اعتراف قاتل سریالی کلاه نمدی به ویولونیست معروف ایرانی
📽 مستند «سولیست» و حرفهای هوشنگ امینی قاتل و متجاوز سریالی که گفته میشود بین سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۱ شمسی، ۶۷ نفر را به قتل رسانده است.
در این مستند فقط صداهای استفاده شده واقعی هستند و بازیگران بر روی صداهای واقعی مصاحبهها، به ایفای نقش پرداختهاند.
در واقع این تصاویر، بازسازی گفتگویی است که پرویز یاحقی و نورالدین ثابت ایمانی با هوشنگ امینی (ورامینی) داشتهاند.
نسخه کامل این مستند را میتوانید با جستجو در اینترنت پیدا و تماشا کنید.
اقای پرویز یاحقی در اوایل دهه ۴۰ برنامه رادیویی داشته است که در آن به کلانتری ها . بیمارستان ها . دادگستری و زندان می رفته است و از گوشه و کنار شهر با افراد مجرم یا آسیب دیده مصاحبه می نموده است و در پایان هم نتیجه گیری اخلاقی می کرده است که عاقبت بار کج به منزل نمی رسد یکی از این مجرمین قاتل کلاه نمدی به نام هوشنگ امینی بوده است که قاتل سریالی مذکور به جناب یاحقی و آقای بلوری که پدر حوادث ایران نامیده شده اند اعتراف می نموده است .بعدها به دلیل گرفتاری آقای یاحقی در امر موسیقی این برنامه رادیویی تعطیل می شود . برنامه در شهر شبکه تهران و گزارش پنج خراسان رضوی نمونه امروزی این گونه گزارشات می باشند .
هوشنگ امینی چگونه ۲۳نفر را در ورامین سر برید؟ همهچیز از اسفند سال ۴۱ شروع شد، وقتیکه جسد بیسر مردی در داخل چاه نعمتآباد ورامین کشف شد. با کشف جسد بیسر موضوع به مأموران اعلام شد. با حضور مأموران در محل مشخص شد جسد بیسر متعلق به مرد جوانی است که دستهایش از پشت بسته شده و قبل از جنایت نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفته و بعد از قتل جسد بی سرش به درون چاه انداخته شدهاست.
چند روز بعد جسد بیسر زن جوانی درحالیکه دستهای او هم از پشت بسته شده بود در چاههای دولتآباد پیدا شد. زن جوان نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود. آخرین جسد کشفشده نیز متعلق به جوان بلیتفروشی بود که چند روز قبل ناپدید شده بود و جسدش را یکی از کارکنان دادگاه ورامین کشف کرده بود.
این کارمند وقتیکه برای تفریح به بیرون از شهر رفته بود رد خون را میبیند و با دنبال کردن آن به دهانه چاهی میرسد و بهعلت اینکه کارمند دادگستری بود و میدانست که چند وقتی است جسدهایی از داخل چاهها و قناتها کشف میشود، موضوع را به پلیس اطلاع میدهد. با حضور مأموران جسد پسر بلیطفروش از داخل چاه خارج میشود.

خارج کردن هفت جسد از داخل چاه
مأموران در چند ماه موفق به کشف هفت جسد بیسر از داخل چاهها و قناتهای اطراف تهران بهویژه ورامین شدند. همین موضوع باعث شد تا برخیها مدعی شوند که چاهها دارای شبح است و شبح این کار را انجام میدهد.
چندی بعد مأموران پلیس ورامین در جریان سرقت دوچرخه از تهران و فروشش در ورامین قرار گرفتند. با بررسیها فردی به نام حمید شناسایی و دستگیر شد و آدرس همدستش هوشنگ را به مأموران داد. با حضور مأموران در مقابل خانه هوشنگ او از دست مأموران فرار کرد که همین موضوع شک پلیس را برانگیخت.
رد پای هوشنگ در قتلها
در بررسی سوابق پلیس مشخص شد که هوشنگ چندی قبل در بیابانهای ورامین مرد جوانی را برای تعرض به آنجا برده، اما با سر رسیدن گشت شهربانی، آنها پسر جوان را که دستش از پشت بسته شده بود از چنگال هوشنگ نجات داده و او چند وقتی را در زندان به سر میبرد.
حال که مأموران بهدنبال هوشنگ برای پرونده سرقت دوچرخه بودند به این موضوع مشکوک شدند که نکند قتلهای سریالی
جنازههای بیسر هم کار هوشنگ باشد.
بررسی پرونده شخصی هوشنگ نشان میداد او جوانی ۲۶ ساله است که همیشه کلاه نمدی به سر دارد و شاگرد راننده کامیون است. او یکی از لاتهای ورامین بوده و علاوه بر شاگرد شوفری از کاسبان ورامین زورگیری و باجگیری میکرده است.
دستگیری قاتل سریالی در صندوق خانه خواهرش
با تکمیل شدن پرونده هوشنگ و مشخص شدن او بهعنوان مظنون اصلی قتلهای جنازههای بیسر، اما هیچ اثری از او نبود تااینکه مأموران متوجه شدند او با لباس زنانه به ورامین بازگشتهاست.
تحقیقات دراینرابطه ادامه داشت تا اینکه هوشنگ در خانه خواهرش درحالیکه در یک صندق مخفی شده بود دستگیر شد.
با دستگیری هوشنگ امینی او به هفت قتل اعتراف کرد، اما مأموران که جنازههای بیشتری کشف کرده بودند تحقیقات را از او ادامه دادند تا اینکه او به دو قتل دیگر هم اعتراف کرد.
همزمان با دستگیری هوشنگ بسیاری او را قاتل کلاه نمدی یا هوشنگ ورامینی خطاب و هر روز اخبار مختلفی از اعترافات او را چاپ میکردند.

