اختلاف میان نیروهای امنیتی و انتظامی در ماه های منتهی به انقلاب
اختلاف میان نیروهای امنیتی و انتظامی کهگیلویه و بویر احمد در ماه های منتهی به انقلاب برگرفته از مرکز بررسی اسناد تاریخی
منابع ساواک چهار محال و بختیاری
منابع، اخبار را از جلسات دوستانه و گفتگو با سوژه ها کسب میکردند.[58] برخی از آنها دستور داشتند از برخی افراد و محیطها به صورت مستمر مراقبت کنند.[59] منابع نوار صوتی سخنرانی انقلابیون و اعلامیههای انقلابی را به ساواک (رهبر عملیات) میرساندند. غالباً این مدارک پس از بهرهبرداری به منابع مسترد میشدند. این کار اغلب جنبه حفاظت از منابع را داشت.[60] ساواک شهرستان و استان به استخدام منبع میپرداختند و روند اداری امور را به اطلاع اداره کل سوم میرساندند.[61]
برخی از گزارش خبرهای ساواک چهار محال و بختیاری محصول فعالیت همکاران آن ساواک است. در اسناد این گزارشها، نام همکار (سیاوشی، علی رضائی) آمده است. برخی از این همکاران قبلاً کاندیدا شده و در سربرگها به دو شکل کاندیدا و کاندیدای نشان شده(مانند علیرضائی و تمدن) مورد اشاره قرار گرفتهاند. رهبر عملیات به آنها آموزشهای لازم برای تحقیقات کافی به منظور کسب خبر، کنترل سوژه و مراقبت از وی را میداد و انتظار میرفت وی سریعاً اخبار مکتسبه را گزارش کند. برخی خبرهایی که به دست میآمد مورد تأییر رهبر عملیات قرار میگرفت.[62]
با دستور اداره 312 درباره تحقیقات همه جانبه درباره فروش کتب مضره، ساواک چهارمحال و بختیاری به امنیت داخلی دستور داد تحقیق عمیقی در اینباره صورت گیرد. برای این کار امنیت داخلی موظف شد منابعی را تشویق کند تا خریدار چنین کتابهایی شده و عوامل فروش این کتابها شناسایی شوند. همچنین امنیت داخلی وظیفه داشت رونوشت این دستور را به بروجن ارسال و نتیجه کار را از آن سازمان بخواهد.[63]
گاهی از منابع انتظار میرفت نتیجه فعالیت خود را در اسرع وقت گزارش کنند.[64] از منابع و همکاران خواسته میشد در برخورد با موضوعاتی چون شعارنویسی با دقت و کنجکاوی و مراقبت مستمر عمل کنند.[65]برخی منابع علاوه بر گزارش وقایع، نظر خود را درباره گرایشهای انقلابی افراد (سوژه ها) ذکر میکردند.[66] رهبران عملیات برای توجیه منابع از آنها میخواستند توجه، اعتماد و اطمینان سوژه را جلب کنند.[67] نزدیک شدن به سوژه با طرح مطالب مورد نظر وی برای کسب اطلاعات بیشتر صورت میگرفت.[68] همچنین به منبع آموزش داده میشد در برخی جلسات شرکت کند و فعل و انفعالات جلسه را گزارش نماید.[69] منبع برای کسب خبر، تلاش میکرد در فرصت مقتضی به سراغ نامهها و وسایل شخصی افراد برود و تلاش کند خبر مهمی به دست بیاورد.[70]در فعالیتهای منابع اصطلاحاتی چون پوشانیدن سوژه،[71] توجیه و تفهیم منبع، نفوذ دادن منبع به کار میرفته است. موضوع دیگر استفاده از همکاران افتخاری بود
ساختار تحلیل اخبار ساواک استان
در اسناد و گزارشهای آغازین فعالیت ساواک، خبرها و اطلاعات مکتسبه منابع در سر برگ خبر و با درجه بندی ویژهای که برگرفته از شیوه کار شهربانی بود، کدگذاری میشد. در این شیوه، نام منبع (مأمور ویژه، مأمور، کد ....) و تقویم که ترکیبی از حروف و اعداد بود (مثلاً الف-1) ذکر میشد.[73] این حروف و اعداد دارای معانی زیر بودند:
الف: کاملاً مورد اعتماد ب: معمولاً قابل اعتماد ج: تقریباً قابل اعتماد ه: قابل اعتماد نیست و: غیر قابل قضاوت است.
