچنین گمان می رود این افراد با پرواز پهپادهای مرموز بر فراز اروپای غربی مرتبط باشند. یکی از کشتی های ناوگان سایه روسیه به نام "بورکای" در سپتامبر گذشته به دلیل حمل نفت روسیه به هند خبرساز شد، اما اکنون در مرکز اتهامات مرتبط با اختلال پهپادی در دانمارک قرار گرفته است.
این کشتی دو روز پس از خروج از بندر پریمورسک روسیه (۲۲ سپتامبر)، در نزدیکی سواحل دانمارک بود، همزمان با گزارش‌های متعدد از مشاهده پهپادهای ناشناس که ترافیک فرودگاه کپنهاگ را مختل کرد و نزدیک پایگاه‌های نظامی دانمارک پرواز می‌کردند. پلیس کپنهاگ اعلام کرد که در حال بررسی احتمال پرتاب پهپادها از کشتی‌های نزدیک است، اما نام کشتی خاصی را نبرد.

داده‌های ردیابی کشتی نشان می‌دهد بوراکای در عصر ۲۴ سپتامبر در جنوب غربی سواحل دانمارک حرکت می‌کرد، دقیقاً زمانی که پهپادهای دیگری شمال شهر اسبیرگ و نزدیک چندین فرودگاه گزارش شدند. یک منبع اطلاعاتی غربی به CNN گفت: "هم‌زمانی این حوادث با حضور کشتی در منطقه مشکوک است." چند روز بعد، نیروی دریایی فرانسه کشتی را در سواحل برتانی (شمال غربی فرانسه) توقیف کرد، زیرا نتوانست مدارک ملیت و پرچم خود را ارائه دهد. در این بازرسی، پهپادی یافت نشد، اما دو فرد روسی مستقر در این کشتی به طور خصوصی بازجویی شدند.

🤝

فرق تسلیحات پلیس با ارتش

شاید برای بسیاری از دوستان جالب باشه بدونید که در برخی از کشورها سلاحی مثل مسلسل دستی مانند ام پی ۵ و یا یوزی و یا تپانچه‌های کمری جز سلاح‌های کشنده حساب نمی‌شن
البته نباید واژه سلاح کشنده شما را به اشتباه بندازی که منظور اینکه این‌ها کسی رو نمی‌کشن بلکه این‌ها جز سلاح‌های جنگی حساب نمی‌شن
این مسئله باعث شده که برخی از کشورهایی که دارای قوانین سوسولی برای صادرات سلاح هستند و سلاح صادر نمی‌کنند این سلاح‌ها را در رده سلاح‌های جنگی حساب نکنند و تولید و صادر کنند
زیرا فرض بر اینکه با سلاحی مثل مسلسل mp5 و یا یک کلت کمری به دلیل برد و قدرت کشندگی شما نمی‌تونید یک درگیری گسترده که باعث خدشه‌دار شدن امنیت ملی یک کشور بشه رو ایجاد بکنیم ولی با یک سلاح مانند کلاشینکف میشه

این محدودیت‌ها در قوانین داخلی برخی از کشورها هم نمود داره برای نمونه سلاح‌هایی که از کالیبر کمری استفاده می‌کنند در کشورهایی مانند کانادا آمریکا استرالیا نیوزلند و برخی کشورهای دیگه محدودیت بسیار کمی دارد در حالی که سلاح‌هایی که کالیبر جنگی دارند ممنوع و یا محدودیت بسیار دارند. جنگاوران

🚨🚨🚨🚨🚨 فوووری



استرالیا، فرانسه و آلمان اکنون همه جشن‌های معمول سال نو خود را لغو کرده‌ اند

تو وقتی پشت شیشه باشی در امان تری...

همیشه باید فاصله‌ات را
با بعضی آدم ها حفظ کنی
آن ها وقتی توی ویترین‌اند جذاب‌ترند

تو وقتی پشت شیشه باشی در امان تری...

اگر سعی کنی نزدیک‌شان شوی
خیلی چیزها می‌فهمی...

در مورد جنس‌شان
قد و اندازه‌شان، هویت‌شان و...

آنوقت ضربه میخوری، دلخور میشوی،
نا امید میشوی...

یادت باشد بعضی آدم ها فقط به دردِ
از دور تماشـا شدن می‌خورند..

«کلید کنترل جهان»

‍ ⁨
🔵🔴آنچه #اریک_اشمیت بیان می‌کند، شبیه یک نمایش ترسناک از آینده است: در دنیای اثر شبکه‌ای، سرعت پیشرفت یعنی همه‌چیز.

این سناریو از پیشرفت تنها یک بازی ذهنی نیست، بلکه سناریوی واقعی رقابت چین و آمریکاست.

در جهانی که اثر شبکه‌ای یعنی قدرت، سرعت پیشرفت در هوش مصنوعی کاری را می‌کند که حتی مسابقه‌ی هسته‌ای در سده بیستم نتوانست انجام دهد:

«هرکس زودتر به آستانهٔ اَبَرهوش برسد، بازی را برای همیشه می‌بَرد.»

آمریکا با OpenAI، Anthropic و شرکت‌های خصوصی؛ چین با Baidu، Tencent، Alibaba و حمایت دولتی؛ هر دو در حال ساختن «میلیون‌ها برنامه‌نویس نرم‌افزاری» هستند؛ سیستم‌هایی که خستگی ندارند و هر روز تندتر رشد می‌کنند.

اشمیت می‌گوید رقابت بر سر اَبَرهوش مصنوعی احتمالا به نقطه‌ای می‌رسد که اگر رقیب زودتر برسد، دیگری هرگز به او نمی‌رسد. در این منطق جدید، فاصله‌ شش‌ماهه یعنی بُرد یا شکست تمدنی. و وقتی «رسیدن» مهم‌تر از «نظم» باشد، منطق رقابت خطرناک نیز شکل می‌گیرد: نفوذ، سرقت، خرابکاری، و حتی حمله به مراکز داده.

این تنها یک سناریوی علمی-تخیلی نیست؛ بلکه ذهنیتی است که اشمیت درباره‌اش هشدار می‌دهد: رقابت هوش مصنوعی به «حملهٔ پیش‌دستانه» نزدیک می‌شود.

امروز پرسش این است:
آیا آمریکا اجازه می‌دهد چین اول به ابرهوش برسد؟
آیا چین حاضر است آمریکا را جلوتر ببیند؟

در میانه آسیب هنجارهای مشترک و سازمان‌های بین‌المللی، چه بسا، رقابتی مدیریت ناپذیر سربرآورد. و اشمیت می‌گوید شاید تنها پنج سال تا ورود به این وضعیت باقی‌ست.

رقابت تسلیحاتی بعدی؟ اَبَرهوش، نه بمب.
خط تقابل؟ واشنگتن–پکن.
برنده؟ کسی که اول برسد.
بازنده؟ شاید همهٔ ما.
جایزه‌ی نهایی؟ کنترل نظم جهانی

سؤال اصلی این است:
چه کسی باید «کلید کنترل جهان» را در اختیار داشته باشد.

«کنترل کردن یا کنترل شدن، مسئله این است!»
برگرفته از صفحه استاد آرش رییسی نژاد مدرس مدعو علوم سیاسی هاروارد

T.me/bestdiplomacy

✍🏻 وزیر آموزش ترامپ خواستار استعفای تیم والز شد



لیندا مک‌ماهون، وزیر آموزش دولت ترامپ، در نامه‌ای تند به تیم والز، فرماندار دموکرات مینه‌سوتا، خواستار استعفای فوری او شد و او را به "بی‌کفایتی و عدم نظارت" در رسوایی‌های گسترده کلاهبرداری آموزشی و رفاهی متهم کرد؛ رسوایی‌هایی که بیش از ۱ میلیارد دلار از پول مالیات‌دهندگان را هدر داده است.

مک‌ماهون در نامه‌اش نوشت: "در مینه‌سوتا، ۱۸۳۴ "به اصطلاح دانشجو" افرادی که هویت‌شان تأیید نشده، اغلب در آمریکا زندگی نمی‌کنند یا اصلاً وجود ندارند – ۱۲.۵ میلیون دلار کمک‌هزینه و وام دولتی دریافت کرده‌اند، پول را با دانشگاه تقسیم کرده و بقیه را برای خود نگه داشته‌اند، بدون اینکه حتی یک کلاس بروند." او والز را متهم کرد که عدم نظارت او مینه‌سوتا را به "مرکز پولشویی " تبدیل کرده و در پایان نامه نوشت: "با توجه به کوتاهی شما در انجام وظایف، از شما می‌خواهم استعفا دهید و راه را برای رهبری شایسته‌تر باز کنید."

این رسوایی بخشی از کلاهبرداری‌های گسترده‌تر در مینه‌سوتا است، از جمله پرونده Feeding Our Future (۲۵۰–۳۰۰ میلیون دلار سرقت وجوه تغذیه کودکان در دوران کووید) و طرح‌های مسکن مدیکید و درمان اوتیسم که عمدتاً متهمانش از جامعه سومالی هستند. ترامپ مینه‌سوتا را "مرکز فعالیت‌های پولشویی" خوانده و خواستار اخراج متهمان شده است.

والز این اتهامات را "سیاسی‌کاری" دانسته و گفته ایالت در حال تقویت نظارت است. دموکرات‌ها مانند امی کلوباچار جمهوری‌خواهان را به "مهاجر ستیزی" متهم کرده‌اند، در حالی که مک‌ماهون تأکید کرده وزارت آموزش بیش از ۱ میلیارد دلار تلاش برای کلاهبرداری را مسدود کرده است.

🤝TAC OPS

تغییر طبقه‌بندی ماری‌جوانا

♦️ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز پنجشنبه ۲۷ آذر، فرمان اجرایی مهمی را امضا کرد که بر اساس آن، محدودیت‌های فدرال بر ماری‌جوانا کاهش می‌یابد. این دستور به دادستان کل ابلاغ می‌کند که روند تغییر طبقه‌بندی ماری‌جوانا را تسریع کند تا این گیاه از فهرست مواد خطرناک (رده ۱) خارج و در کنار داروهایی با خطر کمتر مانند مسکن‌های معمولی، کتامین و تستوسترون (رده ۳) قرار گیرد.

این اقدام که یکی از بزرگ‌ترین تغییرات سیاست‌های فدرال در دهه‌های اخیر محسوب می‌شود، می‌تواند میلیاردها دلار بودجه تحقیقاتی را آزاد کرده و مسیر همکاری بانک‌ها و سرمایه‌گذاران با صنعت کانابیس را هموار کند. ترامپ در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «بسیاری از مردم که دهه‌هاست با دردهای شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از من خواستند این کار را انجام دهم.»

