پرويز خسرواني، از رجال تأثيرگذار دربار پهلوي، در خانواده‌اي ملاك و با‌نفوذ، در سال 1301 در تهران به دنيا آمد. پدرش ميرزا محمدهاشم محلاتي مردي با‌نفوذ و ثروتمند بود و غير از پرويز چهار پسر ديگر به نام‌هاي عطاءالله، مرتضي، شهاب‌الدين و خسرو هم داشت. شهاب خسرواني در فاصله سال‌هاي 1320 تا 1332 با دكتر مصدق روابط نزديكي داشت و از چهره‌هاي سياسي مهم آن سال‌ها بود. او پس از مرگ پدرش به اداره املاك او پرداخت و توانست چندين شركت مقاطعه‌كاري را راه‌بيندازد و در سه دوره پانزدهم، شانزدهم و هفدهم از محلات به مجلس شوراي ملي برود. پس از 28 مرداد مدتي بيكار بود و بالاخره به عنوان نماينده ايران به ژنو رفت. او در بين برادرانش از همه باهوش‌تر بود و توانست زمينه ترقي را براي برادران ديگرش فراهم كند.در سال ۱۳۴۳ به ریاست ژاندارمری کل کشور رسید و بعدها در کابینه هویدا به مدت پنج سال به معاونت نخست وزیری و سرپرستی سازمان تربیت بدنی رسید و در سال ۱۳۵۱ با درجه سپهبدی بازنشسته گردید.

خسروانی علاوه بر مناصب دولتی، موسس و رئیس هیات مدیره سازمان فرهنگی ورزشی تاج (باشگاه استقلال فعلی) نیز بود. به همین لحاظ همواره با علی عبده صاحب بولینگ عبده (خیابان شریعتی فعلی) و مدیر باشگاه پرسپولیس رقابت داشت.خسرواني با دوچرخه عنايتي محمدرضا پهلوي در سال 1324 باشگاه دوچرخه سواران را راه اندازي کرد. دوچرخه سواران در سال 1328 با سرباز ادغام شدند و تاج را ساختند.
اولین بازی رسمی دوچرخه‌سواران آذر سال ۲۵ برگزار شد. اولین بازی‌شون تو لیگ تهران که سه – یک به سرباز باختن. اولین دربی مهم تاریخ ایران هم همون سال بین دوچرخه‌سواران و شاهین برگزار شد که یک – یک شد. تیم دانایی‌فر تو آخرین بازی اون رقابت‌ها که ۴ بهمن ۲۵ برگزار شد بازهم به سرباز باخت و نتونست تو اولین سال تشکیلش قهرمان بشه.عطا الله خسروانی برادر پرویز خسروانی

عطا الله خسروانی

خسروانی و دوچرخه‌سواران البته برای قهرمان شدن خیلی صبر نکردن چون تیم بسیار خوبی داشتن. پیر کارلو دروازه‌بان ایرانی – لهستانی رو داشتن که از بازمانده‌های جنگ بود. یه بازی ملی هم برای تیم ملی ایران انجام داد جلوی ترکیه. خود دانایی‌فر و پرویز عمو اغلی رو داشتن. دیگه براتون بگم پتروس باباجان رو داشتن. تو خط حمله هم محمد جاودان رو داشتن و حسن‌علی منصور. بله همون حسن‌علی منصور که دهه‌ی ۴۰ نخست‌وزیر شد و محمد بخارایی از اعضای حزب موتلفه‌ی اسلامی ترورش کرد، در ۲۴ سالگی بازیکن استقلال بود. منصور هم مثل خسروانی از خاندانی قدرتمند و نزدیک به قدرت می‌اومد و پدرش رجبعلی پیشتر سابقه نخست وزیری داشت. به همین دلیل رابطه خسروانی‌ها و خاندان منصور، بسیار نزدیک بود.

تیم فوتبال دوچرخه سواران

دوچرخه‌سواران سال ۳۰ – از راست: پیر کارلو- اصغر جدیکار -افشار -مهدی صفری -مارکاریان -سرودی -خاتمی -کوزه کنانی -؟ -؟ -مقیمی – بیوک جدیکار -محمود بیاتی -؟

حواسمون هست دیگه؟ علی دانایی‌فر هم بازی می‌کرد، هم سرمربی بود و هم عضو هیات مدیره. پرویز عمو اغلی هم عضو هیات مدیره بود. اینا اون موقع ۲۶، ۲۷ سالشون بیشتر نبود. وقتی دوچرخه‌سواران وارد فصل ۲۷-۲۶ لیگ تهران شد، خسروانی هم هم‌سن همین‌ها بود اون موقع و هنوز سروان بود.

