سرحد‏ (1375)
‏Border‏

خلاصه داستان فیلم سینمایی سرحد

قاچاقچیان خارجی و ایرانی یک محموله‌ی قاچاق را در سیستان و بلوچستان مخفی می‌کنند. آن‌ها درصدد فراهم آوردن فرصتی مناسب هستند تا بتوانند محموله‌ی قاچاق را به خراسان برسانند. یک اتوبوس زیارتی از پاکستان عازم مشهد مقدس است. قاچاقچیان محموله را طی حوادث و نقشه‌هایی در اتوبوس جاسازی می‌کنند، بدون آنکه راننده‌ی آن اطلاع داشته باشد. محموله از مرز پاکستان به سمت مشهد مقدس برده می‌شود

دام (فیلم ۱۳۷۴)

دام

دام فیلمی به کارگردانی و نویسندگی جلال مهربان محصول سال ۱۳۷۴ است.

فیلم سناتور

استوار حقگو مقدار زیادی هروئین را كه در كامیونی جاسازی شده است، كشف می كند. علی حقیقت، راننده كامیون، از وجود هروئین ها اظهار بی اطلاعی می كند. با اطلاعاتی كه علی در اختیار استوار حقگو می گذارد استوار در می یابد كه شبكه ورود و توزیع هروئین...

درباره فیلم سناتور

فیلم سناتور به کارگردانی مهدی صباغ زاده در سال 1362 ساخته شده است. این فیلم محصول کشور ایران و در ژانر اکشن و هیجان انگیز می‌باشد. در این فیلم مهدی صباغ زاده، فرامرز قریبیان، بیژن امکانیان، عنایت بخشی، مظفر سلطانی، پریدخت اقبالپور، سعید نیوندی، بهزاد رحیم خانی، شاپور بخشایی، حسن نوروزی وفا، علی کنگرلو، فرهاد خانمحمدی و حسین صفاریان به هنرمندی پرداخته‌اند

بازجویی یک جنایت 1362

جسد كارخانه داري به نام هدايت نيا در زباله داني اطراف شهر كشف مي شود. بازپرس جواني مأمور مي شود تا پرونده قتل را پيگيري كند. بازپرس به گوشه هايي از زندگي خصوصي و گذشته مقتول دست مي يابد و دو مرد آلونك نشين را كه قاتلان او هستند دستگير مي كند؛ اما روشن مي شود كه برادر و فرزند هدايت نيا دستور قتل را صادر كرده اند، زيرا هدايت نيا با توسعه كارخانه به كمك سرمايه داران خارجي موافق نبوده است. با كشته شدن فرزند هدايت نيا به دست عموي خود به بازپرس دستور داده مي شود كه از پيگيري پرونده خودداري كند.

پوستر فیلم بازجویی یک جنایت اثر محمدعلی حدت

پوستر فیلم سینمایی بازجویی یک جنایت

خلاصه داستان فیلم سینمایی میراث من جنون

«مهدی» تا مرز جنون شیفته «گلی» است و همه جا او را تعقیب می‌کند. او که نمی‌تواند وجود نامزد مهدی، گلی را تحمل کند، او را به قتل می‌رساند. غیبت ایر، گلی را نگران می کند. گلی در پیگیری علل غیبت نامزدش، با مهدی روبرو می شود. در نهایت مورد تجاوز مهدی قرار می‌گیرد. مهدی دستگیر و محاکمه شده و به لحاظ عدم دلایل کافی، تبرئه و آزاد می‌شود.
مهدی پس از آزادی به آزار گلی می‌پردازد. پدر گلی که بیماری قلبی دارد در رویارویی به گلی درمی‌گذرد وبه زودی گلی درمی‌یابد که مهدی در تعقیب خواهرش ، رویا» است. در همین زمان جسد امیر شناسایی شده و پلیس در صدد شناسایی قاتل برمی‌آید و پس از تماس با گلی که معتقد است مهدی قاتل است، تله‌ای می‌گذارند اما مهدی که متوجه ماوقع شده است، پلیس را کشته و گلی را مجروح کرده و به تعقیب رویا می‌پردازد. گلی خود را به مهدی رسانده و او را می‌کشد.

کارگردان: مهدی فخیم‌زاده

بازیگران: مهدی فخیم‌زاده، فرزانه تأییدی، آرش تاج تهرانی

شکار (فیلم ۱۳۶۶)

شکار فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجید جوانمرد محصول سال ۱۳۶۶ است. موسیقی این فیلم از ساخته‌های بابک بیات است.

شکاراحمد با یک کامیون حامل گوشت به سمت پایتخت در حرکت است. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف می‌کند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ می‌دهد و مجسمه‌ای که قرار بوده روز بعد پرده برداری شود منهدم می‌شود. احمد به سرعت از محل می‌گریزد. ( لازم به ذکر است که سکانس های مربوط به این قسمت از فیلم در منطقه ایوانکی استان سمنان فیلم برداری شده است ) مأموران امنیتی به او مظنون می‌شوند و پس از آزادی، در راه بازگشت با جوانی به نام مصطفی همراه می‌شود که به تازگی از زندان آزاد شده است. مأموران جاده را بسته‌اند. مصطفی که مشغول رانندگی است. کامیون را از میان آن‌ها عبور می‌دهد. مأموران به تعقیب کامیون می‌پردازند.