1- از منابع دیگر تأیید شده است. 2- به احتمال قوی صحت دارد. 3- ممکن است صحیح باشد. 4- مشکوک است 5- غلط است 6- غیر قابل قضاوت است.
اگر در تقویم خبر درجه «الف-1» درج میشد، منبع و خبر از اعتماد و وثوق بالایی برخوردار بود و اگر به درجات بعد میرسید مثلاً درجه «و - 6» بیانگر شدت ضعف وثوق منبع وخبر بود.[74]
فرمهای گزارش خبر در دورههای بعد تغییر کرده و به صورت ساختار سلسله مراتبی درآمد که با روزهای هفته نامگذاری شده بود. در این فرم جدید، شنبه همان منبع کسب کننده خبر بود و در برخی گزارشها نظر میداد[75] و در برخی دیگر بدون نظر بود. بعد از وی یکشنبه قرار داشت که همان رهبر عملیات بود. یکشنبه درباره محتوای خبر و نیز درجه وثوق، صداقت و اعتماد منبع (شنبه) نظریه ارائه میکرد.[76] اعتبار سنجی خبر شنبه، گاه با استفاده از اخبار حاصله از سایر منابع و امکانات صورت میگرفت و به همین دلیل تا زمان رسیدن خبر از دیگر منابع، اظهار نظری درباره حاصل فعالیت وی صورت نمیگرفت.[77] رئیس امنیت داخلی و رئیس ساواک شهرستان و استان در مراحل بعدی قرار داشتند. این بدان معنا نبود که یک گزارش از هفت مرحله به نام هفت روز هفته میگذشت؛ در اغلب موارد چنین ساختاری وجود نداشت و این موضوع به ساختار ساواک شهرستان و استان بستگی داشت. مثلاً ساواک بروجن پس از یکشنبه نظریه ارائه میداد. همچنین چهارشنبه بالاتر از ساواک شهرستان بروجن بود(امنیت داخلی استان) و دستور احضار، بازجویی و تعقیب مخالفین و گرفتن تعهد از آنها را صادر میکرد.[78] اخبار واصله از ژاندارمری و شهربانی نیز توسط ساواک ارزیابی میشد.[79]
تلگراف و تلفنگرام ساواک
برخی پیامها بین ساواکهای شهرکرد و بروجن و ساواک چهارمحال و بختیاری با ساواک کل کشور به واسطه تلگراف و به شکل پیامهای رمز بود. این پیامها در ساواک رمزگشایی (کشف) میشد و در فرمهای ویژهای با عنوان تلگراف وارده ثبت میشد. در این فرمها غالباً نام قسمت اقدام کننده، مبدأ، مقصد، ساعت وصول، کشف و نام کاشف ثبت میشد.[80]ساواک بروجن و ساواک چهار محال و بختیاری نیز در روابط خود را از تلگراف رمز استفاده میکردند.[81]
در برخی موارد پیامها به ضرورت در قالب تلفنگرام رد و بدل میشد. تلفنگرام، سندی است که در آن پیام در قالب یک گفتوگوی تلفنی از گوینده به گیرنده منتقل و توسط گیرنده مکتوب میشد. در این گونه سندی، علاوه بر نام گیرنده و گوینده، ساعت و زمان دقیق مکالمه ثبت میشد. میزان استفاده از تلفنگرام در نیمه دوم سال 1357ش و با اوج گرفتن راهپیماییها و اعتراضات مردمی، بیشتر است.[82] این موضوع به دلیل بحرانی شدن اوضاع و لزوم اطلاعرسانی سریع میان واحدهای مختلف ساواک بوده است. متن این تلفنگرامها گاه دستنویس و گاه تایپ شده هستند.[83]
خط شناسی
ساواک چهارمحال و بختیاری درباره پیدا کردن عامل یک دیوارنویسی، در مکاتبه با اداره 311، موضوع مطابقت خط را مطرح کرده که توسط اداره کل پنجم انجام میشده است. این ساواک خود کارشناسی مقدماتی را انجام داده بود و دو نمونه خط را به آن اداره ارسال کرده بود
انحلال ساواک چهار محال و بختیاری