با وجود این تغییر، ماری‌جوانا همچنان در سطح فدرال غیرقانونی باقی می‌ماند و تابع قوانین ایالتی خواهد بود. همچنین قرار است از ماه آوریل، برنامه‌ای آزمایشی برای دسترسی برخی بیماران تحت پوشش خدمات درمانی دولتی «مدیکر» به محصولات دارویی مشتق از شاهدانه (CBD) آغاز شود.
@indypersian

✍🏻 وزارت خارجه آمریکا کارتل کلن دل گولفو را سازمان تروریستی خارجی معرفی کرد

وزارت خارجه ایالات متحده روز سه‌شنبه اعلام کرد که کارتل کلن دی گولفو، معروف به نیروهای دفاع از خود گایتانیست کلمبیا (Autodefensas Gaitanistas de Colombia - AGC)، بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین گروه شبه‌نظامی و قاچاق مواد مخدر در کلمبیا، را به عنوان سازمان تروریستی خارجی (FTO) و تروریست جهانی ویژه تعیین‌شده (SDGT) معرفی می‌کند.

بر اساس اعلامیه منتشر شده توسط وزارت امور خارجه آمریکا، این کارتل – که با بیش از ۴,۰۰۰ عضو مسلح، کنترل بخش‌های وسیعی از سواحل کارائیب و اقیانوس آرام کلمبیا را در دست دارد – مسئول قاچاق ده‌ها تن کوکائین به ایالات متحده، اروپا و آسیا است و از تاکتیک‌های تروریستی مانند بمب‌گذاری، آدم‌ربایی، اخاذی و کشتار غیرنظامیان برای حفظ قدرت استفاده می‌کند.

این معرفی، که بر اساس بخش ۲۱۹ قانون مهاجرت و ملیت و دستور اجرایی ۱۳۲۲۴ انجام شده، دارایی‌های گروه در آمریکا را مسدود می‌کند، حمایت مادی از آن را جرم می‌سازد و اعضای آن را از ورود به ایالات متحده منع می‌کند. کارتل کلن دل گولفو، که از باقی‌مانده گروه‌های شبه‌نظامی راست‌گرای AUC در دهه ۲۰۰۰ شکل گرفته، با رقبایی مانند ELN و FARC dissidents درگیر است و سالانه میلیاردها دلار از قاچاق کوکائین، اخاذی و قاچاق انسان درآمد دارد.

پشت پرده واقعی این حوادث ؟؟؟؟؟


✍🏻 خنثی‌سازی توطئه حمله تروریستی اسلامگرایی به بازار کریسمس در لهستان

مقامات لهستانی اعلام کردند که یک توطئه حمله تروریستی گسترده با انگیزه اسلامگرایی علیه یک بازار کریسمس را خنثی کرده‌اند. یاتسک دوبرژینسکی، سخنگوی خدمات ویژه لهستان، روز سه‌شنبه گفت که یک دانشجو به نام ماتئوش.دبلیو (Mateusz W.)، دانشجوی دانشگاه کاتولیک لوبلین، به اتهام برنامه‌ریزی حمله با مواد منفجره و قصد پیوستن به سازمان تروریستی دستگیر شده است.

دوبرژینسکی در پستی در شبکه اجتماعی X نوشت: "هدف جرم، ارعاب تعداد زیادی از مردم و حمایت از دولت اسلامی (داعش) بود. در جریان تحقیقات، مأموران آژانس امنیت داخلی (ABW) حامل‌های داده و اقلام مرتبط با اسلام را ضبط کردند."

آژانس داخلی (ABW) سازمان امنیت اصلی امنیت داخلی لهستان و نوعی سرویس ضدجاسوسی و ضدتروریسم در این کشور است.‎‏‎ ...

ماهیت و جایگاه سازمانی

  • نام کامل آن به لهستانی «Agencja Bezpieczeństwa Wewnętrznego» و به انگلیسی Internal Security Agency است که با سرواژه ABW شناخته می‌شود.‎‏‎ ...

  • این نهاد یک سازمان دولتی است که بر اساس قوانین لهستان مسئول حفظ امنیت داخلی جمهوری لهستان بوده و رئیس آن به طور مستقیم به نخست وزیر گزارش می دهد.‎‏‎ ...

ماموریت و وظیفه اصلی

  • نقش اصلی ABW شامل مقابله با تروریسم، جاسوسی خارجی، نقض اسرار دولتی، جرایمی است که به امنیت کشور یا بنیان‌های اقتصادی آن لطمه می‌زند و همچنین می‌تواند با جرایم سازمان‌یافته و آلوده درگیر باشد.‎‏‎ ...

  • این سازمان در حوزه امنیت سایبری، حفاظت از اطلاعات طبقه بندی شده و رصد تهدیدات علیه زیرساخت های حیاتی نیز نقش فعالی دارد.‎‏‎ ...

اختیارات و ابزارهای قانونی

  • ABW اختیار افراد، انجام تفتیش، شنود و بازرسی محموله‌ها در حمل‌ونقل زمینی، و نیروی هوایی را تحت نظارت قضایی دارد.‎‏‎ ...

  • آغاز تحقیقات مستلزم مجوز دادگاه منطقه‌ای است و فعالیت‌ها باید به دادستان کل و نهادهای نظارتی گزارش شود.‎‏‎ ...

نظارت و پاسخگویی

  • نخست وزیر لهستان (یا وزیر ویژه مسئول سرویس‌های اطلاعاتی) بر فعالیت‌های ABW نظارت می‌کند و کمیته‌ای در دولت و همچنین کمیسیون ویژه‌ای در عملکرد و بودجه آن را ارزیابی می‌کنند.‎‏‎ ...

  • رئیس‌جمهور لهستان نیز می‌تواند گزارش‌های امنیتی از رئیس ABW را دریافت کند و در انتصاب رئیس این نهاد نقشی را بررسی کند.‎‏‎ ...

نمونه هایی از فعالیت های عملی

  • در سال‌های اخیر بارها گزارش شده است که ABW افراد مظنون به جاسوسی برای روسیه یا کشورهای دیگر، از جمله اعضای شبکه‌های جاسوسی و همچنین مظنونان مرتبط با گروه‌های تروریستی مانند داعش را دستگیر کرده‌اند.‎‏‎ ...

  • این سازمان در همکاری نزدیک با سرویس‌های امنیتی ناتو و اتحادیه اروپا عمل می‌کند و در پرونده‌هایی مانند امنیت رویدادهای بزرگ (از جمله یورو ۲۰۱۲) مشارکت داشته است

دادستانی لهستان ماتئوش.دبلیو را به "انجام اقدامات مقدماتی برای اجرای حمله تروریستی که می‌توانست منجر به مرگ یا آسیب جدی بسیاری از افراد شود" متهم کرده است. همچنین، وی گام‌هایی برای برقراری تماس با یک سازمان تروریستی برداشته و به دنبال کسب حمایت آن برای اجرای حمله بوده است.

در کنفرانس خبری، دوبرژینسکی افزود: "این مرد به شدت شیفته اسلام بود، به دنبال برقراری ارتباط با داعش بود و حمله‌ای در یکی از شهرهای لهستان طی بازار کریسمس برنامه‌ریزی کرده بود." مظنون در ماه نوامبر در آپارتمان خود در شهر لوبلین (شرق لهستان) دستگیر شد.

✍🏻 خنثی‌سازی توطئه حمله تروریستی اسلام‌گرایانه به بازار کریسمس ماگدبورگ آلمان

پلیس آلمان یک حمله تروریستی احتمالی با انگیزه اسلام‌گرایانه در شهر ماگدبورگ را خنثی کرد. یک جوان ۲۱ ساله از آسیای مرکزی به اتهام برنامه‌ریزی حمله تروریستی دستگیر شده است.

وزارت کشور آلمان اعلام کرد که این دستگیری برای جلوگیری از اجرای برنامه‌های حمله‌ای انجام شده که مظنون علیه جمعیت‌های انبوه ابراز کرده بود. این شهر همان ماگدبورگ است که سال گذشته (۲۰ دسامبر ۲۰۲۴) شاهد حمله مرگبار با خودرو به بازار کریسمس بود؛ حمله‌ای که توسط طالب العبدالمحسن، شهروند سعودی‌الاصل، انجام شد و ۶ کشته و صدها زخمی برجای گذاشت.

در پی دستگیری فعلی، وزارت کشور فرآیند اخراج مظنون را آغاز کرده است. طبق قانون، "وزارت می‌تواند حکم اخراج علیه یک خارجی صادر کند بر اساس پیش‌بینی واقعی برای دفع تهدید خاص علیه امنیت جمهوری فدرال آلمان یا تهدید تروریستی."

در ارتباط با مظنون بازداشت شده، منبع امنیتی به روزنامه ولت اعلام کرد که مظنون ۲۱ ساله دستگیرشده در ارتباط با توطئه حمله تروریستی اسلام‌گرایانه به بازار کریسمس ماگدبورگ، شهروند تاجیکستان است و در سال ۲۰۲۴ به عنوان اوپائیر (Au Pair – برنامه مراقبت از کودکان در خانواده‌های میزبان) وارد آلمان شده است.
این فرد در مدت اقامت خود در آلمان، دوره آموزش پرستاری را نیز گذرانده است. منبع امنیتی تأکید کرد که مقامات معتقدند وی پیش‌تر آموزش نظامی دیده، هرچند جزئیات این آموزش هنوز مشخص نیست.

این دومین توطئه خنثی‌شده علیه بازارهای کریسمس آلمان در هفته‌های اخیر است و نگرانی‌ها از افزایش تهدیدات اسلام‌گرایانه در فصل تعطیلات را برجسته می‌کند.
TAC OPS ، مشرق ، ویکی پدیا فارسی انگلیسی و.......