شب هاي تهران( 1379)

خلاصه داستان :
شيرين قوامي و مينا ايراني دو دختر دانشجو هستند كه براي پايان نامه تحصيلي خود درباره آسيب هاي اجتماعي در تهران بزرگ، گزارشي مصور و جسارت آميز تهيه كرده اند. در همين زمان، ناشناسي دختران چشم آبي را شكار كرده و به قتل مي رساند. شيرين و مينا و اطرافيانشان از جمله آقا رحمت، آبدارچي اداره و پسري به نام فرهاد، بر روي موضوع متمركز مي شوند. اين حساسيت پيام هاي تهديدآميزي به دنبال دارد و متعاقب اين اقدامات، مينا به قتل مي رسد. شيرين در جستجوي راز اين قتل، به هر راننده اي كه پيكان سفيد دارد، مظنون مي شود و چون آخرين بار ديده كه مينا سوار بر پيكان سفيدي شده بود. شيرين در كشاكش اين ماجرا شبي به آقا رحمت، آبدارچي اداره برمي خورد، ابتدا خوشحال مي شود اما كمي بعد تازه درمي يابد كه مينا را آقا رحمت كشته و اكنون در صدد كشتن شيرين هم هست. در آخرين لحظات فرهاد به كمك شيرين مي آيد ولي آقا رحمت فرهاد را با چاقو زخمي مي كند و به تعقيب شيرين مي پردازد و شيرين را در محوطه اي مي يابد اما پليس به همراه فرهاد سرمي رسد

فیلم می خواهم زنده بمانم

فیلم می خواهم زنده بمانم به کارگردانی ایرج قادری در سال 1373 ساخته شده است. این فیلم در ژانر جنایی درام می‌باشد. در این فیلم فرامرز قریبیان، فاطمه گودرزی، مهناز انصاریان، فتحعلی اویسی، شهلا ریاحی، ابراهیم آبادی و جلال مقدم به هنرمندی پرداخته‌اند.

اصلان و ماه منیر به خاطر اختلافات طلاق میگیرند. باربد پسری ۱۱ ساله آنها نمی تواند تنهایی خود و مسائل خانوادگی اش را حل کند او تنها در دفترچه خود خاطرات و مسائل روزمره اش را می نویسد. اصلان پس از مدتی با فرنگیس ازدواج می کند. باربد و فرنگیس مثل یک دوست باهم بازی می کنند و لذت می برند ولی بعد مدتی باربد دیگر خیلی احساس تنها میکند و تصمیم به خودکشی می گیرد و ...

طائل فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمد عقیلی ساختهٔ سال ۱۳۶۳ است.

فیلم سینمایی طائل به کارگردانی و نویسندگی محمد عقیلی محصول سال 1363 است. طائل افسر ژاندارمري كه سال ها در بلوچستان بوده است مأموريت مي‌يابد تا براي شناسايي باندهاي قاچاق مواد مخدر و اسلحه به بلوچستان برود و بدون اطلاع پاسگاه ژاندارمري وظيفه ي خود را انجام بدهد. از مركز به رئيس پاسگاه اطلاع داده مي‌شود كه طائل قرار است براي انجام مأموريت به منطقه بيايد، قاچاقچي و سردسته آنان به نام عبدالله با كمك يكي از ژاندارم‌ها، به نام شفيع، در جريان مسائل پاسگاه هستند و رئيس پاسگاه نيز با كمك يكي از قاچاقچيان نادم به نام جواد در جريان اخبار باند عبدالله قرار مي‌گيرد. طائل به عنوان خريدار اسلحه قاچاق وارد منطقه مي‌شود و از طريق دوست بلوچش، جليل، براي شناسايي باند تلاش مي كند و... . محمد برسوزیان، علی ترابی، محمدعلی کشاورز، منوچهر حامدی، آتش تقی‌پور، محمد ورشوچی، گوهر گلکار، عباس مختاری، اصغر زمانی، عباس نوذری، التفات قربانی، احمد فیضی، یدالله گرامی، حسین پورحسین، جواد درخشان، حسن گروسی، مصطفی کامیاب، حسن یعقوبی، حسن عابدی و حسن سلطانی در این فیلم مقابل دوربین مرتضی رستگار بازی کردند. حسن زندباف موسیقی متن این فیلم را ساخت و حسین زندباف این اثر را تدوین کرد

معما (فیلم ۱۳۶۵)

معما فیلمی به کارگردانی حسین زندباف و نویسندگی ناصر شاملو ساختهٔ سال ۱۳۶۵ است.سال ۱۳۵۶، در آستانهٔ ورود رئیس‌جمهور آمریکا به تهران رضا درگاهی کارمند تأسیسات فرودگاه بر اثر سرعت زیاد اتومبیل، گروهبان رحمتی، پاسبان گشت را زیر می‌گیرد. اسلحهٔ پاسبان مفقود می‌شود. اداره آگاهی سروان کیانی و سروان قاسمی را مأمور پیگیری پرونده می‌کند. سازمان امنیت مفقود شدن سلاح را با ترور رئیس‌جمهور آمریکا مربوط می‌داند. رضا و عده‌ای از شاهدان ماجرا تحت فشار قرار می‌گیرند. رضا کشته می‌شود. پلیس اسلحه را در محل حادثه می‌یابد. سروان کیانی و قاسمی به دلیل قصور در انجام وظیفه دستگیر می‌شوند و دستور می‌رسد که آن دو به همراه دیگر بازداشت شدگان سر به نیست شوند

سر گروهبان (۱۳۵۱)

حجت (منوچهر وثوق) فاسق همسرش را به قتل می رساند و به خرمشهر می رود و به کمک مردی به نام رحمان (فرهاد حمیدی) قصد دارد شبانه با قایقی از مرز آبی بگذرد، اما مأموران او را تعقیب می کنند. حجت در تاریکی شب می گریزد. رحمان مرد قایقران را که توسط سرگروهبان (میرمحمد تجدد) برای بازجویی به پاسگاه برده می شود و خود سرگروهبان را به قتل می رساند. سرگروهبان مختار (ناصر ملک مطیعی)، جانشین سرگروهبان مقتول، حجت را، که خواهرزاده اش است، از رفتن به آن طرف مرز منصرف می کند، و حجت با مریم (لیدا دانشور)، دختر سرگروهبان قرار ازدواج می گذارد. سرگروهبان مختار از طریق زینت (شهرزاد)، دختر مرد فلجی (امین امینی)، که شاهد قتل ها بوده و خود نیز به قتل می رسد، رحمان را دستگیر و روانه ی زندان می کند. اصلان، برادر رحمان، در شب عروسی مریم و حجت سرگروهبان مختار را تهدید می کند که اگر برادرش را آزاد نکند راز قتل حجت را فاش می سازد. مختار تصمیم می گیرد حجت را برای محاکمه به مرکز بفرستد، اما حجت می گریزد و با گلوله ی اسلحه ی مختار از پا درمی آید.