یه نکته‌ی جالب دیگه هم اینکه کاپیتان تیم دانایی‌فر نبود. محمد جاودان کاپیتان بود که اون زمان تازه ۲۴ سالش بود. گل دوچرخه‌سواران تو فینال سال ۲۵ رو هم جاودان زد.

دوچرخه‌سواران با ترکیب خوبی وارد لیگ ۲۷-۲۶ شد. تو قهرمانی باشگاه‌های تهران نمایش خوبی نداشتن. هرچند دو بازی اولشون رو دو هیچ از دارایی و عقاب بردن اما سه تا بازی پشت سرهم اول دو هیچ به شاهین بعد چهار سه به شرق و بعد دو هیچ به دارایی قوی‌ترین تیم وقت ایران باختن و سوم شدن.

تو جام حذفی اما نمایش بسیار خوبی داشتن. شرق و توانا رو بردن، تو نیمه‌نهایی سه – یک دارایی رو شکست دادن و رسیدن به فینال. عقاب حریف دوچرخه‌سواران تو فینال اون رقابت‌ها حاضر نشد و اینطور بود که پرویز خسروانی اولین بار به جام قهرمانی یه رقابت معتبر داخلی بوسه زد.

آغاز اوج‌گیری دوچرخه‌سواران

اواخر دهه‌ی ۲۰ خورشیدی،، دوچرخه‌سواران هم رشد می‌کرد. ۱۵ فروردین ۲۸ اولین شماره‌ی مجله‌ی اختصاصی باشگاه دوچرخه‌سواران منتشر شد. رسم انتشار مجله‌ی تخصصی باشگاه رو باشگاه نیرو و راستی بنا کرده بود و خسروانی دومین مدیر ورزشی ایران بود که برای باشگاهش مجله در میاورد.

مهر همون سال باشگاه سرباز که اگر یادتون باشه گفتم تو اولین سال حضور دوچرخه‌سواران تو لیگ تهران دو بار این تیم رو شکست داد، منحل شد. این باشگاه البته بعدها دوباره سرپا شد و الان هم تو تهران فعالیت میکنه. بیشتر بازیکن‌های این تیم که خب مشخصه سرباز بودن به دلیل حضور پرویز خسروانی اومدن دوچرخه‌سواران. مهم‌ترین اسم فتح‌الله مین‌باشیان بود که قبلا تو اپیزود یک درباره‌ش صحبت کردیم. بعدها تا درجه‌ی سپهبدی رسید و بازیکن تیم ملی هم بود. مین‌باشیان که گلر بود سال 25 با سرباز قهرمان تهران شده بود.

با حضور نفراتی مثل مین‌باشیان، حسن کردستانی، محمدامیر خاتمی که بعدها ارتشبد شد و حسین سرودی، دوچرخه‌سواران تیم قوی‌تری هم شد. این آقای سرودی که تو دهه‌ی ۴۰ رییس فدراسیون فوتبال هم شد، آدم عجیبی بود. همزمان بازیکن تیم‌های ملی فوتبال و بسکتبال بود. عضو تیم ملی بسکتبال ایران بود که برای اولین بار در تاریخ و تو سال ۴۸ رفت المپیک. تو بازی‌های آسیایی ۱۹۵۱ هم بازیکن تیم ملی بسکتبال بود. فوتبالیست قابلی هم بود. روحش شاد..

دوچرخه‌سواران تیم خوبی شد اما هنوز در سطح دارایی و شاهین نبود. سال ۲۷ دارایی، قوی‌ترین تیم کشور بازهم قهرمان لیگ تهران شد و شاهین روی سکوی دوم قرار گرفت. دارایی حدفاصل ۲۰ تا ۲۷ چهار بار قهرمان لیگ تهران شد. با این توضیح که این مسابقات سال ۲۳ برگزار نشد و سال بعدش هم نیمه‌کاره موند.