اعتراف به ۲۳ قتل
تحقیقات پلیس ادامه داشت تا اینکه هوشنگ در گفتگو با روزنامه کیهان خبر از ۱۴ قتل دیگر داد. با افزایش تعداد قربانیان هوشنگ به ۲۳ نفر، بازپرس جنایی تهران که به پرونده هوشنگ رسیدگی میکرد مدعی شد که هوشنگ خطرناکتر از اصغر قاتل است. هیچوقت زمان اولین قتل هوشنگ مشخص نشد و تعدادی از جنازهها هم هیچوقت کشف نشده و بهگفته بازپرس و خبرنگاران جنایی آن زمان، جنایتهای بسیاری از هوشنگ باقی ماند که هیچوقت رازشان فاش نشد.
قتل مستشار اقتصادی آلمان
درهمینحال در جریان رسیدگی به پرونده هوشنگ امینی تیم جنایی متوجه شد که ارنست لانگ، مستشار آلمانی که چندی قبل گم شده است، ممکن است از سوی او به قتل رسیده باشد. بههمین خاطر تحقیقات از هوشنگ برای مشخص کردن سرنوشت مستشار اقتصادی آلمان در ایران آغاز شد.
هوشنگ با اعتراف به قتل لانگ مدعی شد: او را در حال مستی در خیابانی در تهران دیدم و به بیابانهای مسگر آباد کشاندم و بعد از اینکه اموالش را دزدیدم، کشتم و جسدش را در چاه انداختم.

پایان قاتل مخوف ورامین
با تکمیل پرونده هوشنگ او نیزمانند اصغر قاتل به اعدام محکوم شد و چوبه دار در میدان توپخانه تهران برپا شد. روز اجرای حکم، هوشنگ بسیار آرام بود و خیلی خونسرد پای چوبهدار قرار گرفت و قبلاز اجرای حکمش شروع به خواندن آواز کرد.
بر اساس نوشته روزنامههای آن سالها، هوشنگ دارای صدای بسیار خوبی بود و در زمان اجرای حکم پس از خواندن بسیاری را تحت تاثیر قرار داد، اما سرانجام حکمش اجرا شد و جنازهاش بر بالای دار در میدان توپخانه ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد. زمانه ای که این گونه قتلهای وحشیانه در آن انجام شد آغاز تحولات سیاسی .فرهنگی و مذهبی بسیاری در ابتدای دهه ۴۰ شمسی بود و ۱۳ سال قبل از جلاد کلاه نمدی هم قاتل زنجیری با نام حسن اورنگی بوده است که داستان او هم در دهه ۳۰ شمسی به شرح ذیل است
حسن اورنگی؛ مخوفترین قاتل سریالی زنان در مشهد
سرباز فراری بود، اما در دهه ۳۰ شمسی به ۱۴ زن در اطراف مشهد تجاوز و آنها را به قتل رسانده بود.حسن اورنگی مخوف ترین قاتل سریالی زنان در مشهد بود.

همه چیز از زمستان سال ۱۳۲۶ در اطراف مشهد آغاز شد. در آن سال و سال بعد مأموران شهربانی در کال آباد و خرابههای اطراف شهر مشهد جسد پنج زن که با روسری خفه شده بودند را در فواصل مختلف زمانی در کشف کردند.
بررسی جنازهها نشان میداد به همه آنها تجاوز شده و سپس با قرار دادن روسری در دهانشان خفه شدهاند. بررسی بیشتر شهربانی نشان میداد تمام این زنها در اطراف شهر و حاشیه، دورهگرد بوده و شغل مناسبی نداشتند و از راه دورهگردی امرار معاش میکردند.
رسانهای شدن قتلهای حسن اورنگی
چندی بعد با افزایش قتلها در تیرماه سال ۱۳۲۸ روزنامه خراسان با انتشار خبری مدعی شد اکبر قصاب جنازهای را هنگامی که در مزرعه بیرون شهر مشغول جمعآوری کدو بوده مشاهده کرده و موضوع را از طریق کلانتری خبر داده است.