تظاهر به آرامش


«هیچ کس متوجه نمی شود که بعضی از
افراد چه عذابی را تحمل می کنند
تا آرام و خونسرد به نظر بیایند.»
- آلدوس هاکسلی

@Mo_Sitoo

قتل یا ترور سیاسی پروفسور نونو اف. جی. لوریرو

رویداد۲۴ | خبرگزاری‌های آمریکایی از مرگ یک فیزیک دان و دانشمند حوزه همجوشی هسته‌ای دانشگاه‌ام آی تی در اثر شلیک چند گلوله در خانه اش در بروکلین خبر داده‌اند. خبرگزاری تسنیم، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران از این حادثه تحت عنوان «ترور دانشمند هسته‌ای صهیونیست» یاد کرده است؛ عنوانی که یادآور ترور دانشمندان هسته‌ای ایرانی توسط اسرائیل است. انتشار این خبر به این شکل در تسنیم می‌تواند توسط رسانه‌های غربی به منزله انتقام گیری ایران از اسرائیل بعد از جنگ ۱۲ روزه تلقی شود.
ماجرای مرگ استاد هسته‌ای دانشگاه ماساچوست دقیقا چیست؟
رسانه‌های آمریکایی از جمله ان بی سی نیوز بوستون در گزارش خود نوشته است که پروفسور نونو اف. جی. لوریرو از اعضای هیئت علمی گروه مهندسی هسته‌ای و فیزیک مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) و مدیر مرکز علوم پلاسما و همجوشی این دانشگاه دوشنبه شب بر اثر اصابت گلوله جان باخت و این حادثه خانواده، دوستان و همکاران او را در شوک فرو برد.
مقامات تأیید کردند پروفسور نونو اف. جی. لوریرو، ۴۷ ساله، در خانه‌اش در خیابان گیبس هدف گلوله قرار گرفته است. بر اساس گزارش ها، لوریرو به مرکز پزشکی بت‌اسرائیل دیکونِس در بوستون منتقل شده، اما در نهایت در بیمارستان جان باخته. تحقیقات درباره تیراندازی مرگبار به نونو اف. جی. لوریرو، مدیر مرکز علوم پلاسما و همجوشی MIT، ادامه دارد. برخی همسایگان گفته‌اند در زمان وقوع تیراندازی صدایی غیرعادی شنیده‌اند.
دیوید لینتون، سخنگوی دفتر دادستانی شهرستان نورفولک، روز سه‌شنبه اعلام کرد تاکنون هیچ فردی در ارتباط با این پرونده بازداشت نشده است.
نونو اف. جی. لوریرو استاد دانشگاه ماساچوست کیست؟
مؤسسه فناوری ماساچوست در بیانیه‌ای تأیید کرد که لوریرو عضو هیئت علمی گروه مهندسی علوم هسته‌ای و فیزیک این دانشگاه و مدیر مرکز علوم پلاسما و همجوشی MIT بوده و از سال ۲۰۱۶ در این دانشگاه فعالیت داشته است.
​لوریرو پرتغالی بود و به گفته رئیس دانشگاه ماساچوست از کودکی آرزوی دانشمند شدن را در سر داشت. قتل او که در محافل دانشگاهی، در سراسر آمریکا و همچنین در پرتغال، زادگاه لوریرو، بازتاب گسترده‌ای داشته است.
وزیر امور خارجه پرتغال نیز روز سه‌شنبه در یک جلسه علنی، خبر درگذشت لوریرو را اعلام کرد. جان جی. آریگو، سفیر ایالات متحده در پرتغال، نیز در پیامی آنلاین ضمن تسلیت، از رهبری و نقش لوریرو در پیشرفت علم قدردانی کرد.
الی کورنبلوث، رئیس MIT، در نامه‌ای خطاب به کل دانشگاه، «اندوه عمیق» خود را از مرگ لوریرو ابراز کرد؛ در این نامه آمده است: «این فقدان شوک‌آور برای جامعه ما در دوره‌ای رخ داده که خشونت‌های نگران‌کننده‌ای در بسیاری از نقاط دیگر نیز جریان دارد.»
لوریرو مدرک کارشناسی فیزیک را از مؤسسه عالی فنی لیسبون (Instituto Superior Técnico) و مدرک تحصیلات تکمیلی خود را از کالج امپریال لندن دریافت کرد. لوریرو دوره‌های فوق‌دکتری خود را در آزمایشگاه فیزیک پلاسما دانشگاه پرینستون در نیوجرسی و همچنین در مرکز کالهم برای انرژی همجوشی، که آزمایشگاه ملی بریتانیا در این حوزه است، گذراند.
پس از آن، لوریرو به پرتغال بازگشت و به‌عنوان پژوهشگر اصلی مؤسسه پلاسما و همجوشی هسته‌ایِ وابسته به Instituto Superior Técnico فعالیت کرد، پیش از آن‌که در سال ۲۰۱۶ به هیئت علمی MIT بپیوندد.
در سال ۲۰۲۲، MIT او را به‌عنوان معاون مدیر مرکز علوم پلاسما و همجوشی منصوب کرد و از ماه مه ۲۰۲۴، لوریرو مدیریت این مرکز را بر عهده داشت.
او در ماه ژانویه یکی از کمتر از ۴۰۰ جایزه «پژوهشگر جوان» را که توسط جو بایدن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا در واپسین ماه‌های ریاست‌جمهوری‌اش به دانشمندان و مهندسان اعطا می‌شد، دریافت کرده بود.
نشریه‌های آمریکایی و اروپایی در توضیح مرگ این دانشمند هسته‌ای، هیچ اشاره‌ای به اهمیت عنوان شغلی او به عنوان عامل مرگ نکرده‌اند. نشریه نیوزویک در توضبیح چرایی اهمیت خبر این حادثه نوشته «مرگ این استاد دانشگاه تنها چند روز پس از یک تیراندازی دیگر در محیط دانشگاهی، در دانشگاه براونِ ایالت رودآیلند و در دانشکده‌های مهندسی و فیزیک آن، رخ داده است. خشونت با سلاح گرم همچنان یکی از دغدغه‌های اصلی امنیت عمومی به شمار می‌رود؛ به‌ویژه پس از چند تیراندازی پرسر‌و‌صدای امسال، از جمله ترور ملیسا هورتمن، نماینده دموکرات مجلس ایالتی مینه‌سوتا و همسرش در خانه‌شان، و همچنین ترور چارلی کرک، فعال محافظه‌کار، در ایالت یوتا.»
رسانه‌های اسرائیلی توجه چندانی به قتل این استاد دانشگاه ماساچوست نکرده اند؛ اسرائیل هیوم گزارش رسانه‌های آمریکایی را بازنشر کرده اما رسانه نشنال اسرائیل نیوز گفته لوریرو به مواضع حامی اسرائیل شناخته می‌شده.

تنهای یک رسانه انگلیسی زبان به احتمال ترور این دانشمند هسته‌ای اشاره کرده است. شبکه خبری «نیوز ایکس» هند، که یک شبکه حامی اسرائیل است در گزارش خود به اظهارات بیل اکمن، میلیاردر یهودی و مدیر یک صندوق پوشش ریسک، در شبکه اجتماعی ایکس اشاره کرده که پرسیده بود: «آیا ایرانی‌ها یکی از دانشمندان هسته‌ای ما را کشته‌اند؟»
اکمن همچنین پستی از لورا لومر، فعال سیاسی، را بازنشر کرده بود که این حادثه را به خشونت‌های اخیر در دانشگاه براون مرتبط می‌دانست. لومر نوشته بود: «پلیس می‌گوید عامل تیراندازی متواری است. این تیراندازی پس از آن رخ داد که روز شنبه فردی مسلح در دانشگاه براون به یک کلاس درس تیراندازی کرد؛ کلاسی که استاد همیشگی آن یهودی و حامی اسرائیل است. آیا کسی در حال کمین‌کردن برای دانشگاه‌های نخبه ساحل شرقی است تا در ایام حانوکا استادان یهودی و حامی اسرائیل را به قتل برساند؟ هر دو عامل تیراندازی متواری هستند. آیا هر دو حادثه کار یک نفر است؟»
این پست بعدا از صفحه بیل اکمن پاک شد اما شبکه خبری نیوز ایکس هند با انتشار آن به احتمال ترور این دانشمند هسته ای دامن زده است.

دیگر نیازی به نقش بازی کردن نیست

در اوایل رابطه فریبِ ظاهر مهربان، پر توجه و پر اشتیاق آدم‌ها را نخورید، ذات و شخصیت واقعی در لحظه‌های بحران، در وقت خستگی و زمانی که انگیزه‌ای برای پنهان‌کاری نمی‌ماند خودش را نشان می‌دهد و درست همان موقع است که می‌فهمی: او تغییر نکرده، بلکه دیگر نیازی نمی‌بیند که نقش بازی کند
『 @mushaverism 』✨

♦️حمید الشطری پیشتاز رقابت نخست‌وزیری در عراق


▪️الخنادق

🔸رئیس کنونی سازمان اطلاعات ملی عراق، حمید رشید فالح صالح الزیـرجاوی که با نام «حمید الشطری» شناخته می‌شود، یکی از برجسته‌ترین چهره‌هایی است که برای تصدی مقام نخست‌وزیری و جانشینی محمد شیاع السودانی، مطرح شده است. بر اساس گزارش برخی رسانه‌ها، چارچوب هماهنگی شیعی دامنه جست‌وجو برای نامزد نخست‌وزیری را به دو گزینه محدود کرده است: حمید الشطری و علی الشکری.

🔹از هر دو نفر به‌عنوان افرادی برخوردار از «کفایت، پاکدستی و تجربه واقعی عراقی» یاد شده است. همچنین گزارش شده که یکی از این دو نامزد توانسته است حدود ۷۰ درصد موافقت اعضای چارچوب را به دست آورد، هرچند مشخص نشده است که این میزان حمایت به کدام‌یک از آن‌ها تعلق دارد.

🔹اما حمیدالشطری کیست و مهم‌ترین اطلاعات و برجسته‌ترین نقاط عطف زندگی و مسیر حرفه‌ای او کدام است؟ حمید الشطری اهل مناطق هور (تالاب‌ها) در استان ذی‌قار در جنوب عراق است و در سال ۱۹۶۹ به دنیا آمد. او از سال‌های ابتدایی جوانی از مخالفان رژیم صدام حسین و حزب بعث بود؛ به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. در سال ۱۹۸۶ به صفوف اپوزیسیون عراق پیوست و در انتفاضه شعبانیه سال ۱۹۹۱ علیه حکومت صدام مشارکت داشت. در پی این قیام، به همراه تعدادی از اعضای خانواده‌اش بازداشت شد و تا سال ۱۹۹۳ در زندان به سر برد. پس از آزادی، مدتی به‌صورت مخفیانه در تالاب‌های جنوب عراق زندگی می‌کرد، سپس به اقلیم کردستان عراق رفت و تا سال ۱۹۹۷ فعالیت سیاسی خود را در چارچوب اپوزیسیون ادامه داد.

🔹در سال ۱۹۹۸ عراق را ترک کرد و ابتدا به جمهوری اسلامی ایران و سپس به سوئیس رفت و برای مدتی در آنجا ساکن شد. او در دوران اقامت در خارج از کشور، به فعالیت‌های خود در صفوف مخالفان عراقی ادامه داد و در شماری از کنفرانس‌های اپوزیسیون عراق در اروپا شرکت کرد. همچنین در این دوره به تحصیل و کار در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات پرداخت. پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و سقوط رژیم صدام حسین، الشطری به کشورش بازگشت تا فصل جدیدی از زندگی حرفه‌ای خود را آغاز کند؛ این‌بار از درون ساختار دولت.