تیمسار خسروانی و خرید دوچرخه‌سواران

سال ۲۸ پرویز خسروانی، امتیاز باشگاه رو از بقیه‌ی موسسین خرید. حواسمون باشه که خسروانی در این مقطع در ارتش مشغول بود و اول بحث هم گفتیم که پدرش میرزا هاشم از شبه‌فئودال‌های بسیار ثروتمند محلات بود. در واقع خانواده‌ی خسروانی از راه زمین‌داری در محلات ثروت بسیار خوبی داشت. در نتیجه پرویز، مشکلی برای خرید امتیاز دوچرخه‌سواران نداشت.

بعد از خرید باشگاه، خسروانی ترکیب هیات مدیره رو به کل تغییر داد. پرویز شیخان یکی از دوستان نزدیک خسروانی در ارتش که خودش سروان بود، پرویز عمواغلی که درباره‌ش صحبت کردیم، منوچهر اسعدی و از همه مهم‌تر اسدالله علم وزیر کشاورزی دولت محمد مساعد، اعضای هیات مدیره‌ی جدید بودن. علم رییس هیات مدیره شد؛ درحالی که از مقربین گل‌درشت دربار بود. اسدالله علم که از خانواده‌ی کهن علم در جنوب خراسان و شهر بیرجند بود، وقتی فقط ۲۷ سال داشت به واسطه‌ی آشنایی احمد قوام با پدرش و اینکه قوام‌السلطنه می‌دونست که میتونه سیستان و بلوچستان رو مدیریت کنه، فرماندار این استان شد. علم از خاندانی عرب و شبه‌فئودال در جنوب خراسان میاد. پدرش شوکت‌الملک علم رو میشه مهمترین بازیگر جنوب شرق ایران در دوره مشروطه تا پهلوی اول دونست که تا حد بسیاری هم آنگلوفیل بودن.

تیمسار خسروانی فرح پهلوی

نسل علم‌ها رو مربوط به خازم بن خزیمه سردار عربی میدونن که به عنوان سردارِ ابومسلم خراسانی، امویان رو شکست داد و اینطور که تو تاریخ نقل شده تو دوره منصور، دومین خلیفه بنی‌عباس تو سرکوبِ گروهی از شورشیان که در مناطق هرات تا سیستان ساکن بودن، هفتاد هزار نفر رو از دم تیغ گذروند. خاندان علم ابزاری در دست حکومت پهلوی بودن که بتونن سیستان رو مدیریت کنن و این گاهی شامل نشان دادن خشونت بسیار زیادی هم میشد.

علم از بلوچستان گزارش‌های فوق‌محرمانه‌ای درباره‌ی وضعیت سیاسی این استان بسیار مهم از لحاظ ژئوپولیتیکی میفرستاد برای شخص اول مملکت. اینطور بود که حسابی در دل شاه جا باز کرد و بعدها وزیر کشور، وزیر کشاورزی و از همه‌ی این‌ها مهم‌تر وزیر دربار شد. علم رو میشه یکی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به محمدرضا پهلوی دونست. از معدود افرادی که جزو خانواده‌ی سلطنتی نبود ولی برای سال‌ها در خصوصی‌ترین سوراخ سمبه‌های قصر آخرین شاه ایران حضور داشت. علم به قدری به شاه نزدیک بود که بیشتر از هرکس میتونست از شاه حتی در سال‌های اوج اقتدارش انتقاد کنه. در بخش‌های بسیاری از کتاب علم، در عین تصدق شاه رفتن، انتقادات شدیدی از شاه فقید مطرح می‌کنه و توضیح میده که این موارد رو در زمانی که وزیر دربار بود هم به شاه منتقل می‌کرده.

تولد باشگاه تاج

خلاصه ترکیب هیات مدیره‌ی جدید، ترکیبی ورزشی – درباری بود. علم که شد رییس هیات مدیره، پرویز خسروانی دیگه دلیلی برای حضور در قدرت اجرایی باشگاه نداشت. عمواغلی شد قائم‌مقام علم و هیات مدیره پرویز شیخان رو به‌عنوان مدیرعامل معرفی کرد.

خسروانی به واسطه‌ی نزدیکی به علم و البته برادرهای پرنفوذش که در ابتدای بحث درباره‌شون صحبت کردیم، شروع کرد به ترقی تو ارتش شاهنشاهی.

