میراث عمر
شعری که در زیر می خوانید خلاصه ای از زندگی دکتر حمید بهرامی احمدی عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) است که با اصطلاحات حقوقی مزین گردیده است.
میراث عمر
روزی که زندگانی ما بیست ساله بود
موضوع درس بر سر «حجب» و «کلاله» بود
لختی «لزوم شرط» و درنگی «وفای عهد»
گاهی حدیث «فسخ» و زمانی «اقاله» بود
سالی گذشت در ره «تحقیق» حال خویش
شرح و بیان «واقعه» چندین «مقاله» بود
در «حق» و «حکم» و در پی مفهوم «لا ضرر»
تفصیل فاضلانه به حد «اطاله» بود
با «داوران» منتخب از «اهل حلّ و عقد»
روزی «دفاع» «مدعی» از یک «رساله» بود
با همرهان سست عناصر مرا گذشت
«عهدی» که نانوشته به رسم «قباله» بود
چندی به پایمردی آزادگی مرا
از «محبسی» به «محبس» دیگر «احاله» بود
«پیمان» ما صداقت و در «عرف» همرهان
«پیمان» «جنگ قدرت» و برگ و نواله بود
میعاد «وعده»ها به «مرور زمان» گذشت
چیزی که ماند «دعوی» پنجاه ساله بود
حق و امید و قصه حرمان و آرزو
«میراث» عمر رفته ما لامحاله بود
پایان آنچه در دل ما ناروا نشست
در شوره زار حادثه ها «استحاله»بود
جز بذر مهر دوست نرویید و بر نداد
گویا «موات» سینه ما «بالاصاله» بود
در سراسر گیتی، تبهکاران و مجرمان حرفهای، همواره زیر نظر نهادهای قضایی و انتظامی به دقت مورد پیگرد و تعقیب قانونی قرار میگیرند. این وبلاگ، کوششی است در جهت بررسی گوشهای از این فعالیتهای مشروع و قانونی، با نگاهی ژرف و تحلیلی.