🔹او در سال‌های پس از سقوط صدام مناصب امنیتی متعددی را بر عهده گرفت که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

• ریاست سازمان اطلاعات ملی عراق از ۱۹ دسامبر ۲۰۲۴، در جانشینی رائد جوحی. یکی از نخستین اقدامات او در این سمت، گشایش کانال ارتباط اطلاعاتی با دولت موقت سوریه پس از سقوط بشار اسد بود.
• انتصاب به سمت مدیرکل اطلاعات و مبارزه با تروریسم در وزارت کشور عراق در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۱.
• مسئولیت مدیریت هسته اطلاعاتی «صقور» (واحد اطلاعات نظامی)
• معاون رئیس دستگاه امنیت ملی عراق.
• ریاست دستگاه امنیت ملی عراق.
• عضویت در شورای مشورتی امنیت ملی عراق.
• معاون دستگاه امنیت ملی.
• دبیر دستگاه امنیت ملی.
• افسر دستگاه امنیت ملی عراق.

🔹در جریان مقابله با سازمان تروریستی وهابی داعش، حمید الشطری مسئولیت پرونده بسیج عشایری را بر عهده داشت. در حوزه علمی و دانشگاهی، الشطری دارای مدرک کارشناسی فیزیک (۱۹۹۱)، دیپلم ارتباطات از دانشگاه زوریخ (۱۹۹۸) و دکترای حقوق (۲۰۲۰) است. او به چهار زبان عربی، انگلیسی، فارسی و آلمانی تسلط دارد.

🔹به این ترتیب، حمید الشطری نمونه‌ای از چهره‌های عراقی به شمار می‌رود که تجربه عمیق امنیتی را با سابقه فعالیت در اپوزیسیون سیاسی در مقاطع حساس تاریخ معاصر عراق درهم آمیخته است. از زندگی همراه با تعقیب، زندان و فشار در دوران صدام حسین تا دستیابی به مناصب عالی در ساختار امنیتی عراق پس از سال ۲۰۰۳، الشطری کارنامه‌ای انباشته کرده است که به باور حامیانش، او را برای هدایت مرحله بعدی کشور شایسته می‌سازد.

✅در حالی که رایزنی‌ها در چارچوب هماهنگی درباره نخست‌وزیر آینده شدت گرفته است، نام حمید الشطری به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین گزینه‌ها مطرح می‌شود؛ گزینه‌ای که به باور برخی، توانایی جمع‌کردن قاطعیت امنیتی با مدیریت آرام و حساب‌شده را دارد. تا زمان اعلام تصمیم رسمی، سوابق و تجربیات الشطری همچنان عامل کلیدی در ارزیابی شانس او برای تصدی نخست‌وزیری دولت عراق در دوره پیش‌رو باقی خواهد ماند.

✅اندیشکده تهران✅

اِم‌آی‌سیکس به دنبال سبقت گرفتن از پوتین



( نگاه دیگران/تارین پِدلِر/ دیلى میل )

- بلِیز مِترِوِلى رئیس اِم‌آی‌سیکس (MI6) این هفته در حالی مقابل دوربین‌ها ظاهر شد که سنجاق‌ سينه‌ جواهرنشان و چشمگيرى بر لباس خود داشت؛ سنجاق سينه‌اى که بسیاری آن را یادآور «میس مانی‌پنی»، شخصیت مشهور مجموعه سینمایی «جیمز باند»، دانستند.

- بلِیز مِترِوِلى پيش از تصدی عالی‌ترین سمت در اِم‌آی‌سیکس ریاست بخش فناوری این سازمان را بر عهده داشت. سمتی که در دنیای واقعی با نام رمز «کیو» شناخته می‌شود و مسئول توسعه ابزارها، فناوری‌ها و شیوه‌های پنهان‌‌سازى پیشرفته برای مأموران فعال در خارج از کشور است.

- رئیس اِم‌آی‌سیکس که با نام رمزی «سی» شناخته می‌شود گفت: «روسیه ما را در منطقه خاکستری با تاکتیک‌هایی که اندکی پایین‌تر از آستانه جنگ قرار دارند می‌آزماید.»

- او افزود پوتین از طریق حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی بریتانیا، پرواز پهپادها بر فراز فرودگاه‌ها و پایگاه‌ها، و فعالیت‌های تهاجمی در دریاها، در پی «ارعاب، ایجاد هراس و دستكارى افکار» است.

- به گفته او، روسیه همچنین به «آتش‌افروزی و خرابکاریِ سازمان‌یافته دولتی» و انتشار تبلیغات سمّی دست می‌زند؛ تبلیغاتی که هدف آن «شکاف‌ انداختن و بهره‌ بردارى از گسل‌های درون جوامع» است.


کیهان لندن

استعفای معاون اف بی آی منصوب از طرف ترامپ


دَن بانجینو معاون جنجالی پلیس فدرال آمریکا اعلام کرد که از اول ژانویه دیگر در این سمت نخواهد بود. دلیل استعفای او اعلام نشده است. برخی او را به انتشار تئوری‌های توطئه در پادکست خود متهم کرده بودند.
هنوز یک سال از آغاز کار دَن بانجینو نگذشته است، مارس امسال بود که دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا او را برای پست حساس معاونت پلیس فدرال آمریکا، اف‌بی‌آی منصوب کرد. اعلام این خبر واکنش‌ها و انتقادات زیادی را برانگیخت چون این پست معمولا به کسانی داده می‌شود که سال‌ها تجربه در اف‌بی‌آی داشته باشند. این پست بر خلاف رییس اف‌بی‌آی نیازی به تصویب سنا ندارد.
بانجینو پیشتر در پلیس نیویورک و در سرویس مخفی‌ای که مسئول حفاظت از روسای جمهور است کار می‌کرد. سال ۲۰۱۹ به عنوان تحلیل‌گر تلویزیونی به استخدام فاکس‌نیوز درآمد و در این مدت چندین کتاب نوشته و شروع به تولید پادکست کرد.
بانجینو از طرفداران وفادار ترامپ محسوب می‌شود. ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره استعفای بانجینو تنها به گفتن این جمله بسنده کرد: «دَن فوق‌العاده خوب کار کرد. فکر کنم می‌خواهد به پادکستش بازگردد.»
اما به گفته برخی، پادکست بانجینو با نام "دَن بانجینو شو" محل انتشار "اخبار جعلی" و "تئوری‌های توطئه" بود، از جمله درباره پاندمی کرونا، آنچه طرفداران ترامپ، "تقلب" در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ می‌نامند و یورش هواداران ترامپ به ساختمان کنگره در ۶ ژانویه ۲۰۲۱.
او در پادکستش همچنین نتیجه کالبدشکافی جفری اپستین، متهم جنسی را که بر اساس آن ثابت شد مرگ او خودکشی بوده زیر سوال برد و گفت به منظور پنهان ماندن هویت "فرد سومی" در این پرونده، اپستین در سلولش در زندان "کشته شده است".
با این حال او پس از آنکه به سمت معاونت اف‌بی‌آی منصوب شد خودکشی اپستین را پذیرفت.
تابستان گذشته رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند که در مورد پرونده اپستین میان بانجینو و وزیر دادگستری آمریکا تنش به جود آمده است. بانجینو نسبت به آنچه آن را "کمبود شفافیت" در این پرونده می‌نامید اعتراض کرد و همانجا احتمال استعفایش را مطرح کرد.

🔸اهمیت سند استراتژی امنیت ملی


🔸اهمیت سند استراتژی امنیت ملی
توجه لزوما تمامی مطالب این تحلیل بیانگر نظرات نویسنده وبلاگ نمی باشد
🔸سند امنیت ملی آمریکا یک سند راهبردی رسمی است که چارچوب کلی سیاست خارجی، امنیتی و دفاعی آمریکا را تعیین می‌کند. به‌طور خلاصه این سند مشخص می‌کند ایالات متحده:
▪️منافع حیاتی خود را چه می‌داند،
▪️چه تهدیدهایی را اولویت‌دار تلقی می‌کند،
▪️و با چه ابزارهایی (نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک، فناوری) قصد دارد از منافعش دفاع کند.

🔸سند امنیت ملی به‌طور رسمی به دستور رئیس‌جمهور آمریکا تدوین می‌شود. این سند توسط شورای امنیت ملی آمریکا، و با مشارکت وزارت دفاع (پنتاگون)، وزارت خارجه، نهادهای اطلاعاتی و وزارت خزانه‌داری و سایر نهادهای کلیدی تدوین شده و در نهایت رئیس‌جمهور آمریکا آن را تأیید و منتشر می‌کند. این سند بازتاب‌دهنده مستقیم نگاه شخص رئیس‌جمهور آمریکا به جهان است.

🔸اهمیت سند امنیت ملی آمریکا در این است که جهت‌گیری کلان سیاست خارجی آمریکا را مشخص می‌کند، و نیز مبنای تصمیم‌گیری برای بودجه دفاعی، دکترین نظامی، تحریم‌ها، تعریف متحدان و دشمنان ایالات متحده‌ را مشخص می‌کند. این سند می‌تواند پیام رسمی آمریکا به متحدان، رقیبان، و دشمنان بالقوه محسوب شود، و نشان می‌دهد آمریکا کجا حاضر به هزینه‌دادن است و کجا نه. به زبان ساده، سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، مهم‌ترین متن راهبردی این کشور است که مشخص می‌کند آمریکا چه می‌خواهد، از چه می‌ترسد و تا کجا حاضر است پیش برود.

🔸سند جدید: مونرو پلاس

🔸در سند جدید از مفهومی به نام «الحاقیه ترامپ به دکترین مونرو» نام برده می‌شود. معنای آن، بازگشت جدی آمریکا به کنترل کامل نیم‌کره غربی، مقابله با نفوذ چین، روسیه و ایران در آمریکای لاتین، و استفاده از ابزار اقتصادی، امنیتی و حتی نظامی در این راستاست.

🔸دکترین مونرو یک اصل بنیادین در سیاست خارجی آمریکاست که در سال ۱۸۲۳ توسط جیمز مونرو، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، با هدف دور نگه داشتن خطر اروپا (به خصوص اسپانیا) از آمریکا اعلام شد. دکترین مونرو می‌گوید، قاره آمریکا حوزه نفوذ ایالات متحده است و هیچ قدرت خارجی حق مداخله، استعمار یا حضور نظامی در آن را ندارد. در مقابل آمریکا در امور داخلی اروپا دخالت نمی‌کند و وارد جنگ‌های اروپایی نمی‌شود.

🔸بعدها این دکترین توسط چندین رئیس‌جمهور آمریکا از جمله سایمن گرانت، روزولت، جان اف. کندی، و رونالد ریگان بازخوانی شد. این دکترین نه تنها پایه‌گذار تبدیل آمریکا به قدرت مسلط نیم‌کره غربی شد، بلکه بعدها توجیه‌کننده مداخله‌های نظامی آمریکا در آمریکای لاتین، سرنگونی دولت‌ها و حضور امنیتی آمریکا در منطقه شد.