سال ۲۹ مسابقات قهرمانی تهران برگزار نشد. تابستون همون سال محمدرضا پهلوی برای شرکت تو جشن استقلال افغانستان به این کشور دعوت شد. به دلیل نزدیکی به دربار و نبود تیم ملی منسجم در اون زمان، دوچرخه‌سواران به‌عنوان نماینده‌ی ایران برای بازی دوستانه با تیم ملی افغانستان به مناسبت سالگرد استقلال این کشور، راهی سفر همراه شاه شد. این اولین حضور رسمی یک تیم فوتبال ایرانی در مسابقه‌ای خارج از کشور بود.

دوچرخه‌سواران تو اون بازی 3-2 پیروز شد. اعضای تیم بعد از پیروزی رفتن پیش شاه برای دستبوسی. پرویز شیخان تو یک مصاحبه تقریبا اخیر تعریف می‌کنه شاه اونجا پرسید چطوریه که یه تیم فوتبال اسمش دوچرخه‌سواران شده؟ براش توضیح دادن داستان رو. محمد خاتمی بازیکن تیم که گفتم بعدها تا ارتشبدی ارتش شاهنشاهی هم رفت، اومد جلو و گفت اگر اجازه بدید اسم باشگاه رو بذاریم تاج. شاه هم گفت خوبه بذارید. اینطوری بود که در برگشت به ایران هیات مدیره به اتفاق آرا تصویب کردن که باشگاه دوچرخه‌سواران، بشه سازمان ورزشی – فرهنگی تاج.

خاتم که بود؟

شاید بد نباشه بگم که این آقای خاتمی که اسم تاج رو پیشنهاد داد، سال ۳۸ با فاطمه پهلوی دختر رضا خان و خواهر شاه مستقر ازدواج کرد. این فاطمه پهلوی خودش داستان‌های عجیب زیاد داره. یک قلمش رو بخوام بگم اینکه در روز خاکسپاری رضاشاه در ایران که عزای عمومی اعلام شده بود، بدون اطلاع و موافقت دربار با یک مرد غیرمسلمان که یک روزنامه‌نگار آمریکایی بود تو فرانسه ازدواج کرد.

خاتم، خواهرزاده‌ی سید حسن امامی از روحانیون تراز اول شیعه و امام جمعه‌ی تهران برای چندین سال هم بود. تو تاریخ پهلوی این امامی بارها و بارها اسمش تکرار میشه و از افراد بسیار نزدیک به دربار بود. از جمله اینکه صیغه طلاق محمدرضا از فوزیه و صیغه عقد محمدرضا و ثریا و فرح رو جاری کرد و در گوش ولیعهد اذان گفت. خاتم سال ۵۴ تو یه حادثه‌ی هوایی با کایت کشته شد و تو مقبره‌ی رضا شاه دفنش کردن؛ مقبره‌ای که بعد از انقلاب ۵۷ به حکم خلخالی تخریب شد. ۱۷ سال هم فرمانده نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بود..

خسروانی و علم در قدم بعدی، تاج رو از اون دفتر دو اتاقه‌ی خیابون فردوسی کشیدن بیرون. با تلاش‌های وزیر کشاورزی باشگاه تاج تونست نزدیکی باغ امین‌الدوله که میشده حوالی دروازه شمرون زمینی بگیره از دولت و توش دفتر و دستک راه بندازه.

تیمسار خسروانی و هزینه‌های بزرگ برای تاج

خسروانی از بانک ملی هم یه وام گرفت و رفت سمت نظام‌آباد یه زمین خرید. تو اون زمین استادیوم دیهیم رو ساخت که الان هم شده یه مجموعه‌ی ورزشی و فعاله. سال ۳۳ از دل همین استادیوم تیم فوتبال پله که بعدها شد تیم فوتبال دیهیم متولد شد که شعبه‌ی شرق تهران باشگاه تاج بود در واقع. الان اسم این ورزشگاه رسالته و چمن مصنوعیه.