کارگردان: سعید مطلبی

نویسنده: ایرج جنتی عطایی

بت فیلمی به کارگردانی ایرج قادری، نویسندگی سعید مطلبی و تهیه‌کنندگی علی عباسی محصول سال ۱۳۵۵ است.

این فیلم در ۳۱ شهریور ۱۳۵۵ در سینماهای ایران اکران شده‌است.

خلاصه فیلم

صادق و نعیم محموله‌ای قاچاق را به یاور تحویل می‌دهند و از چنگ ژاندارم‌ها می‌گریزند. دختر جوانی برای رساندن پدر بیمارش از آن دو کمک می‌خواهد و نعیم که قصد اغفال دختر را دارد، به دست صادق از پا درمی‌آید. مادر نعیم خواهان مجازات صادق است و دختر جوان را وامی‌دارد که علیه صادق شهادت بدهد. صادق به حبس محکوم می‌شود و از گروهبان پاسگاه تقاضا می‌کند که فرزندش غلام را که با مادر پیرش زندگی می‌کند، برای بار آخر ببیند. دوازده سال بعد، صادق آزاد می‌شود و تصمیم دارد با فرزندش غلام از آن شهر برود اما فرزندش را پیدا نمی‌کند.

یک مرد و یک شهر

کارگردان امیر شروان

تهیه‌کننده ناتاییل زبولانی

نویسنده امیر شروان

بازیگران بهروز وثوقی
رضا بیک ایمانوردی
آرمان
پرویز جعفری
رضا عبدی
مرجان

تدوین‌گرقدرت‌اله احسانی

تاریخ‌های انتشار

۱۳۵۰

مدت زمان

۱۰۳دقیقه

کشورایران

زبان فارسی

  • داستان
  • یک مرد و یک شهریک مرد و یک شهر فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امیر شروان محصول سال ۱۳۵۰ است. احمد راننده‌ای است که هر از گاه دچار بیماری روحی و در آسایشگاه روانی بستری می‌شود…
  • بازیگران
  • بهروز وثوقی
  • مرجان
  • رضا بیک ایمانوردی
  • آرمان
  • پرویز جعفری
  • رضا عبدی

داستان فیلم شاهرگ

در سال های پیش از انقلاب، تعدادی از قاچاقچیان دستگیر می شوند و مواد مخدر به دست آمده به جای سوزانده شدن در زیر خاک جاسازی می شود. نقشه محل دفن مواد مخدر در چهار قسمت بین تیمسار عضدی و سه تن دیگر از دست اندرکاران رژیم تقسیم می شود و...

درباره فیلم شاهرگ

فیلم شاهرگ به کارگردانی علی غفاری در سال 1376 ساخته شده است. این فیلم محصول کشور ایران و در ژانر اکشن و جنایی می‌باشد. در این فیلم فریبرز عرب نیا، چنگیز وثوقی، جلال پیشواییان، رضا صفایی پور، میرمحمد تجدد، لیلا بوشهری، حشمت الله آرمیده و رحیم مهدی خانی به هنرمندی پرداخته‌اند.

تاراج

سید آریا قریشی

ایرج قادری به یقین از جنجالی‌ترین چهره‌های سینمای ایران در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب است. اولین آثاری که قادری پس از انقلاب ساخت (برزخی‌ها و دادا) در سال ۱۳۶۱ اکران شده و رتبه‌های اول و دوم فروش سالیانه را از آن خود کردند تا مشخص شود مردم هنوز به آثار ستاره‌محور و قهرمان‌پرور علاقه دارند. نمایش برزخی‌ها بزرگ‌ترین جنجال سینمایی آن سال‌ها را رقم زد و کار به استعفای وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی (حجت‌الاسلام معادی‌خواه) و پایین آوردن برزخی‌ها از پرده هم کشید.
۳ سال بعد از آن حواشی، قادری با تاراج حضور موفقیت‌آمیز دیگری را به ثبت رساند. در حالی که این بار خود قادری هیچ نقشی را در مقابل دوربین ایفا نمی‌کرد، تاراج باز هم به فروش فوق‌العاده‌ای دست یافت و جایگاه جمشید آریا را به‌عنوان اولین ستاره واقعی سینمای بعد از انقلاب تثبیت کرد. با این وجود اتفاقاتی که بعد از نمایش تاراج رخ داد، این موفقیت را به کام قادری و آریا تلخ کرد.

همان‌طور که اشاره شد، فیلم تاراج سومین ساخته ایرج قادری در سال‌های بعد از انقلاب بود. فیلمنامه را سعید مطلبی بر اساس داستانی از علیرضا داوودنژاد نوشته بود. مطلبی همچنین تدوین تاراج را هم بر عهده داشت. سازنده موسیقی متن فیلم ناصر چشم‌آذر بود و فرج‌الله حیدری هم تاراج را فیلمبرداری کرد. بهزاد جوانبخش، جمشید آریا (هاشم‌پور)، فخری خوروش، رسول توکلی و سعید نیوندی از جمله بازیگران اصلی فیلم بودند.