در روزهای آغاز آذر 1357، یکی از خواستههای مخالفین، انحلال سازمان امنیت بود.[85] مردم از فعالیتها و اقدامات ساواک ناراحت و عصبانی بودند. این سازمان طی سالها فعالیت خود در محل(1342-1357) به شکلهای مختلف مردم و انقلابیون را تحت فشار گذاشته بود. در سال 1357؛ مردم نسبت به افراد ساواک حساسیت مخصوص دارند زیرا شهر [شهرکرد] کوچک و کلیه کارمندان [ساواک] و منازل آنها مورد شناسایی قرار گرفته است.[86]
در دوم مهر 1357 از شهربانی کل کشور خواسته شده بود نسبت به حفاظت از مقرهای ساواک در سراسر کشور اقدام کند با این حال در آذر 1357؛ شهربانی شهرکرد درباره گماردن هر گونه مأمور در حاشیه خارجی ساواک هیچ اقدامی نکرده بود.[87]
در گزارشی که کامیار رئیس ساواک چهار محال و بختیاری در 15 بهمن 1357، به ریاست ساواک کل کشور ارسال کرده است، اطلاعات مهمی درباره ساواک چهارمحال و بختیاری آمده است. بنابر این گزارش، در 27 دی ماه 1357 تظاهرات مردمی در شهرکرد برگزار شد و حدود 6000 تظاهر کننده که به ساختمان آن ساواک حمله کردند. تظاهرکنندگان ابتدا مجسمه شاه -که فاصله کمی با محل استقرار ساواک داشت- را پایین آورده، سپس به مقر ساواک حمله کردند. پلیس یارای ایستادگی در برابر تظاهرکنندگان را نداشت و انقلابیون، ساختمان ساواک را به تصرف خود درآوردند. آنها پس از تصرف این ساختمان، نام آن را به بیمارستان امام خمینی تغییر دادند. در این واقعه، تأسیسات و وسایل اداری و بیسیم خسارات فراوانی دید و ساختمان به صورت مخروبهای درآمد. در چنین شرایطی ساختمان مقر ساواک، به دستور استانداری در اختیار شهرداری شهرکرد قرار گرفت. ساواک البته با درک حساسیت شرایط، روز قبل اقدام به جمعآوری اسناد و مدارک خود کرده و بیست و هفت بسته مدارک و وسایل فنی را طی نامه شماره 10390 / ح-26 / 10 / 57 به مرکز توپخانه و موشکهای اصفهان تحویل داده بود. مسئول حفاظت آن سازمان نیز طی نامه شماره 10392 / ه-27 / 10 / 57 (یعنی در همان روز تظاهرات قبل از حمله معترضان به ساختمان ساواک)[88] کلیه اسلحه و مهمات را تحویل شهربانی شهرکرد داد.[89] همچنین در همین روز، چهار دستگاه اتومبیل آن ساواک نیز طی شماره 10392 / ه به ژاندارمی محل تحویل داده شد.[90]
اما این پایان ماجرا نبود، تظاهرکنندگان روز بعد نیز به مقر ساواک حمله کردند و نیروهای ژاندارمی و شهربانی شهرکرد نتوانستند در برابر موج حملات مردم خشمگین ایستادگی کنند و بار دیگر ساختمان و تأسیسات ساواک، دچار خسارات بیشتر شد.[91] در نتیجه حملات مردمی در روزهای 27 و 28 دی ماه 57، ساختمان به صورت مخروبهای درآمد؛ وسایل اداری از بین رفت، شوفاژ و بیسیم آسیب فراوان دید و امکان برقراری ارتباط با بخشهای دیگر ساواک از بین رفت. گزارشها نشان میدهد که علیرغم کینه و نفرت مردمی از ساواک، این حملات فاقد خسارات و آسیبهای جانی کارمندان ساواک بود.[92] این ساختمان تا روز 30 دی ماه در تصرف تظاهرکنندگان بود و در این روز، استانداری ساختمان مخروبه ساواک را تحویل شهرداری شهرکرد داد.[93]
در سند دیگری، اطلاعات بیشتری در این باره وجود دارد. بنابر محتوای گزارش دیگری از اداره کل یکم، کارمندان ساواک چهار محال و بختیاری به دستور رئیس آن سازمان به تهران آمده بودند. کامیار، که به بهانه بیماری همسرش به تهران آمده بود، نشانی خود را به کسی نداده و دسترسی به او مقدور نبود. پرسنل سازمان، دلیل آمدن خود به تهران را چنین اعلام کرده بودند: در شهر کرد تنها یک گروهان ژاندارمری و یک گروه ضربت مستقر است و امکان حفاظت فیزیکی از سازمان وجود ندارد.[95]