علم از سازمان برنامه و بودجه، بودجه‌ای هم برای باشگاه تاج گرفت. بودجه‌ای که میشه گفت تفاوت جدی تاج و رقبا در اون سال‌ها رو رقم زد. مثلا در مصاحبه سال 2011 با صدای آمریکا صحبت از بودجه 4 میلیون تومانی میشه که خسروانی هم تائید میکنه اما میگه باشگاه‌های دیگه هم پول میگرفتن و صداش رو در نمیاوردن. یه بخش زیادی از اون ثروت افسانه‌ای که تو بعضی منابع برای سازمان تاج نقل میشه و مثلا گفته میشه تاج به اندازه رئال مادرید ثروت داشته از همین‌جا حاصل شده و پول حکومتی بوده.

خسروانی برای باشگاه تاج، رشته‌های بسکتبال، کشتی، والیبال، وزنه‌برداری و تنیس هم راه انداخت. سال 1329 تاج در دو و میدانی، بسکتبال، بوکس و وزنه‌برداری قهرمان تهران شدن. سال 1330 به جز بیشتر این رشته‌ها، در اسکی هم قهرمان تهران شدن. در همین دهه سی در رشته‌های بسیار زیادی دیگه‌ای مثل کشتی فرنگی و آزاد، والیبال، پینگ‌پونک، شنا و شیرجه، ژیمناستیک، واترپولو و کمی بعد شطرنج، تنیس و هاکی هم وارد و بارها قهرمان شدن.

باشگاه تنیس تاج هنوز هم هست تو میرداماد. اون خیابونه که میپیچی میفتی پشت چراغ قرمز سر ولیعصر یه باشگاه گنده‌ی تنیس و بقیه‌ی رشته‌ها هست که همین باشگاه تاجه.

به جز دیهیم، تاج تو سه گوشه‌ی دیگه‌ی شهر هم باشگاه‌های اقماری تاسیس کرد و خلاصه مجموعه‌ای بسیار بزرگ و در اون زمان بی‌نظیر در سطح آسیا ساخت. باشگاه‌هایی که نقش تغذیه‌کننده رو برای تاج ایفا میکردن.

دیهیم و اتهام تبانی با تاج

دیهیم که در عمل شاخه‌ی خود تاج بود، تو بسیاری از دوره‌ها تو همون سطحی که تاج حضور داشت، بازی می‌کرد. رقبا می‌گفتن خیلی از شکست‌های دیهیم جلوی تاج تو اون سال‌ها شکست‌های مصلحتی بودن.

من چک کردم و ادعای بی‌ربطی هم نیست این. دیهیم در سال‌ها متعدد بارها با تاج بازی کرد به جز یک مرتبه، همیشه باخت. جالبترینش فصل 44-45 جام باشگاه‌های تهران بود. دو هفته به پایان، پاس، دارایی، عقاب، شاهین، تاج و تهرانجوان همگی تو کورس بودن. تاج سه هفته پیاپی باخته بود و حتی یک گل نزده بود. تفاضلش هم تعریفی نداشت و +3 بود.

برای موندن تو کورس به برد نیاز داشتن اون هم با تعداد گل بالا. حالا تو اون بازی چند گل زدن به نظرتون؟ 5 گل؟ 6 گل؟ خیر. 11 گل به دیهیم زدن. علی جباری به تنهایی پنج گل زد. دیهیم اون فصل آخر شد اما سنگین‌ترین باختش جدا از این باخت، 6-0 بود. تاج بعد از اون بازی هم دو بازی دیگه کرد، یک گل هم نزد، یک باخت و یک مساوی آورد و با چهار امتیاز اختلاف از صدر پنجم شد. طی فصول دیگه هم 8-1، 5-0، 6-1 و نظیر این فراوان داشتن. جالبه که طبق تحقیق ما فقط یک بار دیهیم جلوی تاج مساوی گرفت و اونم اولین رویارویی رسمی دو تیم مربوط به 1339 بود. 1-1 کردن تو مرحله مقدماتی. تو دور نهایی همون سال، شکست‌های دیهیم جلوی تاج شروع شد.

بانوان تاج آبادان

تاج اهواز و تاج آبادان دو مورد دیگه از تیم‌های اقماری مهم تاج بودن. وقتی لیگ تخت جمشید شروع شد، خسروانی خیلی دوست داشت این دو تیم هم به این مسابقات بیان. حتی تاج اهواز سال 51 مجوز حضور تو لیگ تخت جمشید رو به دست آورد. اما قوانین لیگ تخت جمشید به شکل بهتری نوشته شده بود و این اجازه رو نمیداد که تیم‌های همخانواده تو یک لیگ باشن. به همین دلیل تا دوره‌ای که لیگ تخت جمشید برگزار میشد، مسابقات داغی تو دسته دوم بین تاج اهواز و آبادان برگزار میشد. این باشگاه‌ها به عنوان تغذیه‌کننده تاج تهران هم عمل می‌کردن. مثلا برادران مظلومی از تاج آبادان راهی تاج شدن.