خلاصه داستان فیلم تاراج

زینال بندری، قاچاقچی سابقه‌دار تریاک، توسط ستوان احمد، رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر، دستگیر و روانه زندان می‌شود، اما با پرداخت رشوه محکومیت خود را از اعدام به حبس تقلیل داده و پس از یک سال، به‌دلیل خوش‌رفتاری، آزاد می‌شود. بعد از درگیری‌هایی که با احمد دارد، اعتیاد پسر جوان زینال باعث تحول او شده و تصمیم می‌گیرد به کمک احمد برود. دوستی عمیقی میان احمد و زینال شکل می‌گیرد و این در شرایطی است که احمد به‌تدریج متوجه این نکته شده که توزیع مواد مخدر در کشور پیچیده‌تر از چیزی است که فکر می‌کرده و برای ریشه‌کن کردن آن باید به‌سراغ عوامل اصلی رفت. زینال پسرش را در زیرزمین خانه حبس می‌کند تا اعتیاد او را ترک دهد و به همراه احمد به سراغ سردمداران توزیع هرویین در کشور می‌رود…

فیلم تاراج از ۹ مرداد ۱۳۶۴ به نمایش عمومی درآمد و در یکی از سال‌های مهم سینمای ایران که پر از فیلم‌های محبوب و عامه‌پسند بود، با جذب بیش از ۲ میلیون و ۳۴۸ هزار تماشاگر بعد از عقاب‌ها (ساموئل خاچیکیان) و بالاتر از گل‌های داوودی (رسول صدرعاملی)، شهر موش‌ها (مرضیه برومند و محمدعلی طالبی) و پایگاه جهنمی (اکبر صادقی) به دومین فیلم پرمخاطب سال تبدیل شد. هر چند با در نظر گرفتن میزان فروش، تاراج بعد از گل‌های داوودی سومین فیلم پرفروش آن سال لقب گرفت.

نکته: در مورد فیلم‌های پرمخاطب دهه ۶۰ باید به یک نکته دیگر هم توجه کرد. با توجه به این که در آن زمان رسم اکران چندباره فیلم‌ها وجود داشت، در مورد آثار پرفروش شاهد این هستیم که نام آن‌ها در سال‌های مختلف در میان فیلم‌های پرطرفدار تکرار می‌شود. به‌عنوان مثال، طبق آمار رسمی منتشرشده در وبسایت معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی کشور، در اتفاقی که شاید در تاریخ سینمای بعد از انقلاب بی‌سابقه باشد، فیلم عقاب‌ها در سال ۶۵ هم در صدر تعداد فیلم‌های پرمخاطب سال قرار گرفت تا این عنوان را برای ۲ سال متوالی به دست بیاورد. تاراج هم در سال ۶۵ بیش از ۱ میلیون و ۱۶۸ مخاطب را به خود جذب کرد تا در آن سال رتبه سیزدهم پرمخاطب‌ترین فیلم‌ها را کسب کند. در چنین شرایطی طبیعتا اگر کل مخاطبان تاراج را در طول دهه ۶۰ حساب کنیم، آمار بسیار بیش از ۲ میلیون مخاطب خواهد بود.

نقدهای قدیمی به فیلم تاراج ایراج قادری

تاراج به ماجرای باند توزیع مواد مخدر در سال‌های پیش از انقلاب می‌پرداخت و ادعای عوامل اصلی فیلم این بود که قرار است نگاهی ریشه‌ای به آن ماجراها داشته باشد. اما به عقیده منتقدان از حد یک فیلم سطحی فراتر نمی‌رفت. در یادداشتی که بدون ذکر نام نویسنده در روزنامه کیهان (۱۹ شهریور ۶۴) منتشر شد، نویسنده این نکته را چنین بازگو کرده بود: «باندهای بین‌المللی جنایت برای مسخ انسان و کسب پول‌های بادآورده اعتیاد را رواج می‌دهند و برای این کار پیچیده‌ترین سازمان‌دهی را انتخاب می‌کنند که از سوی قدرت‌های بزرگ حمایت می‌شود و تاراج می‌خواهد در این زمینه افشاگر باشد و در خدمت این مفاهیم قرار گیرد. ولی متأسفانه به بیراهه می‌رود و با دیدی سطحی به‌سراغ این پدیده می‌رود و به‌علت تعلق داشتن به گیشه یک موضوع خوب را بر باد می‌دهد. هرچند که حتی در سطح موضوع هم تحت تاثیر فیلم‌های افشاگرانه غربی است و از خود هیچ گونه خلاقیتی نشان نمی‌دهد.»

محمد مومنی هم در یادداشتی در نشریه زن روز (۲۴ خرداد ۶۵) نکته مشابهی را بیان کرد. از دید او، تاراج چیزی بیش از یک «ژست» نبود: «ایرج قادری هنرپیشه و کارگردان باسابقه فیلم فارسی بعد از برزخی‌ها و دادا، تاراج را به سینمای پس از انقلاب عرضه می‌کند که از نظر ساختار، فیلمی است در همان ردیف دو فیلم قبلی، با این تفاوت که این بار او و فیلمش مدعی هستند که در برخورد با موضوع فیلم، یعنی اعتیاد و گرفتار شدن جوانان و دیگر اقشار مردم در دام این بلای خانمانسوز می‌خواهد به ریشه بزند. البته با ردیف کردن یک سری ماجراهای پرآب و تاب و برشمردن شعارهای کهنه و تکراری و پر طمطراق در موضوع اعتیاد به روشی که ذکر شد. این ادعا خیلی بالاست. فیلم می‌خواهد «تشت رسوایی» مسببین این معضل اجتماعی را چنان زمین بکوبد که همه دنیا، حتی همه آن بالا بالایی‌های آن طرف دنیا نیز صدای آن را بشنوند. البته این تشت به زمین کوفته می‌شود منتهی تشت رسوایی فیلمی که ادعاهای تماشاگرپسندانه زیادی دارد، اما در عمل هیچ عرضه نمی‌کند به‌جز شعار و حادثه و تیراندازی و ژست‌های آرتیست‌مآبانه و انگشت نهادن بر احساسات و عواطف تماشاگرانی که مشتریان پر و پا قرص این نوع فیلم و از این دست سینما هستند، و البته همه این سرهم‌بندی کردن‌ها برمی‌گردد به شناخت غایی خود فیلمساز از سینما که بهتر است آن را از زبان ستوان احمد یکی از قهرمانان تاراج بشنویم. آنجا که پس از همکاری با زینال بندری در جهت قلع و قمع قاچاقچیان تریاک به راهنمایی خبرنگار همه‌کاره فیلم – که مثل آچار فرانسه همه رقم و در همه جا مورد استفاده قرار گرفته – متوجه پخش هروئین در سطح وسیع‌تری شده است و با آن‌که خود رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر است اما نمی‌داند این کار از از کجا آب می‌خورد، پیش جناب سرهنگ آمده و اعتراض می‌کند که: «ما آمدیم به خیال خودمان یک کاری بکنیم. یک کاری که بشود باهاش ادعا کرد، ژست گرفت و عکس انداخت» و این واقعا کاریست که ایرج قادری و سینمای تاراج او می‌خواهد انجام دهد.»