🔸سند جدید امنیت ملی آمریکا، علاوه بر تمرکز کامل بر نیم‌کره غربی، حق حضور فعال جهانی در آسیای شرقی، اروپا، خاورمیانه و آفریقا را برای خود داراست. از این رو سند جدید را باید نوعی «مونرو پلاس» دانست!

🔸تغییرات کلیدی

🔸بررسی سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا و مقایسه آن با سند قبلی دولت بایدن (۲۰۲۲)، چرخش‌های راهبردی در تعریف منافع، ابزارها و نقش آمریکا در جهان‌ را آشکارمی‌کند. با بررسی دقیق جدیدترین سند ملی آمریکا و مقایسه آن با سند قبلی توسط اندیشکده پارتیزان، تغییرات در چندین حوزه کلیدی قابل بررسی است.

1️⃣ تغییر بنیادین در فلسفه امنیت ملی؛ از نظم لیبرال جهانی به ملت‌محوری و حاکمیت

🔸سند قبلی (۲۰۲۲) تأکید بر نظم بین‌المللی مبتنی بر، به گفته سند، «قواعد دموکراسی‌سازی، حقوق بشر، چندجانبه‌گرایی و نقش فعال آمریکا در مدیریت جهانی» بود. ولی در سند جدید تأکید صریح بر ملت-دولت به‌عنوان واحد اصلی سیاست جهانی، رد صریح نهادهای فراملی تضعیف‌کننده حاکمیت، و شعار «اول آمریکا» به‌عنوان چارچوب نظری شده است. بنابراین تغییر، امنیت ملی آمریکا دیگر مأموریت «جهانی‌سازی» نداشته و فقط حفاظت از منافع مستقیم آمریکا را هدف خود عنوان می‌کند.

2️⃣ تغییر در تعریف تهدیدها؛ از تهدیدهای ارزشی به تهدیدهای ملموس

🔸تهدید اصلی در سند قبلی به اصطلاح اقتدارگرایی، تضعیف دموکراسی و تغییرات اقلیمی عنوان شده بود. ولی در سند جدید تهدید اصلی مهاجرت گسترده، فروپاشی صنعتی، وابستگی زنجیره تأمین، نفوذ اقتصادی و فناورانه چین، و تضعیف هویت فرهنگی و انسجام داخلی عنوان شده است. بنابراین در این سند تغییرات اقلیمی و دموکراسی دیگر تهدید امنیت ملی محسوب نمی‌شوند.

3️⃣ تغییر نگاه به مهاجرت؛ از موضوع اجتماعی به تهدید امنیت ملی

🔸در سند جدید عصر مهاجرت گسترده پایان یافته‌است و مرز، خط مقدم امنیت ملی آمریکا، و نیز مهاجرت هم‌ردیف با تروریسم، مواد مخدر و جنگ جمعیتی بیان شده‌است که این سطح از صراحت در سند ملی آمریکا شاید کم سابقه باشد.

4️⃣ تغییر نگاه به متحدان؛ از تقویت اتحادها به تحمیل هزینه به متحدان

🔸در سند قبلی متحدان، دارایی راهبردی‌ بودند، ولی در سند جدید متحدان باید هزینه بدهند. از آن جمله: تعهد ۵٪ تولید ناخالص ملی اعضای ناتو برای دفاع، پایان «سواری مجانی»، و امکان پاداش اقتصادی فقط برای متحدان کاملا همسو بیان شده است. در نظر سند جدید اتحادها دیگر ارزش ذاتی ندارند، بلکه فقط ابزارند.

5️⃣ تغییر در رویکرد نظامی؛ از بازدارندگی جهانی به عدم مداخله مگر در ضرورت

🔸در سند جدید تاکید برگرایش به عدم مداخله و اجتناب از جنگ‌های بی‌پایان، و نیز تمرکز بر بازدارندگی ارزان، و دفاع موشکی گنبد طلایی شده‌است. در حالی که در سند قبلی، اصل بر آمادگی برای درگیری همزمان در چند جبهه عنوان شده‌بود.

6️⃣ چین؛ از رقیب راهبردی به تهدید اقتصادی-تمدنی

🔸سند جدید چین را تهدید زنجیره تامین، تهدید صنعتی، تهدید فرهنگی، و تهدید فناوری می‌داند، و نه صرفاً رقیب ژئوپلیتیک.

7️⃣ اروپا؛ تغییر بی‌سابقه در لحن

🔸در سند جدید اروپا زیر باد انتقاد مستقیم از جنبه مهاجرت، سرکوب آزادی بیان، و زوال هویتی قرار گرفته‌است. در سند جدید اروپا دیگر «الگوی ارزشی» نیست، بلکه مشکل راهبردی بالقوه است. این بخش در سند قبلی کاملا تابو بود.

8️⃣ خاورمیانه؛ تنزل جایگاه راهبردی

🔸برخلاف سند قبلی که خاورمیانه را «مرکز ثقل سیاست خارجی» می دانست، در سند جدید خاورمیانه به «منطقه قابل مدیریت» تبدیل شده است. در سند جدید تمرکز برای خاورمیانه، انتقال بار امنیتی به بازیگران منطقه، پایان تمرکز روزمره آمریکا، و اولویت های اقتصاد و سرمایه‌گذاری تجویز شده‌است.

🔸به‌طور کلی در سند جدید، فلسفه امنیت ملی از تأکید بر نظم لیبرال جهانی به رویکردی ملت‌محور، مهاجرت از یک چالش انسانی به یک تهدید امنیتی، متحدان آمریکا از یک سرمایه راهبردی به بدهکاران امنیتی، چین از یک رقیب راهبردی به یک تهدید تمدنی–اقتصادی، اروپا از یک شریک ارزشی به منطقه‌ای با بحران هویتی، مداخله نظامی از رویکردی فعال و گسترده به مداخله‌ای حداقلی و گزینشی، و تغییرات اقلیمی از یک تهدید امنیت ملی به موضوعی که از چارچوب امنیتی کنار گذاشته شده، تبدیل شده‌است.

🔸 نقطه‌ضعف‌ها و تناقض‌ها

🔸سند ادعای «ابزارهای قدرت بی‌رقیب» برای آمریکا می‌کند، اما در واقع آمریکا چند ضعف ساختاری دارد که نمی‌توان نادیده گرفت. اضافه‌ بر این، برخی ادعاهای این سند با واقعیت تاریخی و رفتاری دولت آمریکا در تضاد و تناقض آشکار است. در ادامه این نقطه‌ضعف‌ها و در برخی موارد تناقض‌ها را بررسی می کنیم.

1️⃣ ضعف اقتصادی پنهان پشت ادعای «سلطه مالی جهان»

🔸در سند جدید در حالی روی «بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا» بودن آمریکا تاکید می‌شود، که بدهی عمومی بالغ بر ۳۵ تریلیون دلاری دولت آمریکا، رکورد بزرگ‌ترین بدهی در طول تاریخ بشر را شکسته‌است. نرخ بهره بالا و هزینه بهره بدهی بودجه نظامی آمریکا را در چند سال آینده مطمئنا تهدید می‌کند. علاوه بر آن تورم ساختاری و بحران هزینه زندگی از جمله عوامل نارضایتی مردم آمریکاست که ترامپ هم در وعده های انتخاباتی خود روی آن مانورهای بسیاری داده‌بود.

🔸با این که سند می‌گوید آمریکا در مسیر «بازصنعتی‌سازی و استقلال صنعتی» خود قرار گرفته، اما در واقعیت بخش عمده صنایع پیشرفته (الکترونیک، باتری، داروسازی) در چین و شرق آسیا است. پروژه‌های بازگشت صنایع به آمریکا (Reshoring) بسیار کند، گران و با مقاومت بخش خصوصی روبه‌رو است.
از طرف دیگر تحریم‌های زیاد آمریکا و نیز سیاست های بی‌ثبات خارجی آمریکا، باعث شده کشورها به دنبال جایگزین دلار باشند، و مدتی است روند دلارزدایی با سرعت در حال گسترش است، به گونه ای که سهم دلار در ذخایر جهانی از ۷۱٪ (سال ۲۰۰۰) به ۵۸٪ کاهش یافته است. ادعای سند درباره «حفظ سلطه مالی» با واقعیت روندهای جهانی در تضاد است، و به جرات می‌توان روند این سلطه را در معرض افول ارزیابی کرد.

2️⃣ ضعف اجتماعی و داخلی در برابر ادعای «سلامت فرهنگی و معنوی»

🔸سند می‌گوید هدف «احیای روحیه و خانواده» است، اما در واقعیت آمریکا شاهد بالاترین نرخ افسردگی و اعتیاد در کشورهای توسعه‌یافته، شدت بالای شکاف فرهنگی و ایدئولوژیک، کاهش نرخ ازدواج و تولد، اعتراضات گسترده اجتماعی و قطبی‌سازی شدید سیاسی (نزدیک به سطح پیشا-جنگ داخلی) است. حذف اصول سلامت فرهنگی و معنوی، از جمله دموکراسی از اولویت های این سند، خود از تناقض‌های آشکار این سند به شمار می‌رود.

3️⃣ ضعف در انسجام بین‌المللی و اعتماد جهانی

🔸سند ادعا می‌کند آمریکا شریک اول جهان و تکیه‌گاه دموکراسی‌هاست. اما واقعیت متحدان اروپایی به آمریکا بی‌اعتماد شده‌اند (به‌ویژه پس از ترامپ)، عربستان و امارات به چین نزدیک شده‌اند؛ افریقا و آمریکای لاتین دیگر آمریکا را رهبر مشروع نمی‌دانند؛ و بسیاری از کشورها آمریکا را به دلیل نوسان دولت‌ها غیرقابل‌پیش‌بینی می‌دانند.

4️⃣ ضعف در تکنولوژی‌های کلیدی

🔸سند می‌گوید آمریکا پیشرفته‌ترین اقتصاد و فناوری جهان را دارد. اما در واقعیت ۹۵٪ تولید قطعات حیاتی نیمه‌رسانا در شرق آسیا است؛ چین بیشتر از ۸۰٪ فرآوری مواد معدنی حیاتی را در اختیار دارد؛ و آمریکا در برخی صنایع کلیدی از جمله باتری خورشیدی و رآکتورهای کوچک‌هسته‌ای، از چین عقب‌تر است. اگرچه آمریکا درهوش مصنوعی و نرم‌افزار برتری خود را حفظ کرده‌است ولی در سخت‌افزار این برتری را باید از دست‌رفته دانست.