با حضور مأموران کلانتری مشخص شد این زن بیست تا بیست و پنج سال سن دارد و به وسیله دستمالی که دور گردنش پیچیده شده بود خفه شده است. با مشخص شدن هویت این زن مشخص شد او ولگرد است و همیشه در خارج دروازههای شهر مشغول ولگردی است.
کشف اجساد در بیرون شهر
چند روز یکبار اهالی مشهد در اخبار این روزنامه متوجه میشدند که زنی در بیرون از شهر خفه شده است. بررسی همه اجساد نشان میداد آنها نیمهعریان بوده و پول یا کالای قیمتی آنها بهسرقترفته است، همچنین از سوی قاتل یا قاتلان مورد تجاوز قرار گرفتهاند.
این در حالی است که بررسی جسدهای قدیمی نشان میداد ۲۶ اسفند سال ۱۳۲۶ نیز در کال حسینآباد مشهد جسد زنی پیدا شده است که او نیز با دستمال خفه شده بود. هرچند نیروهای شهربانی در اطراف مشهد میگشتند هیچ خبری از قاتل یا قاتلان نبود.

دستگیری مظنون دیوانه
چندی بعد مأموران کلانتری چهار مشهد ردپایی از فردی به نام قربان به دست آوردند. با دستگیری او تحقیقات آغاز شد و قربان زیر بار شکنجه به قتل اولین جسد کشفشده در کال آباد اعتراف کرد. بررسیهای پلیس برای کشف سایر جرایم ادامه داشت که مشخص شد قربان از رمالان معروف منطقه است. او همچنین به قتل آخرین زن که زبانش از حلقش بیرون بود و با دستمال خفهشده بود نیز اعتراف کرد.
قربان مدعی شد زنان را با گردی مخصوص کشته است، اما هرچه آزمایشات بر روی این گرد در پاستور تهران انجام شد، مشخص شد که این گرد کشنده نیست.
تحقیقات پلیس ادامه داشت تا اینکه مشخص شد مرد رمال از نظر سلامت روان، دارای مشکل بوده و مجنون است و بر اساس اوهام به قتلها اعتراف کرده است بههمین دلیل او چندی بعد آزاد شد.

آخرین جسد چند روز قبل از عید سال سی درحالیکه زبانش از دهانش بیرونزده بود و نیمی از سرش کرم انداخته و صورتش متورم شده بود در اطراف مشهد کشف شد.
قاتل مخوف زنان شناسایی و دستگیر شد
بررسیها نشان میداد جسد متعلق به زنی بنام "بیبی نوغانی" است که حدود ۲۶ سال سن دارد.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه در ایام نوروز سال ۱۳۳۰ بود که زنی به نام "گل تابان" به کلانتری مراجعه کرد و گفت: وقتی در حال خارج شدن از دروازه "بالا خیابان" بودم فردی بنام حسن از من قصد زورگیری داشت و من هیچ پولی به او ندادم. حسن مرا روی زمین انداخت و دو دستی گلویم را فشار داد و میخواست به من تجاوز کند، اما با دادوفریاد زنی به نام زهرا که در نزدیکی ما بود و به آنجا آمد و با کمک او توانستم فرار کنم.
همین سرنخ کافی بود تا مأموران کلانتری، حسن را در روز هفتم فروردین دستگیر کنند. حسن اورنگی وقتی به شهربانی منتقل شد فکر میکرد بهخاطر اینکه از سربازی فرار کرده تحت تعقیب است، اما وقتی رازش را برملا دید بالاخره به قتل اعتراف کرد و مدعی شد همدستش عباسعلی در قتلها همراه او بوده است.

اعتراف حسن اورنگی قاتل زنان مشهد به ۱۴ قتل
او در بازجوییها مدعی بود که ۱۴ زن را کشته است و همه آنها از زنان کولی و دورهگرد بودند. حسن اورنگی قاتل زنان مشهد در بازجوییها اعتراف کرد که میخواست شهر را از وجود فساد پاک کند و بههمین خاطر آنها را کشته است و این کار بهخاطر آن بوده که زنان خیابانی را از میان بردارد.
با تکمیل پرونده و اعترافات، حسن اورنگی به قصاص محکوم و غلامرضا نیز به ۱۵ سال حبس محکوم شد.

حسن که فکر نمیکرد به اعدام محکوم شود در وصیتنامهاش درخواست کرد که جسدش در بلندترین نقطه شهر دفن شود تا مردم او را همیشه به یاد بیاورند.
با اجرا شدن حکم او در ملأ عام پرونده یکی از مخوفترین قاتلان سریالی زنان در مشهد برای همیشه بسته شد و همدست او نیز پس از پایان محکومیتش و آزادی از زندان از شهر خارج میشود و دیگر کسی او را نمیبیند.
✔️ پایگاه خبری اختبار @Ekhtebar . رویداد۲۴ .جامعه ۲۴ . برترین ها . پادکست نوار زرد .
در سراسر گیتی، تبهکاران و مجرمان حرفهای، همواره زیر نظر نهادهای قضایی و انتظامی به دقت مورد پیگرد و تعقیب قانونی قرار میگیرند. این وبلاگ، کوششی است در جهت بررسی گوشهای از این فعالیتهای مشروع و قانونی، با نگاهی ژرف و تحلیلی.