جمشید هاشم‌پور و بهزاد جوانبخش

بنابراین، از دید مومنی، تاراج عملا ادامه همان مسیری است که قادری در سال‌های قبل در پیش گرفته بود – اما با ظاهری متفاوت و ادعاهایی بزرگ‌تر: «مختصر آن‌که گمان ما آن است که ایرج قادری همه تجارب حرفه‌ای سینمایی خود را در ساختن یک فیلم تجارتی دیگر به‌کار گرفته است، نه فیلمی بهتر در فضای مناسب‌تر سال‌های پس از انقلاب برای نشان دادن سیاهکاری‌های رژیم گذشته و اربابان آنها، که یکی از بارزترین نمودهای ملموس آن همین شیوع اعتیاد بی‌رحمانه در میان جوانان و دیگر اقشار مردم بوده است. ایرج قادری تماشاگر «معتاد به سینمای پرماجرا و حادثه‌اش» را خوب می‌شناسد و از دیگر همکارانش در این زمینه ورزیده‌تر است. از نور و زاویه و حرکت دوربین و اِفه‌های تصویری و موسیقی و لباس و مکان و آرایش صحنه – البته همه در کاربرد کلیشه‌ای سینمای گیشه – همه گونه استفاده می‌کند تا این «معتادان تماشا» را سر به هیجان آورده و از آنها کف و هورا و سوت بگیرد و چه خوب می‌شد اگر قادری از این استعداد در جهت موافق سیاست‌های فرهنگی مناسب سینمای پس از انقلاب بهره می‌گرفت.»

هوشنگ گلمکانی (ماهنامه فیلم، مهر ۶۴): «در فیلم‌های پس از انقلاب، ریشه‌یابی موضوع قاچاق مواد مخدر یک کلیشه با خود دارد و آن هم وصل کردن موضوع به بلندپایگان رژیم سابق، دربار و مثلا اشرف پهلوی و فلان تیمسار و سناتور وابسته است. کلیشه دیگر در سینمای مواد مخدر، مبارزه با آن است. شخصیت‌های مبارز فیلم، می‌گویند که می‌خواهند مبارزه ریشه‌ای بکنند. اما مبارزه آنها، مبارزه‌ای فردی است»

هر چند هوشنگ گلمکانی در نقدی که در ماهنامه فیلم (شماره ۲۹، مهر ۶۴) بر تاراج نوشت به ایده مشابهی اشاره کرد اما سعی کرد با تمرکز بیشتر بر جزییات و با لحنی آرام‌تر نظر خود را اثبات کند. گلمکانی پس از اشاره به تمرکز فیلم بر محور قاچاق مواد مخدر و اعتیاد و ادعای فیلم مبنی بر این‌که این موضوع را «از ریشه» مورد بررسی قرار داده است، برخی از کلیشه‌های این دسته از فیلم‌ها (که در اوایل دهه ۶۰ نمونه‌های پرشماری از آنها ساخته می‌شد) را بررسی کرده و به این نتیجه می‌رسد که تاراج عملا چیزی بیش از تکرار آن کلیشه‌ها در چنته ندارد: «در فیلم‌های پس از انقلاب، ریشه‌یابی موضوع قاچاق مواد مخدر یک کلیشه با خود دارد و آن هم وصل کردن موضوع به بلندپایگان رژیم سابق، دربار و مثلا اشرف پهلوی و فلان تیمسار و سناتور وابسته است. این موضوع، با توجه به اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های افشاگرانه زمان انقلاب و پس از آن، حرفی تکراری است که تماشاگر آن را می‌داند. گیریم که در این فیلم، پا از آن فراتر گذاشته شده و مثلا با کنایه، اشاره‌ای به کارتر و ریگان و رئیس‌دزدهای آن سر دنیا می‌شود. این موضوع، هرچند که در سایر فیلم‌های مربوط به قاچاق مواد مخدر مورد اشاره قرار نگرفته اما در همان اعلامیه‌ها و سخنرانی‌ها، مثل ریگ فراوان است. کلیشه دیگر در «سینمای مواد مخدر»، مبارزه با آن است. شخصیت‌های مبارز فیلم، می‌گویند که می‌خواهند «مبارزه ریشه‌ای» بکنند. اما مبارزه آنها، مبارزه‌ای فردی است. در این مورد خاص، ثابت شده است که مبارزه ریشه‌ای، آگاه کردن مردم است. اما زینال و ستوان، دست به کاری می‌زنند که بیشتر یک انتقام فردی است، به‌ویژه در مورد زینال، که انگیزه به‌حرکت درآمدنش اعتیاد پسر جوانش است… کلیشه بعدی در این فیلم‌ها، غافل ماندن از مبارزه با اعتیاد و عدم توجه به سوی دیگر این بده‌بستان مرگبار (معتاد، به‌عنوان مصرف‌کننده کالا) است. در هیچ‌یک از این فیلم‌ها، به انگیزه‌ها و زمینه‌های اعتیاد در معتادان توجهی نشده است.»