جز اون دو تیم مطرح‌تر، تاج رشت، تاج مسجدسلیمان، تبریز، خرم‌آباد، رشت، شیراز، گنبد کاووس و همدان بقیه تیم‌های تاج بودن. طی مصاحبه‌ای مربوط به آخرین سال‌های حیات خسروانی که صدای آمریکا انجام داد، مطرح میشه که سازمان تاج 66 باشگاه در داخل و دو باشگاه هم در ترکیه و قطر داشت. مثلا طی یک جام دوستانه مربوط به سال 1349، 9 تیم با اسم تاج تو مسابقات حضور داشتن. یا سال 52 یک چهارجانبه در فروین 52 در اهواز به اسم جام عَلم برگزار شد که چهار تیم تاج توش حضور داشتن و در حضور تاج تهران، تاج آبادان قهرمان شد.

خسروانی با کمک دوستان علم در وزارت فرهنگ، کتابخونه‌ی بزرگی هم در سازمان تاج ساخت که بعدها اثری ازش باقی نموند.

درخشش ورزشکاران تاج

اسفند سال ۲۹، کاروان ورزشی ایران درحالی برای اولین بار راهی بازی‌های آسیایی شد که ۱۹ نفر از ۶۴ نفر اعزامی عضو سازمان تاج بودن. در تیم فوتبال پرویز کوزه‌کنانی، ژرژ مارکاریان و حسین سرودی مهم‌ترین تاجی‌ها بودن. محمد خاتمی هم که گفتم بازیکن تیم فوتبال تاج بود اما عضو تیم ملی بسکتبال بود تو این رقابت‌ها. فوتبال تو فینال به هند باخت و نقره گرفت. بسکتبال هم برنز گرفت. در مجموع کاروان ایران ۸ طلا، ۶ نقره و دو برنز گرفت که عملکرد خوبی بود.

سال ۳۰ لیگ تهران برگزار شد و اولین بار تاج و شاهین روبروی هم قرار گرفتن. دارایی که تا قبل از این قدرت اول بود تضعیف شده بود و این فرصتی بود تا این دو تیم خودشون رو از رقیب بزرگشون جدا کنن.

تاج و شاهین به فینال اون بازی‌ها رسیدن و این شاهین بود که با برد دو – یک قهرمان تهران شد.

سال ۳۱، سال درخشش سازمان تاج بود. تیم‌های بسکتبال و وزنه‌برداری این سازمان قهرمان تهران شدن و تیم فوتبالش هم قهرمان لیگ تهران شد. علی دانایی‌فر، پیر کارلو، محمود بیاتی، محمد خاتمی، ژرژ مارکاریان، بیوک جدی‌کار و پرویز کوزه‌کنانی مهم‌ترین بازیکن‌های تاج تو اون رقابت‌ها بودن.

سال ۳۱، برای شخص خسروانی هم سال بسیار مهمی بود؛ سالی که در اون پرویز خسروانی نقش بسیار پررنگی در معادلات سیاسی مملکت ایفا کرد.

تغییر نسل باشگاه تاج

دو ماه بعد از ۲۸ مرداد ۳۲ علی دانایی‌فر مهم‌ترین چهره‌ی بخش فوتبال سازمان تاج با خسروانی به اختلاف خورد و از این تیم رفت تیم نادر. اصغر و بیوک جدی‌کار و پرویز کوزه‌کنانی هم همراه دانایی‌فر جدا شدن. یک سال بعد هم چند نفر دیگه رفتن تیم شعاع و تاج از قدرت اول تهران به تیم چهارم رقابت‌های اون سال تبدیل کرد.

