پایان فعالیت وبلاگ / سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است. وقت عذر آوردن است

خداحافظی با این نوشتار، پایان راه نیست؛ بلکه مکثی است میان دو سکوت. امید که این کلمات، آینه‌ای بوده‌اند برای اندیشیدن. اگر روزی اثری هنری ظهور کند که وزنی برای گفتن داشته باشد و صدایی برای شنیده شدن، بی‌درنگ بازخواهیم گشت. تا آن زمان، در انتظارِ واژه‌هایِ بی‌همتا. 🖋️ همه جاي ايران سراي من است. چو نيك و بدش از براي من است

مردی برای تمام فصول

ژان-ستین فوکه (Jean-Stanislas Foxé) معروف به قوشه (Fouché)،

۱. لویی شانزدهم (پادشاه فرانسه قبل از انقلاب):

  • در دوران او، سیستم پلیس مدرن به شکل امروزی وجود نداشت.

  • قوشه در آن زمان یک سیاستمدار جوان و رادیکال (از طرفداران انقلاب) بود. او بیشتر درگیر مبارزات سیاسی و حتی اعدام لویی شانزدهم بود

۲. ناپلئون بناپارت:

  • قوشه اولین وزیر پلیس ناپلئون شد.

  • ناپلئون او را استخدام کرد چون قوشه استاد جاسوسی، کنترل افکار عمومی و حذف رقبا بود.

  • قوشه شبکه‌ای عظیم از جاسوسان ایجاد کرد تا هرگونه توطئه علیه ناپلئون را قبل از وقوع شناسایی کند.

قوشه به «ماری‌پوز» (مار) معروف بود چون:

  • او فقط به منافع خودش فکر می‌کرد.

  • چندجانبه بازی می‌کرد: هم با ناپلئون کار می‌کرد، هم با مخالفانش، و بعداً حتی با لویی هجدهم (برادر لویی شانزدهم) و بعد با بازگشت ناپلئون.

  • هدفش ماندن بود: او می‌دانست که در فرانسه‌ی آن دوران، قدرت مدام دست‌به‌دست می‌شود. پس همیشه یک پل ارتباطی با گروه بعدی که به قدرت می‌رسد، داشت تا مجبور به فرار یا اعدام نشود...

  • سرنوشت فوکه (همون قوشه) واقعاً عجیب و تکان‌دهنده‌ست. اون تونست با هوش سرشار و بی‌رحمی‌اش، حتی بعد از سقوط ناپلئون هم زنده بمونه و قدرت رو حفظ کنه.

    ۱. بعد از شکست ناپلئون: وقتی ناپلئون در واترلو شکست خورد و تبعید شد، فوکه موقتاً به عنوان رئیس موقت دولت فرانسه عمل کرد تا راه رو برای بازگشت لویی هجدهم (برادر لویی شانزدهم) هموار کنه. لویی هجدهم که از نفوذ فوکه می‌ترسید، اولش بهش پناهندگی داد، اما بعداً فهمید که فوکه هنوز هم شبکه‌ای از جاسوسان داره و می‌تونه علیه پادشاه توطئه کنه.

    ۲. تبعید و مرگ: لویی هجدهم بالاخره تصمیم گرفت فوکه رو اخراج و تبعید کنه. فوکه مجبور شد فرانسه رو ترک کنه و به پراگ (در جمهوری چک امروزی) رفت. اونجا تحت نظارت شدید پلیس اتریش زندگی می‌کرد و عملاً زندانی بود.

    ۳. مرگ: ژوزف فوکه در سال ۱۸۲۰، یعنی حدود ۱۰ سال بعد از شکست ناپلئون، در پراگ درگذشت. گفته می‌شه که او در انزوا و با احساس تنهایی زیاد زندگی می‌کرد، اما هرگز اعدام نشد یا مجازات سنگین‌تری نشد.

    نکته جالب: فوکه یکی از معدود سیاستمدارانی بود که از دوران انقلاب فرانسه تا بازگشت پادشاهی، چندین بار سمت‌های کلیدی رو داشت و همیشه زنده موند. این نشون‌دهنده‌ی قدرت و ترسناک بودن شبکه اطلاعاتی اونه که حتی پادشاهان هم جرأت دست‌گرفتنش رو نداشتن، مگر اینکه دیگه هیچ قدرتی نداشته باشه. .