کیفیت فنی فیلم ایرج قادری

جدا از کلیشه‌ای بودن فیلم، اشاره‌هایی هم به کیفیت فنی تاراج شد. نویسنده بی‌نام روزنامه کیهان (۱۹ شهریور ۶۴) به موارد فراوانی اشاره می‌کند که در فیلم آمده‌اند اما منطق درستی ندارند. از دید او، این مشکلات ناشی از تقلیدی بودن تاراج است: «تاراج فیلم بدی‌ست به هزار دلیل. فیلم تقلیدی صرف از فیلم‌های غربی است، ساخت دراماتیک آن سست است، فیلم نشان می‌دهد که سازندگان آن هیچ درکی از روابط اجتماعی ندارند و هنوز در بند کلیشه‌های رایج فیلم‌فارسی هستند و تنها تفاوت این فیلم با فیلم‌های گذشته در شعارهایی است که در طول فیلم داده می‌شود. ساده‌بینی یکی از مشخصه‌های این فیلم است. چرا سیستم قوی دولتی به یک قاچاقچی نیاز دارد؟ چرا کارآگاه فیلم احمقانه روابط درونی سازمان خود را نمی‌بیند؟ چرا باید برای مبارزه به یک قاچاقچی متوسل شود؟ این امر هزار دلیل دارد که یکی از آنها این است که متاسفانه فیلمسازهای ما تنها مبارزات فردی را می‌شناسند و نمی‌توانند درکی از مبارزات اجتماعی داشته باشند. این گونه فیلمسازان که در گذشته چاقوی ضامن‌دار در اختیار قهرمانان خود می‌گذاشتند این بار با مسلسل و تفنگ ایجاد آنتریک می‌کنند. قاچاقچی پنج تیر می‌خورد و بعد صحیح و سالم کار خود را دنبال می‌کند. البته ورزش‌کردن به داد او می‌رسد. کارآگاه در تصادف مجروح می‌شود و قاچاقچی که برای نجاتش او را به خانه آورده است بدون هیچ مداوایی بهبود می‌یابد… استحاله ضدقهرمان فیلم نیز بسیار جالب است. او که خانواده‌دوست است وقتی پسرش معتاد می‌شود تغییر ماهیت می‌دهد. البته تحت تاثیر زاری‌های همسرش که چون عروسک کوکی اعمال او را نگاه می‌کند و این تغییر تنها یک انتقام‌گیری شخصی است نه استحاله انسانی. ختم کلام از نمایش این فیلم باید با تأسف یاد کرد و امیدوار بود که دیگر شاهد بازگشت سینمای مبتذل نباشیم.»

اما هوشنگ گلمکانی، با این‌که انتقادات زیادی را نسبت به تاراج مطرح کرد، نگاه واقع‌بینانه‌تری به فیلم داشت و بر این تأکید می‌کرد که تاراج، با وجود تمام نقاط ضعف پرتعدادش، در جلب رضایت بسیاری از تماشاگران موفق است و توان ایرج قادری برای برقراری ارتباط با انبوه مخاطبان، آرزوی بسیاری از فیلمسازان ایرانی است: «ایرج قادری، با سابقه حدود سی سال بازیگری، تهیه‌کنندگی و کارگردانی در سینمای حرفه‌ای ایران، یکی از معدود چهره‌های سینمای قبل از انقلاب – و تنها به‌اصطلاح سوپراستار بازمانده از آن سینما – است که توانسته در سینمای پس از انقلاب نیز فعالیت کند. او سلیقه و زیبایی‌شناسی تماشاگرش را می‌شناسد – تماشاگری که می‌گوید پیامی آموزنده را در قالب فیلمی سرگرم‌کننده می‌خواهد؛ پایش را روی صندلی جلویی می‌اندازد؛ تخمه آفتابگردان می‌شکند؛ از جمله‌های «آموزنده» خوشش می‌آید؛ وقتی که «آرتیسته» به‌سراغ «رئیس دزدها» می‌رود دست می‌زند؛ بزن بزن را دوست دارد، در صحنه‌های «درام» غمگین می‌شود و احیانا اشکی می‌ریزد و… تماشاگری که اکثریت بینندگان فیلم فارسی را تشکیل می‌دهد. در جلب رضایت چنین تماشاگری، ایرج قادری موفقیت بی‌چون و چرا دارد و شاید بی‌اغراق بتوان ادعا کرد که برخی از فیلمسازان کنونی که هدفشان ساختن فیلم‌های تجارتی است، آرزو دارند که به حد او برسند و الگوهایش را تکرار و تقلید کنند.»

فرجام بد تاراج

ممنوع از کار ایرج قادری

در طول یک دهه بیکاری بر ایرج قادری چه گذشت؟ چقدر به روزهایی فکر کرد که احتمالا از موفقیت تاراج ذوق‌زده شده بود و به پروژه بعدی‌اش می‌اندیشید؟ هر چه بود، اوضاع برای قادری و هاشم‌پور بعد از موفقیت تاراج به شکل نامناسبی پیش رفت. انتقادات فراوانی که از کیفیت تاراج صورت گرفت در کنار فروش بالای فیلم، باعث شد تا اداره کل نظارت و نمایش هر گونه فعالیت سینمایی قادری را تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کند. این در حالی است که قادری در آن زمان در تدارک فیلم جدیدی با عنوان قصر بارانی بود. این ممنوعیت تا یک دهه بعد هم ادامه پیدا کرد تا این‌که قادری با ساخت می‌خواهم زنده بمانم به عرصه کارگردانی برگشت و با همان فیلم اول دوران تازه فیلمسازی‌اش توانست عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال را کسب کند.

سکانسی از فیلم تاراج ساخته ایرج قادری

محرومیت های جمشید هاشم پور

جمشید هاشم‌پور پس از تاراج با مشکلات زیادی روبه‌رو شد. شاید بتوان ۱۳۶۴ را نقطه عطف کارنامه هاشم‌پور به شمار آورد. او در ۲ فیلم پرمخاطب این سال (عقاب‌ها و تاراج) ایفای نقش کرد؛ دو فیلمی که مجموعا چیزی نزدیک به ۶ میلیون مخاطب در آن سال و چند میلیون مخاطب در سال‌های بعد داشتند. به‌گفته بهزاد عشقی در کتاب کهن‌الگوهای سینمای ایران (موسسه انتشارات نگاه، ۱۳۹۹) هاشم‌پور «اولین ستاره این دوران» بود که به‌خاطر اندام ورزیده و جذابیتش، علی‌رغم این‌که در سال‌های اول انقلاب عموما نقش‌هایی منفی بازی می‌کرد، بیش از قهرمانانی که از نظر فیزیکی و نوع بازی هیچ گونه شمایل قهرمانانه‌ای نداشتند به چشم آمد: «اما سینمای ضدستاره آن دوران، آریا را در قالب ستاره برنمی‌تابد و جلوی کارش را می‌گیرد». هاشم‌پور بعد از آن اجازه پیدا نکرد که با نام جمشید آریا در فیلم‌ها نقش‌آفرینی کند و در نتیجه او با موهای کم‌پشت در فیلم‌هایی چون روز باشکوه، مادر، پرده آخر و دلشدگان بازی کرد که هرچند نشان دادند هاشم‌پور توانایی ایفای نقش‌های چندلایه را هم دارد اما با پرسونای قهرمانی او همخوان نبودند.