در 5 بهمن 1357، کامیار در نامهای به تیمسار ریاست ساواک، با طرح چند موضوع، خواستار خودداری از بازگشایی ساواک چهار محال و بختیاری و واگذاری اختیارات آن سازمان به ساواک اصفهان شد. این درخواست به معنی انحلال ساواک چهار محال و بختیاری بود. وی با ارائه گزارشی درباره حمله تظاهرکنندگان به مقر ساواک و تحویل اسناد و وسایل و سلاح های موجود در آن ساواک به شهربانی و شهرداری شهر کرد و مرکز توپخانه و موشکهای اصفهان، اعلام کرد که:
«شهرکرد، فاقد پادگان نظامی بوده و شهربانی و ستاد هنگ ژاندارمری آن نمیتوانند هیچگونه امکانات حفاظتی برای ساواک و پرسنل آن داشته باشند و از طرفی به علت سمپاشی، افکار عمومی در منطقه شدیداً علیه ساواک تحریک گردیده است. علیهذا استدعا دارد مقرر فرمایند در صورت تصویب از تشکیل مجدد ساواک در شهر کرد خودداری و وظایف مربوطه به سازمان اطلاعات و امنیت اصفهان محول گردد.»[96]
کارمندان ساواک چهار محال و بختیاری پس از رسیدن به تهران، طی گزارشهایی، خسارات وارده به آن سازمان را به ساواک کل کشور ارائه و همگی خود را به ادارات مربوطه در مرکز معرفی کردند. به نظر میآید این گزارشها در راستای گزارشهای کامیاب و شرح تفصیلی خسارات وارده بر ساواک چهارمحال و بختیاری بود زیرا کامیاب و دیگر کارمندان آن ساواک از بازگشت به شهرکرد هراس داشتند و تلاش میکردند مرکز را برای انصراف از بازگشایی ساواک استانی در شهرکرد، متقاعد کنند.[97]
سرهنگ محمد نوری، رئیس شهربانی استان چهارمحال و بختیاری در جلسه شورای تأمین این استان - که در 10 بهمن 1357 برگزار شد- اعلام کرد:
«با توجه به اوضاع و احوال فعلی، ساواک هیچ نوع کارآیی و بازدهی در این شهرستان کوچک نخواهد داشت و اگر نظر این است که ساواک استان مجدداً با افراد و همان پرسنل شناخته شده در این استان شروع به فعالیت کند، جز ایجاد اغتشاش و آشوب و ناامنی و حتی خطر جانی برای افراد ساواک و خانواده آنان نتیجه دیگری نخواهد داشت.»[98]
سرهنگ ستاد بهرام خرسندی، فرمانده ژاندارمری استان چهارمحال و بختیاری نیز با نظر رئیس شهربانی موافق بود. به نظر میرسید قوای انتظامی، وجود سازمان امنیت در شهرکرد را یک معضل تلقی میکردند و آرزو داشتند هر چه سریعتر از دردسرها و مصائب وجود این سازمان خلاص شوند. سالها ساواک از ژاندارمری و شهربانی برای انجام کارها و عملیات مختلف استفاده کرده و به آنها از موضعی بالاتر امر و نهی کرده بود. اکنون فرصت مناسب فرا رسیده بود تا آنها ساواک را از صحنه بیرون کرده از شرّ آن راحت شوند. ژاندارمری اعلام کرد که در ساختمان این نیرو، محلی برای استقرار و فعالیت مجدد کارمندان ساواک وجود ندارد. استانداری هم، با اعلام بینظری، خود را موافق نظر کارشناسی شهربانی و ژاندارمری نشان داد.[99]
در سراسر گیتی، تبهکاران و مجرمان حرفهای، همواره زیر نظر نهادهای قضایی و انتظامی به دقت مورد پیگرد و تعقیب قانونی قرار میگیرند. این وبلاگ، کوششی است در جهت بررسی گوشهای از این فعالیتهای مشروع و قانونی، با نگاهی ژرف و تحلیلی.