گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی ،
روی تو را كاشكی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید

و تکان دادن دستت که ، مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که عجیب !‌
" عاقبت مرد "

افسوس
کاش می دیدم
من به خود می گویم : چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا ،
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟

هیچ وقت نفهمیدم بعض در گلو،چه حسی دارد....

اینکه میگویند یک بعض کوچک در گلو جا مانده یعنی چه؟

یا مثلا اینکه میشود بغض ها رو قورت داد یا حتی ترک بردارند و تکه های شکسته ی خودشان رابین اشک ها،پنهان کنند..؟

من هیچوقت نفهمیدم بعض در گلو چه حسی دارد....

چون وقتی غم به سمت من هجوم می اورد بغض هایم را قورت نمی دادم!

من همیشه بعض هایم را توی چشمهایم جا میگذاشتم....

به ان میگویم:بغض در چشم.....
‏سفر كن به هيچكس هم نگو!
‏یک رابطه عاشقانه را زندگى كن و به هیچکس هم نگو!
‏شاد زندگى كن و به هیچکس هم نگو!

آدم‌ها ‏چيزهاى قشنگ را ‏خراب می‌کنند.

#جبران_خليل_جبران .حمید مصدق و ریحانه پسندیده