5️⃣ شعار «احترام به حاکمیت دیگران» و مداخله مستقیم در امور کشورها

🔸سند می‌گوید «به حاکمیت کشورها احترام می‌گذاریم»، اما در عمل الحاقیه ترامپ بر دکترین مونرو، کنترل کامل سیاسی-اقتصادی بر نیم‌کره غربی را هدف خود اعلام می‌کند. از طرفی جلوگیری از نفوذ چین از طریق فشار، تهدید نظامی، تحریم، کودتاهای نرم، و نیز حمایت از دولت‌های همسو و تضعیف دولت‌های مستقل، دقیقا نقض آشکار اصل احترام به حاکمیت است.

🔸یا در جای دیگر در سند گفته شده «تمایل به عدم مداخله در امور کشورهای دیگر داریم». اما در واقعیت آمریکا در بیش از ۸۰ کشور پایگاه نظامی دارد؛ بزرگ‌ترین مداخله‌گر جهان در کودتا، حمایت از گروه‌های مسلح و تغییر رژیم بوده است. از طرفی تحریم‌های گسترده بر ضد کشورمان ایران، و هم چنین روسیه، چین، و کوبا، با هدف اجبار و تحمیل خواسته‌های خود بر کشورها، خود نوعی مداخله شدید در امور کشورهاست. این یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های ذاتی سیاست آمریکا با این سند است.

6️⃣ شعار «پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان» و جنگ طلبی آمریکا

🔸ترامپ می‌گوید جنگ‌های بی‌پایان باید تمام شود. در حالی که اخیرا شاهد تحریکات گسترده آمریکا در تایوان که خود می‌تواند منجر به جنگی تمام عیار شود هستیم. از آن گذشته با بهانه‌هایی واهی، دولت آمریکا سودای تسلط کامل بر نیم‌کره غربی را دارد. از آن جمله می‌توان به تهدید‌های مکرر ونزوئلا توسط دولت آمریکا برای حمله اشاره کرد. از آن گذشته نقض‌های مکرر آتش‌بس توسط اسراییل در خاورمیانه با تایید آمریکا انجام می‌گیرد؛ و اظهارنظرهای نماینده دولت آمریکا در امور کشورهای خاورمیانه خود شاهد بر این مدعاست.

7️⃣ شعار «رهبری اخلاقی» و رفتار سیاسی داخلی آمریکا

🔸سند بر «ارزش‌های آمریکایی» تاکید می‌کند؛ اما به خصوص پس از تناقض‌های آشکار شعارهای انتخاباتی و رفتار واقعی دولت ترامپ، و هم‌چنین بحران اخلاقی در سطوح بالای سیاسی و اجتماعی (اسناد اپستین)، در آمریکا قطبی‌‌سازی افراطی به وجود آمده‌است.

🔸سرکوب شدید اعتراض‌های مردم و دانشگاهیان آمریکا به حمایت‌های بی‌حد و حصر آمریکا از اسراییل در نسل‌کشی غزه، و به طبع آن محدودیت‌های شدید آزادی بیان در شبکه‌های اجتماعی و دانشگاه‌ها، تصویر آمریکا در زمینه آزادی و آزادی بیان را به‌شدت تضعیف کرده‌است. اقبال شدید عمومی به گروه های ضد اسراییلی و مخالفان سرشناس حمایت‌های بی‌نهایت آمریکا از اسراییل، که به عنوان نمونه خود را در انتخابات اخیر نیویورک نشان داد، عمیق‌تر شدن هر چه بیشتر شکاف بین مردم و دولت را هویدا می‌کند، که بی‌شک می‌تواند به‌واسطه تناقض موجود در همین زمینه باشد.

🔸به طور کلی تضاد بر آمده از اقتصاد بدهی‌محور، بحران صنعتی، کاهش انسجام داخلی، فرسایش اعتماد جهانی، گسترده شدن شکاف داخلی به سبب فدا کردن منافع آمریکا برای منافع اسراییل، عقب‌ماندگی در مواد معدنی، و خطرهای جدی برای دلار، تناقض‌های بسیار آشکاری بین واقعیت و آن چه در سند جدید امنیت ملی آمریکا ادعا شده، پدید می آورد.

🔸ایران در سند جدید

🔸اندیشکده پارتیزان، با تحلیل متن و لحن سند جدید امنیت ملی آمریکا، و مقایسه آن با سند قبلی، موضوع کشور عزیزمان، ایران، را در این سند بررسی کرد.

🔸بر اساس متن سند جدید امنیت ملی آمریکا، جایگاه ایران از «تهدید فوری و فزاینده» به «تهدید مهارشده منطقه‌ای» تغییر یافته و راهبرد آمریکا بر عدم تمایل به جنگ فراگیر، و عدم علاقه به تغییر رژیم ، و در عین حال، و در صورت رد شدن از خط قرمزها، آمادگی برای ضربه‌های محدود و مدیریت پیامدها متمرکز است.

🔸در حوزه هسته‌ای، بر «بازدارندگی سخت» تأکید شده و برجام محوریت ندارد، که باعث کاهش قدرت مانور دیپلماتیک ایران با آمریکا و افزایش احتمال ضربات پیشگیرانه می‌شود.

🔸محور مقاومت و گروه‌های همسو با ایران تنها در صورتی هدف قرار می‌گیرند که هزینه امنیتی ایجاد کنند. امنیت اسرائیل خط قرمز دائمی است، اما درگیری مستقیم با ایران نامطلوب تلقی می‌شود. تحریم‌ها تداوم می‌یابند اما تمرکز اصلی آمریکا روی چین و اقتصاد داخلی است، و ایران در حاشیه توجه قرار دارد.

🔸نتیجه این است که ایران نه دشمن اصلی و نه شریک بالقوه برای آمریکا، بلکه در نظر دولت آمریکا ایران یک «بازیگر بی ثبات کننده قابل مهار» است: بدون جنگ تمام‌عیار یا توافق بزرگ، اما با فشار هوشمند، ضربه محدود و مدیریت بلندمدت.
اندیشکده مطالعات دفاعی-راهبردی پارتیزان:

@partisancenter | @partisan2015

✍🏻 بازگشت ناگهانی تانکرهای نفتی از مسیر ونزوئلا پس از توقیف کشتی توسط آمریکا



رویترز گزارش می دهد بر اساس داده‌های ردیابی کشتی‌ها ، یک تانکر حامل نفتا(یکی از محصولات فرعی تقطیر نفت خام) روسی برای شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) و حداقل چهار سوپرتانکر که قرار بود نفت خام از ونزوئلا بارگیری کنند، پس از توقیف یک کشتی حامل نفت ونزوئلا توسط ایالات متحده، مسیر خود را تغییر داده و بازگشت کرده‌اند.

گارد ساحلی آمریکا هفته گذشته یک کشتی بسیار بزرگ حامل نفت خام (VLCC) را که حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه نفت سنگین ونزوئلا فروخته‌شده توسط PDVSA را حمل می‌کرد، توقیف کرد. این اقدام نشانه‌ای از تشدید تنش‌ها میان واشنگتن و کاراکاس است، جایی که دولت آمریکا فشار بر نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، را افزایش داده است.

این توقیف منجر به ماندن بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت روی کشتی‌های دیگر در آب‌های ونزوئلا شده و برخی مالکان تانکرها ، به ویژه با حضور ناوگان نظامی آمریکا در دریای کارائیب برای نظارت بر مسیرها، را وادار به بازگشت کرده است. تانکر بولتاریس با پرچم بنین، که حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفتا روسی برای ونزوئلا حمل می‌کرد، اواخر هفته گذشته بازگشت و اکنون بدون تخلیه بار به سمت اروپا در حرکت است. همچنین، حداقل چهار VLCC که در برنامه PDVSA برای بارگیری نفت خام در هفته‌های آینده بودند، در روزهای اخیر مسیر خود را تغییر داده‌اند.


Tac ops

✍🏻 خنثی سازی حمله تروریستی در لس آنجلس / آزادی جزیره لاک پشت



اداره تحقیقات فدرال آمریکا (FBI) اعلام کرد که در عملیاتی موفق، یک تهدید تروریستی قریب‌الوقوع را خنثی کرده و چهار فرد مرتبط با منطقه لس‌آنجلس را دستگیر کرده است. این افراد خود را اعضای شاخه رادیکال گروه چپ افراطی جبهه آزادی جزیره لاک‌پشت (Turtle Island Liberation Front - TILF) معرفی کرده‌اند؛ گروهی با ایدئولوژی طرفدار فلسطین، ضد نیروهای انتظامی و ضد دولتی که هدفش "آزادی جزیره لاک‌پشت"(نام بومی برای آمریکای شمالی) از آنچه "امپراتوری غیرقانونی آمریکا" می‌نامد، است.

بر اساس بیانیه مدیر FBI، کاش پاتل، این افراد مظنون به برنامه‌ریزی حملات هماهنگ با بمب‌های دست‌ساز (IED) در شب سال نو میلادی بودند و قرار بود به پنج مکان جداگانه در لس‌آنجلس حمله کنند. همزمان دفتر FBI در نیواورلئان فرد پنجمی را که به همین زیرگروه رادیکال TILF مرتبط است، دستگیر کرد؛ وی مظنون به برنامه‌ریزی حمله خشونت‌آمیز جداگانه‌ای بود.

دادستان کل آمریکا، پم بوندی، این گروه را "چپ افراطی، طرفدار فلسطین، ضد دولتی و ضد سرمایه‌داری" توصیف کرد و تأکید نمود که تحقیقات مشترک وزارت دادگستری و FBI مانع از یک فاجعه بزرگ در کالیفرنیا شد. دفتر FBI لس‌آنجلس امروز کنفرانس خبری برگزار خواهد کرد تا جزئیات بیشتری ارائه دهد.


بی طرف باش


‏وأمرت قلبي
كن حياديا كأنك لستَ مني.
«و فرمان دادم دلِ خویش را:
بی‌طرف باش
چنان‌که گویی پاره‌ای از من نیستی.»

@Mo_Sitoo

🌐 رکورد اجرای اعدام برای دومین سال پیاپی در عربستان

🔹عربستان سعودی به دنبال اعدام سه نفر در روز دوشنبه، رکورد قبلی خود در اجرای حکم اعدام در طول یک سال را شکست.

🔹عربستان در سال جاری ۳۴۰ نفر را اعدام کرده و در سال‌های اخیر، تنها چین و ایران از این کشور آمار بالاتری از مجازات اعدام را ثبت کرده‌اند.

🔹از زمانی که گروه‌های حقوق بشری برای نخستین بار در دهه ۱۹۹۰ شروع به ثبت تعداد اعدام‌ها کردند، این دومین سال متوالی است که عربستان سعودی رکورد خود در اعمال مجازات اعدام را می‌شکند. در سال ۲۰۲۴ میلادی ۳۳۸ نفر در این کشور اعدام شدند.