سال بعدش دانایی‌فر و بازیکن‌های قهر کرده برگشتن اما اوضاع بدتر از قبل شد. در جریان یکی از سفرهای برون‌مرزی تیم ملی، دانایی‌فر با مدیر تیم ملی دعواش شد و همه‌ی بازیکن‌های تاج که ۱۳ نفر بودن قبل از خروج تیم به سمت عراق، به تهران برگشتن. همه‌ی این بازیکن‌ها سه ماه از حضور تو رقابت‌ها محروم شدن.

تاج از سال ۳۷ دوباره به یکی از قدرت‌های جدی تبدیل شد و تا سال ۴۲ همراه شاهین جزو مدعی‌های همیشگی بود. تیم‌های بسکتبال و والیبال تاج هم تو این مقطع قدرت‌های اول کشور بودن.

همزمان با بحران‌سیاسی ۱۵ خرداد ۴۲ که پرویز خسروانی در متنشون قرار داشت، تیم فوتبال تاج هم وارد بحران ورزشی شد. خاطر شریفتون باشه تو اپیزود حشمت تعریف کردم که سال ۴۲ تیم شهربانی شد پاس و سازماندهی شد. این تیم که نظامی بود، دستور گرفت که بازیکن‌های شاغل در سیستم نظامی رو جذب کنه. اینطوری بود که چندتا از مهم‌ترین بازیکن‌های تاج شامل حشمت مهاجرانی، حسن حبیبی، محمد رنجبر و اصغر شرفی برن پاس.

همزمان محمود و محمد بیاتی و پرویز کوزه‌کنانی هم بازنشست شدن و اینطوری شد که تاج ناگهان از یک تیم پرستاره تبدیل شد به یک تیم معمولی.

تو این شرایط تاج از رقابت برای قهرمانی دور شد. پاس که با اون ستاره‌ها قدرت گرفته بود و دارایی که بعد از دوره‌ای ضعف دوباره اوج گرفته بود، بهترین تیم‌ها بودن. شاهین و تاج هم بد نبودن اما از رقبا یه مقدار عقب بودن.

اوضاع تا سال ۴۶ معمولی بود تا اینکه یکی از مهم‌ترین بحران‌های تاریخ ورزش ایران رقم خورد. خسروانی با خاتم و سرودی دو تا دیگه از اعضای موسس دوچرخه‌سواران که نظامی هم بودن به اختلاف خورد. این دو نفر هم از تاج جدا شدن. خاتم با کمک چند نفر از دوستان دیگش تیم دارایی رو تاسیس کرد و قطب جدیدی تو فوتبال ایران ساخت. سرودی هم شد رییس فدراسیون. این، آغاز جنگ بزرگی بود.

انحلال شاهین

اون سال دارایی و شاهین برای قهرمانی رقابت می‌کردن. شاهین صدر بود که در جریان بازیش جلوی تهران‌جوان، خواجه‌نوری مدیرعامل باشگاه سر اینکه یکی از بازیکن‌های حریف بازی قبل اخراج شده بوده و محرومه با رییس فدراسیون دعواش میشه.

این دعوا در نهایت به ابطال پروانه‌ی هر دو تیم ختم شد. خیلی‌ها دلیل این انحلال رو خسروانی معرفی کردن اما بررسی‌ها و تحقیقات چندین ماهه‌ ما رو به این نتیجه رسوند که خسروانی و تاج پشت ماجرا نبودن اما اگه بگید خسروانی میتونست جلوی ماجرا رو بگیره یا در دل موافق حذف یه رقیب مهم بود، ما نمیتونیم با قطعیت این ادعاها رو رد کنیم. انحلال شاهین اتفاق بزرگی بود. بعدا حتما در اوتسایدرز بیشتر بهش خواهیم پرداخت.

بازگشت تاج به مسیر قهرمانی

همین سال تاج بعد از ۷ سال، دوباره قهرمان تهران شد. یک سال بعد اولین دربی جنجالی تاریخ بین تاج و پرسپولیس برگزار شد که با سیلی عزیز اصلی به داور مسابقه، در نهایت نیمه‌کاره موند و سه هیچ به نفع تاج شد.

آخر اون سال علی دانایی‌فر مهم‌ترین چهره‌ی فوتبالی سازمان تاج بازنشسته شد و زدراکو رایکوف که دو سال بود مربی تیم‌های ملی جوانان و بزرگسالان ایران بود، سرمربی تاج شد.