خلاصه: قوشه وزیر پلیس ناپلئون بود. هنر او این بود که با ایجاد ترس، جمع‌آوری اطلاعات و بی‌رحمی، هم ناپلئون را راضی نگه می‌داشت و هم راهی برای فرار یا بازگشت به قدرت در صورت سقوط ناپلئون باز می‌گذاشت. این انعطاف‌پذیری اخلاقی باعث شد او یکی از معدود سیاستمدارانی باشد که از انقلاب فرانسه تا بازگشت بوربون‌ها زنده و قدرتمند باقی ماند.

عملیات نمرود / جان مک‌الیز: قهرمان افسانه‌ای SAS و الهام‌بخش کاپیتان پرایس

کماندوی SAS که رهبری حمله مستقیم در جریان محاصره سفارت ایران را بر عهده داشت، سرجوخه جان مک‌آلیس از اسکادران «بی» از هنگ ۲۲ SAS بود. این عملیات (عملیات نیمرود) در ماه مه ۱۹۸۰، نه ۱۹۸۱، انجام شد و با موفقیت به یک بحران گروگان‌گیری شش روزه پایان داد.
این حمله و جزئیات پیرامون آن عبارتند از:
عملیات: پس از شکست مذاکرات، ماموریت نجات گروگان‌ها به مدت ۱۷ دقیقه در ساعت ۱۹:۲۳ در ۵ مه ۱۹۸۰ آغاز شد. این عملیات به طور زنده از تلویزیون پخش شد و مک‌آلیس در سطح جهان به عنوان سربازی که مواد منفجره را در پنجره بالکن طبقه اول سفارت قرار داده و منفجر کرد، شناخته شد.
ساختار فرماندهی: مدیر کل SAS سرتیپ پیتر دو لا بیلیر بود و افسر فرمانده در محل، سرهنگ دوم مایکل رز بود.
پیامدها: تا سال ۱۹۸۱، مک‌آلیس به آموزش‌های ضد تروریسم منتقل شد و شاهد اقدامات بیشتری در جنگ فالکلند .
جان مک‌آلیس یک اپراتور مشهور SAS بود که در اواخر قرن بیستم در چندین درگیری جنگید. او همچنین در عملیات نمرود ، حمله معروف سرویس هوایی ویژه (SAS) به سفارت ایران در لندن در ماه مه ۱۹۸۰، شرکت داشت. سفارت ایران تحت محاصره بود و کارمندان آن تقریباً یک ماه گروگان گرفته شده بودند. این محاصره با یک حمله جسورانه و تمام عیار SAS پایان یافت.
مقدمه
جان توماس «مک» مک‌آلیس در ۲۵ آوریل ۱۹۴۹ در اسکاتلند متولد شد. او در لوریستون، فالکرک بزرگ شد. مک‌آلیس در سال ۱۹۶۹ به ارتش بریتانیا پیوست و خیلی زود به پنجاه و نهمین فرماندهی مستقل، یعنی مهندسان سلطنتی، اعزام شد. او تنها ۲۰ سال داشت. شش سال بعد، در سال ۱۹۷۵ پس از گذراندن دوره گزینش SAS به هرفورد نقل مکان کرد. او با درجه سرجوخه در اسکادران B، هنگ ۲۲ SAS خدمت کرد .
دوران نظامی
همانطور که جان مک در برنامه تلویزیونی گفت، لحظه‌ای که زندگی او را تغییر داد، بحران گروگان‌گیری در سفارت ایران بود. مک‌آلیس پس از آنکه به همراه اعضای تیم آبی SAS به صورت زنده در تلویزیون دیده شد، مشهور شد. جان مک‌آلیس در بالکن طبقه اول سفارت ایران هنگام تلاش برای قرار دادن یک بمب روی در دیده شد. این لحظاتی قبل از حمله آنها به ساختمان در ۵ مه ۱۹۸۰ بود.
جان مک‌آلیس در دوران بعدی خدمت خود در نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (SAS)، در جنگ فالکلند در سال ۱۹۸۲ نیز خدمت کرد و در سال ۱۹۸۸ به خاطر خدماتش در ایرلند شمالی مدال نظامی دریافت کرد. او همچنین به عنوان محافظ شخصی سه وزیر مهم بریتانیا خدمت کرد. او در سال ۱۹۹۲ با درجه گروهبانی ارتش را ترک کرد و پس از خدمت در ارتش، به عنوان مشاور امنیتی در عراق و افغانستان منصوب شد. او همچنین مربی ایرسافت بود.