🔹بر اساس بیانیه‌ وزارت کشور که توسط خبرگزاری رسمی عربستان منتشر شد، سه نفر روز دوشنبه در منطقه مکه به دلیل محکومیت به قتل، اعدام شدند.

🔹از ابتدای سال ۲۰۲۵، عربستان سعودی ۲۳۲ نفر را در پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر اعدام کرده است که این رقم اکثریت ۳۴۰ مورد اعدام را در بر می‌گیرد.

🔹تحلیل‌گران عمدتا افزایش اعدام‌ها را با «جنگ علیه قاچاق مواد مخدر» در عربستان که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده، مرتبط می‌دانند. عربستان سعودی در پایان سال ۲۰۲۲ اجرای حکم اعدام در پرونده‌های مواد مخدر را پس از وقفه‌ای سه‌ساله در اعمال این مجازات برای جرائم مرتبط با مواد مخدر، از سر گرفت.

🔹مقام‌های سعودی می‌گویند اجرای مجازات اعدام برای حفظ نظم عمومی ضروری است و این حکم تنها پس از طی کامل مراحل دادرسی و رسیدگی‌های تجدیدنظر اجرا می‌شود.

🔗 وکلاپرس @vokalapress

Notes on Garde à vue ، تحت بازداشت

تحت بازداشت (فرانسوی: Garde à Vue‎) که در ایران با نام استنطاق هم شناخته می‌شود، یک فیلم دلهره‌آور فرانسوی در سبک جنایی و نئو نوآر است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به لینو ونتورا و رومی اشنایدر اشاره کرد. این فیلم بر پایهٔ رمان «شستشوی مغزی» اثر نویسندهٔ بریتانیایی «جان وین‌رایت» ساخته شده‌است و ۱۷مین فیلم پرتماشاگر آن سال در فرانسه بود که برندهٔ ۳ جایزه سزار برای «بهترین بازیگر نقش اول مرد»، «بهترین بازیگر نقش مکمل مرد» و «بهترین فیلمنامهٔ اقتباسی» نیز گردید. فیلمبرداری از ۲۷ ژانویه ۱۹۸۱ آغاز شد و در ۱۳ مارس ۱۹۸۱ به پایان رسید.

کلود میلر كه در سال ۲۰۱۲ درگذشت کارنامه‌اي نسبتاً ناشناخته و مبهم از خود در خارج از فرانسه برجاي گذاشت. در بين ناشناخته‌مانده‌هاي سينماي او، فيلم‌هاي اوليه‌اش جذابيتي انكارناپذير دارند. کمپانی آلمانی کنکورد (Concorde) اخیراً Garde à vue (بازداشت، 1981) یکی از بهترین آثار میلر را به صورت Blu-Ray منتشر کرده، فرصتی که باید برای نگاه دوباره‌ای به سینمای این فیلم‌ساز فقید مغتنم شمرد.بازداشت، با شرکت لینو ونتورا، میشل سرو و رومی اشنایدر، داستان یک شب سال نوست كه به جاي گرماي اتاق نشيمن در دفتر کار يك بازپرس پلیس فرانسوی (با بازی‌ای فراموش نشدنی ونتورا) رخ مي‌دهد، جايي که او دارد يك وكيل موقر و ثروتمند كه مظنون به تجاوز و قتل کودکان است را بازجویی می‌کند (نقش وكيل را میشل سرو بازي مي‌كند كه بهترين بازي كارنامۀ اوست.) تمام فیلم کمابیش در همان دفتر می‌گذرد که از پشت دیوارهای شیشه‌ای‌اش شهر بارانی و غمگین و چراغ‌های نئوني کورسوزن را می‌توان دید. مثل فیلم‌هایی از خانوادۀ دوازده مرد خشمگین، صدای شهری که بیرون این حریم بسته و خفته حضور دارد و کم‌حوصلگی همه در مهم‌ترین شب سال که باید در هرجایی جز دفتر کار سپری شود به فیلم حسی از کلاستروفوبیا می‌دهد. در سینما کلاستروفوبیا معمولاً اشاره دارد به اضطراری اخلاقی و باز هم مثل دوازده مرد خشمگین فیلم دربارۀ دینامیک‌های کلام است، دربارۀ این که چگونه انتخاب کلمات، جناس‌ها، بازی با افعال و جابجا کردن حروف ربط و اضافه موقعیت ما را در دنیایی که بر مبنای این کدها شکل گرفته تعیین می‌کند.

اما ماجرای این شب که به بازی‌های کلامی درخشانی بین بازپرس و مظنون (و گهگاه دستیار زمخت، دردسرآفرین و عامیِ بازپرس) می‌گذرد و کمی بعد با آمدن همسر مظنون (اشنایدر) بیش از پیش پیچیده می‌شود، تصویری است سخت گزنده از توانایی کلام در محکوم کردن، طرد کرد یا تبرئه کردن، بدون این‌که فرد واقعاً مستحق هیچ‌کدام از این حکم‌های قطعی باشد. بازداشت دربارۀ این است که چطور ما قربانی بازی‌های کلامی هستیم که چندان کنترلی بر آن‌ها نداریم.

میلر تمام فیلم را به استثنای یک صحنه در استودیو و به ترتیب وقوع ماجرا ساخته و کار اقتباس از رمانِ جان وِین‌رایت بر عهدۀ میشل اودیار بوده است. بنابراین تمام فیلم حسی از تماشای یک صحنه و یک نمایش یک‌پرده‌ای به بیننده می‌دهد. با چنین تأکیدی و برجسته شدن نقش بازیگران، بررسی میلر از زبان، گناه، تبرئه و پیچیده‌تر شدن آن‌ها با درآمیختن به مسئلۀ طبقه اجتماعي و قانون به نقطه‌ای نفس‌گیر می‌رسد.

در نگاه میلر، رسیدن به حقیقت (و به طبع آن اجرای قانون) نزدیک به غیرممکن است، چرا که گول‌زنندگی زبان و محدودیت‌های آن مانع از رسیدن به آن آرمان عظیمی است که همه به عنوان حقیقت می‌شناسم و همه ادعا می‌کنیم مثلاً به سوي آن در حرکتیم.

جنت مسلین، نویسندۀ «نیویورک تایمز» در نقد معاصر خود بر فیلم آن را کند و قابل پیش‌بینی خواند. اما مسلین تمام فیلم را از زاویه‌ای دیده که خود فیلم دربارۀ طرد آن زاویۀ دید است. همچنين او وزنی که ميلر به روی زبان گذاشته شده را نایده گرفته، چرا که در خلاصه‌اش از داستان فیلم می‌نویسد: «وکیل مرفهی که متهم است به تجاوز و کشتن دو قربانی»، در حالی‌که کلید فیلم، یکی از مهم‌ترین صحنه‌های آن و نمونه‌ای از بازی‌های کلامی که اوج نهايي فیلم را رقم می‌زند در همین‌جا نهفته است: وکیل دستیار بازپرس را که مشغول تایپ کردن اظهارنامه است تصحیح می‌کند و می‌گوید «کشتن و تجاوز». او جای دو فعل را عوض می‌کند و سرنوشت خود و بقیه شخصیت‌های این درام فراموش‌نشدنی را تغییر می‌دهد.

پریمری. ویکی پدیا

Inspecteur Lavardin

بازرس لاواردین

فیلم «بازرسان فرانسوی» (Inspecteur Lavardin) محصول ۱۹۸۶ به کارگردانی کلود شابرول است و بازرس راولف لاواردن، یک پلیس سرسخت و باهوش را ایفا می‌کند که برای تحقیق در پرونده قتل یک روشنفکر مرموز به یک شهر ساحلی کوچک اعزام می شود و آنجا با رازهای خانوادگی و محلی مقتول روبرو می گردد. بازی کمیسر لاواردن ترکیبی از اقتدار خشن، طنز تلخ و عمیق روانشناختی است که شخصیت را به یک ضدقهرمان جذاب تبدیل می‌کند. او با صدای بم و حضور قدرتمندش، لاواردن را به نمادی از عدالت خاکستری بدل می‌سازد.

Inspector Lavardin 1986

Hard Time: Hostage Hotel (1999)

Hard Time: Hostage Hotel

Hard Time: Hostage Hotel - TNT

TNT

Movie

1999

TV14

1 HOUR 33

همسر و دختر نماینده کنگره کالیفرنیا ربوده شده و در یک هتل تاریخی گروگان گرفته می‌شوند. لوگان مک‌کوئین به سرعت به محل حادثه می‌رود تا به شریک سابقش، چارلی دافی، که برای میانجیگری در معامله باج اسیر شده است، کمک کند. مک‌کوئین باید جان خود را به خطر بیندازد تا با قاتل حیله‌گر روبرو شود و گروگان‌ها و دوست قدیمی‌اش را نجات دهد.

Rubano in un albergo romano

در هتلی در رم، تحت نظارت پلیس، یک شوی مد جواهرات برگزار می‌شود که در آن، مانکن‌ها جواهراتی را به نمایش می‌گذارند. گانگسترهای مسلح برای اینکه بدون مزاحمت عمل کنند، مهمانان را بیهوش می‌کنند، جواهرات را می‌ربایند . پلیس، به سرپرستی کمیسر اسکارفوگلیو (فِرِد ویلیامز)، تحقیقات را آغاز می‌کند و به سرنخی داغ در قالب یک مهرهٔ شطرنج دست می‌یابد که به مجرم جو بنتی (رابرت وودز) می‌رسد. کسی که سال‌ها نقشه این پروژه را طراحی کرده بود. از این پس، او ناچار است تلاش کند بی‌گناهی خود را ثابت کند...

Fermi tutti! È una rapina Poster

نگاه امنیتی حقوقی به پدیده جاسوسی و ستون پنجم در طول تاریخ به اختصار

تعریف حقوقی جاسوسی

جاسوسی از دیدگاه حقوق کیفری، جمع آوری، انتقال یا افشای اطلاعات محرمانه دولتی، نظامی یا اقتصادی به نفع دولت یا گروه خارجی است، جرم با مجازات سنگین مانند حبس ابد یا اعدام در قوانین امنیتی اکثر کشورها.

تعریف امنیتی ستون پنجم

ستون پنجم اصطلاحی نظامی-سیاسی برای گروه‌های داخلی است که ظاهراً وفادارند اما به دشمن کمک می‌کنند. شامل خرابکاری، پروپاگاندا، تضعیف morale یا نفوذ خارجی، فراتر از جاسوسی ساده و با استفاده از نفوذ ایده یا فرصت‌طلبانه..

.