رایکوف مربی بسیار بزرگی بود و تیم قدرتمندی ساخت. اونقدر قدرتمند که فقط یک سال بعد از حضورش و در سال ۴۹ تاج با برد دو – یک مقابل هاپوئل اسراییل برای اولین بار در تاریخ، ایران، قهرمان باشگاه‌های آسیا شد.

بعد از این قهرمانی تاج در اولین دوره‌ی لیگ سراسری هم قهرمان شد و سال ۵۰ به مقام سوم آسیا رسید. یکی از مهم‌ترین بازیکن‌هایی که با تاج روی سکوی سوم آسیا ایستاد، پرویز قلیچ‌خانی بود. سردار قلیچ که تو اپیزود یک به تفصیل درباره‌ش صحبت کردیم، اون سال‌ها در اوج بود و بهترین بازیکن آسیا به حساب میومد.

زدراکو رایکوف

زدراکو رایکوف

سه سال قبل از این قهرمانی، قلیچ‌خانی یکی از مهم‌ترین گل‌های تاریخ فوتبال ایران رو تو فینال جام ملت‌های ۴۷ به اسراییل زد و اولین قهرمانی از هت‌تریک بی‌نظیر قهرمانی ایران تو آسیا ثبت شد.

عرض کردم که سال ۵۲ برای سازمان تاج هم سال پرحاشیه‌ای بود. ۱۶ شهریور ۵۲ تاج تو دربی ۱۳ با نتیجه‌ی عجیب شش – صفر به پرسپولیس باخت. خسروانی که حسابی کله‌ش از این شکست عجیب خراب بود چند نفر از بازیکن‌های تیم رو متهم کرد به کم‌کاری که در راسشون جواد الله‌وردی دفاع چپ تیم بود. اوضاع جوری شد که رضایتنامه‌ی الله‌وردی رو دادن بهش و گفتن بفرما. الله‌وردی هم رفت پرسپولیس.

دهه‌ی ۵۰ خورشیدی، خسروانی نقش کم‌رنگی در تاج داشت. یکی از دلایل مهمش تنش شدید در جامعه و نقش پررنگ خسروانی در سیستم نظامی امنیتی بود. تاج در دهه‌ی ۵۰ خورشیدی در بالاترین سطح فوتبال و بسکتبال و والیبال حضور داشت؛ درست مثل خسروانی که در بالاترین سطح سیاسی – نظامی بود.

حدفاصل سال‌های ۵۲ تا ۵۷ خسروانی در متن تمام اتفاقات مهم ایران بود. نقش خسروانی به قدری مهم بود که براساس اسناد دربار، سال ۵۷ هر ۱۵ روز یک بار در جلسه‌ای خصوصی با شخص شاه شرکت می‌کرد و گزارش امور میداد.

در یکی از روزهای دی ۵۷ خسروانی که بهش خبر رسیده بود شاه میخواد از ایران بره، رفت پیشش.خسروانی به شاه میگه چرا ۸ ماهه ارتش بدون گلوله‌ی جنگی و با ابزاری که نمی‌تونه ازشون استفاده‌ی نظامی کنه تو خیابون‌هاست.وقف شدن اموال تاج در سال ۴۷ باعث شد که بعد از انقلاب امکان انحلالش نباشه. اسمش رو گذاشتن استقلال و دادنش به سازمان ورزش. الان که من دارم این اپیزود رو ضبط می‌کنم، دولت برای هزارمین بار گفته می‌خواد استقلال و پرسپولیس رو بده بخش خصوصی. بد نیست بدونیم که به خاطر تصمیم تیمسار خسروانی در وقف تاج، این کار از نظر شرعی و قانونی امکان‌پذیر نیست.پرویز خسروانی‌زاده برای چهار دهه در اروپا به زندگی ادامه داد. زندگی‌ای که بیشتر به مرور خاطرات گذشته با خبرنگاران رسانه‌های فارسی‌زبان گذشت. خسروانی در این مدت خیلی کم در متن اتفاق‌ها و مسائل روز به‌خصوص مسائل سیاسی قرار گرفت.تیمسار پرویز خسروانی‌زاده روز ۱۸ مرداد سال ۹۴ در سن ۹۲ سالگی در لندن انگلیس از دنیا رفت.برگرفته از اوت اسپایدر ' جوان آنلاین و'''''

تیم فوتبال تاج در دهه ۳۰