ساس: به اندازه کافی سرسخت هستی؟
جان مک‌آلیس زمانی مشهور شد که داستان زندگی خود را در برنامه تلویزیونی SAS: آیا به اندازه کافی سرسخت هستید؟ تعریف کرد. با سبیل‌هایش که به شکل نعل اسب طراحی شده بود، خیلی زود به عنوان اسطوره نیروهای ویژه جهان شناخته شد. این برنامه از تلویزیون بریتانیا پخش شد و موفقیت چشمگیری داشت.
این برنامه از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ تولید شد و اعضای داوطلب عمومی را در معرض تجربه فرآیند انتخاب نیروی هوایی ویژه ارتش بریتانیا قرار داد. این برنامه توسط درموت اولیری، در کنار جان مک که قبلاً به آن اشاره شد، اجرا شد. این برنامه تلویزیونی در جنوب مراکش فیلمبرداری شده است - و شرکت‌کنندگان در یک اردوگاه آموزشی موقت در یک قلعه ۱۵۰ ساله کاسبار در دامنه کوه‌ها اقامت خواهند داشت.
زندگی و مرگ جان مک‌آلیس
جان مک در ۲۶ آگوست ۲۰۱۱ در تسالونیکی، یونان، بر اثر حمله قلبی درگذشت. مراسم تشییع جنازه در کلیسای جامع هرفورد با تشریفات نظامی برگزار شد.
او دو بار ازدواج کرد. قلب او در سال ۲۰۰۹ ضعیف شد، زمانی که پسرش، گروهبان پاول مک‌آلیس ۲۹ ساله ، در حین انجام وظیفه در هلمند، افغانستان، بر اثر برخورد بمب کنار جاده‌ای با وسیله نقلیه‌اش کشته شد. او عضو گردان دوم تفنگداران بود و تنها آرزویش این بود که مانند پدرش باشد. او می‌خواست به سرویس هوایی ویژه بپیوندد. جان مک‌آلیس همسر دوم، یک دختر از ازدواج اول و دو فرزند از ازدواج دومش داشت.
ندای وظیفه: کاپیتان پرایس
جان مک‌آلیس در سال ۲۰۰۳، زمانی که در بازی ویدیویی محبوب «ندای وظیفه» حضور داشت، مورد تقدیر قرار گرفت. او در این بازی ایده شخصیت کاپیتان پرایس را مطرح کرد . پرایس سبیل بزرگی داشت که مستقیماً از جان مک‌آلیس، که او هم به خاطر سبیل بزرگش معروف است، الهام گرفته شده بود. او همچنین مرد پشت صحنه «شاگ مک‌دونالد» در کتاب‌های «دزد خانم» بود. او در دنباله‌های بسیاری از این بازی‌ها ظاهر شد و توسط میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شناخته شد.

این برداشت مدرن از کاپیتان پرایس که هنوز سبیل بزرگی دارد، الهام بیشتری از جان مک‌آلیس، سرباز بریتانیایی نیروی هوایی ویژه (SAS)، گرفته است. مک‌آلیس در ماجرای گروگان‌گیری سفارت ایران نقش داشت و در سال ۲۰۰۳ مجری برنامه تلویزیونی SAS: آیا به اندازه کافی سرسخت هستید؟ بود. (عکس: Call of Duty)
داستان زندگی جان مک‌آلیس، با اینکه تقریباً ده سال پیش فوت کرد، مردم جامعه SAS هنوز این جنگجوی بزرگ را به یاد دارند.
اریک ساف دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی با تخصص در مطالعات بین‌المللی حفظ صلح است. او بیش از یک دهه سابقه عضویت در یک واحد ویژه مبارزه با تروریسم را دارد. علاوه بر این، او مربی سلاح گرم است و در حال حاضر به عنوان عضوی از واحد SWAT خدمت می‌کند.. fox times/و.....