سکانسی از فیلم تاراج ایرج قادری

نتیجه‌گیری

مسیری که صنعت سینمای ایران در دهه ۶۰ طی کرد، مسیر غریبی بود! در هر صنعت پویا و فعالی، موفقیت تجاری یک فیلم باید منجر به افزایش پیشنهادهای کارگردان شود. همین‌طور وقتی یک بازیگر در قالب یک کاراکتر به ستاره تبدیل شود، دست‌اندرکاران آن صنعت سعی می‌کنند تا حد ممکن از پرسونای شکل‌گرفته استفاده کنند (صرفا به‌عنوان مثال به این توجه کنید که صنعت سینمای آمریکا چگونه سال‌ها است دارد از بِرَندی به نام لیام نیسن برای ساخت اکشن‌های موفق استفاده می‌کند). اما در آن دوران تقریبا هیچ چیزی در سینمای ایران متعارف نبود. نتیجه این شد که قادری و هاشم‌پور بعد از هر موفقیت‌شان دوران سختی را می‌گذراندند! اگر قرار است ریشه‌های بحران مخاطب را در سینمای ایران بررسی کنیم (بحثی که مدت‌هاست یکی از مباحث داغ میان کارشناسان و علاقه‌مندان است) باید به تصمیمات گرفته‌شده در آن دوران برگردیم؛ تصمیماتی که صنعت سینمای ایران را از مسیر طبیعی منحرف کرد.

پوستر فیلم تاراج

پوستر فیلم تاراج

پوستر فیلم تاراج

صادق کُرده

تماشای فیلم صادق کرده

دانلود رایگان فیلم صادق کرده با کیفیت بالا

صادق کرده سال تولید : ۱۳۵۱ محصول : استودیو میثاقیه کارگردان : ناصر تقوایی فیلمنامه‌نویس : ناصر تقوایی فیلمبردار : نصرت الله كن

برترین‌ها: بعد از موفقیت «آرامش در حضور دیگران»، تقوایی سراغ ساخت فیلمی تجاری‌تر رفت. «صادق کُرده» یکی از فیلم‌های شاخص موج نوی سینمای ایران است و از جمله فیلم‌های با تم انتقام سینمای ایران است که در دهه ۵۰ خورشیدی موضوع چند فیلم مطرح آن دوران بود.

صادق کُرده؛ قتل، پاسخ تجاوز به ناموس نیست

«صادق کُرده» می‌توانست یکی از دنباله‌های بی‌کیفیت قیصر باشد که بعد از مورد توجه قرار گرفتن قیصر ساخته شده بودند. اما ناصر تقوایی و نگاه متفاوتش اجازه نداد صادق کُرده به چنین سرنوشتی دچار شود. «صادق کُرده» با پشتوانه یک حکایت واقعی حرکت می‌کند. نام فیلم، اسم واقعی قهرمان است. تقوایی برخلاف کیمیایی از «صادق کُرده» یک قهرمان نمی‌سازد.

عکس واقعی صادق کورده

«صادق کُرده» نخستین و آخرین همکاری انتظامی با ناصر تقوایی بود. او در این فیلم کنار بازیگرانی مثل سعید راد و محمدعلی کشاورز به ایفای نقش ژاندارم پرداخت. «صادق کُرده» بر پایه واقعیت ساخته شده و البته به گفته انتظامی دست‌هایی هم در واقعه تاریخی برده شده تا فیلم از منظر سینماتیک جذاب‌تر باشد.

صادق کُرده؛ قتل، پاسخ تجاوز به ناموس نیست

همکاری او با ناصر تقوایی در این فیلم باعث شد که او برای ایفاگری نقش دایی جان ناپلئون در سریالی به همین نام انتخاب شود، اما بعد‌ها به علت مشغله کاری نتوانست این نقش را بازی کند؛ موضوعی که انتظامی بار‌ها در گفت وگوهایش بابت آن ابراز ناراحتی کرده بود.

کوشش‌ها شد که فیلم را با واقعیت بیرونی منطبق کنند. «صادق کُرده» در فیلم تقوایی مردی است وحشی که آتش انتقام چشمانش را کور کرده است. او بر خلاف قیصر یک قهرمان زیربازارچه نیست. به خاطر کشتارهایش توسط تقوایی تقدیس نمی‌شود. تقوایی «صادق کُرده» را نه یک قهرمان که ضدقهرمانی خطاکار می‌بیند که برای رسیدن به هدفش دست به هرکاری می‌زند.

صادق کُرده؛ قتل، پاسخ تجاوز به ناموس نیست

نکته بسیار مهم دیگر در مورد «صادق کُرده»، ورود به سینمای ژانریک در آن سال‌های سینمای ایران است؛ امری که سینمای ما هنوز هم در دست یافتن به آن موفق نیست. «صادق کُرده» درواقع، گونه‌ای از سینمای جنایی استو شخصیتش در زیر مجموعه‌ی قاتل‌ سریالی می‌گنجد؛ نمونه‌های موفق این‌گونه فیلم‌ها در سینمای جهان، فیلم‌های «هفت»، «سکوت بره‌ها»، «هانیبال»، «جایی برای پیرمرد‌ها نیست» و ... هستند که همگی پس از «صادق کُرده» ساخته‌شده‌اند. البته باید اشاره نمود که در دوره فیلم‌های استودیویی، فیلم «اِم» فریتز لانگ و یکی دو فیلم از هیچکاک مانند «روانی» و «دیوانه» نمونه‌های بسیار موفقی به‌حساب می‌آیند.