اصطلاح ستون پنجم

اصطلاح ستون پنجم

مبالغه آمیز نیست اگر بگوییم ستون پنجم اصطلاحی است که به طور گسترده توسط رسانه‌ها و احزاب سیاسی جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد، برای هیچ کس پنهانی نیست که این اصطلاح برای بیان خائنان و دست‌های نامرئی به کار می‌رود که درصدد ایجاد فساد در کشور‌ها برمی‌آیند.

این اصطلاح از کجا آمده است؟ چه کسی و به چه مناسبت گفته است؟

ستون پنجم (Fifth Column) گروه کوچکی از مردم هستند که گروه بزرگی مانند یک ملت یا شهر محاصره شده را ویران و یا تضعیف نموده و برای گروهی از دشمنان کار می‌کنند. فعالیت‌های آنان ممکن است آشکار یا پنهان باشد. اقدامات پنهانی ستون پنجم می‌تواند شامل خرابکاری، اطلاعات غلط و جاسوسی در خطوط دفاعی به هواداری از یک نیروی خارجی باشد.

اولین کسی که از اصطلاح ستون پنجم استفاده کرد ژنرال ملی اسپانیا امیلیو مولا ویدال، در طول جنگ داخلی اسپانیا بود. در اکتبر سال ۱۹۳۶، هواداران او مادرید را با چهار ستون نیرو محاصره کرده بودند، وی ادعا کرد که ستون پنجم نیروهایش نیز در داخل شهر حضور دارند. این بیانیه برای نخستین بار در نیویورک تایمز علنی شد و متن به شرح زیر است.

اصطلاح ستون پنجم

امیلیو مولا

اخیرا پلیس در جستجوی شورشیان در مادرید، یک کارزار جستجوی خانه به خانه آغاز کرد. ژنرال مولا با چهار ستون نیرو در خارج از مادرید امور را در دست داشت، تعداد دیگری از نیرو‌های او در این شهر پنهان شده اند که با ورود نیرو‌های مولا به مادرید، به یکدیگر خواهند پیوست.

منظور از ستون اضافی (پنجم) ژنرال مولا، در واقع یاران ژنرال فرانسیسکو فرانکو بودند که با او همکاری می‌کردند، که یک طرف جنگ داخلی اسپانیا بود و سرانجام هم پیروز شد و از سال ۱۹۳۹- ۱۹۷۵ به تخت سلطنت اسپانیا رسید. ژنرال فرانکو با کمک ستون پنجم و خرابکاری آن‌ها توانست پایتخت اسپانیا را تصرف کند و سلطه و سیطره کمونیست‌ها و جمهوری خواهان را از سراسر خاک اسپانیا براندازد.

اولین ذکر صریح ستون پنجم برای بیان نیرو‌های پنهان در روزنامه فیچبرگ استنل در ۱۴ اکتبر ۱۹۳۶ بود. از این روی، اصطلاح ستون پنجم در تمام زبان‌های جهان به کار گرفته شد و به طور کلی از آن مفهوم خائن و جاسوس استنباط می‌شود.

اصطلاح ستون پنجم

تفاوت ها و همپوشانی.

  • هر دو از جرائم علیه امنیت ملی‌اند، اما ستون پنجم می‌تواند غیرعمدی (ندانسته) یا ایدئولوژیک باشد، در حالی که جاسوسی معمولاً آگاهانه و قراردادی است

ایران قبل از انقلاب (پهلوی)

در سال 1357، نظام حقوقی ایران ترکیبی از کامن لا (برای برخی از رویه‌ها) و نظام رومی-ژرمنی (قوانین مدون فرانسه/بلژیک) به اضافه ی فقه مدنی بود؛ جاسوسی تحت قانون مجازات عمومی (مصوب ۱۳۰۴) جرم شمرده می‌شد با مجازات اعدام یا حبس ابد، و ستون پنجم (عامل نفوذی) به عنوان خیانت یا همکاری با دشمن تحت دادگاه‌های نظامی ارتش پیگیری و مجازات می‌شد.‎‏‎ ...

ایران بعد از انقلاب و جنگ (1357-1367)

پس از انقلاب، فقه اسلامی و نظام حقوقی رومی-جرمنی (قانون مجازات اسلامی ۱۳۶۱) حاکم شد. جاسوسی و ستون پنجم (اعمال ماده ۳ قانون جرایم نیروهای مسلح) به محاکم ارجاع و با اعدام مواجه می‌گردید، بدون دادرسی کامل، به دلیل امنیت ملی در جنگ ایران-عراق.‎‏‎ ...

سیستم های حقوقی جهانی

  • رومی-ژرمنی : جاسوسی جرم کیفری مدون با مجازات حبس/اعدام (فرانسه/آلمان)؛ ستون پنجم تحت قوانین ضدخیانت.

  • کامن‌لا : بر اساس قانون قضایی (انگلیس/آمریکا)، جاسوسی (قانون جاسوسی) با محاکمه هیئت منصفه و مجازات حبس ابد/اعدام؛ ستون پنجم به عنوان sedition.

  • مارکسیسم : در شوروی/چین، جاسوسی و نفوذی‌ها تحت قوانین ضدانقلاب با دادگاه‌های انقلابی و مجازات اعدام/اردوگاه، اولویت امنیت حزب بر حقوق فردی. برگرفته از چندین سایت از جمله جدول یاب ، ویکی مدیا ، ویکی پدیا ، قدس ، جدول یاب و.......

نقد فیلم اجساد عالی‌مقام‌ها اثر فرانچسکو رزی

به نام خدا
آگاهی سیاسی و چشم ناظر تاریخ

یادداشتی بر فیلم اجساد عالی‌مقام‌ها، اثر فرانچسکو رزی، محصول ایتالیا، ۱۹۷۶

Illustrious Corpses 1976

فیلم شناخته‌شده‌ای است و بحث‌های زیادی درباره آن شکل گرفته. از صحنه ابتدای فیلم گرفته (بازدید از اجساد مومیایی) که در فضایی شبیه گور-دخمه (کاتاکومب) های مسیحی برگزار می‌شود، تا صحنه پایانی فیلم (بازدید از مجسمه‌های یونانی-رومی در موزه‌ای مدرن)، از شجاعت و عدالت‌خواهی بازرس روگاس گرفته، تا پستی و حقارتِ قضات کشته شده، از نمایش خیانت‌های حزب کمونیست گرفته، تا صحنه مهمانی فیلم که جنگ زرگری و دست به یکی کردن احزاب ظاهرا مخالف سیاسی را روشن می‌کند، همه و همه قابل بحث اند و مهم. اما من می‌خواهم اینجا برداشت خودم را از فیلم بیان کنم. مساله‌ای شخصی که با دیدن این فیلم، بار دیگر برایم زنده شد. از اینجا به بعد، این نوشته از صورت رایج نقد فیلم، کمی فاصله می‌گیرد و به بیان یک سوال و دغدغه شخصی نزدیک می‌شود. دغدغه‌ای که بیشتر برای من یک سوال ذهنی است، تا یک راه‌حل و پاسخ. سوال این است: حقیقتِ بعضی از حوادث، گاهی در همان زمان رخ دادن معلوم می‌شود، گاهی چند روز بعد، گاهی ماه‌ها و سال‌ها به طول می‌انجامد، گاهی نیز گذر قرن‌ها حقیقت یک حادثه را روشن می‌کند، و نیز حقیقت بعضی از رخدادها برای همیشه مسکوت می‌ماند و هیچگاه روشن نمی‌شود. همانطور که حقیقت بسیاری از حوادث تاریخی، امروز برای ما روشن نیست و چه بسا در همان زمان هم بسیار مبهم بوده. گزارشات تاریخی، چه در زمان وقوع حادثه نوشته شوند، و چه قرن‌ها بعد از آن، همیشه تحت تاثیر -خودآگاه یا ناخودآگاه- تمایلات و منافع شخصی، گرایشات اجتماعی، تعلقات سیاسی و نیز عقده‌های درونی شخص نویسنده و گزارشگر تاریخ قرار می‌گیرند و همین گزارشات نیز موقع خوانده شدن، تحت تاثیر -خودآگاه یا ناخودآگاه- منافع و امیال خواننده فهم و تفسیر می‌شوند، و مورد خوانش قرار می‌گیرند. حوادث بسیاری هستند که هیچ گزارش تاریخی‌ای از آنها ثبت نمی‌شود و از چشم ناظر تاریخ پنهان می‌مانند. و نیز حوادث بسیارِ دیگری هستند که به شکلی غیرواقعی -و گاه وارونه- به چشم ناظر تاریخ نمایانده می‌شوند. در یک نگاه شک‌گرایانه، اگر فهم تاریخ (حداقل فهم تاریخ معاصر) را مقدمه شکل‌گیری آگاهی سیاسی بدانیم، چگونه می‌توان از مردم عادی، توقع فهم سیاسی داشت، زمانی که رسیدن به آگاهی سیاسی، حتی برای قشر متفکر و روشنفکر نیز کاری به شدت دشوار است. شخصا در زندگی روزمره به افرادی برخورده‌ام که حتی حروف الفبا را هم به درستی نمی‌دانند. چه بخواهیم، چه نخواهیم، مردم عادی عمدتا باید از صبح تا شب کار کنند تا نانی به دست آورند و در نهایت نه پول خرید کاغذ و کتاب را دارند، نه فراغت لازم برای مطالعه و تحقیق را، و چه بسا دغدغه‌ای هم برای فهم حقیقت نداشته باشند. در صحنه پایانی فیلم، مردمی را می‌بینیم که به خیابان آمده‌اند. قبل از آن مکالمه دو نفر را می‌شنویم. می‌گویند: باید مساله را از مردم مخفی کنیم، نمی‌توانیم حقیقت را بگوییم. این صحنه بسیار مختصر، اما سوال ذهنی مرا زنده کرد. زمانی که تنها عده اندکی، به واسطه نزدیکی به برخی محافل، از آنچه واقعا در حال روی دادن است آگاهی دارند و همان عده اندک نیز تصمیم می‌گیرند بنابر مصلحت‌هایی، تقیه کنند و مساله را مسکوت بگذارند، چگونه می‌توان از مردم کوچه و بازار توقع فهم سیاسی داشت. این نوشته مختصر ممکن است در نظر عده‌ای، نوعی «شک‌گرایی» و یا «توهم توطئه» جلوه کند، اما به هرحال نمی‌توانم سوال همیشگی ذهنی‌ام را پنهان کنم، و البته هرکسی بالاخره، باید شجاعت طرح سوال ذهنی‌اش را پیدا کند، چرا که برای اندیشیدن، باید شجاعت داشت. اجساد عالی‌مقام‌ها، فیلمی سیاسی (و نه سیاست‌زده) است از کارگردانی که دارای جرات و جسارت اندیشیدن است. امیدوارم تماشای فیلم برای شما نیز لذت‌بخش باشد، و سوال‌برانگیز. پایان . گروه فیلم و عدالت آب پخش