صادق کُرده؛ قتل، پاسخ تجاوز به ناموس نیست

ناصر تقوایی در «صادق کُرده» به خوبی موفق می‌شود که شکلی بومی و کاملا ایرانی از گونه جنایی و به‌ویژه زیرگونه قاتل سریالی بیافریند. او برخلاف هالیوود و دیگر سینما‌های تجاری که می‌کوشند قاتل‌های سریالی را صرفا برای ایجاد جذابیت و سرگرم نمودن تماشاگر ترسناک جلوه دهند، کوشیده است تا در این فیلم، تصویری بسیار انسانی از یک قاتل سریالی در سینما ارائه دهد؛ و همان‌طور که می‌دانید، در این امر به‌طور قطع موفق بوده است و «صادق کُرده» را شاید بتوان انسانی‌ترین تصویر از یک قاتل سریالی در تاریخ سینما دانست.

صادق کُرده؛ قتل، پاسخ تجاوز به ناموس نیست

ناصر تقوایی در گفت و گویی «صادق کُرده» را به عنوان «یادگاری از دوران تحول از فیلمفارسی به فیلم ایرانی برشمرد و در مورد ساختار پلیسی آن گفت: «این یک هنر تقلیدی نیست. سینما امروز هنر ملی ایران ست. یک سینمای ایرانی در این پنجاه سال به وجود آمده. فیلم پلیسی زیاد دیده‌اید، اما کدام فیلم پلیسی مثل همین «صادق کُرده» که امروز دیدید فیلمی ایرانی بوده؟ نسل ما در ایجاد این رشد سینمایی سهم عمده‌ای داشت.»

فیلم صادق کرده

سینمایی صادق کرده اپارات

کارگردان : رضا فاضلی
نویسنده : مهدی معدنیان
تهیه کننده : جمشید شیبانی
مدیر فیلمبرداری : مازیار پرتو

سال انتشار : 1356
بازیگران: ناصر ملک مطیعی – پوری بنایی – فرامرز قریبیان – شهاب عسگری – علی آزاد – محمدتقی کهنمویی – شادی آفرین – خشایار – گیتی فروهر – اکبر جنتی شیرازی – جمشید حیدری – نورمحمد حاجی – محمد هوریاب

خلاصه داستان :
احمد برادرش حسین را مأمور حمل محموله ی قاچاق می کند و سپس موضوع را به استوار رضایی زاده اطلاع می دهد. استوار به همراه افرادش و علی، که سرباز وظیفه است، حسین را تعقیب می کنند. حسین به ضرب گلوله ی علی از پا درمی آید، و علی که دچار عذاب وجدان شده است سر مزار حسین می رود و…

کوسه جنوب

‏کوسه جنوب‏ (1357)
‏South Shark‏

فیلم سینمایی کوسه جنوب

سال انتشار : 1356

«اکبر»، «عباس»، «نادر» و «رضا» چهار دوست وفادار از دوران کودکی هستند. در جوانی، نادر و عباس به آرزوی خود جامه عمل پوشانده، اولی به کسوت نظامیان درآمده و دیگری به جامه پلیس ملبس می‌شود. رضا که نقص عضو دارد، همه دلخوشی‌اش این است که در هنوز در کنار دوستانش به سر می‌برد واکبر که عاشق «معصومه» شده برای کسب پول بیشتر به دایی‌اش می‌پیوندد که رهبری قاچاقچیان را بر عهده دارد. اکبر به زودی چنان در کارش پیش می‌رود که به عنوان «کوسه» رعب بر دل‌ها می‌اندازد! یک بار در جریان حمل قاچاق، گروه کوسه لو می‌رود و اکبر در حین فرار، ناچار از کشتن یک ژاندارم می‌شود. او که زخمی شده به خانه عباس پناه می‌برد . وظیفه‌شناسی عباس ناچارش می‌کند که اکبر را تحویل قانون دهد و او در دادگاه محکوم به اعدام می‌شود. نادر خود اکبر را به زندان منتقل می‌کند تا در آخرین روزهای عمرش کنار دوستش باشد. رضا و معصومه به دیدار اکبر می‌روند و به تقاضای معصومه، وی رسما به عقد اکبر در می‌آید. در روز اعدام به وصیت اکبرٰ نادر مامور اعدامش می‌شود و برابر چشمان گرین رضاٰ عباس و معصومه حکم را اجرا می‌کند.

کارگردان: ساموئل خاچیکیان

بازیگران: ایرج قادری، مرتضی عقیلی، آرام

نابخشوده‏ (1375)

خلاصه داستان فیلم سینمایی نابخشوده

سرهنگ «عاطفی» یک افسر نیروی انتظامی رو در روی «میران» بزهکاری قرار می‌گیرد که پس از گذراندن ده سال محکومیت خود از زندان آزاد شده است؛ قصد انتقام دارد و شروع به توطئه چینی می‌کند و همسر سابق افسر و فرزند او را مورد تهدید و آزار قرار می‌دهد. سرهنگ «عاطفی» برای حفظ جان دخترش «فرنگیس» و مادرش، سلسله تمهیداتی طراحی می‌کند و پس از تعقیب و گریز و درگیری‌های متعدد، سرانجام بار دیگر موفق می‌شود تا پایداری‌اش را برای حفظ قانون به نمایش بگذارد خشخاش هم گلی است

فیلم محصول سال ۱۳۴۵

خشخاش هم گلی است فیلمی در ژانر جنایی و جاسوسی به کارگردانی ترنس یانگ و ژرژ لامپن است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد. این فیلم به نام‌های دیگری از جمله «عملیات تریاک» و «گُل شیطان» نیز شهرت دارد. شایان ذکر است که صحنه‌های اصلی صحرا و مرز در ایران...

تاریخ اکران اولیه: ۱۹۶۶